عباس میرزایی نوکابادی

عباس میرزایی نوکابادی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

بررسی و تحلیل نظریه اخلاقی سید مرتضی علم الهدی در پرتو مبانی کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
سید مرتضی علم الهدی (355 436 ق) به عنوان یکی از برجسته ترین متکلمان شیعه، دارای نظریه اخلاقی مبتنی بر مبانی عقلی، حسن و قبح ذاتی، و آزادی اراده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر آثار کلامی ایشان، به بررسی ابعاد مختلف نظریه اخلاقی او می پردازد. یافته ها نشان می دهد که سید مرتضی براساس دیدگاه جسم انگارانه خود درباره انسان، نظریه ای ارائه می دهد که در آن عقل به عنوان مهم ترین منبع معرفت اخلاقی محسوب می شود. وی با تأکید بر امر بین الأمرین و آزادی اراده انسان، مسئولیت اخلاقی را مبتنی بر اختیار می داند و ارزش های اخلاقی را ذاتی و عینی تلقی می کند. در نتیجه نظریه اخلاقی سید مرتضی تأثیر عمیقی بر تکوین مکتب عقل گرایی اخلاقی در تشیع داشته و راه گشای بسیاری از مباحث اخلاقی متأخر بوده است. این نظریه با ترکیب متعادل عقل و نقل، چهارچوب نظری محکمی برای تحلیل مسائل اخلاقی فراهم می کند.
۲.

بازخوانی شخصیت مختار در اندیشه امام سجاد(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۶
در طول تاریخ تشیع، درباره مناسبات مختار ثقفی و امام سجاد (ع) بحث ها و دیدگاه های مختلفی مطرح شده است. تلقی عمومی بر این است که امام سجاد (ع) نگاه مثبتی به مختار داشته و او را به عنوان خونخواه امام حسین (ع) می ستایند. پیروان این دیدگاه، شواهدی که مخالف این نظر است را نادیده می گیرند و با استناد به برخی روایات، تصویری مثبت از رابطه این دو شخصیت ترسیم می کنند.اما بررسی های تاریخی نشان می دهد که این دیدگاه، تنها بخشی از ماجراست. این مقاله به دنبال بررسی دقیق و تطبیقی این مناسبات است و تلاش می کند تا به این سوال پاسخ دهد که جزئیات روابط بین مختار ثقفی و امام سجاد (ع) چگونه بوده است. مدعای این پژوهش این است که الگوی غالب در مواجهه امام سجاد (ع) با مختار ثقفی، منفی بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که امام سجاد (ع) پس از تشکیل حکومت توسط مختار، موضع گیری های منفی نسبت به وی داشته و آشکارا با او مخالفت می کرده است. تنها در مسئله خونخواهی امام حسین (ع) است که حضرت موضعی مثبت نسبت به مختار ابراز داشته اند.
۳.

رویکردهای نوسلفیه در انکار دلالت های حدیث ثقلین بر امامت و عصمت اهل بیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
حدیث ثقلین به عنوان یکی از مهم ترین و معتبرترین روایات اسلامی، بر امامت و عصمت اهل بیت (ع) دلالت صریحی دارد. این پژوهش با هدف بررسی رویکرد نوسلفیان اهل سنت در مواجهه با این حدیث انجام شده است. این جریان فکری که از قرن بیستم میلادی با محمد عبده (م. ۱۳۲۳ق) آغاز شده، تلاش کرده است تا با تفاسیر خاص و هدفمند، دلالت حدیث ثقلین بر جایگاه امامت اهل بیت (ع) را نفی کند. به همین دلیل، مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که نوسلفیان اهل سنت، چه مواجهه ای با حدیث ثقلین داشته اند؟ این پژوهش با روش تحلیل متن حدیث و با تمرکز بر آثار سه تن از شخصیت های برجسته نوسلفی، یعنی رشیدرضا (م. ۱۳۵۴ ق)، جمال الدین قاسمی (م . ۱۳۳۲ ق) و محمد ناصر البانی (م. ۱۴۲۰ ق)، انجام شده است. فرضیه این تحقیق آن است که نوسلفیان با بهره گیری از روش های تفسیری و گزینشی، تلاش می کنند تا معنای حدیث ثقلین را به گونه ای تعبیر کنند که با باور شیعه در مورد امامت و عصمت اهل بیت (ع) مغایرت داشته باشد. نتایج این بررسی نشان می دهد که نوسلفیان به جای انکار یا تحریف لفظی حدیث، رویکردی تفسیری را در پیش گرفته اند که به محدود کردن مصادیق و دلالت های آن می انجامد. این رویکرد به ویژه در انکار جایگاه مرجعیت علمی و عصمت اهل بیت (ع) نمایان می شود و به نوعی به تضعیف جایگاه ایشان در برابر قرآن منجر می گردد. بررسی دیدگاه های این سه شخصیت، ضمن روشن ساختن روش های مواجهه نوسلفیان با احادیث، به درک عمیق تر مبانی اعتقادی آنان و تقویت مبانی اعتقادی شیعه کمک می کند.
۴.

Materialistische Neigungen hinsichtlich des Wesens des Menschen in der Geschichte des schiitischen Denkens und ihre Verbindungen zur Mu'tazila von Baṣra(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۱۳۷
Es wird oft angenommen, dass die Imamiyah und die Mu'tazila, bekannt als "al-'adlyyah", von Anfang an in ihrer theologischen Entwicklung eng zusammengearbeitet haben. Abgesehen von Fragen des Imamat und der Wilayah soll es kaum Unterschiede zwischen ihren theologischen Ansichten geben. Historische Untersuchungen zeigen jedoch, dass diese beiden Gruppen bis zum vierten Jahrhundert ernsthafte Unterschiede sowohl inhaltlich als auch methodisch aufwiesen. Ab dem vierten Jahrhundert näherten sie sich jedoch einander an, insbesondere durch die Imamiyah-Theologieschule in Bagdad. Diese Annäherung setzte sich bis ins achte Jahrhundert fort, wobei bedeutende Einflüsse zwischen beiden Denkrichtungen sichtbar wurden. Der Artikel untersucht die "Anthropologie" von der Bagdad-Schule im vierten Jahrhundert bis zur Ḥillah-Schule im achten Jahrhundert. Die zentrale Frage ist, wie sich die schiitischen und mu'tazilitischen Ansichten zur menschlichen Wahrheit in dieser Zeit beeinflussten. Es wird angenommen, dass das schiitische Denken stark von den mu'tazilitischen Rationalisten geprägt wurde. Analysen zeigen, dass die schiitischen Theologen in Bagdad von Abu al-Huḏayl und die Hillah-Gelehrten von Abu al-Husayn al-Baṣrī beeinflusst wurden. Das Konzept der menschlichen Wahrheit entwickelte sich von einer materialistischen Perspektive, basierend auf Abu al-Huḏayls Theorie im fünften Jahrhundert, zu einer anderen materialistischen Perspektive, basierend auf Abu al-Husayn al-Baṣrīs Theorie im siebten und achten Jahrhundert.
۵.

رهبری در کیسانیان نخستین: تقابلات ابن حنفیه با مختار ثقفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۲۲۶
مختار ثقفی از شخصیت های مؤثر در شکل گیری کیسانیان و محمد بن حنفیه اولین رهبر دینی این گروه بود. تلقی عمومی فرقه شناسی و همچنین پاره ای از گزارش های تاریخی، حکایت از این دارد که مناسبات ابن حنفیه و مختار بر پایه همکاری بوده است؛ در حالی که بر اساس بررسی های تاریخی چنین مناسباتی از رابطه این دو تأیید نمی شود. مقاله حاضر به این سوال پاسخ می دهد که مناسبات محمد بن حنفیه با مختار ثقفی چگونه بوده است؟ به نظر می رسد رویکرد محمد بن حنفیه در ابتدا همراهی اجمالی با مختار بود ولی در ادامه، تقابلات قابل توجهی میان ابن حنفیه و مختار شکل گرفت. بررسی های اسنادی و تاریخی نشان می دهد که محمد بن حنفیه پس از شکل گیری حکومت مختار، نسبت به آن رویکرد انتقادی داشت و دست از حمایت مختار برداشته بود. او حتی پس از مرگ مختار نیز موضع منفی خود را آشکارا مطرح کرده است.
۶.

تشیع و جریان هایِ فکریِ تأثیر پذیرفته آن در ریِ عصرِ غیبتِ صغری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۵۲
تشیع و جریان های فکری وابسته به آن در ری در عصر غیبت صغری از موضوعات مهم تاریخ تشیع است. زمانی که رهبریِ دینی شیعیان متنوع و پراکنده شده بود، ری مرکز فکری شیعیان و از مهمترین مراکز فرهنگی سرزمین های شرقی جهان اسلام به شمار می رفت. پرسش اصلی مقاله این است که در دوران غیبت صغری وضعیت تشیع از نظر گسترش و تنوع جریان های فکری آن چگونه بود؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که عصر غیبت صغری نقطه عطفی در گسترش تشیع بود. در نیمه دوم سده سوم دو جریان فکری حدیثی و کلامی شیعی ظهور پیدا کرد که هر دو متأثر از فضای فکری جریان های مخالف بود. حکومت ابوالحسن مادرانی در ری موجب حضور عالمان شیعی و گسترش تشیع شده بود. فعالیت های محدثین شیعی موجب قدرت گیری نصگرایی در ری شد. رشد کیفی تشیع در ری منحصر به نصگرایان نبود و هم زمان به سبب عالمان عقلگرا سبب شکل گیری اندیشه های کلامی و تبیین تئوری غیبت امام(ع) شده بود.
۷.

ارزش داوری های تاریخیِ ناهمگن درباره اصحاب امام خاص امام سجاد(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۴۰۹
روایت ها و گزارش های گوناگونی درباره اصحاب خاصِ امام سجاد(ع) در منابع حدیثی و رجالی امامیان نقل شده است. برخی برپایه این گزارش ها جایگاه و مقامات خاصی برای این گروه از اصحاب در تاریخ حدیث امامیه لحاظ کرده اند. پرسشِ مطرح این است که به واقع چه میزان از این گزارش ها با واقعیت های تاریخی همراه است و این که آیا در صورت راستی آزمایی با دیگر گزاره های معرفتی می توان این ویژگی های متمایزکننده خاص را اثبات کرد؟ براساس گزارش های موجود، به نظر می رسد می توان در تطابقِ تاریخی و درستی این گزارش ها تردید کرد چراکه داده های تاریخی با محتوای این گزارش ها همراهی آشکاری ندارد. از این رو با مطالعه کتابخانه ای و استناد به منابع گوناگون سنی و شیعی به بررسی تعاملات این دسته از اصحاب با امام سجاد(ع) و جایگاه حدیثی آنان در مجامع روایی امامیه پرداخته شده و نشان داده شده است که این طیف از اخبار نمی تواند به تنهایی دلیلی بر وثاقت و جایگاه منحصربه فرد آنان در تاریخ اندیشه امامیه قرار گیرد.
۸.

تاثیر منابع تاریخی اهل سنت در مطالعات سیره شناسی ائمه؛ (مطالعه موردی سیره امام سجادع و تاریخ مدینه دمشق ابن عساکر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره اهل بیت(ع)
  3. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ نگاری
تعداد بازدید : ۱۳۳۷ تعداد دانلود : ۷۷۹
توجه به منابع تاریخی در مطالعات سیره شناسی از اهمیت بسزایی برخوردار است. منابعی که جایگاه کمتری در حوزه تولید میراث مکتوب میان شیعیان را به خود اختصاص داده است. در مقابل اهل سنت، نسبت به نگارش متون تاریخی توجه جدی تری از خود نشان داده اند. هم از این روست که به نظر می رسید برای فهم و تبیین تاریخ تشیع و اهل بیت توجه به این طیف از منابع سنی امری ضرور است. حال این سوال شایسته پاسخ است که برای فهم تاریخی اهل بیت رجوع به دادهای تاریخی اهل سنت چه جایگاهی دارد؟ در این نوشتار این فرضیه دنبال می شود که به نظر می رسد منابع تاریخی اهل سنت تاثیر معناداری در مطالعات سیره شناسی ائمه دارد. از همین روی تاریخ و سیره امام سجادع بر اساس کتاب تاریخ مدینه مدینه دمشق ابن عساکر(م.571ق.) با سه منبع امامی، یعنی الارشاد شیخ مفید(م.413ق.)، الخرائج قطب راوندی(م.573ق.) و مناقب آل ابی طالب ابن شهرآشوب(م.588ق.) مورد مطالعه قرار گرفته تا این فرضیه مورد راست آزمایی قرار گیرد. از این رو با بررسی مقایسه ای میان مقدار اطلاعات ارائه شده میان این سه منبع امامی و یک منبع سنی درباره امام سجادع، نشان داده شده که اختلاف قابل توجهی میان حجمِ کمی و محتوایی اطلاعات ارائه شده آن ها وجود دارد بگونه ای که عدم توجه به آن ها آشکارا در نتایج پژوهش می تواند اثرگذار باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان