۱.
این پژوهش به تحلیل انتقادی ماهیت دیالکتیکی هوش مصنوعی در تربیت اخلاقی می پردازد و تعارض بنیادین میان «منطق ابزاریِ فناوری» و «منطق اخلاقیِ تربیت» را صورت بندی می کند. این تحقیق کیفی با روش تحلیل مفهومی و بصورت نظام مند، ضمن ظرفیت سنجی فرصت ها و چالش های این حوزه، به این پرسش کلیدی پاسخ می دهد که چگونه می توان از این تعارض در چهارچوب ارزشی اسلامی ایرانی برون رفت. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی در عین ایجاد ظرفیت های بی بدیل برای شخصی سازی تجربه اخلاقی، با تهدیدهای ماهوی نظیر سوگیری الگوریتمی، فرسایش ارتباط انسانی و تضعیف عاملیت اخلاقی همراه است. برای برون رفت از چالش های مذکور، چهارچوبی «ظرفیت ساز و مسئولیت محور» که بر اصولی چون حاکمیت انسان بر فناوری، مسئولیت پذیری نهایی مربی و ترکیب نظارت انسانی با تحلیل الگوریتمی پیشنهاد می شود. نتیجه نهایی بر ضرورت تدوین یک سیاست نامه ملی مبتنی بر سه گانه «انسان اخلاق فناوری» تأکید می ورزد تا هوش مصنوعی به فرصتی برای تعالی اخلاقی نسل آینده بدل گردد.
۲.
با وجود جایگاه محوری صبر در متون اسلامی، ادبیات موجود فاقد چهارچوبی منسجم برای تبیین نظام مند روابطِ مفاهیمِ مرتبط با این فضیلت است. پژوهش حاضر با هدف رفع این خلأ، به طراحی و اعتبارسنجی مدل مفهومی «صبر فضیلت مندانه» مبتنی بر آیات و روایات معتبر پرداخت. این مطالعه به روش آمیخته و از نوع طرح متوالی اکتشافی اجرا شد؛ در مرحله کیفی، با تحلیل محتوا و کدگذاری داده بنیادِ مستندات منتخب، مدل اولیه تدوین و در مرحله کمی، روایی محتوایی آن از طریق روش دلفی و شاخص CVI اعتبارسنجی گردید. یافته ها مدل سه بخشی «صبر فضیلت مندانه» را فرایندی فعال و معرفت بنیان معرفی می کند که بر پیشایندهای «عقل»، «اعتقاد به معارف توحیدی» و «تسلیم و عبودیت» استوار است. این فرایند پویای درون زا، با «التفات به معارف توحیدی» و «قصد راسخ الهی» آغاز، با «مدیریت هیجانات» و «شکیبایی» تداوم، در «استقامت» عملیاتی و با «انتظار گشایش» تکمیل می گردد. پیامد اصلی این فرایند، «تعالی و رشد وجودی» است که به «گشایش دنیوی و پاداش اخروی» می انجامد. در نتیجه، صبر در اندیشه اسلامی نه فضیلتی منفعل، بلکه فرایندی فعال و چندوجهی است که از ادراک عقلانی توحیدی برخاسته و به تعالی وجودی و فلاح منتهی می شود.
۳.
عدالت توزیعی به معنای توزیع منابع، امکانات و خدمات به صورت عادلانه بین افراد یک جامعه است. این مسئله، همراه با معیارهای اخلاقی توزیع که منجر به تحقق عدالت توزیعی می شود، در اسلام و در حوزه اقتصاد هنجاریِ نظام های اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته و به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که معیارهای اخلاقی عدالت توزیعی مطرح شده از دیدگاه اسلام با معیارهای عدالت توزیعی در اقتصاد هنجاری چه نسبتی دارد؟ معیارهای اخلاقی عدالت توزیعی از نگاه اسلام عبارت اند از تساوی در تقسیم بر اساس حقوق عام، توزیع متناسب با تلاش افراد، توزیع متناسب با نیاز و توزیع در جهت ایجاد توازن اجتماعی. این معیارها با آنچه در مکاتب مختلف اقتصاد هنجاری، اعم از فایده گرایی، اختیارگرایی و مساوات خواهی مطرح شده است، تشابهاتی دارد، هرچند در مبانی فلسفی، غایات اخلاقی و نحوه جمع میان این معیارها تفاوت های قابل توجهی میان دیدگاه اسلامی و این مکاتب مشاهده می شود؛ ولی معیارهای عدالت توزیعی در هیچ یک از مکاتب اقتصادی با آنچه در اسلام مطرح است تطابق کامل ندارد.
۴.
پزشکان، پرستاران و دیگر تحصیل کرده های این رشته، وقتی که از تعهد مذهبی و رفتار اسلامی برخوردار باشند، برای ارائه خدمات بهتر و کسب رضایت مندی مردم، کارآیی بهتری خواهند داشت. تحقق این مهم به عنوان بخشی از «اهداف دروس معارف اسلامی»، پیش بینی شده است، این تحقیق برای بررسی و پایش دیدگاه دانشجویان به این درس و تأثیر آن در دستیابی به اهداف مورد نظر طراحی شده است. این پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع هم بستگی است که به صورت مقطعی انجام شده است. در این مطالعه مقطعی 348 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی سمنان وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه سنجش نگرش مک کوچ و سیگل (۲۰۰۳) بود، مشتمل بر 35 گویه که در پنج حیطه را مورد اندازه گیری قرار می دهد. نتایج نشان داد نمره حیطه های مختلف با هم تفاوت معناداری داشت (001/0>p ). بالاترین نمره در حیطه استاد و کلاس و پایین ترین نمره در حیطه محتوا بوده است. با توجه به یافته های تحقیق می توان نتیجه گرفت که دیدگاه دانشجویان در رابطه با اساتید مطلوب بوده و رابطه خوب اساتید دستیابی به اهداف را آسان ساخته؛ اما در رابطه با محتوا رضایت کامل را جلب نکرده، و نشان دهنده این است که وضعیت خوبی نداشته و شایسته است در اصلاح آن جدیت بیشتری صورت گیرد.
۵.
سید مرتضی علم الهدی (355 436 ق) به عنوان یکی از برجسته ترین متکلمان شیعه، دارای نظریه اخلاقی مبتنی بر مبانی عقلی، حسن و قبح ذاتی، و آزادی اراده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر آثار کلامی ایشان، به بررسی ابعاد مختلف نظریه اخلاقی او می پردازد. یافته ها نشان می دهد که سید مرتضی براساس دیدگاه جسم انگارانه خود درباره انسان، نظریه ای ارائه می دهد که در آن عقل به عنوان مهم ترین منبع معرفت اخلاقی محسوب می شود. وی با تأکید بر امر بین الأمرین و آزادی اراده انسان، مسئولیت اخلاقی را مبتنی بر اختیار می داند و ارزش های اخلاقی را ذاتی و عینی تلقی می کند. در نتیجه نظریه اخلاقی سید مرتضی تأثیر عمیقی بر تکوین مکتب عقل گرایی اخلاقی در تشیع داشته و راه گشای بسیاری از مباحث اخلاقی متأخر بوده است. این نظریه با ترکیب متعادل عقل و نقل، چهارچوب نظری محکمی برای تحلیل مسائل اخلاقی فراهم می کند.
۶.
جهاد با نفس در اخلاق دینی به پیروی از عرفان و در قالب اخلاق عرفانی واژه پرکاربردی است. در بیشتر نوشته هایی که درباره اخلاق عرفانی نگاشته شده باب جدا و درازدامنی درباره این عنوان گشوده و پیرامون آن قلم فرسایی شده است. چنان که این واژه به حوزه روایات وارد گشته و فصل ممتازی را در ابواب اخلاق نقلی به خود اختصاص داده است. این پژوهش به هدف معرفی قطعات عملیات جهاد با نفس در قالب یک پیکر و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. این نوشته تلاش دارد تا مجاهده با نفس که براساس بعضی روایات با عنوان جهاد اکبر از آن یاد شده و از وزن و ارزشی بالاتر از جهاد اصغر و جنگ در میدان دشمن بیرونی برخوردار گشته است را تشریح کرده و اجزای مهم این عملیات را مورد بررسی قرار دهد؛ اینکه هدف از این پیکار چیست و به چه نتایج و غنائمی می توان رسید؟ دشمن و طرف مبارزه کدام و چنین جنگی از چه اهمیت و جایگاهی برخوردار است؟ فرماندهی و نقشه پیکار از کجا مدیریت می شود و ابزار و سلاح آن چیست؟ آیا این جهاد دائمی است یا اینکه زمان موقتی را به خود اختصاص می دهد؟ نتیجه آن پرده گشایی از روابط میان جنبه های مختلف و کالبدشکافی ساختار و ارتباط ساختمانی آنها با یکدیگر است تا به تبع علل، بافتار و پیامدهای این مبارزه روشن تر گردد.
۷.
میهن دوستی در میان ملل مختلف مطرح و حتی توانسته بسیاری از عوامل اختلاف مانند قومیت ها را تحت شعاع قرار دهد. با توجه به دغدغه اخلاقی بودن یا نبودنش و نیز رویکردهای افراطی و تفریطی در این مسئله و عدم وضوح ابعاد میهن دوستی و گره خوردن با مفاهیمی مثل ناسیونالیسم، ملی گرایی یا قوم گرایی ممکن است لوازمی غیراخلاقی داشته باشد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی استدلال های عقلی به نفع و علیه میهن دوستی با رویکرد اخلاق کاربردی پرداخته است. بدین معنا که اولاً ادله عقلیِ مخالف میهن دوستی شامل غریزی دانستن آن، اصالت دادن به هویت انسانی، تمدنی و جهان وطنی است؛ ثانیاً ادله عقلیِ موافق میهن دوستی عبارت اند از ارتقای سرمایه اجتماعی، ایجاد آرامش فردی و اجتماعی، تقویت هم بستگی ملی، اقتدار و حاکمیت ملی، و تحقق اعتدال در فرد و جامعه؛ ثالثاً پذیرش ادله عقلیِ موافق میهن دوستی، موجب رفع چالش های موجود و حل مسئله فرار مغزها و مهاجرت استادان و دانشجویان خواهد شد و عدم پذیرش آن، جامعه را با چالش های گوناگون مواجه خواهد ساخت.
۸.
مسئله اصلی این پژوهش آن است که اثرگذاری معرفت اخلاقی در فرایند تفسیر که با عنوان «کارکرد تفسیری» از آن یاد شده است بدان معناست که معرفت اخلاقی، به عنوان قرینه تفسیری آیات و روایات نقش ایفا کند. عدم اختصاص سرفصلی مستقل به این بحث سبب کاستی، عدم انسجام و پراکنده نگاری هایی در این زمینه شده است. سؤال اساسی اینجاست که «آیا می توان با احصاء مواردِ کارکرد تفسیری در سنت شیعی، آنها را به صورتی مناط محور طبقه بندی نمود و آیا این کارکردها معتبرند؟». نوشتار پیش رو با استقرای آثار فقهای شیعه و با رویکردی تحلیلی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که می توان «کارکرد تفسیری» را در سه گروه کارکردهای «تبیینی»، «محدودکننده» و «توسعه بخش» طبقه بندی نمود. در نتیجه فقها همواره این کارکردها را در چهارچوب قراردادهای مشترک زبانی به کار بسته اند؛ به همین سبب و براساس تفسیر صحیح از حجیت ظهورِ عرفی که اعتبار آن در گرو استناد به قراردادهای مشترک زبانی است، روشن می شود که این کارکردها معتبر، قابل استناد و حجت هستند.