اعتیاد به مواد مخدر یکی از دغدغه های جامعة ایرانی طی تاریخ آن محسوب می شود. پیدایش بعضی از انواع مواد مخدر و اشکالی از اعتیاد در ایران به قرون میانة تاریخ کشورمان بازمی گردد. پژوهش پیش رو به روش توصیفی تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که مصرف مواد مخدر در قرون میانة تاریخ ایران چه وضعیتی داشته است؟ یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که انواع مواد مخدر و در رأس آن تریاک و حشیش در آن دوران با کارکردهای درمانی، تفننی تفریحی، تسکین بخشی و نیز سیاسی انتقامی رواج داشت. نگرش عمومی به مواد مخدر به علت عوارض و پیامدهای نامطلوب آن در حوزه های فردی و اجتماعی منفی بود. هم چنین حکومت ها در قبال مسئلة اعتیاد، غالباً به دلایلی چون مشغله های سیاسی نظامی یا علقه های شخصی به مواد مخدر، سیاست بازدارنده ای در پیش نمی گرفتند و صرفاً دربارة سربداران و به طور گذرا از سیاست ممنوعیت استعمال مواد مخدر در این دوران اطلاعاتی در دست است.
یکی از مسائل مهم در تاریخ اسلام، تبیین میزان و چگونگی نفوذ شخصیت ها در تاریخ است. اَشراف و رجال قبیله ای، در قرن نخست هجری و تحت حمایت امیران و خلفای اموی و غلبه فرهنگ قبیله ای بر جامعه اسلامی، فرصت ظهور و عمل بیشتری یافتند و در تحولات اجتماعی و سیاسی، سهم مؤثری را ایفا کردند. در این تحقیق، به نقش و جایگاه یکی از این رجال قبیله ای پرداخته می شود. عبیدالله بن حرّ جعفی، از مشاهیر قبیله جعفی است که منابع اسلامی اطلاعات پراکنده و ناقصی را در باره او ارائه داده اند. ظهور عبیدالله جعفی، هم زمان با تحول در ساختار قدرت سیاسی و تکوین جریان های مهم فکری اسلامی بود. وی از جمله شخصیت های نظامی و اجتماعی است که در دوران اسلامی، تحت تأثیر تربیت قبیله ای و شرایط اجتماعی و سیاسی حاکم بر عراق رشد کرد و به دلیل برخورداری از موقعیت اجتماعی، مهارت نظامی و اتخاذ دیدگاه ها و مواضع متفاوت و مؤثر نسبت به جریان ها و حوادث تاریخی، مورد توجه معاصران و متون اسلامی قرار گرفت. بررسی ابعاد شخصیتی عبیدالله و میزان و چگونگی نفوذ تاریخی وی، مسئله اصلی این تحقیق است. در این نوشتار، سعی بر آن بوده تا با ارزیابی اخبار و گزارش های موجود پیرامون عبیدالله جعفی، جایگاه سیاسی و اجتماعی او در تحولات تاریخ اسلام تبیین و تحلیل گردد. روش تحقیق در این مقاله، اسنادی ، توصیفی و تحلیلی است که با استفاده از متون مختلف اسلامی انجام گرفته است. فایده این تحقیق، آن است که با ارزیابی میزان همبستگی نقش انسان با تاریخ، بخشی از مسائل مهم در تحلیل تاریخ تحولات اسلامی قرن اوّل هجری پاسخ داده خواهد شد.