مهمترین ریشه ها یا عوامل تاریخی - جامعه شناختی موثر بر ناکامی و عدم تحزب نهادمند در ایران در یک سده اخیر چه بوده اند؟ فرضیه تحقیق: دلایلی همچون درگیر شدگی شدید احزاب در جنگ قدرت، نخبه گرایانه بودن احزاب و فاصله گیری آنها از توده ها و عدم اهتمام به تربیت سیاسی و اجتماعی توده ها، رقابت غیر قاعده مند، غیر نهادمند و ستیزه جویانه احزاب، وابستگی به حکومت و قدرت های خارجی، عدم تعهد عملکردی احزاب به فرهنگ مشارکتی و حکومت اقتدارگرا مانع از تحزب نهادمند و سالم شده اند. در این تحقیق، ناکامی تحزب و عدم تحزب نهادمند به عنوان متغیر وابسته و دلایل یا عوامل تاریخی و جامعه شناختی یاد شده در فرضیه به عنوان متغیرهای مستقل تحقیق هستند. از نظریه های جامعه شناختی سیاسی مرتبط با پیش شرایط نهادی، فرهنگی و اجتماعی مرتبط با تحزب نهادمند برای تدوین فرضیه ها و پاسخ گویی به سوالات و اثبات فرضیه استفاده شده است. نتیجه کلی آن است که آن چه که در یک سده پیش دیده شده است عمدتا رقابت سیاسی و حزبی ناسالم و غیر نهادمند قدرت بنیاد بوده است و این امر، منجر به بی اعتمادی عمومی مردم به احزاب شده است.
دولت عثمانی در دوره قاجار حضور سیاسی در مشهد نداشت، ولی از زمان شروع جنگ جهانی اول که موضوع اتحاد جهان اسلام مطرح شد، طرفدارانی در مشهد یافت که ترک های قفقازی مهم ترین آنها بودند. پس از شکست عثمانی و تشکیل مجلس بزرگ ملی ترک، روابط حکومت جدید با ایران و افغانستان بیشتر شد و مشهد یکی از کانون های ارتباط این سه دولت اسلامی بود. با تأسیس کنسولگری افغانستان در اواخر دوره قاجار، ترکیه نیز شهبندری خود را در سال 1341 قمری در مشهد دایر کرد. با ورود محمد سامی بیک برای برافراشتن «بیرق ماه و ستاره» در مشهد، گام های مهمی برای جلب اتحاد جهان اسلامی برداشته شد و اقدامات عملی برای اتحاد ایران، ترکیه و افغانستان صورت گرفت و زمینه ای برای اتحاد بیشتر در دوره رضا شاه شد. عملکرد سامی بیک و واکنش دول روس و انگلیس موضوع دیگری است که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است. در این مقاله علل شکل گیری شهبندری، عملکرد یازده ماهه سامی بیک در زمینه های مختلف نظیر سخنرانی در حرم امام رضا (ع)، بازدید از مدارس، ملاقات با روزنامه نگاران، برگزاری نماز جمعه، برگزرای نماز عید فطر، شرکت در عزاداری ها، تشویق و حمایت از مخالفان سیاست انگلیس و رابطه با کنسولگری افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد.
بلوچستان که در جنوب شرقی ایران واقع شده، تاریخ و فرهنگ مشترکی با ایران داشته است. اما به دلیل شرایط جغرافیایی خشک منطقه بلوچستان در ادوار مختلف تاریخی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در دوره قاجاریه، به ویژه در دوره ناصرالدین شاه، قدرت های اروپایی برای دستیابی به هندوستان مستعمره انگلیس که هم مرز با بلوچستان بود، رقابت گسترده ای را آغاز کرده بودند. نقطه ای از بلوچستان که کنترل آن برای دولت انگلیس اهمیت استراتژیکی و ژئوپلتیکی داشت، منطقه کلات بود. با بی توجهی حکومت ایران به قسمت بلوچستان، انگلیسی ها با سیاست اسعمار ی خود توانستند خان کلات را تحت الحمایه خویش نمایند. از طرفی با ضعف دولت ایران، خان کلات که از نظر سیاسی در حاشیه قرار داشت تمایلات گریز از مرکز خود را تقویت کرد و به دنبال آن دخالت دولت انگلیس در این منطقه، گرایش جدایی طلبی خان کلات را تشدید نمود و از طرف انگلیسی ها مورد حمایت قرار گرفت. در حقیقت انگلیسی ها با راهبردهای مختلف سعی در ایجاد حریم حفاظتی برای هندوستان بودند. یکی از این راه ها بهره گیری از خان های بلوچستان و کلات بود. دیگر اینکه نباید ویژگی های مذهبی و ساختار اجتماعی ایلی و عشیره ای که بر بلوچستان حاکم بود، در جدایی قسمتی از بلوچستان ایران را نادیده گرفت. همچنین وابستگی و جدایی طلبی خان کلات نسبت به دولت ایران و انگلیسی ها را بر اساس منافعی که در این دوره عاید آن می شود ارزیابی کرد. از این منظر تقسیم بلوچستان در این دوره قابل توجیه می باشد.
آنچه در این مجموعه آمده، متن چهارده سخنرانی است از شخصیتهای علمی، فرهنگی و مذهبی.چهره و شخصیت مدرس، و نظرگاههایی درباره مشروطیت و ادبیاتش از دیدگاههای گوناگون و از نقطه نظرات مختلف مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است.با توجه به اینکه اثر حاضر بخشی از مقاله های بسیاری است که برای سمیناری تحت عنوان«مدرس و تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران»که در آذر ماه سال 1374برگزار گردید-فرستاده شده بود.بنابراین، مجموعه را باید گزیده ای از تمامی مقالات مذکور دانست، و از همین رو سخنرانی افتتاحیه، گزارش دبیر سمینار و سخنرانی اختتامیه نیز در این مجموعه برای معرفی و هدف از برگزاری این سمینار جایی را گرفته است.با معرفی برخی از مقاله های مجموعه می توان به ارزیابی مختصر و محتوایی فکری، علمی و فرهنگی این مجموعه پرداخت و پی برد.
یکی از مشکلات جدّی حکومت صفویه در روابط خارجی و حتی امور داخلی، تنش ها و جنگ های متعددش با ازبک ها در شرق بود. مشکل صفویان با ازبک ها، شاید جدّی تر از مشکل آن ها با عثمانی ها بود؛ چراکه نبرد با عثمانی ها، که دارای قرارگاه های نظامی مشخصی بودند، آسان تر از نبرد با ازبک ها بودکه به محض نزدیک شدن ارتش صفوی عقب می نشستند و جنگ های غافل گیرانه ای رقم می زدند. از سوی دیگر، به علّت استقرار پایتخت صفویه در تبریز و قزوین، دسترسی سریع به مرزهای غربی امکان پذیرتر از مرزهای شرقی بود. در هر حال، مسئله ی ازبک ها که بزرگ ترین دردسرها را برای صفویه فراهم آوردند، درخور ریشه یابی است. ریشه ی اصلی اختلافات ایران و ازبک ها در هاله ای از علل و عوامل گوناگون پنهان مانده است. بی تردید، تمایل ازبک ها به گسترش قلمرو و تحصیل سرزمین ها و مراتع جدید و آباد، علّت اصلی یورش های ازبکان به خراسان بود.
تحقیق حاضر در خصوص علل حملات ازبک ها به ایران عصرصفوی، به روش توصیقی - تحلیلی و از طریق مطالعه ی منابع اصلی تاریخ نگاری و اسنادی این دوره انجام پذیرفته است.