زمینه های اجتماعی و جریان شناسی مشروعیت یابی نادر چکیده سقوط اصفهان در سال 1135 ﻫ . ق/1722 م زمینه ساز سقوط صفویان شد. در این شرایط، افراد مختلفی تلاش کردند تا با فراهم نمودن زمینه های اجتماعی لازم، قدرت را به دست گیرند. این عده از یک سو تلاش می کردند از مشروعیت صفویه بهره ببرند و از سوی دیگر به تضعیف مشروعیت آن ها دامن می زدند. در این میان، نادر با تلاش های نظامی و سیاسی خود موفقیت بیشتری برای آماده سازی زمینه های اجتماعی به دست آورد. تلاش های نادر برای مشروعیت یابی، جریان به هم پیوسته ای بود که مهم ترین تغییر اجتماعی نیمه اول قرن دوازدهم هجری یعنی حذف صفویان را در پی داشت.بی گمان بستراجتماعی این تغییر،فعالیت های نادر در جامعه ایی بود که رنج شدیدی را در روزهای پایانی دولت صفویه ودر سال های پس از سقوط این دولت متحمل شده بود. این پژوهش از نوع مطالعات تاریخ اجتماعی و تلاشی در راستای تبیین تلاش های نادر برای تدارک زمینه های اجتماعی پادشاهی اش می باشد که به روش توصیفی- تحلیلی به این موضوع می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد هر چند نادر توانست با استفاده از موفقیت های نظامی و تشکیل شورای دشت مغان و بهره بردن از عناصر اجتماعی همراه با خود درجامعه،و حاکم کردن جریان های متعدد بر این شورا قدرت را به دست آورد اما نتوانست حکومتی پایدار تشکیل دهد، لذا اقدامات او در حد یک تغییر اجتماعی بود و تحولی در جامعه ایران به ویژه در موضوع مبانی مشروعیت حکومت ها ایجاد نکرد. .
قاضی ابوعلی المحسّن بن علی بن محمد تنوخی (384-327 ه. ق/994-938 م)، با استفاده از روش «روایت تاریخ به صورت حکایت»، فعالیت های اجتماعی مردمان روزگار خود را در چهارچوب شیوه بدیع نگارش خود در کتاب نشوار المحاضره و اخبار المذاکره یا جامع التواریخ، نقد و تحلیل کرده است. وجود انگیزه های خاص شخصی و موضوع شناسانه و نیز گزارش های ارزشمند تاریخی کتاب در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، اهمیت ویژه ای به شیوه نگارش تنوخی در این کتاب بخشیده است و مخاطب را به خود جذب می کند. مهمترین ویژگی روش شناسی تاریخی تنوخی، استفاده از روش اِسناد اخبار و به کارگیری اصطلاحاتی است که نشانگر مشاهده مستقیم و رو در روی حوادث و وقایعی است که به رشته تحریر در آمده است. از طرف دیگر تنوخی تلاش کرده است تا درباره صحت و سقم روایت های تاریخی نشوار المحاضره، تا حد امکان نظری کارشناسی ارائه کند. علاوه بر این، وجود سنت های منصب قضاوت در خاندان تنوخی و تماس او با اقشار بالا و پایین و متوسط جامعه، به روش نگارش وی رنگ واقع گرایی ویژه ای داده است که در سایر تألیفات این مورخ نیز دیده می شود. در این مقاله، با روش توصیفی و تحلیلی به تبیین این فرضیه پرداخته خواهد شد که آیا تنوخی از طریق «روایت گری تاریخ در قالب حکایت» توانسته است تاریخ اجتماعی - سیاسی دوره خود را به تصویر کشد یا خیر؟
جنبش های شیعی در دوره ی امویان و عباسیان در تحول فضای سیاسی، مذهبی و فکری جهان اسلام نقش بارزی داشتند. این جنبش ها با نقش محوری گروه های اجتماعی پدید آمده بودند و ثبات و بی ثباتی مردم نیز در پیروزی و شکست آن ها تأثیر زیادی داشته است؛ بنابراین بررسی این جنبش ها و قیام ها از دیدگاه جامعه شناختی به تحلیل چرایی و چیستی همراهی و عدم همراهی مردم با آن ها کمک شایانی می کند.
جنبش زید (79-122ق/ 698-740م) ضد امویان را می توانیم جنبشی اجتماعی- انقلابی به شمار آوریم که خواستار سرنگونی هرچه سریع تر نظام حاکم اموی بود. اگرچه این قیام براساس ایدئولوژی و اهداف ویژه طراحی شد، پس از چندی به طور ناگهانی شکست خورد. جامعه شناسان برای تحلیل جنبش های اجتماعی و انقلابی، الگوها و مراحلی را درنظر گرفته اند. ئی.گتیز، جامعه شناس مشهور، بر این باور است که بیشتر جنبش های اجتماعی چهار مرحله داشته اند؛ ازاین رو در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از دیدگاه جامعه شناسی او درمورد جنبش های اجتماعی و نیز با استناد به منابع شیعی و سنی، درپی پاسخ گویی به این پرسش هستیم که علت شکست جنبش زید و نهادی نشدن آن چه بوده است.
دستاورد پژوهش حاضر این است که جنبش انقلابی زیدبن علی به دلیل اقدامات سریع حاکمیت برای ازبین بردن بحران های سیاسی حکومت در «مرحله ی برانگیختگی» و به دنبال آن، طرح دیدگاه های شتاب زده درمورد مسئله ی امامت ازسوی زید بدون درنظر گرفتن فضای عمومی جامعه، در جذب حامیان (مرحله ی قالب ریزی) پیروز نبود و به همین دلیل با شکست روبه رو شد و به مرحله ی نهادی شدن نرسید.
یکی از پدیده های اجتماعی مهم ایران در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم مهاجرت نیروی کار به جنوب امپراتوری روسیه، بویژه باکو و مناطق پیرامونی آن بود. از سال های آغازین سده بیستم موج اعتصاب ها، درگیری های قومی و در نهایت انقلاب 1905 روسیه، منطقه قفقاز و باکو را هم درنوردید. این رویدادها بر زندگی هزاران هزار مهاجر ایرانی که در آن مناطق به شغل های مختلف و عمدتا پست، می پرداختند اثرگذار بود. پژوهش با تکیه بر منابع و اسناد مختلف به بررسی تأثیر فعالیت احزاب انقلابی روسیه و قفقاز و اعتصابات فراگیر منطقه بر ایرانیان مقیم باکو می پردازد. نتیجه بیانگر آن است که اگرچه ایرانیان در ابتدا از فعالیت های صنفی و سیاسی کناره می گرفتند اما به تدریج و به فراخور موقعیت خود، تحت تأثیر روشنفکران آزادی خواه، مطبوعات، احزاب سیاسی و جریان های انقلابی ناحیه باکو قرار گرفتند. برخی از آنها چون حیدر عمواوغلی، اسدالله غفارزاده و ... به احزاب سیاسی روسی گرایش یافتند و سرانجام گروهی از ایرانیان نخستین حزب سیاسی خود را به نام فرقه اجتماعیون عامیون پی ریزی کردند.
اصفهان به عنوان منطقه برخوردار و دارای جایگاه راهبردی در حاشیه رودخانه زاینده رود، در تاریخ ایران موقعیت ویژه ای دارد. در دوران اسلامی، اصفهان از رونق شهری درخور توجهی برخوردار بود و این مهم در التفات اقوام و جهانگشایان مختلف به این شهر مؤثر بود و البته در جای خود، یکی از عوامل رونق مذکور قلمداد می شد. با این همه، اختلافات سیاسی و مذهبی و نفاق اجتماعی حاکم بر شهر در قرن ششم قمری/دوازدهم میلادی، موجب شد تا این شهر رونق مطلوب خود را از دست بدهد. رونق نسبی مذکور نیز با ایلغار مغول در محاق فرو رفت و تا دوران صفویه رونق لازم را حاصل نکرد. نوشتار حاضر در پرتو تبیین وضع حاکم بر اصفهان و با طرح این سؤال که ایلغار مغول بر حیات اقتصادی و اجتماعی این شهر چه تأثیری گذاشت؟ زمینه های اقتصادی اجتماعی غلبه مغول بر اصفهان را بررسی می کند، تا پیامدهای هجوم و حاکمیت مغول بر این شهر را تبیین کند. نتایج پژوهش نشان می دهد ایلغار مغول گسست حیات اجتماعی و رکود معیشت شهری و کشاورزی اصفهان را درپی داشت و در فضای کالبدی و ساختاری شهری اصفهان تغییراتی ایجاد کرد.