وزارت از مهم ترین مناصب در تاریخ حکومت داری ایران بوده که در دوره اسلامی الگوبرداری از منصب وزارت در حکومت ساسانی است؛ با این تفاوت که در دوره اسلامی با افزوده شدن قوانین و احکام اسلامی، جایگاه و ویژگی هایی متناسب با حاکمیت اسلامی پیدا کرد. منصب وزارت توسط نویسندگان مختلف، از نگاه سیاسی یا مذهبی مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با توجه به دو دسته از متون شامل سیر الملوک ها و شریعت نامه ها، به بررسی منصب وزارت پرداخته و درصدد است دریابد، خاستگاه سیاسی و فرهنگی نویسندگان متون مذکور، چگونه در تبیین و تفسیر از منصب وزارت تأثیرگذار بوده است. این تحقیق نشان خواهد داد که خاستگاه سیاسی و مذهبی نویسندگان موجب گردیده تا منصب وزارت، با دو دیدگاه تجربه گرایی و آرمان گرایی تبیین و تفسیر گردد.
درپهندشت شمال مرکزی ایران ودر دشت قزوین که ایستگاه تحقیقاتی باستان شناسی دانشگاه تهران محسوب می گردد‘ تعداد کثیری سایتهای باستان شناختی ا زدوره های گوناگون وجوددارند. در عمده این سایت ها در اثر فرسایشهای طبیعی ویا شخم زدنهای متوالی مقدار قابل توجهی از بسترهای فرهنگی داخل سایت ها د رمعرض هوا قرار گرفته و دچار تخریب می گردند . در میان این آثار ‘ آثار سنگی که دارای مقاومت بیشتری هستند درهمه جای دشت بخصوص در روی سطح یا مجاورت تپه های باستانی به صورت پراکنشهایی با مقدار تنوعات گوناگون مشاهده می گردند. تجمعات ابزارهای سنگی یا بقایای آن ابزارها با مکانهای ویژه استقراری ارتباط دارند. برای یافتن مکانهای استقراری در روی پهندشتهای وسیع‘ بهترین و باصرفه ترین روش به کارگیری روشهای بررسی روشمند میدانی است . هدف اصلی این مقاله کوتاه مقدماتی ‘ بیان توانایی ها و محدودیت های اینگونه روشهاست که در شناخت و مکان یابی استقرارهای نو سنگی منطقه بکار گرفته شده است.
فرقة اسماعیلیة نزاری به رهبری حسن صباح بنیادگذار ترور در معنی کلاسیک آن است. در تاریخ ایران دهه های میانه دیده نشده که جریانی، از ترور همچون حربه ای راهبردی و هم زمان ساز و کاری دفاعی، به شکلی کاملاً سازمان مند در جهت نیل به اهداف خود بهره گیرد. در این پژوهش ترور در فرقه اسماعیلیه با رهیافت کیفی و بر اساس شواهد تاریخی بررسی و با تکیه بر استدلال استقرایی، به تحلیل جامعه شناختی عوامل مؤثر بر عملکرد این جریان بررسی و شرایط علّی و مداخله گرِ مسبب شکل گیری پدیده ترور در فرقه اسماعیلیه شناسایی شده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر نظریه ترغیبات و فشارهای ساختاری اسملسر و با تأکید بر موضوعاتی چون بررسی چرایی تبدیل رفتار جمعی به جنبش اجتماعی و سازوکار بروز آن به شکل جنبشی ارزشگرا، و طرح این نظر که افتراق یافتگی نازلِ قدرت سیاسی و قدرت دینی، موجب ظهور جنبش اجتماعی با بیان مذهبی می شود، درصدد شناسایی شرایط علّی و مداخله گر مؤثر در ظهور پدیده ترور در این فرقه است. نتیجه آنکه که این دو مؤلفه در جریان منازعه تاریخی برای تصاحب قدرت، به تولید و بازتولید ترور در فرقه اسماعیله نزاری انجامید.