جغرافیای تاریخی پژوهشی میان رشته ای تاریخ و جغرافیا است، که جهت تحقیقات میدانی و آمایش سرزمینی از درجه اعتبار فراوانی برخوردار است. در این روش بررسی سیر جغرافیایی در میانه تحولات تاریخی، اهمیت زاید الوصفی دارد و هدف از آمیزش این دو رشته، ایجاد الگو و روشی منطبق و سازگار با پژوهش های جدید است تا تحولات منطقه ی جغرافیایی خاص را در دوره تاریخی بررسی کند. لذا در این نوع پژوهش تاریخ از معاصریت برخوردار است و اهمیت آن به خاطر چارچوب کاربردی آن بسیار است.
قم دوره قاجاریه به دلیل نزدیکی به پایتخت و قرارگیری در محور مواصلاتی اصفهان، کاشان و سلطان آباد (اراک)، از موقعیت ویژه ای برخوردار بود. رفته رفته از دوره ناصرالدین شاه هسته اولیه شهر به عنوان ساختار فعلی شهر قم شکل گرفت و تحولات منجر به رشد و گسترش شهر در این دوره پایه گذاری شد. هدف اولیه در این پژوهش شناخت ویژه گی های شهر قم در دوره ناصری است. در وهله بعد با ارزیابی و بررسی ویژگی های فوق، نسبت بین رشد شهر و محدود جغرافیایی شهر نقد و بررسی می شود. با توجه به مسائل فوق یافته های پژوهش حاکی از این است که جغرافیای طبیعی و سیاسی قم، در کنار جاذبه های مذهبی شهر در دوره قاجاریه، زمینه های رشد و گسترش شهر را فراهم نمود. زمینه های رشد شهر به ایجاد و ترمیم راه های بین شهری، گسترش داد و ستد کالاهای تجاری، ایجاد کارگاه های صنعتی، تنوع گروه های قومی و اجتماعی و ... انجامید.
تاسیس دارالفنون در سال 1268ق/ 1851م. آغاز رسمی و جدیِ نوسازی آموزش و متعاقبا عصر مبادلات علمی، فرهنگی و هنری با غرب بود. امیرکبیر با رسیدن به مقام صدر اعظمی، خواهان اجرا کردن اندیشه هایی مبنی بر پیشرفت در عرصه آموزش در علوم گوناگون برآمد، از این رو احداث دارالفنون را با به خدمت گرفتن معلمین غربی در اولویت فعالیت های خود قرار داد. از این رهگذر در اندک زمانی پس از فوت امیرکبیر و استخدام معلمین اروپایی و همچنین بازگشت محصلان اعزامی به اروپا، سطح گسترده ای از آموزه ها و باورهای غرب وارد جامعه ایران عصر ناصری گردید، به نحوی که هنر از این قاعده مستثنی نبود. بر این اساس تاثیر آموزه های غربگرایانه دارالفنون بر موسیقی و نقاشی این عصر پرسش مطروحه می باشد. پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی و تکیه بر تحقیقات جدید به بررسی تاثیر و نقش معلمین دارالفنون در روند غربگرایی در سبک ها و شیوه های هنر عصر ناصری (1313-1264ق/ 1895-1847م) و نیز تاثیر آن بر نظام آموزشی در دو حوزه موسیقی و نقاشی پرداخته و آن را مورد بررسی قرار دهد.
درخلال نیم قرن فترت سیاسی که با مرگ ایلخان ابوسعید (736/1336)‘آخرین فرمانروای ایلخانان ‘ درقلمرو آنان حکمفرما گشت‘ مبارزات فراگیری درسراسر مملکت ایران برسرکسب قدرت درگرفت . سران جنبش سربدار در زمره افرادی بودند که توانستند بخشهایی ازخراسان را زیر سیطره خود درآورند ‘ و در قلمرو حکومتی خود برای مدتی اگر چه کوتاه به استقلال حکومت کنند. جنبش سربدار وتشکیل دولت آنها موجب تحولات اساسی و مهم در اوضاع سیاسی ‘ اجتماعی و مذهبی شرق ایران شد‘که در تاریخ قلمرو اسلامی تقریبأ بی سابقه و کم نظیر بود. درست به همین دلیل‘ مراحل نخستین قیام و عوامل مؤثر در چگونگی سیر تطور آن تا تشکیل دولت اهمیت بسزائی دارد.
جنبش های اجتماعی از موضوع های اصلی مورد توجه جامعه شناسی معاصر است تا جایی که آلن تورن جامعه شناسی را علم جنبش های اجتماعی می داند. در این مقاله با اذعان به اهمیت جنبش های اجتماعی و بررسی ابعاد نظری آن ها، ضمن سنخ شناسی جریان های سیاسی مسلط در جنبش جنگل مختصات پایگاه و حمایت مردمی در این سه جریان بررسی می شود. پرسش اصلی این است که حمایت مردمی از جریان های سیاسی جنبش جنگل چه مختصاتی داشت. دراین باره پایگاه مردمی سه جریان ملی ـ مذهبی، راست سازش کار و چپ در جنبش جنگل ذیل دو مؤلفة خاستگاه طبقاتی و گسترة جغرافیایی به صورت تطبیقی بررسی می شود. روش تحقیق تحلیل اسنادی و روش گردآوری داده ها نیز کتابخانه ای است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که در بین این سه جریان پایگاه مردمی جریان ملی ـ مذهبی انسجام و کارآیی بیشتری برای کامیابی جنبش جنگل داشت، اگرچه در دورة پایانی جنبش و بر اثر درگیری های درون گروهی تعداد و توان افراد آن کاهش یافت. علاوه بر این جریان راست سازش کار بر اثر گسستگی ساختاری و ماهیت ایدئولوژیک اش، که منجر به اتحاد نمی شد، فاقد پایگاه مردمی یکپارچه بود. جریان چپ نیز به علت وارداتی و نوظهور بودن ایدئولوژی اش نتوانست در آن بازة زمانی، پایگاه مردمی درخور اعتنایی ایجاد کند، بلکه به سبب تعارضات ارزشی با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی مردم منطقه، عملاً موجب کاهش حامیان مردمی جنبش جنگل یعنی حامیان جریان ملی ـ مذهبی شد.
پدیده های تاریخی را باید با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن مورد بررسی قرار داد. کاپیتولاسیون نیز از این قاعده مستثنی نیست. پدیده کاپیتولاسیون اگرچه از پدیده های شوم استعمار به حساب می آید؛ ولیکن با توجه به شرایط زمانی و مکانی اش، نتایج وپیامدهای متفاوتی به دنبال داشته است. در دوره صفویه نیز با وجود خصومت های مذهبی و ارضی با عثمانی، ایجاد امنیت و رونق اقتصادی، وجود استعمارگرانی مانند پرتغال در خلیج فارس و ضعف نیروی دریایی ایران از یک سو و همچنین توسعه طلبی شدید عثمانی در اروپا و به خطر افتادن موقعیت اروپائیان و نیاز آنها به متحدی برای کاهش فشار عثمانی و تشکیل کمپانی های بزرگ اقتصادی مانند کمپانی های هند شرقی از سوی دیگر باعث گسترش روابط ایران و اروپائیان شد. در این میان با گسترش تجارت اروپائیان در ایران و تلاش هر چه بیشتر صفویان برای رونق تجارت و اتحاد با اروپا، امتیازات و معافیت هایی به اروپائیان داده شد که در میان آن ها می توان کاپیتولاسیون را نیز مشاهده کرد. این پژوهش تلاشی جهت بررسی پدیده کاپیتولاسیون در دوره صفوی و با توجه به شرایط آن دوره و همچنین پیامدها و نتایج این پدیده است.
کلیه شئونات زندگی اجتماعی ایران، از رهگذر تهاجم و حضور ترکان تیموری تحت تاثیر قرار گرفت. امروزه نتایج حاصل از حمله و هجومترکان تیموری و تسلط آنها بر ایران مورد بحث و بررسی عده ای از محققان قرار گرفته و نظرات مختلف و گاه متضادی را اظهار داشته اند. عده ای بر این باورند هجومتیموریان مانند مغولان با سوختن و کشتن و ویرانی ها توام بوده، عده ای دیگر نیز بر این عقیده اند که ویرانگری های آنها دوام نداشت و به مرمت و بازسازی شهرها و روستاهایی پرداختند که در حین یورش آنها ویران شده بودند. بررسی و مطالعه دیدگاه های فوق نشان می دهد که تمامی این نظریات به ارزیابی و بیان کلی حمله تیموریان در حیات شهری ایران بسنده کرده و به بررسی موردی نپرداخته اند و هر کدام با مشاهده و بررسی وضعیت یک شهر یا ناحیه در زمان خاص، به نتایج فوق دست یافته اند. از طرف دیگر نظریات مزبور بیشتر دچار بزرگ نمایی نقش تیموریان در رشد و زوال حیات شهری در ایران هستند و هیچ کدام به دیگر عوامل موثر بر حیات شهری ایران توجه نکرده اند. این روش تحقیق، هدفش روشن ساختن اختلافات مطالب ارائه شده در رابطه با حملات تیموریان در برخورد با شهرها می باشد که کاملا نظرات متفاوتی را ارئه می دهد.