شناخت دیدگاه های مؤلفان متون کهن تاریخی ابزاری است برای دریافت رویکرد تاریخی آنان که می تواند نمایانگر ماهیت علم تاریخ و بینش مؤلف باشد.البدء و التاریخ تألیف مطهربن طاهر مقدسی(355 هـ /966م) یکی از مهم ترین متون تاریخ نگاری است که با رویکردی خاص به تاریخ تألیف شده است. در کوشش برای دریافت تأثیر بیتش معرفت شناسانه ی مقدسی بر تاریخ نگری و تاریخ نگاری او، فرض بر این است که بینش معرفت شناسانه ی مؤلف درباره ی مبانی علم تاریخ سبب اتخاذ رویکرد انتقادی، تلاش برای دریافت حقیقت و جامع نگری در بررسی وقایع گذشته شده است. در واقع، شیوه ی تاریخ نگاری مقدسی ترکیب به هم پیوسته ای از علوم و اخبار است که نشان دهنده ی جامع نگری در کار است.وی با پیوند سایر علوم به تاریخ جنبه ی نوآورانه ی آن را وسعت و عمق بخشیده است.مؤلف مهم ترین رسالت تاریخ را آگاهی بخشی و رسیدن به حقیقت، و نیز تبیین تاریخی را در نگاه انتقادی به وقایع دانسته است.وی کوشیده است با نزدیک شدن به بی طرفی، استفاده از ابزار عقل در ارزیابی نقل ها و احتیاط عالمانه، حقیقت جویی را در رویکرد به تاریخ به کار بندد.
جانشینی سلطنت ازجمله جستارهایی است که همواره در تاریخ ایران بحث آفرین بوده است، چراکه این گفتمان افزون بر ارتباط ویژه اش با مباحث مربوط به قدرت، دارای پیچیدگی های بسیار زیاد نیز بوده است؛ یکی از بحث برانگیزترین موضوعات مرتبط با نیابت سلطنت، کاوش نیابت سلطنت در دوره پهلوی دوم و برنامه نیابت سلطنت فرح دیبا بود. این موضوع که پس از ترور نافرجام محمدرضا شاه مطرح شد، درواقع تصمیمی بود که در راستای تأمین بقای نظام سلطنت گرفته شد؛ اگرچه در برخی از منابع و یادداشت های شخصی علل دیگری ازجمله اعطای اعتبار به فرح پهلوی از ناحیه آمریکا، علت این موضوع قلمداد شده است، اما بررسی اسناد و هم چنین جراید وقت نشان می دهد که پادشاه ایران در اندیشه حفظ بقای دودمان و نظام سلطنت پهلوی در راستای طرح این قانون اقدام کرده است؛ و به دنبال آن ابتدا باعث تغییر قانون اساسی و انجام این تغییر در مجلس مؤسسان و سپس تصویب آن به عنوان یک ماده واحده جداگانه در مجلس شورای ملی شده است.
هدف: تبیین شیوة توصیف اسناد آرشیوی در آرشیو ملی ایران.
روش/ رویکرد پژوهش: برای اجرای پژوهش از روش پیمایش توصیفی استفاده شد و برای گردآوری داده ها، آیین نامه ها، شیوه نامه های تنظیم و توصیف اسناد، دفاتر راهنمای موجود در سازمان، و کاربرگه های توصیف تدوین شده از سال1350-1390 (جمعاً 11 کاربرگه) مطالعه و بررسی شدند و با چهار نفر از کارشناسان ادارة تنظیم و پردازش اسناد آرشیوی سازمان مذکور مصاحبه شد.
یافته های پژوهش: یازده کاربرگة توصیف اسناد آرشیوی در طی سال های 1350-1390 در آرشیو ملی ایران تدوین شده است. عناصر کاربرگه های توصیف در آرشیو ملی ایران با گذشت زمان استاندارد شده اند و سطح توصیف عموماً پرونده و آیتم بوده است.
نتیجه گیری: با درنظرداشتن ماهیت اسناد اداری و دولتی و عواملی چون کمیت و حجم اسناد، میزان مراجعة پژوهشگران، زمان، بودجه، نیروی انسانی در دسترس و نیز تأکید شورای آرشیو جهانی، ضروری است که در آرشیو ملی ایران هم توصیف در سطوح بالاتری مانند مجموعه و ردیف آغاز شود. گام نخست، توجیه مسئولان و ایجاد کاربرگه های متناسب این سطوح توصیف است.
پژوهش حاضر، ماهیت دولت در عصر قاجار و در زمان صدارت امیرکبیر را بررسی می نماید. در واقع، هدف اصلی، بررسی تأثیرات اصلاحات سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی – اجتماعی امیرکبیر بر ماهیت دولت قاجار بود. پرسشی که پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی بدان می باشد، این است که اصلاحات امیرکبیر چه تحولاتی در ماهیت دولت قاجار به وجود آورد؟ برای پاسخگویی به این پرسش از نوع تحلیل تاریخی استفاده شده است که بر اساس آن تأثیرات اصلاحات اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی – اجتماعی امیرکبیر بر ماهیت دولت قاجار در چهار بعد ماهیت اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی – اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش بیانگر این است که اصلاحات اقتصادی و مالی امیرکبیر، برای نخستین بار، وجهی روشن و مدرن به ماهیت اقتصادی دولت قاجار بخشید. هرچند این ماهیت، در جهت شکل دادن نوعی سیاست اقتصادی دولتی توتالیتر و مطلقه بود که بیشتر از آنکه لایه های مختلف جامعه را منتفع کند، منابع مالی حکومت قاجار برای سلطه استبدادی را تقویت می کرد. با وجود موفقیت های نسبی اصلاحات اقتصادی امیرکبیر، اصلاحات سیاسی وی به دلایل مختلف، نتوانست ماهیت سیاسی دولت قاجار را چندان تغییر بدهد و با مرگ او، این اصلاحات هم فراموش گردید. قدرت مطلقه شاه و همچنین متضرر شدن بخش های درون حکومتی از اصلاحات امیرکبیر، مانع اصلی در راه تأثیرگذاری بلندمدت اصلاحات سیاسی امیرکبیر بود. اصلاحات نظامی امیرکبیر را می توان گونه ای تلاش برای به دست آوردن استقلال نظامی و سیاسی برای دولت قاجار در برابر قدرت های استعماری دانست. از طرف دیگر، می توان آن را به نوعی تلاش در راستای تقویت قدرت استبداد گری دولت قاجار تفسیر نمود که اصولاً به تحکیم پایه های قدرت سلطنت قاجار در برابر مردم و از بین بردن هر گونه مقاومتی می انجامید. همچنین امیرکبیر، بنیاد عقلانی به ساخت های اجتماعی، فرهنگی و قضایی – مذهبی دولت بخشید و قانون را تا حدودی بر ساخت سیاسی و ماهیت اجتماعی دولت حاکم گردانید. با این حال، این مسئله به معنای این نیست که قانون بر ساختار اجتماعی و سیاسی دولت قاجار در زمان صدارت امیرکبیر به طور کامل حاکم گردیده بود.
فرایند تاسیس مدارس دختران در ایران، با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده است. طبقات و گروههای حامی تاسیس این گونه مدارس و نحوه برپائی آنها در شهرهای مختلف ایران، با ماجراها و حادثه هائی همراه بوده که در این مجال، پس از مقدمه ای درباره چگونگی نهادینه شدن مدارس نوین دختران، به شرح این روند در آستارا می پردازیم، و از آنجا که اساس مقاله بر چندین سند در مورد تاسیس مدرسه دختران در آستارا استوار است، بحث، به نحوه تاسیس و مشکلات پیش روی بنیانگذاران مدارس دختران در آن شهر یعنی «هیئت معارف آستارا»، اختصاص دارد.
هدف: این مقاله، درصدد نشان دادن دیدگاه های انتقادی روح القدس نسبت به مستبدان و عوامل وابسته به استبداد در مملکت ایران در دورهء مشروطه می باشد.
روش: این مقاله با استفاده از منابع اصلی تاریخ شامل و بر پایه بهره گیری از مطبوعات تنظیم و از روش تحلیل محتوا استفاده شده است
روح القدس، یکی از مهم ترین روزنامه های دورهء مشـروطه است که توسط شیخ احمد تربتی (سلطانالعلمای خراسانی) از 25 جـمـادی الثانی 1325/ 12 مـرداد 1286/ 5 اوت 1907در تهران منتشرشد و انتشار آن تا کـودتـای مـحمـدعـلیشـاه قاجـار ادامه یافت.
فرضیه: میزان و نحوهء انعکاس مطالب انتقادی نسبت به مطالب غیرانتقادی در محتوای سرمقاله ها و مقاله های روزنامهء روح القدس بیشتر باشد.میزان و نحوهء انعکاس نقد نظام سیاسی در محتوای سرمقالهها و مقاله های روزنامهء روح القدس نسبت به سایر موارد بیشتر باشد.میزان و نحوهء انعکاس جهت انتقادی سرمقاله ها و مقاله های روزنامهء روح القدس بیشتر شامل وزراء باشد.
یافته ها: عمدهمحورهای انتقادی روزنامه، پیرامون سه موضوع اساسی شخص محمدعلیشاه- وزراء و بهخصوص میرزاعلیاصغر خاناتابک- درباریان و عوامل وابسته به استبداد بوده است
موقعیّت ممتاز ایران در خلیج فارس، با تحت حاکمیّت داشتن جزایری نظیر هرمز،قشم،لارک،هنگام، تنب بزرگ و کوچک، ابوموسی و سیری و ... همواره مورد توجّه دولت های قدرتمند در صحنه جهانی قرار داشته است. این جزایر درحقیقت با اهمّیت استراتژیک خود در زنجیره دفاعی ایران در منطقه خلیج فارس، حلقه های پُراهمّیتی شمرده می شوند. غفلت حاکمان قاجاری از جنوب کشور به دلیل دل مشغولی آنان در نبرد با روس ها در مناطق شمالی،منجر به از دست رفتن نظارت همه جانبه سیاسی دولت ایران در جزایر متعلّق به خود در خلیج فارس گردید.این امر به تدریج زمینه های رخنه شیوخ و قبایل عرب را در جزایر ایران فراهم نمود.انعقاد پیمان صلح 1820م. بین بریتانیا و شیوخ عرب،این قبایل عرب را به گونه ای تحت الحمایه دولت بریتانیا قرار داد و بریتانیا در جهت حفظ حاکمیّت خود در منطقه خلیج فارس، از این قبایل عرب تحت الحمایه به عنوان اهرم فشاری علیه دولت ایران،بر سر تصاحب این جزایر استفاده می نمود. با آغاز حکومت پهلوی، سلسله تلاش های مستمرّی از طرف حکومت ایران و مجلس شورای ملّی به جهت حاکمیّت بر جزایر آغاز گردید.
جستار فوق در نظر دارد که به بررسی این مسئله بپردازد که آیا مجلس شورای ملّی به عنوان اوّلین نهاد قانون گذار در کشور با توجّه به اختیارات وامکاناتی که داشت آیا توانست مانع سیاست های توسعه طلبانه بریتانیا در جزایر شود؟ نتیجه ای که در این مقاله حاصل شده،حکایت از آن دارد که تحوّلات و فراز ونشیب عملکرد مجلس با توجّه به وجود حکومت دیکتاتوری در دوره پهلوی اوّل و دوم کاملاًبا هم متفاوت و مجزّا بوده است.
مقاله حاضر بر اساس گزارش های روزنامه اطلاعات، برگ هایی از اسناد آرشیو ملی امریکا و سازمان اسناد ملی بریتانیا، به علاوة خاطرات و مشاهدات کسانی که شاهد ماجرا بوده اند، نوشته شده است. موضوع اصلی مقاله حاضر بحران غلات، به ویژه گندم و نان، در مقطع زمانی اسفند 1320 تا آذر 1321 است. هدف اصلی این مقاله بررسی تأثیر اجتماعی بحران نان در زندگی روزمره مردم ایران است و علل و عوامل آن را مورد بحث قرار می دهد. روش تحقیق این مقاله تحلیل محتوای گزارش های منابع مزبور برای دستیابی به ماهیت بروز بحران نان در ابتدای اشغال کشور به وسیلة متفقین است.