فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۰۱ تا ۵٬۵۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۷ مورد.
گاهی به گاهنگاری دشت کنگاور از آغاز تا دوران گودین III(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بحران نان در قزوین بعد از شهریور 1321 تا 1323(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با سقوط رضاشاه در شهریور 1320، مشکل اصلی برخی از شهرهای ایران، کمبود غله بود که حضور و اشغال کشور توسط متفقین و احتکار گندم توسط محتکرین را از عوامل اصلی آن می توان برشمرد. قزوین نیز بنا به دلایل یاد شده دچار بحران نان شده بود. مسئلهی اصلی پژوهش حاضر، بررسی توصیفی ـ تحلیلی فرآیند بحران نان در این شهر است، با توجه به اوج بحران نان در این شهر در سال 1321، مردم به شدت در مضیقه قرار گرفته و بروز چنین وضعی، تبعات منفی در سطح شهر به بار آورده بود. دولت برای کنترل بحران، به عرضهی نان های کوپنی پرداخت، که به علت اضافه کردن برخی مواد غیر خوراکی به خمیر آن، از سوی نانواها، کیفیت خوبی نداشت. راهکارهای دیگری برای کنترل بحران در سطح کشور در سال های 1322 و 1323، به اجرا درآمد. واردات گندم از خارج، برنامه هایی برای افزایش محصول گندم و اصلاح بذر، انتشار آئین نامه های غله و نان برای جلوگیری از احتکار گندم، از جمله ی آنهاست که با اجرای آنها دولت توانست بحران را کنترل کند. در این میان، شکایات متعدد مردم از کمبود و گرانی نان و تلاش های مسئولین برای کنترل بحران، نقش مهمی در تسریع مهار بحران داشت. گزارش ها حاکی از تنزل قیمت نان از اواسط، 1322 در قزوین است.
نقش نظام ساسانی در تخریب بنیادهای سیاسی و فرهنگی اشکانیان
حوزههای تخصصی:
نظام استادی در دانشگاه های ایران
منبع:
گفتگو ۱۳۷۳ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
در این مصاحبه مسائل دانشگاه در ایران به ویژه آنچه نظام استادی نامیده می شود مورد بحث قرار گرفته اند. چنگیز پهلوان بر این نظر است که چنانچه در حوزه آموزش عالی، نظام استادیِ مناسب برقرار باشد، سایر مشکلات دانشگاهی قابل حل و فصل بوده و دانشگاه می تواند از پسِ مسئولیتش در پیشرفت دادن علم و رشد فرهنگ برآید. در غیر اینصورت، حتی در شرایطی که سایر عوامل مؤثر در بهبود وضع دانشگاه جمع باشند، این نهاد از عهده انجام وظیفه اش برنخواهد آمد. همچنین در این مصاحبه چگونگی به هم ریختن نظام استادی در دانشگاه های کشور پس از انقلاب به بحث گذاشته می شود.
بر هم کنش مرجعیت، حکومت و جامعه در دوران مرجعیت آیت الله بروجردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرجعیت شیعه در تحولات اجتماعی سیاسی معاصر ایران، حضوری پررنگ و با نقش های متفاوت و گاه متضاد داشته است. چنین حضوری، گاه درجهت کنشگری و مبدأ تغییر واقع شدن بوده است (حضور فعال شماری از علما و مراجع برجسته در جریان انقلاب مشروطه)، گاه درجهت تأثیرپذیری و واکنش در مواجهه با تحولات بوده است (مواجهه با مدرنیزاسیون اجباری رضا شاه در ایران) و گاه در قالب سکوت و انفعال ظاهر شده است (سکوت مرجع وقت شیعه در تعارض دولت مصدق با دربار و دولت انگلیس در جریان ملی کردن صنعت نفت). مرجعیت همواره پیش قراول یا دنباله روی تحولات اجتماعی نبود؛ بلکه مانند گروه های اجتماعی دیگر، به مثابه ی عاملی اجتماعی، در رویارویی با این تحولات، هم تأثیرگذار بود و هم تأثیرپذیر؛ هم دچار قبض و محدودیت و افول می شد و هم به گسترش نفوذ و عمل خود می پرداخت. با در نظر گرفتن چنین جایگاهی برای مرجعیت، نتیجه می گیریم که در بررسی سیر تاریخی مرجعیت شیعه در ایران، خود را به مناسبات، تحولات و تعاملات درونی مرجعیت و حوزه ی علمیه محدود نکنیم و مرجعیت را در زمینه ی بزرگ تر اجتماعی سیاسی مورد بررسی قرار دهیم.
در این مقاله، با در نظر گرفتن این مسئله، به بررسی سیر تاریخی مرجعیت و برهم کنش آن با جامعه و حکومت در دوره ی مرجعیت واحد آیت الله بروجردی می پردازیم. باتکیه بر داده های شفاهی حاصل از گفت وگو با ملازمان، نزدیکان و شاگردان آیت الله بروجردی و منابع تاریخی و مقالات پژوهشی مرتبط، برهم کنش مرجعیت با جامعه و حکومت را در چهار محور «بررسی زمینه ی اجتماعی سیاسی»، «بررسی وضعیت حوزه ی علمیه»، «مناسبات مرجعیت و جامعه» و «مناسبات مرجعیت و نظم سیاسی» بررسی می کنیم.
ساختار درونی روحانیت زرتشتی در دورۀ ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال سوم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۹
147-162
حوزههای تخصصی:
در جامعۀ طبقاتی دورۀ ساسانی، طبقۀ روحانیان یکی از مهم ترین ارکان این جامعه بوده که از نفوذ، اعتبار و محبوبیت بسیاری برخوردار و در سطوح پایین و بالای جامعه، نهادی مهم و تأثیرگذار بوده است. اما با این همه، این نهاد مهم چندان شناخته شده نیست و ابهامات بسیاری دربارۀ آن وجود دارد. با این که گمان می رود در دورۀ یادشده، باتوجه به رسمی بودن دین زرتشتی، نهاد روحانیت آن دارای ساختار مشخص و سلسله مراتب معینی بوده باشد، اما به دلیل مبهم بودن اطلاعات منابع مختلف به غیر از چند لقب و عنوان اطلاع بیشتری از چگونگی این ساختار در دست نیست. باتوجه به اهمیت بسیار زیاد این طبقه، درک درست دورۀ ساسانی، بدون درک و شناخت درست طبقۀ روحانیت آن حاصل نخواهد شد و یکی از اساسی ترین مسائل این طبقه، ساختار درونی آن است که باتوجه به پیچیدگی های ذکرشده، نیازمند پژوهشی مستقل است. در نتیجه، این مقاله با طرح پرسش هایی نظیر ساختار درونی روحانیت زرتشتی به چه صورت بوده است؟ اساساً افراد این نهاد در دورۀ ساسانی و پس از آن با چه عنوان یا عنوان هایی نامیده می شدند؟ این ساختار باتوجه به پویایی جامعۀ دورۀ ساسانی چه تغییراتی به خود دیده است؟ تلاش کرده است به این مسألۀ بسیار مهم ورود کند. مقالۀ پیش رو که اطلاعات آن به شیوۀ کتابخانه ای گردآوری شده و روش پژوهش آن توصیفی-تحلیلی است، تلاش کرده در این زمینه کنکاشی نماید. مهم ترین نتایج این پژوهش عبارتنداز: نهاد روحانیت زرتشتی در دورۀ ساسانی بسیار پویا بوده و در طول این دوره متغیر بوده است؛ روحانیان زرتشتی دورۀ ساسانی را به دو گروه کلی ازنظر حضور پیشه های حکومتی و عناوین رسمی می توان بخش نمود؛ روحانیانی که صرفاً فعالیت مذهبی می کرده اند و روحانیانی که در خدمت دولت یا به عبارت دیگر دارای پیشۀ رسمی بودند. تعیین جایگاه و تقدم و تأخر عناوین رده های بالای این طبقه، مانند «رد»، «دستور» و «موبد» امکان پذیر نیست و رئیس طبقۀ روحانیت (که از اواسط دورۀ موردنظر «موبدان موبد» نامیده می شود) یکی از اعضای طبقۀ موسوم به «بزرگان» در دورۀ ساسانی بوده است.
دارابگرد در انتقال از ساسانیان به دوران اسلامی بر اساس مستندات باستان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دارابگرد یکی از شهرهای پر رونق روزگار ساسانی بود که با اضمحلال این سلسله به تدریج اهمیت خود را از دست داد و در آغاز قرن ششم هجری قمری متروک شد. مطالعات باستان شناختی نگارندگان روشن ساخت که این شهر باستانی در روزگار ساسانی دارای استقراری متمرکز، پرقدرت و طبقاتی بوده، لیکن پس از تسخیر ایالت پارس توسط مسلمانان، تغییراتی در عملکرد و کاربری فضاهای آن به وجود آمده است.شواهد باستان شناختی موید آن است که در قرون اولیه اسلامی عموم ساکنان دارابگرد به استقرار در نیمه شمالی شهر گرایش یافته اند و از نیمه جنوبی آن استفاده چندانی نشده است. این یافته ها همچنین حاکی از آن است که در نخستین سده های اسلامی بخشی از سکنه شهر در محدوده خارج از دروازه غربی سکونت داشتند.نوشتار حاضر در پی آن است که به مدد یافته های باستان شناختی، ادوار استقراری این شهر کم نظیر ایران باستان را مشخص کند و ضمن تعیین کاربری محله های دارابگرد در نخستین سده های اسلامی به پرسش هایی در خصوص علت اصلی تغییرات بوجود آمده در سازمان اجتماعی، فرم و عملکرد این شهر نیز پاسخ دهد.
مسئله «بحرین» در منازعات قدرت های منطقه ای خلیج فارس درقرن دهم هجری/ شانزدهم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحرین به عنوان یکی از مراکز اصلی اقتصادی و گذرگاهی خلیج فارس در طی سده ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی شاهد تحولاتی بس مهم بود که اثراتی ژرف و دیرپا در پی داشت. به واقع، ترکیب اجتماعی و سیاسی بحرین کنونی به شدت تحت تأثیر همین تحولات قرار دارد و از این رو، شناخت موقعیت سیاسی و اجتماعی این سرزمین در گرو درک صحیح موقعیت سیاسی بحرین در طی سده ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی و تأثیر منازعات منطقه ای بر تحولات سیاسی و اجتماعی آن است. در این جستار ضمن تشریح رقابت حکومت ها و خاندان های محلی بر سر مسأله بحرین، روند ورود قدرت های خارجی یعنی پرتغالی ها و عثمانی ها به این کشمکش را در خلال سده ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی مورد بررسی قرار خواهیم داد.
گزارش سرپرسی لورن به آستن چمبرلین وزیر امور خارجه بریتانیا در خصوص مقدمات خلع قاجاریه از سلطنت
حوزههای تخصصی:
موفقیت بزرگ
منبع:
زمانه ۱۳۸۲ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
ایران شناسی (گفتگو با ذاکر اصفهانی و آقا حسینی )
منبع:
زمانه ۱۳۸۵ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
در این شماره بنا داریم موضوعی را به میان آوریم که همیشه مهمترین مساله ما بوده و کماکان خواهد بود: چیستی ایران و کیستی ایرانی. سوال اصلی این است: مولفه اصلی ایرانی بودن چیست و «ما» چگونه همواره «ما» باقی مانده ایم و توانسته ایم هویتی مستقل، متمایز و متداوم داشته باشیم؟ از سوی دیگر چه آسیبی بر هویت ملی ما تاکنون وارد شده و یا خواهد شد و جریانات علمی نظیر ایرانشناسی چه نقشی در تعین آن داشته اند؟ آیا ایران شناسی زاییده استعمار است؟ و حتی کلی تر از آن آیا شرق شناسی تابعی از تحولات مغرب زمین است؟ در این زمینه گفت وگویی دوستانه با دکتر علیرضا ذاکر اصفهانی و دکتر علیرضا آقاحسینی انجام داده ایم. دکتر ذاکر اصفهانی، محقق و استاد دانشگاه دارای درجه دکترای علوم سیاسی از پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است که هم اکنون به عنوان مشاور رئیس جمهور، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری (C.S.S) را مدیریت می کند و دکتر آقاحسینی با درجه دکترای علوم سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان، معاونت پژوهشی این مرکز را برعهده دارد.کشاندن مباحث هویتی ملی و ایران شناسی به حوزه علوم سیاسی و مطالعات راهبردی می تواند در مضاعف شدن پویایی و نشاط علمی این گونه مباحث موثر باشد. موضوع ایران شناسی و هویت ملی را دیگر نباید یک شاخه منزوی و گوشه گیر از علوم دانشگاهی تلقی کرد و همچنان با بی حوصلگی، بی نشاطی و ناامیدی به مباحث آن نگریست. ایران شناسی دانشی است که بسیاری از موضوعات کهنه را نیز دربرمی گیرد و به اساطیر، افسانه ها، ویرانه ها، بقایا و موزه ها نیز سر می زند اما خود این دانش نباید کهنه تلقی شود و رنگ کهنگی بگیرد. ذهنیت غالب درخصوص ایران شناسی، تداعی کننده باستان شناسی، حفاری، کتیبه، موزه، نسخه های خطی، فولکور و حداکثر میراث ادبی است، حال آنکه امروزه ایران شناسی ضرورتی کاملا کاربردی و استراتژیک پیدا کرده و با منافع ملی پیوستگی تمام یافته است. ازاین رو بسیاری معتقدند شرق شناسی یا ایران شناسی دیگر صبغه کلاسیک خود را فروشسته و رنگ کشورشناسی به خود گرفته است و به ضرورت اصلی همه مذاکرات و مناسبات داخلی و خارجی برای دستیابی به منافع ملی تبدیل شده است.
تحلیل گفتمانی میراث حدیثی شیعه؛ مبانی و نتایج مطالعه موردی: بصائر الدرجات صفار قمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازتابندگی خوانش ها از سنت، زمینه ساز کشمکش گفتمان های شیعی پیرامون بازنمایی صحیح از سنت و انگیزه ای برای بازاندیشی میراث شیعی شده است. از متقدم ترین آثار شیعی باقی مانده که در آغاز عصر غیبت امام دوازدهم بر اساس احادیث امامان شیعی تدوین شده است، بصائر الدرجات صفار قمی است که دشواره های جامعه شیعی و مسائل و پاسخ نخبگان تشیع را در آستانه این تحول اساسی در تاریخ تشیع امامی، استفاده از آن در بعد از این تحول تا به امروز درباره جایگاه امام شیعی و همچنین تعریف مفاهیم مرتبط با آن در میان جریان های مختلف فکری تشیع به خصوص در دوران اخیر نشان می دهد. تحلیل گفتمان بصائر الدرجات صفار قمی در این مقاله نیز به واسطه چنین شرایط و انگیزه هایی تعین یافته است، زیرا فقدان وضوح مبانی روش شناسی در مباحثه درباره این مسئله یکی از مبادی جدلی شدن خوانش ها از میراث شیعی و کژتابی اعتبار یافته ها از معنا و تفسیر آنها است. رهیافت این مقاله در تحلیل گفتمان بصائر الدرجات برساختگرایی اجتماعی به مثابه نظام مفروضات هستی شناسانه، معرفتی و نظریه گفتمان لاکلو و موف همچون روش تحلیل است. از کاربست این چارچوب نظری چنین استنباط می شود که «علم امام» در فضای گفتمانی حاکم بر این متن، مبدل به گره گاه گفتمانی در نظم گفتمانی تشیع شد. پراکنش محتوایی و عددی روایات در بصائر الدرجات مؤید این امر است. در این میان مفوضه و مقصره مهم ترین گفتمان های شیعی بودند که حول گره گاه علم امام مفصل بندی شدند. از حضور پررنگ عناصر گفتمانی مفوضه، همچون تفویض امور جهان به ائمه و توانایی ها و دانش خارق العاده امامان، چنین برمی آید که بصائر الدرجات در هم انطباقی با شاخصه های گفتمانی مفوضه مفصل بندی شده است.
پژوهشی درباره (امور نظامی و غیر نظامی فارس)
حوزههای تخصصی:
شیمی حفاظت کاغذ: زرد شدن و رنگ بری حفاظتی
حوزههای تخصصی:
تغییر رنگ کاغذها منتج از فرآیند پیری (طبیعی)، همواره موضوع بسیار مورد علاقه برای انجمن های کتابخانه و آرشیوها و نیز صنعت کاغذسازی (به منظور توسعه و بهینه سازی خمیرهای مکانیکی) بوده است. زرد شدن کاغذها، ناشی از پیرشدن (کهنگی) را می توان به حضور ساختارهای رنگ ساز مربوط به برخی از محصولات منتج از تخریب شیمیایی ترکیبات کاغذ نسبت داد. مطالعه ی حاضر، ترکیبات رنگ ساز مربوط به مولکول های سلولز، همی سلولز و لیگنین را به صورت تفکیک شده، مورد بررسی قرار می دهد. همچنین، فرآیند اکسیداسیون نوری کاغذهای لیگنین دار (غنی از لیگنین) و از طرفی، مکانیسم زردشدن مبتنی بر نور را مورد بحث قرار داده است. این مقاله قصد دارد این موضوع را به واسطه ی توصیف قواعد کلی و اساسی در موضوع رنگ بری حفاظتی (شامل کاغذهای درمان شده ی شیمیایی، به منظور حذف عوامل و تغییرات رنگی و یا لکه های رنگی ناخواسته و نامطلوب) تشریح نماید. موضوع شستشوی کاغذها و استفاده از اکسیدکننده ها و رنگ برها (سفیدکننده ها) و از طرفی، رنگ برهای اکسیدکننده شامل پرکسید هیدروژن، هیپوکلریت قلیایی، دی اکسید کلرین و نور خورشید نیز ارائه و مورد ارزیابی قرار گرفته و سرانجام در تعریف عوامل رنگ بر کاهشی (کاهش دهنده)، بر روی دیتیونیت ها و بروهیدریدها متمرکز شده است.
بررسی روند و فرجام نوسازی های مالی و عمرانی عباس میرزا نایب السلطنه در آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بزرگترین بخش نوسازی های منسوب به عباس میرزا نایب السلطنه که در آغاز تمرکزی نظامی داشت و به مرور زمان جنبه های مالی، اداری و دیوانی، قضایی، بهداشتی و اجتماعی، و فرهنگی نیز یافت، به ولایت زیر فرمان ولیعهد یعنی آذربایجان محدود ماند. نوسازی های مالی و عمرانی که پس از اصلاحات نظامی بزرگترین بخش از نوسازی ها را در برمی گرفت، از ضرورت های تداوم ""تنظیمات"" عباس میرزا بود. رونق اقتصادی و بازرگانی منابع لازم جهت اجرای اصلاحات را فراهم می کرد و برنامه های عمرانی، اگرچه به زودی جنبه های رفاهی و اجتماعی یافت، رویکردی قشون محور داشت. رویکرد مقاله تأکید بر تبیین تحلیلی با اتکا بر شواهد توصیفی برگرفته از منابع اصلی و تحقیقی، و بر پایه روش کتابخانه ای است. این پژوهش به دنبال اثبات این فرضیه است که با توجه به روند و فرجام این نوسازی ها، چگونه عواملی چون عدم گذار از ظواهر عینی، و عدم تأمین و تداوم منابع مالی جدید، استمرار نوسازی های مالی و عمرانی را در آذربایجان با مشکل مواجه ساختند. یافته های پژوهش نشانگر این است که افزون بر مخالفان داخلی و دشمنان خارجی، و نیز خسارت های اقتصادی برآمده از جنگ و عدم پشتیبانی مالی شاه، مهم ترین دلیل توقف برنامه های اصلاحی عدم اقناع ذهنی و بی توجهی به آفرینش زمینه های فرهنگی بوده است.
سفرنامه روسیه: روزنامه سفر پطرزبورغ، سفرنامه میرزا مسعود مستوفی به روسیه 1344 ق)
حوزههای تخصصی: