فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
بیشتر کردها در ترکیه از تعلق خود به گروه قومی جداگانه ای در این کشور کاملاً آگاهند؛ گروه قومی مجزایی به ویژه از ترک ها و اقلیت های مسیحی که در میان آنها زندگی می کنند. با این حال، بر سر اینکه اساس این هویت قومی چیست و مرزهای آن کدامند، به هیچ وجه در میان آنها اتفاق نظر وجود ندارد. این امر مرا ملزم می کند در آغاز دقیقاً بیان کنم که هنگامی که در این مقاله از عنوان قومی"کردها" استفاده می کنم، منظورم چیست. به دلایل کاربردی، از تعریفی نسبتاً باز و گسترده استفاده می کنم که همه گویشوران بومی گویش های متعلق به زبان های ایرانیِ کرمانجی یا زازایی و نیز آن گویشوران ترکی که ادعا می کنند تبارشان کرمانجی یا زازایی است و هنوز (یا باز هم) خود را کرد می دانند، در بر می گیرد. بیشتر ملی گرایان کرد با این تعریف موافق هستند (اما اقلیتی آن را خیلی محدود می دانند)؛ در عمل، همانگونه که در ادامه اشاره خواهد شد، بسیاری از کردها به طور ضمنی و غیر مستقیم از تعاریف خیلی محدودتر استفاده می کنند. حتی این تعریف ساده پرسش های آشکاری را بر می انگیزاند: برای نمونه، آیا باید افرادی که به عنوان کرد بزرگ شده اند اما بعدها داوطلبانه با اکثریت ترک همگون گشته اند، کرد خوانده شوند یا نه؟ یا آن اعضای گروه های اقلیت مسیحی که به طور رسمی اسلام را پذیرفته اند و کرد شده اند اما هنوز یاد و خاطره هویت پیشین خود را نگه داشته اند و در ذهن دارند؟ گروه دوم در تعریف من می گنجند اما اولی نه. با وجود این، در ادامه به هر دو فرایند همگون سازی پرداخته می شود. هنگامی که از کردها پرسیده می شود که چه چیزی اساس هویتشان را مشخص می سازد، بیشتر آنها اول به زبان و دین یا مذهب اشاره می کنند. کرمانجی و زازایی هر دو جزو زبان های ایرانی اند که از نظر دستوری کاملاً با ترکی متفاوتند اگرچه واژگانشان دارای وام واژه هایی از عربی و ترکی هستند. تعداد کمی از گویشوران کرمانج زازایی متوجه می شوند اما بیشتر گویشوران زازا دست کم تا حدی کرمانجی می دانند. تقریباً همه گویشوران زازا خود را کرد می دانند و گویشوران کرمانج هم آنها را کرد می خوانند. با این وجود، آنها مسلماً زیر گروه مجزایی (یا دقیق تر بگویم تعدادی زیرگروه مجزا) را تشکیل می دهند که هنوز به درون همسری گرایش دارند و به لحاظ ویژگی های فرهنگی از چندین جهت با گویشوران کرمانج تفاوت دارند. برای نمونه، از نظر فنون و شگردهای کشاورزی و پالیزکاری روی هم رفته پیشرفته تر ند و در زمینه سازمان دهی قبیله ای، قبایل شان نسبت به قبایل گویشوران کرمانج کوچک تر هستند. اما این تفاوت ها مهم تلقی نمی شوند. دومین ملاک یعنی دین یا مذهب برای جدا نگه داشتن همه کردها (طبق تعریف من) از دیگر گروه های قومی، حتی نسبت به زبان کمتر درخور توجه است. بیشتر کردها مسلمان و پیرو مذهب شافعی اند. این امر آنها را از آذری ها و ایرانی های شیعه و نیز ترک های حنفی و سنی های عرب (و البته از همسایگان مسیحی-شان) کاملاً متمایز می کند. از غریبه ها زیاد سؤال می شود که مذهبشان چیست، هدف از این کار پی بردن به این نکته است که آیا آنها ترک هستند یا کرد.
چالش های سیستم امنیتی امریکا در خلیج فارس
منبع:
زمانه ۱۳۸۵ شماره ۵۰
حوزههای تخصصی:
مطالعات امنیتی، به مرور زمان به سوی چند بعدی نگریِ «امنیت» سوق یافته اند. تحولات ناشی از جهانی شدن و واقعه یازدهم سپتامبر نیز درکی شبکه ای از حوادث را رایج ساخته است. ازاین رو، عموماً بررسی «چالشهای امنیتی» در چارچوب این تحولات نظری، سازماندهی و ارائه می شوند. برهمین اساس، در مقاله پیش رو، چالشهای سیستم امنیتی امریکا در منطقه خلیج فارس و به ویژه در عراق بررسی و تحلیل شده است.
نخستین نشانه های ظهور و تشیع در دکن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تشیع در قرن نهم و دهم هجری توسط برخی خاندان های حکومت گر مسلمان به عنوان مذهب رسمی دکن برگزیده شد. این سلسله ها، از بهمنیان که اولین حکومت مستقل مسلمان در جنوب هند بودند منشعب شدند. بهمنیان در دوره حکومت خویش (932-748) به حمایت بی دریغ از سادات و شیعیان همت گماردند. نهمین سلطان این خاندان احمد شاه ولی (839-825) خود مدهب تشیع را پذیرفت و با همه توان به تشویق و حمایت دانشمندان و سیاستمداران شیعه در قلمرو خویش پرداخت. در دوره وی و پیش از آن بسیاری از سادات و شیعیان از عراق و ایران و سایر سرزمین های اسلامی به دکن مهاجرت کردند و برخی از آنان چون صدر الشریف سمرقندی، میر فضل اله انجوی شیرازی، شیخ آذری و محمود گاوان به مناصب و مشاغل مهم سیاسی و اداری دست یافتند. در واقع زمینه های تشیعی که در دوره های بعد در دکن به عنوان مذهب رسمی پذیرفته گردید در دوره بهمنیان فراهم شد. این مقاله به وضعیت شیعیان در این دوره و چگونگی تعامل آنان با سلاطین بهمنی و نیز بررسی نخستین نشانه های ظهور تشیع در دکن خواهد پرداخت.
جستارى در روند پیدایش و چگونگى قدرت یابى غوریان
حوزههای تخصصی:
منطقه کوهستانى غور، به پشتوانه درّهها و کوههاى صعب العبور تا اواسط قرن چهارم هجرى در مقابل مسلمانان پایدارى کرده و تحت همین شرایط، پس از غلبه غزنویان بر آن منطقه و ورود اسلام به آنجا، باز هم سنن و ساخت سیاسى پیشین خود را حفظ کرد. با غلبه سلجوقیان بر سلطان مسعود غزنوى و رانده شدن غزنویان از خراسان، منطقه غور به عنوان ایالتى حایل میان دو قدرت رقیب سلجوقى و غزنوى، موقعیت سوقالجیشى و اهمیت ویژهاى پیدا کرد. در این زمان (قرن پنجم هجرى) خاندان حاکمه غور، با بهره بردارى از شرایط موجود، صرفا به حفظ استقلال و افزایش تدریجى قدرت خود در جریان رقابت این دو دولت مىاندیشیدند. آنها تحت تأثیر سنن سیاسى رایج در ایران و خراسان، ضمن برچیدن اساس ساخت سیاسى ملوک الطوایفى، وحدت سیاسى منطقه را تحقق بخشیده، سپس در سالهاى آتى (نیمه اوّل قرن ششم) با استفاده از انحطاط تدریجى و ضعف دولتین مذکور، به تصرّف تدریجى مستملکات آنها پرداختند. ضعف شدید دولت دست نشانده غزنوى در اثر از دست دادن حامى مقتدر و واقعى خود، یعنى سلطان سنجر و انقراض حکومت سلجوقیان در خراسان و شرق ایران بهدست ایلات اغوز (غزها) در رأس نیمه قرن ششم، به حکمرانان غور فرصت داد تا با در اختیار گرفتن قلمرو آنها، پایههاى قدرت خود را مستحکم و خود را جانشین آنان سازند.
طراحی کودتای 28 مرداد
منبع:
زمانه ۱۳۸۶ شماره ۵۶
حوزههای تخصصی:
بررسی چگونگی وقوع کودتا، به جهت ویژگی های آن، می تواند در شناسایی ساختار قدرت سیاسی و ارتباطات سیاسی یک کشور بسیار مفید واقع شود. کودتای 28 مرداد 1332 حادثه مهمی در نحوه حضور نیروهای بیگانه و استعمارگر در مدیریت کشور محسوب می شود. بررسی این کودتای مرکب انگلیسی ــ امریکایی، که در فضایی بحرانی اجرا، و موفق شد به اهداف خود دست یابد، علاوه بر آشکار ساختن ضعف های نظام استبدادی، گویای توفیقات انقلاب و نظام اسلامی در از میان بردن آن هاست.
بهاییت و اسرائیل؛ پیوند دیرین و فزاینده
منبع:
زمانه ۱۳۸۶ شماره ۶۱
حوزههای تخصصی:
تناسب گونه های تجمعات انسانی در هر سطح و گستره ای، نیازی حیاتی به منظور برقراری، استمرار و ارتقای روابط میان آن هاست. تنوع گرایشها و منافع موجب می گردد ائتلاف های گوناگونی شکل گیرند که روابط فرقه بهائیت با صهیونیست ها نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. استمرار این روابط در دوره زمانی بلندمدت نشانه تناسب و سنخیت آن ها با یکدیگر می باشد و این واقعیت، نکته ای است که برای شناسایی ماهیت هر یک از طرفین بسیار مفید است. در مقاله حاضر، رابطه بهائیت و اسرائیل به عنوان پیوندی دیرین و فزاینده بررسی شده است
رویکرد یعقوب لیث صفاری نسبت به تشیع
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ششم بهار ۱۳۹۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
91 - 108
حوزههای تخصصی:
رویکرد یعقوب لیث صفاری نسبت به تشیع و شیعیان در بسیاری از منابع با ابهام مواجه است. مطابق برخی از روایات، یعقوب تمایل و تعلق خاطری نسبت به تشیع داشته و بر اساس بعضی دیگر از روایات، او مواضعی ضد شیعی اتخاذ کرده است. پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش بررسی تاریخی، ضمن بررسی گزارش های حاکی از تمایل و یا تقابل یعقوب لیث با تشیع و شیعیان و همچنین ماهیت سیاسی و مذهبی حکومت او، رویکرد کلی یعقوب لیث را نسبت به تشیع و شیعیان بررسی نماید. بررسی ماهیت سیاسی و مذهبی حکومت یعقوب لیث نشان می دهد او با توجه به مصالح سیاسی حکومت خویش از طرفداران هرکدام از مذاهب تشیع و تسنن سود می جسته و اختلافات مذهبی بین تشیع و تسنن، تأثیر چندانی در جهت گیری ها و عملکردهای او نداشته است. می توان گفت رویکرد یعقوب لیث در مواجه با تشیع و شیعیان نیز از این اصل کلی متأثر بوده است. بنابراین نمی توان یعقوب لیث را حاکمی متمایل به شیعه و یا ضد آن تلقی نمود.
چپهایی که راست شدند و راستهایی که چپ شدند
منبع:
شهروند ۱۳۸۶ تیر شماره ۷
حوزههای تخصصی:
منصب دبیری در دوره ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اردشیر بابکان در سال 224م با غلبه بر اردوان پنجم اشکانی توانست شاهنشاهی جدیدی را در تاریخ ایران پایه گذاری کند. سلسله ساسانیان به تدریج توانست پادشاهی عظیمی را تشکیل دهد که لازمه اداره چنین پادشاهی بزرگی داشتن نظام اداری توانمندومنسجم بود که در رأس آن صاحب منصبان مختلفی حضور داشتند. یکی از آن مناصب عنوان دبیری بودکه از جایگاه ممتازی در این دوره برخوردار بوده است. در رأس، این دبیران، ایران دبیربد حضور داشت که در ارتباط مستقیمی با شاهنشاه بود و در وقایع سیاسی روزگار نقش عمده ای ایفا می کرد و دیگر دبیران را تحت نظارت خود داشت.
هرچند تاکنون در رابطه با مناصب مختلف دوره ساسانی بحث هایی انجام شده است اما تاکنون پژوهشی مستقل و جامع در رابطه با دبیران دوره ساسانی انجام نشده است، لذا در این پژوهش سعی شده ضمن ریشه شناسی واژه دبیر به منصب دبیری در دوره ساسانی با استفاده از روش تاریخی توصیفی تحلیلی پرداخته شود و جایگاه وظایف و هم چنین نحوه انتخاب دبیران و طبقات گوناگون آن مورد بررسی قرار گیرد.
همسایگی بدون حسن همجواری
منبع:
زمانه ۱۳۸۷ شماره ۷۲
حوزههای تخصصی:
داستان تولد و بزرگ شدن خرس بزرگ روسیه در همسایگی ایران متاسفانه یکی از رنج آلودترین و تلخ ترین داستان هایی است که ایرانی می تواند آن را گوش کند؛ زیرا طی مدت حدوداً چهارصدساله ای که روسیه به وجود آمد و رشد کرد، ایران نیز حرکت معکوس با آن، یعنی روزبه روز کوچک تر و ضعیف تر شدن، را آغاز و ادامه داد تا اینکه روسیه به ابرقدرت، و ایران به منطقه تحت نفوذ تبدیل شد و روابط آنها به رابطه گرگ با میش تبدیل گردید. حتی وقوع انقلاب به اصطلاح کارگری اکتبر 1917.م در روسیه و به وجود آمدن کمونیسم نیز روابط این کشور با ایران را منصفانه نساخت و ایران از اتحاد جماهیر شوروی همان قدر آسیب دید که از روسیه تزاری. برای یافتن علت این نوع همسایگی قوم روس با قوم پارس باید تاریخ این روابط را به طور دقیق و عمیق مطالعه کرد. مقاله ذیل دریچه ای مناسب برای ورود به این بحث است.
ریاضیات ایرانی در عرصه تمدن و فرهنگ اسلامی
حوزههای تخصصی:
تمدن بشری و پیشرفت علوم در تاریخ به یک قوم و نژاد و قبیله اختصاص نداشته، بلکه محصول تلاش تمامی افراد بشر و اقوامی است که با کوشش های پیگیر خود در طول قرن ها تمدنهای مختلف را آفریده اند و علوم مختلف را گسترش داده اند. از این رو مردمی هم که تمدن اسلامی را به وجود آوردند از یک قوم خاص نبودند. در قرن سوم هجری بسیاری از دانشمندان در شام و عراق، غیر عرب بودند و بیشتر فقها و قضات شهرهای عراق، از موالی، بنابراین بصراحت می توان گفت تمدن اسلامی متعلق به تمام نژادهایی است که از اَندلس تا سِند میزیستند. اصولاً یکی از خدماتی که اسلام به فرهنگ بشر نموده این است که فاصله های نژادی را کنار زد و با یک تجربه علمی مهم این حقیقت را که اقوام مختلف میتوانند در سایه مساعدت یکدیگر و وحدت دینی تمدن باشکوهی را برای بشریت به ارمغان آورند آشکار نمود. از این رو سهم ایرانیان درتمامی ابعاد علوم اسلامی از چنان جایگاهی برخوردار است که هیچ کس را یارای انکار آن نیست.در این نوشتار بر آنیم تا ضمن اشاره به نقش ایرانیان در شکل گیری تمدن اسلامی به ویژه در پیریزی و گسترش دانش ریاضیات و نیز معرفی برجسته ترین ریاضیدانان ایرانی، نقش و تاثیر دانشمندان ایرانی را در پیشرفت تمدن و فرهنگ بشری، از ابتدا تا قرن جدید با بهره گیری از منابع و مآخذ موجود مورد بررسی و کنکاش قرار دهیم.
کتابشناسی نهضت جنگل-منصور نصیری
منبع:
زمانه ۱۳۸۲ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
حوزه در انقلاب و انقلاب در حوزه ها
منبع:
زمانه ۱۳۸۶ شماره ۶۵
حوزههای تخصصی:
هرچند که نهضت های بزرگ اجتماعی و انقلابات عظیم بر دوش قدرتمند و خستگی ناپذیر توده ها به پیش می رود، اما وجود هسته های پیشتاز و نیروهای پیشاهنگ اصلی برای ایجاد زمینه های حرکت و علامت گذاری راههای رسیدن به پیروزی و نیز دیده بانی آسیب ها و فرصت ها امری کاملاً عقلی و منطقی و در عین حال ملموس و تجربی می باشد.در انقلاب اسلامی که دارای خاستگاه، اهداف و روش های دینی بوده است، جایی به جز حوزه های علمیه دینی و نهاد روحانیت را نمی توان به عنوان هسته پیشاهنگ برشمرد. هرچند که روحانیت در حرکت های تاریخی پیش از انقلاب نیز حضور داشته و یا افرادی غیرحوزوی نیز در شکل دهی و دیده بانی نهضت وجود داشته اند اما آنچه را که بتوان به عنوان نیروی پیشاهنگ انقلاب اسلامی با مختصات دقیقش معرفی کرد چیزی جز حوزه های علمیه نیست در مقاله زیر این بحث مورد واکاوی قرار گرفته است.
جبهه ای که هرگز ملی نشد
منبع:
زمانه ۱۳۸۳ شماره ۲۶
حوزههای تخصصی:
جبهه ملی همچنان که از عنوان آن پیداست یک حزب و یا جمعیت نبود بلکه نیرویی بود که از همگرایی و همکاری احزاب مهم اصلاح طلب دهه سی و چهل فراهم شده و جبهه متحدی را در مقابل شاه و انگلیس تشکیل داده بود. احزاب و گروههایی که در تشکیل جبهه ملی اول و به خصوص جبهه ملی دوم حضور داشتند دارای اختلافاتی بودند که تصور آن که بتوانند کاری از پیش ببرند واقعا دشوار بود؛ چنان که در صف مقدم جبهه آنان از احزاب چپگرای سوسیالیست تا ناسیونالیستهای افراطی و همچنین نیروهای مذهبی و سنتی دیده می شدند. مبارزه با نفت خواری انگلیس و تقویت قدرت مجلس در مقابل دربار مهمترین نقطه اشتراک و دستمایه اصلی آنها برای مشارکت بود. ناگفته پیداست که جبهه ملی در مقطع حساسی از تاریخ ایران سد راه خودکامگی شاه و استعمارگری گستاخانه انگلیس شده بود و سرانجام توانست به همراه سایر مبارزین نهضت ملی نفت مردم ایران را رهبری و به پیروزی رساند اما افسوس که ناهمگونیها و ناهماهنگیهای داخلی در جبهه ملی توان ایجاد اصلاحات ساختاری را از آن سلب نموده بود. علاوه بر این، بسیاری از اعضای جبهه ملی دوم نسلی از روشنفکران مدرن بودند که امریکا را کعبه مقصود و ناجی مْلک و ملت ایران می دانستند و درحقیقت با حمایت و نفوذ امریکا به سطوح بالای نخبگی دست یافته بودند ولذا نمی توانستند در انجام اصلاحات از امریکا پیشی بگیرند. نیروهای چپگرای جبهه نیز عملا از به دست گیری مرکزیت جبهه و نیز کسب حمایتهای توده ای عاجز بودند و ترجیح می دادند که در جبهه، مشارکت داشته باشند تا اینکه به اتهام قدرت طلبی مورد حساسیت سایر احزاب جبهه ملی و شاه و امریکا قرار گیرند. پشتوانه مردمی جبهه ملی را روحانیون و سازمانهای مذهبی وابسته به آنها و بازاریان و کارگران تشکیل می دادند و همین گروه ها بودند که از جبهه ملی، قدرتی ساختند که بتواند در مقابل شاه و دربار توانایی ایستادگی داشته باشد.بگذریم. امریکا شاه و جبهه ملی را در کنار هم می خواست و از آنجا که شاه در شرایط برتری امریکا در صحنه جهانی و با حمایت آنها حکومت می کرد، قول همه گونه همکاری و اصلاحات را به دولت امریکا داده بود و این معامله جبهه ملی را به شدت تضعیف می کرد، تا جایی که به مرور نقش موثر خود را از دست داد و دیگر در دهه پنجاه خبری از آن همه شور و حرارت و فعالیت نبود. مقاله زیر می تواند مورد توجه شما علاقمندان به موضوع جبهه ملی قرار گیرد که امید است چنین باشد.
روایتی از خشونت عریان و جنگهای داخلی در کلمبیا
منبع:
شهروند ۱۳۸۶ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
الگوهای پیدایش شهر و شهرنشینی در تاریخ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و روند پیدایش مناسبات شهری در ایران طولانی و پیچیده است و از این رو، مباحث مربوط نیز با دشواری هابی روبرو است که از آن میان است چگونگی شکل گیری جامعه شهری به عنوان یکی از مباحث راهبردی در مطالعات تاریخ شهر در ایران.
پیشینه طولانی مناسبات شهرنشینی در تاریخ ایران و پیامدهای اقتصادی ـ اجتماعی این شکل از زندگی جمعی در تکامل جامعه ایران، نشان دهنده اهمیت پژوهش در ابعاد این موضوع است. مطالعه وجوه تشابه یا تمایز شهر و روستا یا پیوستگی های جامعه شهری با جامعه روستایی، یکی از زمینه های مهم در مطالعه تاریخ اجتماعی ایران است و دستاوردهای این مطالعه پرتوهایی تازه بر مباحث شهرشناسی و روستا شناسی تاریخی ایران می افکند. در پژوهش حاضر موضوع رونده ای غالب در ظهور و تکامل مناسبات شهری در تاریخ ایران، با نظر به این مسئله مورد بررسی قرار می گیرد که آیا این روند با عنوان نتیجه تکامل طبیعی مناسبات اجتماعی ایران تحقق می پذیرفت یا این که روند مزبور تحت تأثیر عوامل غیر یکسانی قرار داشته است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که بر خلاف نظریات رایج، پدیده شهرنشینی در ایران دارای منشاء متنوع بوده و از این رو عامل سیاسی بیش از یک متغیر تأثیرگذار، نباید در نظر گرفته شود.
فرایند اصلاحات سازمان نظامی در دوره قاجار
منبع:
زمانه ۱۳۸۵ شماره ۵۲
حوزههای تخصصی:
جنگ، همواره یکی از حوادث تاثیرگذار در تحولات جوامع بشری بوده است. ازاین رو، نیروهای سازمانی و غیرسازمانی دخیل در آن نیز همواره از اهمیتی بی بدیل در جهت بخشی به تحولات برخوردار بوده اند. نیاز به اصلاحات و گرایش به آن در ایران تنها پس از جنگهای ایران و روسیه، به صورت جدی نمودار گردید و توجه صاحبان قدرت را جلب نمود. بنابراین، باید بخشی از بررسی فرایند اصلاحات را در ایران عصر قاجار، به سازمان نظامی این دوره اختصاص داد. در مقاله حاضر، سازمان نظامی عصر یاد شده، در دو دوره قبل و بعد از ورود مستشاران و متخصصان نظامی اروپایی، بررسی شده است
از فدائیان اسلام تا موتلفه
منبع:
زمانه ۱۳۸۶ شماره ۶۶
حوزههای تخصصی:
زمانی که نیروهای مذهبی ضرورت انسجام و سازمان دهی را برای همراهی و مبارزه در کنار رهبر و مرجع زمانه خود، یعنی امام خمینی(ره)، احساس کردند و قرار شد به پیشنهاد ایشان برای تشکیل ائتلافی سیاسی مذهبی عمل کنند، دو میراث بزرگ را پشتوانه کار خود قرار دادند؛ یکی راه و روش مبارزاتی و تشکیلاتی فدائیان اسلام، که هنوز یاد رشادت و شهادت آنها از خاطرها پاک نشده و دیگری بهره بردن از دستگاه اقتداریافته و سازمان یافته روحانیت که مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) آن را ایجاد کرده بود. نهاد روحانیت در زمان ایشان توانسته بود مجتهدان و عالمان بسیاری تربیت کند که استفاده از آنها برای پیشبرد نهضت کاملاً مؤثر بود. از سوی دیگر وی با ایجاد سیستم وکالت، بازار و اصناف گوناگون را با نهادهای مذهبی در ارتباط نزدیک و کاملی قرار داده بود که این ارتباط پشتوانه های مالی و اجتماعی خوبی برای زمینه سازی و تداوم نهضت فراهم ساخت. هرچند مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) با روش فدائیان اسلام آشکارا مخالفت می کرد، به گونه ای بر نهاد مرجعیت و روحانیت زعامت نمود که به شکلی ریشه ای تر و گسترده تر، زمینه های تجدید حیات آرمان های فدائیان اسلام محقق شد و نیروهای مذهبی توانستند از لحاظ مادی و فرهنگی با دست کاملاً پُر انقلاب شکوهمند اسلامی را به پیروزی رسانند.
ارتش نادرشاه
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال بررسی خاستگاه ارتش نادرشاه (حکومت 1747-1736) و نوع سپاهیان ایرانی در دوره ی صفویه، پیش از رسیدگی به جزئیّات بیش تر در باره ی ترکیب و ساختار ارتش در رأس آن، در اوایل دهه ی 1740 است. بنای کار توسّط رودی متی گذارده شده است. در این مقاله اظهار شده است که فقط تحت سرپرستی نادر بود که ایران به طور کامل سلاح باروتی را پذیرفت و این که این اقدام، انقلابی نظامی (نه فقط انقلابی در تکنولوژی، بل که در نوع تمرین نظامی، انضباط و اندازه ی کمّی ارتش هم چنین نوع رفتار) بود، امّا با مرگ ناگهانی نادر، توانست تا حدودی تغییرات وسیع اجتماعی و اقتصادی به هم راه بیاورد که جفری پارکر و دیگران آن را با انقلاب نظامی در اروپا وابسته می دانستند. در بهار سال 1743، ارتش نیرومند 375000 نفری ایرانی نادرشاه برای حمله به عراقِ تحت حاکمیّت عثمانی استوار [و آماده] بود. این برای نخستین بار در تاریخ ایران بود که سواره نظام و پیاده نظام، هر دو به طور جامع با سلاح باروتی بروز، مجهّز شده بودند، و ارتش دارای یک رشته توپ خانه ی جدید شامل نزدیک به 350 توپ و خمپاره انداز بود که به ندرت علیه شهرهای کرکوک و موصل مورد استفاده قرار گرفت. این ارتش بزرگ منضبط شده بود، به خوبی انگیزه داشت، به خوبی تأمین شده بود، به طور منظّم حقوق دریافت می کرد و تغذیه شده بود، و شامل سربازهای با تجربه از لشکرکشی های موفّق نادر در هند و آسیای مرکزی بود. ارتشی که عثمانی ها را قبلاً مغلوب کرده بود و می توانست باز این کار را انجام دهد. اغراق نیست که گفته شود که در این تاریخ، این ارتش نه تنها نیرومندترین نیروی مستقل در آسیا، بل که در سراسر جهان بود. ایجاد و نگه داری آن ارتش می توانست فرآیندهایی را آغاز کند که در زمان لازم، تغییرات تقریباً بزرگ و با دوامی را در
نقشه راه
منبع:
زمانه ۱۳۸۶ شماره ۵۸
حوزههای تخصصی:
چشم انداز، بحثی نسبتاً نو در عرصه حل مسائل جوامع انسانی است که بی تردید نمی تواند به صورت کامل با الگوهای سابق تطابق داشته باشد. نکته مهم در این بحث، اصلاح و ارتقای نگرش و بینش و سپس روش فردی، گروهی، ملی و جهانی در خصوص مواجهه با بحران ها و چالش هاست. با بهره مندی کشور از سند چشم انداز بیست ساله، این پرسش مطرح می شود که جایگاه فرهنگ در عینیت بخشی به اهداف سند چگونه است؟ با توجه به ماهیت بحث چشم انداز، فرهنگ جایگاهی محوری دارد و لذا طرح مهندسی فرهنگی، ضرورتی حیاتی و مقدمه ای اجتناب ناپذیر در هموارسازی مسیر تحقق اهداف سند چشم انداز بیست ساله است.