نوسازی نظامی ایران توسط عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه آغاز گردید. او پیشگام اصلاحات در عصر جدید ایران بود. در دوره ناصرالدین شاه این اقدامات شتاب بیشتری یافت. هدف پژوهش حاضر، تبیین روند نوسازی قوای نظامی ایران در دوره ناصری و نسبت آن با امنیت و موانع دوگانه داخلی – خارجی توسعه پایدار آن است. این نوسازی از صدارت امیرکبیر آغاز گردید و با فراز و نشیب تا پایان دوره ناصری تداوم داشت. پرسش اصلی این است که چرا نوگرایی نظامی ایران برای حفظ امنیت و صیانت از کیان ایران در مسیری پایدار قرار نگرفت؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که امیر کبیر کوشید برای کسب استقلال نظامی، کشور سومی را وارد معادلات کند. دنباله روی از این سیاست با وجود موانع ساختاری در داخل و نفوذ خارجی منشأ خدمات ارزنده ای شد. در دوران پسا امیرکبیر، به رغم وجود موانع این برنامه ها تداوم داشت. هیچ یک از دول روس و انگلیس راضی به تشکیل یک نیروی نظامی قوی در ایران نبودند. در داخل نیز نظام طائفه ای و قبیله ای مانعی جدی برای شکل گیری نظم و امنیت در کشور بود. از این رو، علی رغم تشکیل قوای قزاق و نیروی پلیس نتوانست چنان که باید به برقراری نظم و امنیت در کشور بینجامد.
مرکزیّت آتش و آتشکده در دین ایرانی، و به تبع آن در آیین زردشت، همواره یکی از شناخته شده ترین و آشکارترین جنبه های این دین بوده است و نیایش آتش و مناسک مرتبط با آن چنان در فرهنگ و دین ایران باستان ریشه دوانیده و از چنان اهمیت و محوریّتی برخوردار بوده که مشاهده گران ظاهربین را چاره ای باقی نمی ماند جز اینکه ایرانیان باستان را آتش پرست نام نهند. پژوهش حاضر، پژوهشی است توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش تحقیق کتابخانه ای که با تکیه بر اسناد و متون تاریخی و نیز بهره گیری از داده های مردم شناسانه، به بررّسی دلایل و زمینه هایی می پردازد که چنین جایگاه برجسته ای را برای آتش و آتشکده ها در فرهنگ ایران باستان فراهم ساخته اند. بدین منظور، ابتدا به سراغ کارکرد دینی آتش و آتشکده ها می رود و نقش آتش به مثابه واسطه میان انسان های زمینی و ایزدان آسمانی را به بحث می گذارد و سپس، از کارکرد اجتماعی آتشکده ها- و به ویژه آتش های بهرام- از حیث نقش آن ها در شکل دادن به هویّت اجتماعی و به دنبال آن، تقویت یگانگی و همبستگی اجتماعی سخن می گوید و بر این اساس، برخی از وقایع تاریخی در ایران باستان و روزگار اسلامی را تبیین می کند.
اشغال نظامی تفلیس و ولایات ایرانیِ آن سوی ارس در ربع نخست سده سیزدهم/نوزدهم گام نخست روسیه تزاری در جهت تأسیس یک نظم جدید استعماری در جنوب قفقاز بود. این نظم جدید استعماری، زمینه ای فراهم کرد که در بستر آن روند تغییر نظام سیاسی، اداری و اجتماعیِ حاکم بر اراضی تصرف شده و الحاق ساختاری آن به امپراتوری تزاری مدیریت شود. در پژوهش پیشِ رو کوشش شده است ماهیت راهبرد استعماریِ روسیه تزاری در قبال حوزه مسلمان نشین جنوب قفقاز و سازوکار عملیاتی آن در مراحل آغازین، بر محور رفتار و اقدامات یک چهره محوری آن یعنی الکسی پترویچ یرملوف بررسی شود. پرسشِ محوری تحقیق ناظر بر تبیین رابطه ای است که می توان میان اقدامات یک فرماندار نظامی و سیاست کشور متبوع وی جهت ایجاد یک ساختار استعماری تشخیص داد. این بررسی با رویکرد تاریخ سیاسی و اداری و با تکیه بر اطلاعات موجود در گزارش ها و اسناد آرشیوی به زبان های مختلف از جمله روسی انجام شده است. مقاله در سه بخش تنظیم شده است: بخش نخست به اقدامات سیاسی و نظامی یرملوف اختصاص یافته، بخش دوم، سیاست وی در جهت پی ریزی یک ساختار اداری جدید را می کاود و در بخش سوم، تدابیر اقتصادی وی بررسی شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نظم استعماری روسی در جنوب قفقاز، به ویژه در مراحل نخست تأسیس آن، سرشتی نظامی، دستوری و شخصیت محور داشت. به بیان دیگر، فرماندهان نظامی روس و اقدامات شخصی آنها در شکل گیری و توسعه این نظم استعماری نقشِ محوری داشت.
همان گونه که برداشت های گوناگون از گزارش های قیام عاشورا، زمینه ساز ارائه دیدگاه هایی متفاوت و گاه متعارض درباره چیستی و چرایی قیام سیدالشهدا(ع) بوده است، بازخوانی این گزارش ها می تواند زمینه ساز رسیدن به تحلیل هایی نو و ژرف از بستر و بایسته های رویدادهای مربوط به قیام عاشورا و در نتیجه شناخت هرچه بهتر این قیام شود. این مقاله با روش وصفی تحلیلی، همراه با بازخوانی چند گزارش عاشورایی، مانند وصیت نامه سیدالشهدا(ع) به محمد بن حنفیه، ملاقات آن حضرت(ع) با فرزدق و بشر بن غالب و نوحه خوانی جنیان در منطقه خزیمیه که به وسیله مورخانی چون ابن سعد، بلاذری، طبری، ابن اعثم و شیخ مفید بیان شده است، می کوشد فضای زمانی و مکانی صدور این گزارش ها را بکاود. این بررسی نشان می دهد که به دلیل خلط و جابه جایی قسمتی از گزارش ها در برخی منابع و برخی استنتاج های کم اعتبار، برداشت هایی نادرست از اخبار عاشورایی شکل گرفته است.
بناهای بسیاری در سرزمین پهناور ایران وجود دارد که از جهت گاهنگاری و کاربری دارای مشکل اند، زیج منیژه از جمله این بناهاست که در نزدیکی سرپل ذهاب کرمانشاه واقع شده و نظرات گوناگون در مورد آن ابراز شده است. این بنا، بنایی سنگی با ملات گچ است که ابعاد آن ۵۷×۳۵/۵ متر و با پلان مستطیل شکل است. تاکنون هیچ گزارش و مطالعه دقیقی در مورد این اثر به چاپ نرسیده است. برخی از محققین در اشاراتی گذرا این بنا را کاروانسرای دوره ساسانی قلمداد نموده، برخی دیگر کوشک و تعدادی رصدخانه را به عنوان کاربری بنا ذکر کرده اند. در این پژوهش، کلیه مدارک موجود و اشارات تاریخی گردآوری گردید و اساس کار بر فعالیت های میدانی متمرکز گردید و بنا به دقت از نظر پلان، مصالح و دیگر ویژگی ها بررسی و مطالعه شد. هدف از این پژوهش، مشخص نمودن کاربری بنا با توجه به شواهد برجامانده از آن و مقایسه بنا با سایر بناهای مشابه از لحاظ ویژگی و سبک معماری می باشد. از مهم ترین نتایج این پژوهش پیشنهاد کاربری این بنا به عنوان یک کوشک یا کاخ کوچک و اتراقگاه موقت است.
سنت و فرایند نقل شفاهی در تولید، حفظ و انتقال مواد و اطلاعات تاریخی که به پیدایش تاریخ نگاری اسلامی انجامید از مسائل بنیادی در تاریخ نگاری اسلامی است چراکه، مهمترین منبع نگارش و تدوین متون تاریخی قرون نخستین اسلامی داده های شفاهی است که متکی بر مسموعات و محفوظات راویان بوده است. باتوجه به شفاهی بودن بخش عمده ای از اطلاعات اولیه تاریخی و ثبت و تدوین تدریجی آنها، و از سوی دیگر به دلایلی ازجمله جعل، تحریف و به تبع آن تعارض و اختلاف روایات، اعتبار منقولات تاریخی که همان روایات شفاهی است مسئله اصلی این تحقیق است . نخستین و جامع ترین معیار سنجش روایات شفاهی خطبه حضرت علی(ع) است که با تقسیم روایات و اصناف راویان به چهار گروه به نقد رجال براساس اوصاف آنان پرداخته است. در این پژوهش با روش تحلیلی انتقادی، ضمن تبیین مفهوم سنت شفاهی و نقش آن در تاریخ نگاری اسلامی، معیارهای اعتبارسنجی روایات تاریخی و راویان از نگاه امام علی(ع) به دست بررسی سپرده شده است .
تبیین رویکردهای سیره نگاران امامیه به سیره پیامبر | در قرون دوم تا چهارم هجری، علاوه بر اثبات اهتمام آنان به سیره آن حضرت | ، به دسته بندی این رویکردها و تبیین فضای حاکم بر سیره نگاری امامیه کمک خواهد کرد. به همین منظور، مکتوبات امامیه در سیره پیامبر | شناسایی و به دلیل فقدان آنها، قطعات برجای مانده از برخی از آنها به روش تطبیقی گونه شناسانه تحلیل گردید. تحیل و گمانه زنی این داده ها نشان داد که در قرون نخستین سه رویکرد اصلی؛ روایی، کلامی و تاریخی بر فضای سیره نگاری امامیه حاکم بوده است. در دو رویکرد روایی و کلامی به رغم تفاوت در روش، سیره نگار درصدد ارائه چهره ای فراتاریخی و فرابشری از پیامبر | بوده و درصدد اثبات حقانیت ایشان و اهل بیت × می باشد. درحالی که در معدود آثاری که با رویکرد تاریخی نوشته شده نویسنده با پایبندی به عناصر تاریخ؛ اعم از زمان، مکان، شخصیت و رویداد درصدد ارائه تاریخ عینی و واقعی از آن حضرت می باشد.
طی جنگ جهانی اول، جنوب ایران متأثر از رقابت و تخاصم قوای فرامنطقه ای درگیر در جنگ؛ اوضاع متشنجی داشت. در این راستا حضور قوای وطن پرست در سپهر عمومی سیاسی امنیتی فارس متأثر از اقدامات و حضور دو قدرت فرامنطقه ای قابل تحلیل و ارزیابی است. چگونگی برخورد و تعامل ایلخانی قشقایی با قوای فرامنطقه ای و تعلل های وی در همکاری با نیروهای ملی و مردمی و در مقابل چرایی مماشات او با بریتانیایی ها در آغاز جنگ و نبرد با آنان پس از واقعه خان زنیان به عنوان سؤال اصلی طرح شده و این فرضیه که خطر حذف از صحنه قدرت، ایلخانی قشقایی را بر آن داشت تا سرانجام وارد مقابله مستقیم و جنگ با انگلیسی ها گردد؛ مورد ارزیابی قرار می گیرد. در این نوشتار با تأکید بر اسناد، منابع و داده های نو و مقابله آن ها با تحقیقات جدید و اسناد موجود، نشان داده خواهد شد، ایلخانی قشقایی نه تنها از اتخاذ موضعی صریح در همراهی با مجاهدین جنوب خودداری کرد بلکه در مواضعه با رقبا و دشمنان سنتی خود وارد بازی پیچیده ای گردیده است.
بشقاب های سیمین شکار از آثار هنری دوره ساسانی به شمار می روند که درون و روی این بشقاب ها پادشاهان کماندار ساسانی را در حال شکار حیوانات مختلفی به تصویر کشیده اند. در این پژوهش، تعداد پانزده بشقاب سیمین عصر ساسانی با هدف تحلیل چگونگی بازنمایی شاه شکارچی و همچنین کمان گیری وی در بشقاب های نقره بررسی شده اند. چگونگی تعامل تصویری کمان و اجزای آن با پیکر پادشاه، مسئله ی کانونی پژوهش حاضر است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که هنرمند ساسانی در بشقاب های سیمین با نقش شکار، چگونه اجزای کمان را با پیکر و چهره ی پادشاه و همچنین ویژگی های تکنیکی هماهنگ کرده است. اصلی که رعایت می شد این بود که به لحاظ تصویری، صورت پادشاه جنگجو، شجاع، قدرتمند و همیشه پیروز، مخدوش نشود یا مانعی در برابر صورت وی به لحاظ تصویری قرار نگیرد. داده های این مقاله از موزه ها و همچنین برخی منابع معتبر تاریخ هنر و باستان شناختی این دوره و با روش تحلیل و توصیف تاریخی و مقایسه ی تصاویر ارائه می شود.
پژوهش پیش رو، در پی آن است تا به روش تاریخی و بر پایه اسناد و مدارک تاریخی و منابع کتابخانه ای به بررسی و تبیین منازعات فرقه ای در ری عصر سلاجقه بپردازد و پاسخی به این پرسش که چالش ها و تعارضات فرقه ای میان چه گروه هایی بوجود آمده و چه پیامدهایی را به دنبال داشته است؟ در شهر ری، از یکسو پیروان تسنن با حمایت حاکمان و وزرای سلجوقی در اکثریت و اولویت قرار داشته و با شیعیان از گروه های مختلف در تضاد و آن ها را مورد آزار و اذیت قرار می دادند و در نقطه مقابل، دیدگاه و تفکر شیعیه امامیه و اسماعیلیه حضور داشته و توسط سلاطین سلجوقی متهم به رافضی می شدند. بر اساس یافته های حاصله، گسترش مجادلات فقهی و کلامی، تالیف کتب و رساله های متعدد در اثبات یا رد عقاید و دیدگاه های فرقه ای، رکود معتزله، و گسترش صوفی گری از مهمترین پیامدهای این تعارضات می باشد.