در اوایل قرن بیستم میلادی ژاپن به عنوان یک قدرت نظامی و سیاسی شرقی وارد معادلات سیاسی جهان شد. این امر موجب شادی ملت های آسیایی شد، چرا که ظهور ژاپن را در راستای رستاخیز جدید آسیا تلقی می کردند. از طرف دیگر در خود ژاپن عده ای شعار آسیا برای آسیایی ها را طرح نمودند. حامیان این اندیشه، که عنوان «پان آسیائیسم» یافت، خواهان توجه ویژه ی ژاپن به آسیا و حمایت از ملت های آسیایی در مقابل تهدیدات غرب بودند. حوادثی که در پی آمد، در عمل اندیشه ی پان آسیائیسم را به حاشیه راند، چرا که ژاپن خود به استعمارگری جدید تبدیل شده بود. با این حال عده ای از متفکران مسلمان (در ایران و روسیه) هنوز به ژاپن اعتماد داشتند و امید دریافت یاری از این کشور را در سر می پروراندند. عده ای از متفکران مسلمان نیز به اسلام آوردن ژاپنی ها دل بسته بودند و شایعاتی چون تشرّف امپراتور ژاپن به اسلام در گوششان طنین زیبایی داشت.انعکاس اندیشه ی پان آسیائیسم در میان مسلمانان موضوع این مقاله است. این تحقیق در نظر دارد با روش توصیفی- تحلیلی از طریق بررسی آرای دو تن از متفکران مسلمان (عبدالرحیم طالبوف از ایران و عبدالرشید ابراهیم از روسیه) نوع نگاه ملت های مسلمان به مساله ی پان آسیائیسم، بخصوص در ایران و امپراتوری روسیه، را بررسی نماید. یافته های تحقیق مؤید آن است که توجه متفکران مسلمان به سیاست پان آسیائیسم ژاپن برای بهره برداری از قدرتِ در حال طلوع ژاپن برای مهار توسعه طلبی دیگر قدرتهای استعمارگر، بخصوص روسیه و انگلستان، بوده است.
ز منظر تاریخِ اکنون ، این پیش فرض که متون تاریخی را صرفا ذهنیت پدیدآورنده ی آنها سمت و سو می دهد ،ناپذیرفتنی است زیرا میان متن موجود و ساختارها و فرآیند های سیاسی و مذهبی رابطه ای وجود دارد . بنابراین هر متن تاریخی را می توان با طرح این مساله پیش رو نهاد که دغدغه های سیاسی ، اجتماعی و مذهبی ِ نویسنده به برجستگی چه اشخاصی منجر شده و این نامها با چه نوع هویتی ، ذیل چه رابطه هایی با چه سنخ داوری هایی و با بهره گیری از کدام واژه ها و در چه نوع پیکربندی هایی سامان یافته است ؟در این بررسی با اتکاء به این مبانی نظری شیوه ی بازیابی بغوی درترجمه ی خلفای راشدین را در معجم الصحابه مورد تحلیل قرار می دهیم زیرا بازنمایی روایات معجم الصحابه نشان می دهد که اگر چه روایات آن انعکاسی از همان روایات قرن اول تا سوم هجری است اما گزینش و چینش و چگونگی استعمال واژگان آن در راستای طرد یا برجسته سازی برخی از اصحاب رسول خدا شکل گرفته است تا به فرآیند سیاسی مذهبی زمانه پاسخ قاطعی دهد و یا در جهت تایید این فرآیند ها و ایدئولوژی ها حرکت نماید.
گونه شناسی معماری آرامگاهی در دوره اشکانی فرزانه سبحانی [1] عباسعلی رضایی نیا [2] چکیده بر پایه مدارک باستان شناختی، در دور ه اشکانی تنوع مذهبی وجود داشت. پادشاهی اشکانی این امکان را فراهم کرده بود که در قلمرو وسیع اشکانی، اقوام گوناگون در اجرای مراسم و مناسک دینی خود آزادانه عمل کنند. در نتیجه با توجه به تنوع گروه های قومی و مذهبی، شیوه های مختلفی در احداث بناهای آرامگاهی ایجاد شد. ساخت آرامگاه به مثابه نوعی از معماری یادمانی، همواره توجه طبقه ممتاز جامعه را به خود معطوف می کرد. بناهای تدفینی بازتابی از قدرت متوفیان در ساختارهای سیاسی، اعتقادی، اقتصادی و اجتماعی جامعه بود. این گونه از بناها همواره مورد توجه، احترام و تقّدس مردم بود و از طریق پیوندی که با ریشه های هویتی جامعه داشت، شکل گیری و توسعه سنت های معماری آرامگاهی را در طول تاریخ موجب شد. هدف مقاله حاضر، شناخت سبک معماری بناهای آرامگاهی دوره اشکانی از لحاظ پلان، سازه و تزئینات، گونه شناسی معماری آرامگاهی این دوره و در نهایت، درک نوآوری و تداوم سنت های فرهنگی و هنری در ساخت بناهای آرامگاهی است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی بناهای آرامگاهی دوره اشکانی معرفی و طبقه بندی و سبک معماری آنها بررسی و گونه شناسی شده است. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در گستره شاهنشاهی اشکانی تنوع چشمگیری در ساخت بناهای آرامگاهی دیده می شود و می توان آنها را براساس ویژگی های کالبدی به دو گونه دست کند (دخمه ای) و دست ساز (ساختمانی) تقسیم کرد. سبک معماری آرامگاه های دوره اشکانی نشان دهنده تداوم سنت های معماری آرامگاهی این دوره است. واژه های کلیدی : شاهنشاهی اشکانی، معماری آرامگاهی، گونه شناسی، سنت های معماری، بناهای یادمانی [1] . کارشناس ارشد باستان شناسی دانشگاه کاشان، farzaneh2004_1382@yahoo.com [2] . استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه کاشان rezaeinia@kashanu.ac.ir
در اوایل قرن11ه.ق/17م، شاه عباس اول گروه هایی ازخانوارهای اتباع ارمنی را از موطن آنها در جلفا و ایروان، به اصفهان و مناطقی از حومه آن کوچ داد. حضور ارامنه در اصفهان و حومه آن به مثابه گروه های مهاجری تلقی شد که حق انتخاب محل نداشته و به این مناطق کوچانده شدند. بر این اساس، بخشی از ده نشینان و کشاورزان آنها در بعضی نواحی روستایی منطقه ی لنجان اسکان داده شدند. مقاله حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از فضای جستارهای میدانی، به دنبال پاسخ به این پرسش ها است که: اسکان خانوارهای ارامنه در لنجان با چه اهدافی صورت گرفت و کدامیک از نواحی روستایی لنجان ارمنی نشین بودند؟ ارامنه طی حضور خود در منطقه ی لنجان چه اثرات مهمی بر وضعیّت اقتصادی این منطقه داشتند؟ یافته ها نشان می دهد که: ارامنه مهاجر، با اهداف سیاسی، اقتصادی و دفاعی در سطح وسیعی از نواحی حاصلخیز لنجان سکونت داده شدند. حمایت شاهان صفوی از ارامنه و تلفیق نیروی کار بومی و ماهر، سبب رونق کشت و زرع و فعالیّت های وابسته به آن در منطقه شد؛ به دست آنها آبادی های چندی بنیان نهاده شد و کار و تولید در منطقه رونق گرفت. در اواخر دوره ی صفوی ارامنه متحمل فشارهای اقتصادی و مذهبی شدند.
زمان روی کارآمدن قاجارها، هیچگونه سیستم ارتباطی منظمی در کشور وجود نداشت. کشور از یک دوره نسبتاً طولانی جنگ و کشمکش های نیروهای سیاسی برای دست یابی به قدرت، آسیب جدی دید بود و بسیاری از زیرساخت های ارتباطی شبکه حمل و نقل خصوصاً چاپارخانه ها نابود شده بود. در زمان نادرشاه، حتی سربازان شاغل در این مراکز به میدان های جنگ فراخوانده شده بودند؛ در نتیجه هیچ سازمان رسمی جهت فرستادن اطلاعات از یک بخش به بخش دیگر از کشور، حتی بین والیان و دولت مرکزی وجود نداشت. اصلاحات عمیق دامنه دار و وسیعی در خطوط ارتباطی و شبکه حمل و نقل در دوره پهلوی ایجاد شد. راههای شوسه ساخته شد بنابراین ساختمان پست مرکزی در تهران و برخی از نواحی شهری بزرگ ساخته شد. هدف پژوهش حاضر، بررسی روند چگونگی شکل گیری و گسترش نهاد نوین پست در دوره قاجار و پهلوی ایران بود. روش این پژوهش تاریخی از نوع تحلیلی است که بر پایه مطالعات و بررسی های کتابخانه ای و اسناد آرشیوی است. گردآوری داده ها پس از نقد و بررسی آنها مورد تفسیر و تحقیق قرار گرفت.
هدف : دوره سلطنت رضاشاه مرحله ای در ارتقای موقعیت اجتماعی زنان ایران بود. دولت در اجرای برنامه تجدد و سکولاریسم، برنامه های متعدد ازجمله تأسیس دانشسَراهای دخترانه تأسیس کرد که شکل سازمان یافته تر دارالمعلمات به شمار می رفت. هدف تأمین و تربیت معلمان زن بود. این ابتکار در آن زمان در ارتقای جایگاه آموزشی و فرهنگی زنان نقش مؤثر داشت. نشان دادن این نقش هدف این مقاله است. روش/ رویکرد پژوهش : داده ها از اسناد و مدارک آرشیوی و کتابخانه ای گردآوری و تحلیل شده است. یافته ها و نتیجه گیری : تأسیس دانشسَراهای دخترانه سبب افزایش سواد زنان و تأمین آموزگاران زن شد و زمینه ورود زنان را به عرصه عمومی، به ویژه دستگاه اداری و مراکز علمی فراهم کرد . از این رو در ارتقای موقعیت موثر بود؛ هرچند در ابتدا عمدتاً به زنان طبقه بالا محدود بود.
نظر به اهمیت موضوع آموزش زنان در نزد کنشگران زن فعال در عرصه مطبوعاتی عصر مشروطه، مقاله حاضر بر حسب متون زن نوشته در روزنامه ایران نو، می کوشد نمایی از جایگاه و وضعیت زنان در فضای اجتماعی، فرهنگی آن دوره ارائه داده و با بکارگیری تکنیک تحلیل محتوای کمی کیفی پرسش های ذیل را پاسخ دهد: ویژگی های روزنامه نگارانه متون زن نوشته در روزنامه ایران نو چیست؟ زنان نویسنده مکتوبات چه نمایی از وضعیت زنان زمانه خود به مخاطب ارائه می دهند؟ این زنان در خلال نامه ها از چه استدلال هایی در حمایت از لزوم ارائه آموزش جدید برای زنان کمک می گیرند؟ آیا می توان سنخ بندی از این استدلال ها به دست داد؟ یافته ها نشان می دهد زنان پیشرو و فرهیخته در پرتوی فضای آکنده از ارزش های جدید مشروطیت از ابزار رسانه ای نوینی چون روزنامه مشهور، حرفه ای و ترقی خواهی چون ایران نو برای بیان وضعیت اسف بار زنان و نیز استدلال هایی در دفاع از لزوم آموزش زنان و برون رفت از وضعیت مذکور شامل بهبود کیفیت فرزندپروری در ابعاد سلامت جسمی و تربیتی، تدبیر منزل و ترقی کشور سود جسته اند. آنان با تکیه بر انتظارات نقش مادری و همسری و از منظری راهبردی در بلند مدت، با مخاطب قرار دادن جامعه و خصوصا مردان علاوه بر زنان فی نفسه، تغییری بنیادی در وضعیت آنان و بطور کلی جامعه را انتظار دارند که پیشرفت و تعالی واقعی ایران را با خود به همراه دارد.
حضور علویان در نواحی شمال ایران از اواسط سده سوم قمری آثار عمیق، گسترده و پایداری در اوضاع این مناطق برجای نهاد. در پژوهش حاضر میراث سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ناصر اُطروش و پیامدهای فعالیت وی در آن نواحی با تکیه بر منابع معتبر و تحقیقات جدید به روش توصیفی تحلیلی بررسی می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که کرامت انسانی، مبنای اندیشه و اخلاق سیاسی، وحدت اجتماعی عامل اصلی در اجرا و تحقق آرمانهای سیاسی، روا داری نسبت به مخالفان، عفو خطاکاران و اغماض نسبت به زیردستان از مشخصات اندیشه و حیات سیاسی ناصر اطروش بود و او از این طریق توانست قدرت سیاسی از دست رفتهعلویان و آموزه های فکری، فرهنگی و سیاسی تشیّع را میان ساکنان بومی منطقه احیاء کند. همچنین، تعالیم فقهی وی حاکی از تقریب فقه زیدیه به امامیه بود.
با پیروزی نهضت مشروطه، مردم لرستان به مانند تمام مردم ایران انتظار داشتند که با اقدامات دولت و مجلس مشروطه شاهد بهبود اوضاع زندگی خود باشند، اما این بهبود هرگز اتفاق نیفتاد. علل زیادی برای ناکارامدی مشروطه در ایران ذکر می شود، ولی دلیل آن هر چه بود آثار مثبت زیادی برای لرستانیها نداشت و حتی تأثیرات منفی آن بیشتر بود. مردم لرستان اگر قبل از مشروطه به علت شرایط دیکتاتوری حاکم بر منطقه از امنیت نیم بندی برخوردار بودند، منطقه آنها بعد از شکل گیری حکومت مشروطه به هرج و مرج و بی ثباتی کامل تبدیل شد. اقتصاد هم به واسطه نبود امنیت رونق خود را از دست داد و دستبرد به کاروان های تجاری هر روز بیشتر می شد. مطمئناً وجود امنیت مهمترین مؤلفه پیشرفت در تمام زمینه ها به ویژه اجتماعی و فرهنگی می باشد، پر واضح است که با وجود جو توأم با هرج مرج و عدم امنیت، حکومت مشروطه در این دو عرصه نیز نتوانست ارمغانی برای لرستان داشته باشد. بنابراین با اینکه مردم لرستان در به ثمر نشستن انقلاب مشروطه نقش مثبتی را ایفا کردند، اما این انقلاب تأثیرات مثبت ملموسی برای مردم نداشت. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده که با استفاده از منابع دست اول صورت گرفته است.
در این پژوهش، به مرور اجمالی سیر روابط سیاسی ایران و انگلستان می پردازیم. سپس به بررسی مناسبات فرهنگی دو کشور در عصر قاجار خواهیم پرداخت و طی دو مبحث، از این روابط سخن خواهیم گفت و نقش انگلیسی ها را در این عرصه ارزیابی خواهیم کرد. نخست از نقش آفرینان این روابط در چهار دسته – دیپلمات ها، نظامیان، سیاحان و ایرانگردان و دیگر استادان و پژوهشگران ایران شناس و فارسی دان- یاد خواهد شد. سپس حاصل کار این چهار دسته انگلیسان در قلمرو تاریخ، جغرافیا، تمدن و هنر ایران و زبان و ادب فارسی بررسی می شود و ضمن معرفی پژوهش ها و تحقیقات گوناگون آنان اعم از تألیف و تدوین آثار در این زمینه ها، نقد و تصحیح متون، ترجمه و اقتباس آثار علمی وادبی منظوم و منثور، کاوش ها و کشفیات در آثار تاریخی و ابنیه باستانی و دیگر تلاش های هر چهار دسته نقش آفرینان این عرصه ها، نقش آنان در شناخت و شناسایی و ارتقاء عرصه های گوناگون فرهنگ ایران و نهایتاً تعاملات و روابط فرهنگی دو کشور در طول دوران صد و پنجاه ساله سلطنت قاجارها بر ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
از روزگاران نزدیک به انقلاب مشروطیت، کنشگران سیاسی ایرانی در استانبول با جنبش ضد استبدادی در ایران پیوند داشتند. اما در این میان این پیوند بیش از همه در یاری ایرانیان مقیم استانبول با جنبش مقاومت تبریز برای بازگرداندن نظم مشروطه گی و پایان دادن به عصر «خرده خودکامگی» محمدعلی شاه نمودار شد. با آغاز مقاومت مجاهدان به رهبری ستارخان کوشندگان سیاسی ایرانی در بیرون مرزهای ایران از پراکندگی و بی کنشی بیرون آمده و به تکاپو و جنبش برآمدند. ایرانیان مقیم استانبول و مشروطه خواهان تبعیدی در چارچوب «انجمن سعادت ایرانیان» به دنبال یاری رساندن به مجاهدان تبریز برآمدند. آنان در عمل به نماینده جنبش مقاومت در خارج از کشور بدل شدند. هواداران جنبش مقاومت در استانبول در کنار یاری های مالی، اخبار پایداری ها و پیرزوی های مجاهدان را در برابر جبهه متحد استبداد و در تبریز به کشورهای اروپایی و نیز به عتبات عالیات گزارش می دادند. آنان درپیوند با رهبری مذهبی برون مرزی انقلاب در عتبات به حمایت معنوی رهبران مذهبی از جنبش مقاومت دامن می زدند. ستارخان بارها به زبان آورده بود که مقاومتش بر بنیاد فتوای علمای عتبات در حمایت از مشروطیت استوار یافته است. جنبش مقاومت تبریز نیز انجمن سعادت ایرانیان را به عنوان سخنگوی خود در بیرون مرزها پذیرفته بود و برخی خواسته ها و ضرروت های نیازمند پیگیری در عرصه بیرونی را از آنان انتظار داشت. انقلاب 1908 ترکان جوان، نیز زمینه مناسبی برای کنشگری ایرانیان هوادر جنبش مقاومت ایجاد کرده بود. نوشتار حاضر بر این فرض اساسی استوار است که کوشش های ایرانیان مقیم استانبول در بازتاب جهانی جنبش مجاهدان تبریز به رهبری ستارخان و تدارک حمایت های مالی تبلیغی آن جنبش نقشی درخور داشته. آنان بر بنیاد همین تلاش ها بود که حمایت انگلستان و روسیه از استبداد محمدعلی شاه را در افکار عمومی جهان آن روزگار بی اعتبار ساختند.
مسیرهای تاریخی ولایت «طرهان/طرحان» در جنوب غرب استان لرستان، از راه های برون منطقه ایپرتردد و مهم بود. از مهم ترین این مسیرها، محور ارتباطی کرمانشاه به خوزستان در دوره ساسانی و سده های آغازین اسلامی است که آثار معماری ارزشمندی در آن ساخته شده است.اهداف پژوهش حاضر، مطالعه قابلیت های ارتباطی منطقه طرهان و بررسی تأثیر جغرافیا، اقلیم و آب و هوای منطقه در چگونگی انتخاب مسیرها و تحلیل سازمان فضایی بناهای مرتبط با آن است. رویکرد تحقیق تاریخی-تحلیلی است و گردآوری یافته ها با مطالعه میدانی و جست وجو در منابع کتابخانه ای انجام شده است.نتایج تحقیق نشان می دهد که وضعیت جغرافیایی و اقلیمی منطقه سبب شکل گیریدو مسیر بهاره و پاییزه در منطقه شده بود. این راه ارتباطی علاوه بر برقراری ارتباط خوزستان با مناطق شمال و شمال غرب ایران از طریق طرهان، نقش زیادی در برقراری امنیت ناحیه و پایداری استقرار های آن نیز داشته است. از دیگر نتایج این پژوهش، شناسایی بخش زیادی از جاده های سنگ فرش در مناطق کوهستانی، تعدادی قلعه –که به منظور حفاظت از راه ها و کاروان ها ساخته شده بودند-، ایستگاه های بین راهی با کارکرد خدماتی-رفاهی، آب انبار، کاروان سرا/ منزلگاه و همچنین کتیبه هایی از دوره اسلامی است که برای اولین بار در این پژوهش شناسایی و معرفی شده اند.