در اوضاع آﺷﻔﺘه سیاسی اجتماعی پس از ﺣﻤﻠه مغول و به ویژه پس از زوال ایلخانان (651تا736ق/ 1256تا1335م)، فضا برای ایفای نقش و کنشگری پهلوانان در عرصه های مختلف، در برخی مناطق ایران و قلمرو حکومت های محلی فراهم شد. در دوره آل مظفر، همچون دوران ایلخانان مغول، پهلوانان نقش های گوناگونی ایفا کردند. پژوهش حاضر نقش سیاسی و نظامی پهلوانان را در حکومت آل مظفر (713تا795ق/1314تا1393م) واکاوی می کند. حکومتی که با سنت های پهلوانی پیوند نزدیک و نگاه مهربانانه داشتند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، درصدد بررسی چگونگی ایفای نقش پهلوانان در زمینه های سیاسی و نظامی حکومت آل مظفر است. برخی از پهلوانان، فرماندهان نظامی قدرتمندی بودند که در رویدادهای داخلی و خارجی حکومت آل مظفر ایفای نقش می کردند. بعضی از این پهلوانان که مدتی در جایگاه فرمانده نظامی بودند، به حکومت شهرها رسیدند و گاه به چنان اقتداری دست یافتند که مدعی حکومت شدند و رویاروی آل مظفر قرار گرفتند. این قبیل نافرمانی ها از یک سو ضعف تشکیلاتی مظفریان را نمایان می کند و از سوی دیگر، نشان می دهد این پهلوانان با تأثیرگرفتن از فضای حاکم بر جامعه در قرن هشتم قمری/چهاردهم میلادی به رفتارهایی همچون تمرد علیه حاکمان، ریاکاری، خیانت و فریب کاری روی آوردند. عده ای از پهلوانان نیز، در کنار دیگر گروه های مهم اجتماعی، برای تأمین امنیت سیاسی و اقتصادی حکومت آل مظفر تلاش کردند.
موضوع این نوشتار ستیز اقتصاد زراعیِ رعیتی- معیشتی و اقتصاد زراعیِ تجاری در بازه ی زمانی 1320-1304 است. تداوم نظام زمینداری و جان سختی مناسبات آن در ایران و نیز ایستائی جامعه ی دهقانی همزمان یا پس از شکل گیری دولت مدرن، مسئله ی قابل تأملی است. انتظار می رفت با نفوذ سرمایه و رواج اقتصاد تجاری، تغییراتی در این امر رخ دهد. اما نه تنها دولت، تاجر- مالکان و مالکان بلکه دهقانان نیز علاقه ای به تغییر این شیوه ی تولید و مناسبات آن نشان ندادند. برای تبیین این مسئله، این سؤال قابل طرح است که: «چرا در دوره ی رضاشاه، زارع ایرانی در برابر تلاش های دولت برای رواج اقتصاد زراعیِ تجاری مقاومت کرد و به ستیز پرداخت؟» یافته های پژوهش نشان می دهد که دهقان ایرانی برای معیشت کشت می کرد. هدفش بیشینه سازی درآمد نبود، بلکه بخت خانواده برای زنده ماندن و موجودیت بود. شرایط نامساعد آب و هوا، آفت های زراعی، نا آشنایی با مناسبات بازار و سیاست بین الملل مایه ی نگرانی و بی اعتمادی مالک و زارع به زراعت تجاری و پافشاری آنان بر زراعت معیشتی بود. بنابراین با نفوذ سرمایه و رواج اقتصاد زراعیِ سرمایه دارانه، در مناسبات زمینداری و وضعیت اجتماعی زارعان تغییری به وجود نیامد و قواعدی که برای سالیان دراز نظام کشاورزی ایران را ثابت نگه داشته بود، بر هم نخورد. عوامل تولید از نظام اجتماعی سنتی آزاد نگردید. بلکه سبب همراهی و همگامی زارع با مالک و تحکیم نظام ارباب - رعیتی گردید.
گزارش هایی از سیره معصومان(ع) به ویژه امیرالمؤمنین حضرت علی(ع)درباره روش برخورد با مخالفان وجود دارد که دربردارنده لعن صریح و با نام و نشان و گاه سبّ و شتم است. با توجه به عصمت ائمه(ع)پذیرش این گونه از گزارش ها دشوار می نماید. در این پژوهش تلاش شده است با تکیه بر تحلیل های تاریخی، نمونه هایی از گزارش های یاد شده براساس سنت عالمان شیعه در نقد و بررسی متن و سند اخبار و روایات، راست آزمایی شود. ممکن است در نگاه اولیه با توجه به شهرت گزارش های مورد بحث، پژوهش در میزان اعتبار سند آنان، مُوجّه جلوه ننماید اما بررسی ها نشان دهنده ضعف سندی و در نتیجه، اعتبار اندک گزارش های یاد شده است. این پژوهش به این نتیجه نزدیک می شود که این گزارش ها ساخته گروه های منحرف عقیدتی و سیاسی بوده است و انگیزه های مختلفی در جعل و تحریف آن وجود داشته است.
یکی از سنت های تاریخ نگاری ایران، نگارش کتاب هایی درباره زندگانی پادشاهانی است که دوران زمامداری ایشان با تحولات بسیار اثرگذاری همراه بوده است. یکی از این دست کتابها-که به صورت نسخه خطی می باشد- توسط «اسماعیل حسینی مرعشی تبریزی» معروف به میرملایم بیگ از نویسندگان دوران شاه صفی و شاه عباس دوم صفوی نگاشته شده است و آن را می توان «عالم آرای شاه تهماسب» نام نهاد. نویسنده در این کتاب با هدف شرح وقایع دوره زمامداری شاه تهماسب اول صفوی (۹۸۴-۹۳۰) به تالیف رخدادهای واقعه از سال ۹۳۰ تا ۹۸۱ ق و به صورتی داستان گونه همراه با گزارش های تاریخی پرداخته است. از آنجا که نسخه مذکور آگاهی های بسیارسودمندی از اوضاع سیاسی و نظامی عهد شاه تهماسب در اختیار می گذارد و افزون بر آن اطلاعات مفیدی از منظر اجتماعی و فرهنگی درباره احوالات عامه مردم، آن هم با زبانی روان و نثری سهل الوصول ارائه می دهد، لذا در این مقاله به معرفی آن پرداخته شده است. این مقاله با هدف معرفی و بررسی ویژگی های متعدد و درخور این کتاب –که کمترین بدان توجه شده است- می کوشد در حد اجمال و با دسته بندی و تبیین خصوصیات اصلی و برجسته این نسخه، اهمیت و ارزش نسخه مذکور را یادآور شود.
از اواسط قرن چهارم هجری باقدرت گرفتن فاطمیان در مصر و گسترش دامنه نفوذ آن ها در شام، نحوه تعامل با امپراطوری بیزانس به مسئله ای جدی در مناسبات خارجی خلفای فاطمی تبدیل شد. براین اساس، پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی، تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که منازعات و تعاملات خلافت فاطمیان مصر با دولت بیزانس در حوزه شام در قرون چهارم و پنجم (ه-ق) چگونه و متأثر از چه عواملی بوده است؟ نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که فاطمیان پس از استقرار در مصر و در راستای اهدافی چون گسترش قلمرو خود و مقابله با توسعه طلبی های بیزانس، بر سرزمین شام مسلط شدند. در سراسر سال های غلبه فاطمیان بر این منطقه، آنان موفق شدند تا با سیاستی که مبتنی بر گفتگو و جنگ بود به مبارزه با جاه طلبی های بیزانس بپردازند. این دو گانه تعامل و تقابل، فاطمیان را در موقعیتی قرار داد تا با استفاده از توانمندی های خود در عرصه های نظامی و دیپلماسی، ضمن مهار سیاست های توسعه طلبانه دولت بیزانس، به کسب مشروعیت سیاسی و توسعه قلمرو خود بپردازند. ازاین رو راهبرد اساسی فاطمیان دراین باره، بر دو محور تعامل یا تنازع و در راستای حفظ مرزها، دفاع از سرزمین های اسلامی و تثبیت اقتدار خویش بر سرزمین شام استوار بود.
پس از به قدرت رسیدن صفویان با ادعای سیادت، نقش سادات و جایگاه سیادت در تاریخ ایران برخلاف ادوار پیشین وارد مرحله جدیدی شد. به این ترتیب دو مفهوم سیادت و سادات در تاریخ نگاری دوره صفوی نمود ویژه ای پیدا کرد. مسئله اصلی این پژوهش بررسی نقش سادات و جایگاه سیادت در تاریخ نگاری عصر صفویه است. می باشد. یافته های این پژوهش که با روش تاریخی انجام شده، نشان می دهد که منابع تاریخ نگارانه آن دوره با تأکید بر سه مقوله نسب بنیان گزار سلسله صفویه، نقش اساسی سادات کیایی در تأسیس صفویه و نقش سادات سه گانه در نبرد چالدران، به مفهوم سیادت توجه ویژه ای داشتند. توجه غالب منابع تاریخی به این سه مقوله با تأکید بر کنش گری سادات در رویدادهای دوره صفوی و توجه سادات به تاریخ نگاری نشانگر تحول جایگاه سیادت و نقش گروه اجتماعی سادات در ایجاد یک گفتمان غالب در تاریخ نگاری عصر صفوی است.
دامنه نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران علاوه بر تهران به شهرهای دیگر ازجمله همدان نیز کشیده شد. مردم همدان با ارسال تلگراف به آیت الله کاشانی و دکتر مصدق بارها حمایت خود را از نهضت ملی کردن صنعت نفت و دولت اعلام کردند. در جریان انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی در سال 1330ش در همدان احزاب و گروه های سیاسی موافق و مخالفِ نهضت ملی و دولت حضوری فعال داشتند. هدف : تحلیل فعالیت های احزاب و گروه های سیاسی و نتایج حاصل از این مشارکت سیاسی. روش/ رویکرد پژوهش : داده ها از اسناد آرشیوی و منابع کتاب خانه ای استخراج شده است. یافته ها و نتیجه گیری : در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی همه احزاب و گروه های سیاسی و متنفذین همدان اعم از موافق و مخالف نهضت ملی فعالیت کردند و هرکدام اهداف خاص خود را داشتند. روحانیون و جمعیت طرفداران جبهه ملی همدان در این مرحله باهم دچار اختلاف شدند؛ ارباب جراید هم یکدست و همراه نبودند و به دو گروه تقسیم شدند. این دوگانگی و اختلاف احزاب و گروه های سیاسی، و قاطع نبودن انجمن نظارت بر انتخابات موجب شد که انتخابات در همدان برگزار نشود و نماینده ای راهی مجلس شورای ملی نشود.
اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم و مشکلات ناشی از آن همچون ناامنی، تورم، احتکار، قاچاق و مهاجرت روستاییان به شهرها، آسیب های فراوانی به کشاورزی ایران، از جمله اصفهان وارد کرد. دولت برای مقابله با مشکلات موجود تدابیر مختلفی را به کار برد. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان موفقیت تدابیر و اقدامات دولت برای حل مشکلات و بهبود شرایط زندگی کشاورزان در اصفهان است.برای بررسی این موضوع از رویکرد توصیفی- تحلیلی استفاده می شود و روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای و اسنادی خواهد بود. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد اشغال کشور توسط متفقین تأثیر مخربی بر کشاورزی ایران که پایه اصلی اقتصاد کشور را تشکیل می داد، وارد کرد. دولت برای مقابله با مشکلات کشاورزان، سیاست ها و اقداماتی همچون تعمیر قنوات و شبکه های آبیاری، تشویق زارعان به کشت بهاره و پرداخت وام طولانی مدت به کشاورزان را در پیش گرفت. اما این سیاست ها به دلیل بی ثباتی دولت ها، اختلاف و درگیری میان افراد و گروه های مختلف سیاسی و قومی، حضور و کارشکنی نیروهای اشغالگر خارجی، خشکسالی و آفت زدگی محصولات کشاورزی، چندان مفید و مؤثر واقع نشد و کشاورزی اصفهان همچون سایر نقاط ایران، شرایط بدتری را نسبت به قبل از اشغال کشور تجربه کرد
در پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی- به تبیین اقدامات نوگرایانه دولت پهلوی دوم در شهر سنندج با تکیه بر بهداشت این شهر پرداخته شد. سوأل اصلی پژوهش هم معطوف به نحوه اثرگذاری اقدامات نوگرایانه دولت پهلوی در شهر سنندج و پیامدهای این اقدامات بر حیات اجتماعی مردم این شهر بود. در این دوره گام هایی اساسی در راستای ارتقای سطح بهداشتی مردم سنندج برداشته شد. بویژه از سال 1340 به بعد روند تحولات در این زمینه شتاب بیشتری به خود گرفت. برای نخستین بار دولتی متمرکز متولی امر بهداشت و ارتقای سطح امکانات بهداشتی شد و در دو زمینه کلی آموزشی و درمانی درراستای بهبود سطح بهداشت این شهر گام برداشت. این مسئله دو نتیجه کلی را در پی داشت: یکی اینکه ناخواسته موجب ایجاد فاصله میان مردم شهر سنندج و مناطق پیرامون آن شد و دیگر اینکه به عنوان عاملی اساسی در افزایش جمعیت درونزاد شهر عمل کرد. ارتقای قابلیت های بهداشتی روند حرکتی جمعیت این شهر را از سیر صعودی بسیار کُند و گاهاً نزولی به یک روند صعودی دایمی و گاهاً سریع تبدیل کرد. البته در مورد اقدامات بهداشتی دولت پهلوی در شهر سنندج نباید اغراق کرد و هنوز با میانگین کشوری اختلاف زیادی داشت. روش تحقیق در پژوهش حاضر به صورت کتابخانه ای و آرشیوی بوده و پس از گردآوری اطلاعات لازم به سازماندهی اطلاعات و تجزیه و تحلیل و سرانجام استنتاج آن ها پرداخته شد.
حوزه خلیج فارس و مراکز تجاری آن از دیر باز تاکنون نقش اساسی خود را به عنوان منطقه مهم تبادلات اقتصادی در شرق، بویژه حوزه اقیانوس هند به خوبی ایفا کرده است. از این میان جزیره هرموز به لحاظ مجاورت با راههای بزرگ بازرگانی دنیای قدیم، همچون ادویه و ابریشم و قرار گرفتن در مسیر اقیانوس هند از اهمیت تجاری، بازرگانی و استراتژیکی ویژه ای برخوردار بود. روند حوادث تاریخی نشان میدهد که طی قرون هشتم و نهم هجری جزیره هرموز تبدیل به کانون اصلی مبادلات دریایی شد و جای گزین سیراف و کیش گردید. این مهم در سایه سیاست های متعادل و واقع گرایانه ملوک هرمز در تأمین امنیت تجاری در مناطق تحت نفوذ و اهمیت بخشیدن به تجارت دریایی و درآمدهای حاصل ازآن تحقق پیدا کرد.از طرف دیگر ملوک هرمز با بهره گیری از موقعیت گذرگاهی آبادی های تحت اداره خود، در دو بخش ساحل و دریا، با ایجاد ارتباط محلی با همسایگان خود از بیشترین بهره های اقتصادی برخوردار شدند وتوانستند طی قرون هشتم و نهم هجری به عنوان بزرگترین قدرت دریایی خلیج فارس، نقش عمده ای در تبادلات اقتصادی هرموز و حوزه اقیانوس هند ایفا کنند.
زمان یکی از عناصر مهم و کلیدی در روایت های تاریخی است که در کنار مؤلفه هایی چون مکان و شخصیت های تاریخی، قوام یک ابژه و رخداد تاریخی را شکل می دهد. مورخان برای نقل روایت های تاریخی از عنصر زمان به شیوه های گوناگون بهره گرفته اند. ژرار ژنت، برای درک بهتر از کارکرد زمان در روایات با تأمل بر عنصر زمان در روایت، نظریه «زمانمندی روایت» را طرح و شاخص های سنجش زمان روایت را بررسی کرد. پژوهش حاضر، بر آن است تا با بهره گیری از نظریه زمان بندی ژنت، به شیوه تحلیل محتوا به ارزیابی شاکله روایی کتابی تاریخی یعنی اکسیر التواریخ و روابط بین مؤلفه های روایی سازنده این ساختار بپردازد و الگوی کلی سطوح و مؤلفه های روایی کتاب را تبیین و تشریح کند. با توجه به اهمیت عنصر زمان در متون تاریخی مشخص می شود که در کنار سیطره نظم گاه شمارانه بر روایت نویسنده اثر، بی نظمی های زمانی چون گذشته نگری یا آینده نگری مورخ، روایت او را به سمت «نابهنگامی یا زمان پریشی» هدایت کرده است. درعین حال بسامد مفرد رویدادها به صورت بسامد غالب، از مهم ترین شگردهای زمانی است که مورخ در مقوله زمانمندی روایت از آن بهره برده است.
طبیعیات دوره اسلامی از مواریث گرانسنگی است که به لحاظ اعتبار و تأثیر در دوران شکوفائی تمدن اسلامی و احتمال بهره گیری از بخش هایی از آن در دوران معاصر، شایسته توجه بیشتر است. در این مقاله ضمن اشاره به طبیعیات و شاخه های مختلف آن در تمدن اسلامی، جایگاه و موقعیت آن در میان علوم دوره اسلامی مشخص می شود. این مقاله مدعی است که به علت هجوم علوم جدید به ایران، سیطره بلامنازع آن در نهادهای علمی، بی توجهی صاحب نظران معاصر به مواریث علمی قدیم، و ضعف درک ترابط علوم طبیعی قدیم و جدید، منجر به برداشت های غیر علمی، قضاوت های ناقص، و گاه داوری های ناروا از طبیعیات دوره اسلامی شده است. در این مقاله، برای درک دقیق تر و داوری بهتر از علوم طبیعی دوره اسلامی در عصر حاضر، انقسام تازه ای از طبیعیات پیشنهاد می شود.