یکی از منابع آگاهی دهنده پیرامون مشکلات جامعهٔ عصر قاجار، سفرنامه های رجال این عصر استکه در این میان سفرنامه هایی که در مسیر سفر به قلمرو قفقاز و عثمانی نوشته شده اهمیت بیشتری پیدا می کند چرا که سفرنامه نویس از راه مقایسهٔ جامعه ایران با این جوامع پی به بسیاری از حقایق پیرامون جامعه خویش برده و آنها را در سفرنامه اش انعکاس داده است. این مقاله با روش توصیفی و با تکیه بر سفرنامه های رجال عصر قاجاریه به دنبال بررسی مهم ترین موانع پیشرفت جامعهٔ این عصر از دید سفرنامه نویسان رجال قاجاری است و دستاوردهای تحقیق نشان می دهد که عقب ماندگی ایران در علوم و صنایع مدرن، عدم آموزش نوین در مدارس، عدم تساهل مذهبی در میان مردم ایران و عدم حمایت حکومت و کارگزاران حکومتی از مردم مهم ترین موانع پیشرفت انعکاس یافته در سفرنامه های این عصر است.
پس از ورود اسلام به ایران و فروپاشی نظام ساسانی تحصیل علم از انحصار طبقه ممتاز خارج و عمومیت یافت. با توجه به تاکید دین اسلام و نیاز جامعه ایرانی مسلمان به عالمان و مبلغان دینی و اشاعه دین و احکام آن، به امر حکام مسلمان در سراسر کشور مدارس علوم دینی بسیاری تاسیس گردید. شهر یزد به سبب موقعیت جغرافیایی و اقتصادیش نسبت به سایر شهرهای ایران و برخورداری از امنیت نسبی، مدارس علوم دینی متعددی در آن تاسیس گردیده. بر اساس منابع تاریخی موجود تاسیس مراکز علمی و مدارس در این شهر از دوران حکومت آل بویه آغاز شد و در دوران حکومت آل مظفر در یزد به اوج خود رسید. در عصر حاکمیت مغول بر ایران که بسیاری ازمراکز دینی و علمی در سراسر کشور نابود شد در یزد مدارس متعددی بنا گردید. رکود علمی در ایران پس از حملات تیمور تا عصر صفویه ادامه یافت. اما در عصر صفویه با توجه به پیوند دین و سیاست، تاسیس مدارس علوم دینی و اشاعه فقه شیعه مورد توجه شاهان و امرای صفوی قرار گرفت و مراکز علمی و مدارس مهمی در شهرها از جمله یزد مدرسه ای به نام مصلی ساخته شد. پس از زوال دولت صفویه مدارس علوم دینی نیز افول نمود. با برقراری امنیت و آرامش در عصرحاکمیت زندیه و قاجاریه تاسیس مدارس علوم دینی نیز مجددا رونق گرفت و در این دوران چندین مدرسه در یزد تاسیس شد از جمله دو مدرسه خان و شاهزاده که هر دو بنا از لحاظ معماری، استحکام و زیبایی همانند مدارس عصر صفویه است. این مدارس از زمان تاسیس تا کنون مرکز تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی در یزد بوده است و بسیاری از علما و روحانیون مشهور معاصر در این مدارس تحصیل و تدریس نموده اند. در حال حاضر نیز مدارس علوم دینی یزد از رونق خوبی برخوردارند. در این مدارس از دوران صفویه تا کنون روش گزینش طلاب و منابع درسی تغییر یافته، اما روش تدریس، تامین منابع مالی و اداره ی آنها از گذشته تا کنون تغییری نکرده است.
از افراد سرشناس و نیکوکار دوره قاجار، میرزا موسی وزیر مستوفی است. وی از سادات شهر تفرش بوده و نسبش به امام زین العابدین (ع) می رسد. در نوشتار حاضر به شخصیت شناسی و بیان خدمات وی پرداخته شده است. هم اکنون نیز جامعه از برخی خدمات ایشان بهره مند است؛ همچون مسجدی که در بازار تهران به همت ایشان بنا شده است. گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر به شیوه کتابخانه ای و تا حدودی میدانی بوده است و پردازش اطلاعات به روش توصیفی تحلیلی است.
منوچهرخان معتمدالدوله گرجی پس از فتح شیراز و ممسنی، حدود دو سال بین سال های 1250تا 1252ق/ 1834تا 1836م، بر این سامان و بر تمام ایالت فارس حکومت کرد. این دوران از دوره های مهم تاریخی فارس و ایران در دوره قاجار است. در تذکره خطی «مدایح المعتمدیه» که به نام معتمدالدوله و در شرح زندگانی سیاسی او نوشته شده است، به عمد یا به سهو، شرح وقایع این دو سال به اجمال و در عمل به گونه ای مخدوش روایت شده است. متأسفانه در منابع اصیل دیگر نیز، تنها اشاره های کوتاه و تکراری به این بازه زمانی شده است. گفتار حاضر بر مبنای منابع دست اول، تلاش می کند رویداد فتح شیراز و ممسنی به دست منوچهرخان معتمدالدوله و شیوه سیاست مداری او را در فارس تشریح کند؛ همچنین در مقاله این ﻣﺴﺌﻠه مهم بررسی می شود که چرا ایالت فارس در نگاه حکومت قاجار چنین اهمیت داشت و همواره کانون اختلاف و سیاست بازی بود.