هدف: شناسائی انواع دوخت عطف به کاررفته در صحافی کتب خطی دوره صفویه تا قاجار موجود در سازمان اسناد و کتابخانه ملی فارس، به منظور حفظ دوام و اصالتشان به هنگام مرمت. روش: روش پژوهش، کتابخانه ای و میدانی است. کتب خطی مربوط به دوره صفویه تا قاجار موجود در مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس که دارای تاریخ صحافی بودند انتخاب شدند. با دوربین Canon Power Shot SX40 HS از آن ها عکس برداری و مشخصاتِ صحافی شان یادداشت شد. با استفاده از نرم افزار SPSS مشخصاتِ صحافی در دوره های مختلف (صفویه، افشار، زند و قاجار) شناسائی شد. یافته ها و نتیجه گیری: انواع دوخت، انواع شیرازه، فرم های عطف، انواع جزوه، در منابع موجود در مرکز سازمان اسناد و کتابخانه ملی فارس شناسایی شد. در هر سه دوره (صفوی، افشار و زند، قاجار) بیشترین نوع دوخت به کاررفته دوسوزنه و بیشترین نوع جزوه هشت برگی است. هنگام مرمت و صحافی کتب خطی برای حفظ دوام و اصالت آثار باید از همان روش دوخت قبلی اثر استفاده کرد و در صورتی که روش دوخت قبلی قابل تشخیص نبود، مناسب ترین دوخت برای کتاب را انتخاب کرد.
ماهیت استبدادی حکومت پادشاهان سلجوقی و جایگاه بی بدیل سلطان در ساختار این حکومت، در تحلیل و بررسی علل فروپاشی سلجوقیان، واجد کمال اهمیت است و ضعف و زوال حکومت جانشینان ملکشاه نیز برآیند چنین بی ثباتی سیاسی بود. با عنایت به این امر، بررسی و شناخت عوامل پدیدآورنده و تشدیدکننده بی ثباتی سیاسی در این برهه تاریخی اهمیت بسیار می یابد. در این مقاله درصدد پاسخ بدین پرسش بوده ایم که میان سیاست های جانشینان ملکشاه از قبیل نزاع بر سر جانشینی، بی توجهی به امور رفاهی مردم، دمیدن به آتش جنگ های مذهبی و درگیری با خلافت و بروز بی ثباتی سیاسی در این دوره چه ارتباطی وجود داشته است؟ چارچوب نظری نگارندگان، نظریه دیوید ساندرز در باب بی ثباتی سیاسی است. بر این اساس، بی ثباتی سیاسی در دوره جانشینان ملکشاه بر مبنای دو مفهوم اساسی تغییرات و چالش ها تبیین و شاخص های آن طی چهار مقوله تغییر هنجار، تغییر مقامات اصلی اجرایی، تغییر مرزها و چالش های خشونت آمیز بازشناسی شده است. دستاورد این تحقیق حاکی از این است که همبستگی چشمگیری میان سیاست های جانشینان ملکشاه و بروز بی ثباتی سیاسی در این برهه تاریخی وجود داشته است.
در ابتدای دوران اسلامی، یثرب از سکونتگاه های عمده منطقه حجاز بود. به علت مهاجرت پیامبر(ص) به آنجا و شکل گیری حکومت پیامبر در آن سرزمین و همچنین نزول بخش درخور توجهی از پیام های الهی در یثرب، این سکونتگاه اهمیت چشمگیری داشت. این مقاله بر آن است دریابد مستشرقان تا چه اندازه موفق شده اند به واقعیت تاریخی یثرب/مدینه نزدیک شوند و همچنین تصورشان از محدوده یثرب/مدینه چگونه است. برای پاسخ به این مسئله ابتدا آرای خاورشناسان درباره یثرب/مدینه مرور می شود؛ سپس نتایج مطالعه های خاورشناسی با آخرین دستاوردهای پژوهشگران مسلمان، در حوزه تاریخ محلی مدینه، مقایسه خواهد شد تا میزان مطابقت آنها با یکدیگر مشخص شود. از سوی دیگر، به علت محاصره بودن سکونتگاه مدینه در میان دشت گدازه های یثرب، برای تعیین مساحت این سکونتگاه از سامانه GIS استفاده خواهد شد. نتایج نشان می دهند باوجود پژوهش های متعدد مدینه شناختی، خاورشناسان بر سر محدوده آن به توافق نرسیده اند. خاورشناسان الگوی «دولت شهر مدینه» ولهاوزن (J.Wellhausen) را دنبال نکردند. الگوی «شهرک مدینه» که فرانتس بوهل (F.Buhl) در آغاز سده بیست میلادی/چهاردهم هجری و نیز هَری مانت (H.Munt) در پایان آن مطرح کرد توجیه کافی نداشت. وات (W.Watt) بین تعبیر «واحه» و «شهرک» در تردید ماند و لِکِر (M.Lecker) الگوی «شهرک های خوشه ای» را دنبال کرد. درنهایت، شولر (M.Scholler) بدون اینکه برای سکونتگاه یثرب الگویی ارائه کند یا نامی بر آن نهد، برای نخستین بار مساحت یثرب/مدینه را معادل «چندین مایل مربع» دانست که چندان صائب نبود. نقشه های بازسازی شده خاورشناسان نیز به طور معمول گویای الگوی «شهرک» بودند و مساحت اندک مدینه را به 25 هکتار تقلیل می دادند؛ در حالی که مطالعه های انجام شده روی سکونتگاه های طوایف اوس و خزرج نشان می داد مساحت این منطقه بالغ بر چهار هزار هکتار بوده است.