هدف اصلی این پژوهش، بررسی سیر تغییر و تطور شخصیت پردازی قهرمانان در سنت شفاهی عاشیقی، در فرایند گذار از نوع ادبی حماسی به نوع ادبی داستان عاشیقی است. از این رو این پرسش مطرح می شود که تغییر و تطور گذار جامعه از موقعیت های مختلف تاریخی، چگونه در شخصیت پردازی قهرمانان داستان های ترکی تاثیر داشته است؟ در این راستا، به داستان عاشیقی اصلی و کرم می پردازیم که محصول سنت شفاهی عاشیقی ترکی است و در قفقاز، آناتولی، آسیای صغیر، ایران و حتی ارمنستان و گرجستان گسترده شده است. مدعای اصلی بر این امر استوار است که با مطالعه ی شواهد ادبی این گذار، می توان ردپای تبدیل روحیه ی جهانگیری ترکان کوچ نشین به زندگی ساده ی روستانشینی یا شهرنشینی و تغییر برداشت از زن و خانواده را بازجست. سایر یافته های پژوهش نشان می دهد؛ شخصیت شناسی هر یک از این انواع ادبی و مطالعه ی نوع روابط قدرت میان این شخصیت ها تا اندازه ای می تواند بیانگر ارزش های جامعه ی مخاطبین اثر و آفرینندگان آن ها باشد.
نبرد تَنگِ تامرادی در سال 1309ه.ش. میان دولت رضاشاه و ایل بویراحمد بر سر برنامه های نوسازی دولت پهلوی در قبال عشایر و رفتارهای خشونت آمیز نظامیان پهلوی با رؤسای ایل و مردم عادی ایجاد شد؛ که با پیروزی نظامی بویراحمدی ها بر قوای دولتی در محلی به نام تنگ تامرادی- در 50 کیلومتری شهر امروزی یاسوج- خاتمه یافت. بویراحمدی ها طرفدار عدم جنگ بودند، اما دولت پهلوی سرکوب عشایر را جزء ضروریات دولت مقتدر مرکزی و جامعه ی مدرنیته می دانستند. بنابراین، پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی تاریخی، با تبیین پیامدها به این پرسش پاسخ می دهد: جنگ تنگ تامرادی بر زندگی اجتماعی مردم بویراحمد چه پیامدهایی به دنبال داشت؟ یافته های پژوهش نشان می دهد، انتقام شکست جنگ دو رَگ مَدو 1307ه.ش.، منافع اقتصادی میادین نفتی جنوب، سوءظن به عشایر در تجربه ی تاریخی فتح تهران در سال 1288ه.ش. و احیای مشروطه، در تهاجمات نظامی رضاشاه به منطقه ی بویراحمد نقش داشته است. لذا برای این جنگ پیامدهای اجتماعی بسیاری را از جمله گذار اجباری- تدریجی از زیست کوچندگی به یکجانشینی، تضعیف اقتصاد دامی، استقرار حکومت نظامی، تشدید فشارهای روحی و جسمانی بر مردم عادی، اعدام برخی از رؤسای عشایر بویراحمد، کوچ اجباری طوایف بویراحمد به مناطق همجوار، فقر، دزدی و آسیب های اجتماعی بر زندگی اجتماعی مناطق درگیر می توان برشمارد.
ایجاد و گسترش موًسسه های خیریه نوین در دوره مشروطه پایه گذاری شد . از همین دوران، شمار زیادی از زنان با برپایی انجمن ها و جمعیت های مخصوص بانوان، موجودیت خود را اعلام کردند. این انجمن ها با صبغه سیاسی و درعین حال فعالیتی مخفیانه، در دوران رضاشاه و هم سو با شعارهای دولت مدرن پهلوی اول عرصه تازه ای یافتند که فعالیت زنان در موًسسات و انجمن های اجتماعی و فرهنگی را میسّر می نمود. با تحوّل این تشکّل ها و جمعیت های زنانه و در راًس آن کانون های خیریه رفاهی و بهداشتی، زنان با حمایت و پشتیبانی حکومت، فرصت و موقعیت ارائه خدمات در بخش های رفاهی و بهداشتی را به دست آوردند.
در دوران پهلوی دوم باوجود تحوّلات سیاسی متاًثّر از استعفای رضاشاه، جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و به رغم دوری روشنفکران و نخبگان فرهنگی از رژیم و همکاری نکردن با سازمان ها و نهادهای خیریه رفاهی - بهداشتی، بسیاری از زنان با شور و اشتیاق به فعالیت خود در این حوزه ادامه دادند. این مقاله بر آن است به سوًالات زیر پاسخ دهد:
1-حضور زنان در مؤسسات خیریه رفاهی – بهداشتی، از مشروطه تا پایان حکومت پهلوی دوم چه فراز و نشیب هایی داشته است؟
2-عوامل تشویقی یا موانع بر سر راه زنان فعّال در این حوزه چه بوده و میزان کارآمدی زنان در عرصه فعالیت های خیریه رفاهی – بهداشتی تا چه میزان قابل ارزیابی است؟
روش پژوهش مورداستفاده نیز منابع کتابخانه ای و آرشیوی، با روش تحقیقات کیفی و شیوه توصیفی– تحلیلی است
ایجاد و گسترش موًسسه های خیریه نوین در دوره مشروطه پایه گذاری شد . از همین دوران، شمار زیادی از زنان با برپایی انجمن ها و جمعیت های مخصوص بانوان، موجودیت خود را اعلام کردند. این انجمن ها با صبغه سیاسی و درعین حال فعالیتی مخفیانه، در دوران رضاشاه و هم سو با شعارهای دولت مدرن پهلوی اول عرصه تازه ای یافتند که فعالیت زنان در موًسسات و انجمن های اجتماعی و فرهنگی را میسّر می نمود. با تحوّل این تشکّل ها و جمعیت های زنانه و در راًس آن کانون های خیریه رفاهی و بهداشتی، زنان با حمایت و پشتیبانی حکومت، فرصت و موقعیت ارائه خدمات در بخش های رفاهی و بهداشتی را به دست آوردند.
در دوران پهلوی دوم باوجود تحوّلات سیاسی متاًثّر از استعفای رضاشاه، جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و به رغم دوری روشنفکران و نخبگان فرهنگی از رژیم و همکاری نکردن با سازمان ها و نهادهای خیریه رفاهی - بهداشتی، بسیاری از زنان با شور و اشتیاق به فعالیت خود در این حوزه ادامه دادند. این مقاله بر آن است به سوًالات زیر پاسخ دهد:
1-حضور زنان در مؤسسات خیریه رفاهی – بهداشتی، از مشروطه تا پایان حکومت پهلوی دوم چه فراز و نشیب هایی داشته است؟
2-عوامل تشویقی یا موانع بر سر راه زنان فعّال در این حوزه چه بوده و میزان کارآمدی زنان در عرصه فعالیت های خیریه رفاهی – بهداشتی تا چه میزان قابل ارزیابی است؟
روش پژوهش مورداستفاده نیز منابع کتابخانه ای و آرشیوی، با روش تحقیقات کیفی و شیوه توصیفی– تحلیلی است