حسن صباح نخستین داعی دیلمان (رودبار- الموت)، در زمان اقتدار سلطنت سلجوقی، خلافت عباسی و خلافت فاطمیان مصر، نهضت نزاری را بنیان گذاری کرد (483ق/1090م). او با تاسیس نهضت نزاری در قلاع درون قلمرو سلجوقیان، در رویارویی سیاسی، نظامی و حتی مذهبی با آن ها قرار گرفت. حسن صباح روش های نوینی در اداره جامعه اسماعیلی ایران به کار گرفت که در قلعه های فراز قله ها و رشته کوه های شمال، غرب و شرق ایران استواری یافت و تا یورش مغولان حیات سیاسی خود را ادامه داد. در این مقاله سعی می شود تلاش های سیاسی و نظامی نزاریان در دوره حسن صباح در رویارویی با سلجوقیان با در نظر داشتن اوضاع سیاسی سال های 483ق/1090م تا 518ق/1124م، دوره اقتدار و رهبری او، بیان شود.
پرفسور هرتسفلد در سال 1307 ش بر اساس تصویب «مجلس شورای ملی» به جهت تدریس در رشته تاریخ، جغرافیای تاریخی و باستان شناسی به استخدام دولت ایران درآمد. او در طی سال های 34-1931 م از طرف موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو مامور کاوش در تخت جمشید شد. وی در روز 6 مرداد 1312 قصد داشت با اتومبیل شخصی خود از مرز خسروی در غرب کشور خارج شود. ماموران گمرک تعداد 27 قطعه آثار عتیقه را از جامه دان او کشف و توقیف کردند.
با روی کار آمدن محمدعلی شاه قاجار و آغاز اختلافات او با مشروطه خواهان سرانجام مجلس شورای ملی از سوی قوای دولتی به توپ بسته شد و بساط مشروطیت برچیده گشت. و در ایران دوره ای آغاز شد که تحت عنوان «استبداد صغیر» شناخته شد و 13 ماه به طول انجامید. با آغاز این دوره، مشروطه خواهان از پا ننشسته شروع به مبارزه کردند. می توان گفت که تقریبا تمام اقشار اجتماعی در این مبارزه نمایندگانی داشتند و هر کدام به سهم خود بخشی از بار مبارزات را بر دوش کشیده، به مقاومت در برابر استبداد طلبی محمد علی شاه پرداختند. در این میان روحانیان و خصوصا مراجع و علمای عتبات نقش مهمی ایفا نمودند که با ارسال تلگرافات متعدد در واقع به آن بخش از فعالیت ها پرداختند که بعدها با عنوان فعالیت های قلمی شناخته شد. مقاله حاضر تلاشی است برای تبیین این فعالیت ها.
خاندان آققویونلوها در قدرتگیری و تثبیت خاندان صفوی در دوره شیخ جنید و شیخ حیدر نقش مؤثری ایفا کردند، این دو رهبر، موفقیتهای سیاسی و نظامی خود را مدیون آققویونلوها خصوصاً اوزون حسن بودند. پس از انقراض قرهقویونلوها صفویان درصدد برآمدند نفوذ خود را افزایش دهند، سیاست اوزون حسن آققویونلو نسبت به صفویان سیاست حفاظت و حمایت بود، اما پس از فوت وی فرزندش یعقوب حضور یک نیروی مجهز و تربیت شده را برای خود خطری بالقوه میدید. بنابراین درصدد کمک به دشمن صفویان یعنی شروان شاه برآمد. این تغییر خط مشی آققویونلوها در برابر صفویه نشان از آن دارد که یعقوب دیگر اتحاد با صفویان را لازم نداشت و دوران اختلاف بین آنها آغاز گردید که در نهایت به شکست و انقراض آققویونلوها انجامید. امّا پس از شکست، آنها به خدمت صفویان درآمدند و در تمامی دوران صفویه از شاه اسماعیل اوّل تا ظهور شاه عباس اوّل آققویونلوها در حالیکه به صفویان پیوسته بودند، از هر فرصتی برای تضعیف صفویان استفاده میکردند. آنان بارها قیام نمودند و به عثمانیان کمک رساندند و پس از مرگ شاه طهماسب اوّل با تکلوها هم پیمان شدند و در بسیاری از حوادثی که منجر به ضعف صفویان تا ظهور شاه عباس گردید، نقش ایفا نمودند.
ظهور و انتشار تمدن جدید غرب به غلبه آن بر سایر تمدنهای بشری منجر شد و در نتیجه تمدنهای مزبور در معرض نوسازی اجباری قرار گرفتند. اما اقدامات عملی مربوط به نوسازی، جنبه بیرونی و آشکار آن را نمایش میدهد. جنبه بنیادین و اصلی نوسازی به نحوه تفکر و تلقی از نوسازی مربوط میشود. تفکر و تلقی از نوسازی وجوه و مراتب گوناگون دارد. راهبرد یا استراتژی نوسازی، از وجوه فکری مهم نوسازی بهشمار میآید؛ زیرا از سویی هدف و غایت و از سوی دیگر روش تحقق نوسازی را تعین میبخشد. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که از آغاز سلسله قاجاریه تا ظهور مشروطیت، راهبردهای نوسازی مختلفی در درون حاکمیت قاجارها ظهور کرد و صرفنظر از ماهیت آنها، هیچ یک به پارادیم غالب و راهنما در جامعه ایران تبدیل نشدند و در نهایت نحوه تلقی و فهم از نوسازی و استراتژی مناسب آن به امری بحرانی و بحرانزا مبدل شد.