کتاب خاطرات مادر فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی، با عنوان «دخترم فرح» به طرز تناقض آلود و بسیار ساده لوحانه ای سعی دارد فرح و شوهرش محمدرضاشاه را از تقصیرات مبرا کند و علل فساد حکومت پهلوی و زمینه های سقوط آن را به دیگران نسبت دهد. هرچند این گونه اقدامات در عرصه تاریخ نگاری کاملاً عادی می باشد و خاطره گویی گاهی به وسیله ای برای حق به جانب گرفتن و تخریب دیگران تبدیل می شود، در مورد این کتاب به قدری بی احتیاطی و بی دقتی شده است که می توان در فصل فصل آن انبوهی از تناقضات آشکار را دید. نوشتار ذیل توضیحی در همین خصوص است.
با افزایش اهمیت روابط خارجی و تعیین کنندگی سیاست خارجی در بقای کشورها، چگونگی برقراری روابط و گزینش طرف های مقابل، به صورت مساله ای مهم نمایان گردید. این واقعیت در عصر رضاشاه هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر شرایط و اقتضائات خاص آن زمان اهمیتی دو چندان یافت، به گونه ای که نحوه مواجهه با قدرت های آن زمان و گزینش طرف های مقابل را تحت تاثیر قرار داد. گرایش به استفاده از نیروی آلمانی در معادلات مؤثر قدرت به مثابه نیروی سوم در کنار نیروهای روس و انگلیس موضوعی است که در مقاله حاضر تحلیل شده است.
حزب به عنوان نهادی سیاسی نقش مؤثری در قدرت یابی و انتقال مسالمت آمیز و سودمند آن دارد، اما چنین کارکردی نیازمند برخورداری از زمینه ها، لوازم و شرایط خاصی است که بر اثر آن ها حزب دارای پایگاه اجتماعی و اقتصادی باشد. به بیان دیگر، احزاب چنانچه ریشه داخلی و ملی نداشته باشند، قابلیت و توانایی مورد انتظار برای کشور را نمی یابند. حزب توده و افول آن نیز از همین زاویه در خور بررسی است. در مقاله پیش رو به بخشی از این فرایند، یعنی فعالیت های حزب توده در آلمان، توجه شده است.