فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۶۱ تا ۱٬۴۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷
43 - 52
حوزههای تخصصی:
Bullas are usually a bit of inscribed clay in different shapes and sizes that were made to stamp out goods. They were applied at a time when bullas were still soft and wet so that the owners of the goods could stamp them depending on their necessity and importance. Sealing imprints could be seen on bullas, with each bearing images, symbols, and inscriptions indicating or in possession of someone authorized to stamp on respective products. The discovery of these cultural materials during archaeological surveys brought to the fore the economic, cultural, religious, and political activities of the region in ancient times. Further study and research in this field can respond to many ambiguities and historical questions. The current paper is based on field surveys and library materials and aims to introduce, study, and compare Tal-i Gerdooha clay bullas discovered in Eqlid County. Based on images and inscriptions, bullas scrolls were divided into two groups and potentially belonged to the Sasanian period.
فعالیت های سیاسی شاپور بختیار در سال های پس از انقلاب اسلامی ایران (با تکیه بر اسناد و مطبوعات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاپور بختیار ازجمله چهره هایی بود که با وجود برخورداری از موقعیت های ممتاز در دوران پرفراز و نشیب حیات خویش، همچنان برخی از جنبه های زندگی خصوصی و عملکردش ناگفته و در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. نمونه آن را می توان در فعالیت ها و اقدامات وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جستجو کرد. هدف مقاله حاضر توصیف و تبیین اقدامات او برای نابودی جمهوری اسلامی است. سوال اصلی مقاله آن است که شاپور بختیار بعد از خروج از ایران در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران چه اقداماتی انجام داد؟ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اقدامات بختیار طی چندین مرحله به وقوع پیوست. زمینه چینی برای هرج ومرج و آشوب در ایران به ویژه مناطق مرزی، تخریب لوله های نفت خوزستان، ایجاد رعب و وحشت در تهران از طریق انفجارهای متعدد، راه اندازی نشریات، مجلات و ایستگاه های رادیویی، پخش اعلامیه علیه جمهوری اسلامی، همکاری با مخالفین جمهوری اسلامی مانند رژیم بعث عراق و کُردهای مخالف از جمله نتایج این پژوهش است.
بررسی هویت فرهنگی جشن در سیرۀ معصومان (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
1 - 23
حوزههای تخصصی:
آیین های مربوط به جشن در زندگی انسان اهمیت خاصی دارند. به ویژه، اگر این آیین ها جایگاه دینی داشته باشند در همبستگی و پایداری مردم تأثیرگذارند. به دلیل الگو بودن معصومان (ع) برای شیعیان و همچنین آمیختگی این آیین ها با باورهای نادرست، بررسی و شناخت آیین های جشن در سیره معصومان (ع) از جایگاه مهمی برخوردار است. این نوشتار در پی آن است که با روش گردآوری کتابخانه ای در منابع تاریخی و روایی و با رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی هویت فرهنگی آیین های جشن در سیره معصومان (ع) بر پایه شاخص های مفهومی سه گانه شادی، آراستگی و شادباش گویی بپردازد. دستاورد پژوهش نشان می دهد معصومان (ع) آیین های جشن ها را با اهداف دینی مانند یکتاپرستی، هم گرایی اجتماعی، شادمان سازی، انگیزه بخشی و یاری دیگران فرهنگ سازی می کردند و در این میان به آیین های عرفی مردم نیز توجه داشتند. توجه به برخی آیین ها در جشن غدیر مانند عبادت کردن، تنها در سیره نظری امام صادق (ع) و شادباش گویی، تنها در سیره عملی پیامبر(ص) را می توان در زمره آیین های جشن شیعی دانست.
مقایسه تطبیقی جغرافیای تاریخی فارس بر اساس دو کتاب نزهة القلوب مستوفی (قرن هشتم) و مختصر مفید مستوفی بافقی (قرن دهم)
حوزههای تخصصی:
مقایسه آموزش زنان از نظر حاذقه هروی و پروین اعتصامی
حوزههای تخصصی:
نسبت اخلاق و سیاست در گفتمان های اندیشه ای معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۸
1 - 25
حوزههای تخصصی:
تاریخ اندیشه سیاسی نویسی در ایران تاکنون عمدتاً از منظر رابطه سنت و مدرنیته نگاشته شده است و بدون اغراق می توان گفت که خود این شیوه نگارش اندیشه سیاسی به گفتمان مسلط و هژمونیک تبدیل شده است که امکان بروز گفتمان های دیگر را بر همین اساس سخت و دشوار کرده است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی در تلاش است تا از طریق بررسی نسبت اخلاق و سیاست پرتو تازه ای به گفتمان های اندیشه ای ایران معاصر بیفکند: گفتمان اسلام سیاسی، لیبرالیسم و مارکسیسم. از لحاظ نظری، سه نسبت میان اخلاق و سیاست وجود دارد: متافیزیک حداکثری، متافیزیک حداقلی و عدم رابطه بین اخلاق و سیاست. یافته های تحقیق نشان می دهد که گفتمان اسلام گرا از حیث نسبت اخلاق و سیاست، متافیزیک حداکثری است و از این رو خواهان دخالت حداکثری اخلاق گرایانه در حوزه سیاست است؛ گفتمان لیبرالیسم ایرانی، از این حیث، متافیزیک حداقلی است و خواهان کمترین دخالت اخلاق گرایانه در ساحت هایی از زندگی بشری است. گفتمان مارکسیسم ایرانی با توجه به بنیادهای نظری خاصی که بر آنها استوار شده است، معتقد به جدایی حوزه اخلاق از سیاست است.
نگاهی نو به انتساب نقش برجسته رگ بی بی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۸
71 - 84
حوزههای تخصصی:
در سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) در خارج از مرزهای ایران در منتهی الیه شمال شرقی افغانستان در محلی که مسیر باستانی ورود به شبه قاره هند است، نقش برجسته ای کشف شد که با توجه به قواعد و قراردادهای هنری در عصر باستان و همچنین، پوشش فرد اصلی حاضر در صحنه که محوریت ایجاد این نقش برجسته است، با عنوان یک اثر ساسانی شناسایی گردید. این اثر به طور اضطراری توسط هیأت باستان شناسی فرانسوی حاضر در افغانستان اسکن شد و مورد بررسی قرار گرفت و در سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷ طی مقالاتی به زبان های فرانسوی و انگلیسی معرفی گردید. با توجه به از بین رفتن چهره و تاج شاه در نقش برجسته مزبور نمی توان آن را به طور قطع به یکی از شاهان ساسانی منتسب کرد. با این حال، فرانسیس گرنه این نقش را به طور قطع متعلق به شاپور اول می داند. متأسفانه، به دلیل اوضاع سیاسی و نظامی محل نقش برجسته که طی سال های گذشته چندبار میان طرفین درگیر دست به دست شده است، امکان رؤیت و بررسی نقش برجسته از نزدیک وجود ندارد. با توجه به بررسی همه جانبه نقش برجسته رگ بی بی و مقایسه اجزاء آن با دیگر نقش برجسته های ساسانی و همچنین، واکاوی بستر سیاسی و فرهنگی که موجب ایجاد چنین اثری در خارج از مراکز اصلی تمرکز نقش برجسته های این دوره شده است، می توان به این نتیجه رسید که احتمالاً حضور بهرام دوم به عنوان شاه شکارگر در مرکز نقش برجسته، انتسابی صحیح تر است.
بحران نان و مدیریت آن در عصر اول فاطمیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از بحران های اساسی که دولت فاطمیان از بدو ورود به مصر با آن مواجهه بودند، بحران نان و کمبود آن است.آنان برای کنترل و مدیریت تبعات آن راه کارهای متعددی اعمال کردند. این مقاله در پی آن است که به این پرسش پاسخ دهد :فاطمیان، برای کنترل کمبود یا گرانی نان و یا بحران های ناشی از آن چه سیاست اقتصادی را اتخاذ کردند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد اقدامات فاطمیان در جهت مدیریت بحران نان متمرکز بر«کنترل عرضه» به مثابه کنترل عوامل انسانی اخلال گر بازار نان بیش از «کنترل تقاضا» بوده است.علاوه بر این آنان در مدیریت بحران نان بسته به علل ایجاد آن، اقداماتی از جمله: کاهش یا توقف موقت صادرات غلات، برنامه ریزی جهت افزایش واردات غلات، تخصیص یارانه نقدی به آرد و نان و توزیع مستقیم آن ، اصلاح شبکه توزیع و کاهش سهم واسطه ها در چرخه تولید و توزیع، دخالت مستقیم در تعیین وقیمت گذاری نان ، کنترل انحصار و احتکار در شبکه تأمین و توزیع نان و برخورد با عوامل انسانی اخلال گرو سودجو، خرید اعتباری غلات از تولید و توزیع ، فعال کردن نهادهای اقتصادی تنظیم کننده بازار و لغو انواع مالیات های خرید و فروش غلات؛انجام دادند. روش پژوهش در این مقاله توصیفی و تحلیلی متکی بر داده های گردآوری شده از منابع تاریخی است.
تبیین و تحلیل سیر ارتباط علمی محدثان و عالمان اصفهان و نیشابور از سده سوم تا هفتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعامل علمی در تمدن اسلامی زمینه بالندگی مراکز علمی و رشته های مختلف علوم را فراهم کرد. نیشابور به عنوان یکی از مراکز مهم علمی جهان اسلام، به خصوص در زمینه دانش حدیث و با داشتن امتیازات ویژه در جذب عالمان اصفهان به نیشابور موفق بود. تعداد این عالمان و محدثان اصفهانی در نیشابور در قرن چهارم و پنجم به دلیل شرایط نیشابور به هفتاد نفر رسید. شماری از عالمان نیشابور نیز در اصفهان حضور یافتند. برخی از عالمان و محدثان اصفهان، به خصوص کسانی که مذهب شافعی داشتند، با سفر به نیشابور بر جریان حدیثی نیشابور تأثیرگذار شدند و جزء مشایخ محدثان مشهور نیشابور قرار گرفتند. این نوشتار بر آن است تا با روش توصیفی و تحلیلی این سؤال را بررسی کند که چه عاملی در تعامل محدثان و عالمان نیشابور و اصفهان در قرن چهارم و پنجم مؤثر بود؟ چگونه محدثان اصفهان در دانش حدیثی نیشابور تأثیر گذاشتند؟ محدثان اصفهان به دلیل رونق مذهب شافعی در نیشابور و امتیازاتی که برای پیروان مذهب شافعی فراهم بود، در قرن چهارم و پنجم به نیشابور سفر و با محدثان نیشابور تعامل علمی کردند. همچنین برخی محدثان اصفهان با حضور در نیشابور جزء مشایخ و استادان محدثان بزرگ و مشهور شافعی مذهب نیشابور شدند و دستاورد این تعامل وجود روایات محدثان اصفهانی در تألیفات محدثان مشهور نیشابوری بود که به طور محسوسی در تألیفات محدثان مشهور نیشابور به چشم می خورد.
ایل کرد چمشگزک و حفاظت از مرزهای شمال شرق ایران پس از قرن یازده هجری قمری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از ایل های کرد نژاد ایران، ایل چمشگزک می باشد. این ایل تا قبل از قرن یازده (ه.ق) در مناطق دیار بکر و جنوب ارزنجان در کشور عثمانی زندگی می کردند. با رفتار قهر آمیز دولت عثمانی با شیعیان در شرق آناتولی، ایل شیعه مذهب چمشگزک به داخل ایران کوچ نموده و در منطقه مرزی مهاباد و اطراف آن ساکن گردید. همزمان با تشکیل دولت صفوی ازبکان که در ماورالنهر به قدرت رسیده بودند با حملات مکرر خود آرامش و امنیت را از مرزهای شمال شرقی ایران سلب نموده بودند. به طوری که ناامنی در مرزهای شمال شرقی ایران عمده ترین مشکل امنیتی این دولت بود. یکی از اقدامات دولت صفوی کوچ این ایل از شمال غربی ایران به مرزهای شمال شرقی کشور بود. این ایل در پیشگیری از تجاوزات ازبکان مانند دیوار دفاعی مستحکمی عمل نموده و مانع از هجوم آنان به مناطق مرکزی ایران گردید. یکی از اهداف اصلی این نوشتار، بیان علل کوچ این ایل به منطقه مرزی شمال شرق کشور و هدف دیگر آن تبیین نقش دفاعی آن در مقابل تجاوزات مکرر ازبکان می باشد. بررسی عوامل موفقیت این ایل در تحقق اهداف فوق موضوع مورد مطالعه این مقاله می باشد که به روش توصیفی- تحلیلی تبیین گردیده است. به نظر می رسد اعتقاد به مذهب تشیع، شجاعت نژادی و علاقه به آب و خاک این سرزمین از عوامل اصلی این موفقیت بوده است.
نقش امام زادگان در همگرایی فرهنگی و اجتماعی میان شیعه و اهل سنتِ افغانستان (از تیموریان تا معاصر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۱
145 - 165
حوزههای تخصصی:
مزار امام زادگانِ مدفون در افغانستان، در همگرایی بین مسلمانان این کشور، نقش بسزایی دارد. این پژوهش درصدد است جایگاه و نقش قبور امام زادگان مذکور در همگرایی و همزیستی مسالمت آمیز بین مردم مسلمان افغانستان را تبیین و تحلیل کند. این پژوهش با روش گردآوری داده های کتابخانه ای و به شیوه توصیفی_ تحلیلی انجام گرفته است. دستاورد این پژوهش این است که قبور امام زادگان در افغانستان، به خاطر قداستی که نزد همه مردم دارند، از اثرگذاری خوبی در همگرایی جامعه برخوردار بوده، و مانند ریسمان وحدت بخش پیروان مذاهب اسلامی را به هم پیوند زده، و از شقاق و پراکندگی مذهبی بازداشته است. این همگرایی در قالب برنامه های فرهنگی، که در این مکانهای مقدس انجام می گیرد (زیارت امام زادگان، توسل، تعلیم و تعلم، دعا و نیایش) و برنامه های اجتماعی (تجمعات فرهنگی_ مذهبی عید نوروز)، در این مراقد متبرک و اماکن مقدس تبلور پیدا کرده است.
واکاوی علل مهاجرت نیروی کار ایرانی به قفقاز (نیمه دوم قرن سیزدهم قمری/نوزدهم میلادی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
57 - 77
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی که حکومت قاجاریه با آن مواجه شد، مهاجرت توده های مردم بود؛ مهاجرتی که از 1266ق/ 1850م، و به نسبتی گسترده تر از 1286ق/ 1870م، از ایالات مختلف به خارج از ایران به خصوص نواحی جنوب قفقاز اتفاق افتاد، تا جایی که سالی چند هزار نفر ترک وطن می کردند و در کارخانه ها، صنایع نفت، دهکده ها، مزارع، اسکله ها و غیره در بدترین شرایط مشغول به کار می شدند. در این مقاله کوشش شده است با رویکردی توصیفی تحلیلی، مبتنی بر گردآوری داده ها از منابع آرشیوی و با اتخاذ چارچوب نظری مدل های جاذبه و دافعه براساس آرای متفکرانی چون روانشتاین، دروتی توماس و اورت اس. لی، چرایی مهاجرت نیروی کار ایرانی به قفقاز تبیین شود. مدعای پژوهش این است که عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، به عنوان عوامل فشار و کشش، در مبدأ و مقصد نوعی عدم تعادل ایجاد کردند که موجب مهاجرت نیروی کار ایرانی به قفقاز شد و طی سال ها این روند ادامه داشت.
Image processing on images of ancient artifacts with the help of methods based on artificial intelligence(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۱ - Serial Number ۵, June ۲۰۲۳
27 - 39
حوزههای تخصصی:
Artificial intelligence (AI) has the potential to revolutionize the field of archaeology by enabling researchers to analyze large amounts of data quickly and accurately. In this article, we have tried to implement some methods and algorithms in image processing on the image of ancient artifacts. We implemented the algorithms on two historical models as examples, one of which is the image of a coin decorated with the image of Farkhan the Great and the other is the coin with the image of Khursheed Daboui to obtain the details of these works from the images on the computer. We used Edge Detection, Hough Transform, imcontour, and Filter Images Using Predefined Filters algorithms in MATLAB software, each of these algorithms is used for specific purposes in image processing. By using digital image analysis techniques, researchers can gain a deeper understanding of the objects and sites they are studying and can make new and important discoveries about the history and culture of ancient civilizations.
بازاندیشی در علل و زمینه های تشکیل شورای مغان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
115 - 138
حوزههای تخصصی:
شورای مغان یکی از مشهورترین وقایع دوره نادری بود که بیشتر تصور شده برای تغییر سلطنت رقم خورد. اما در پشت صحنه، نادر اهداف چندگانه ای ازجمله موروثی شدن سلطنت در خاندان او، عدم حمایت بزرگان و رؤسای طوایف از خاندان صفوی، تنظیم مناسبات داخلی با توجه به شرایط جدید و اتخاذ رویکرد سیاسی و مذهبی خاصی در قبال آن، مناسبات جدید و حل اختلاف قدیمی با حکومت عثمانی داشت. نکته مهم دیگر دعوت و حضور بخش هایی از مردم در شورای مغان بود که در ظاهر امر برای کسب مشورت فراخوانده شدند. تعدد و تکثر موارد مطرح و درهم تنیده در شورای مغان، به حدی است که مسئله کانونی و محوری آن در پرده ابهام قرار دارد. چرا نادر شورای مغان را تشکیل داد و غرض اصلی از برگزاری و نیز لزوم آن، چه بود؟ شاید در وهله نخست همان گونه که مکرر گفته اند هدف از برگزاری آن، انتقال حاکمیت از صفویه به نادر بود. این ادعا با قراین و شواهد تاریخی و رویه قدرت گیری و موقعیت نادر و موارد مطرح شده در شورای مغان سازگاری ندارد، بلکه به نظر می رسد موضوع مهم تری در این فرایند دخیل بود. ازجمله نادر به قلمرو وسیع تری می اندیشید که با قلمرو صفویه متفاوت و بسیار وسیع تر از آن، و ازنظر جمعیتی، بیشتر اهل سنت بودند. از دیگر سو، برگزاری آن در راستای تلاش نادر برای بازتعریفی جدید از تنظیم مناسبات پیچیده قدرت داخلی و خارجی بود که درنهایت با عوامل دیگر، مجموعه ای درهم تنیده ایجاد کرد که او را به تشکیل شورای مغان سوق داد.
تعامل و تقابلِ شهرنشینان، کوه نشینان و صحراگردان در قزوین دوره سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
275 - 294
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، قزوین و نواحی اطراف آن به سبب برخورداری از شرایط سه گانه جغرافیایی اقلیمی (کوهستان، شهر و دشت) و به واسطه استقرار در شاه راه شرق غرب و شمال جنوب ایران و محل تلاقی راه های ارتباطی همواره مورد هدف مهاجرت و آمد و شد گروه های مختلف اجتماعی اقتصادی بوده است. در سده های چهارم و پنجم، تحولات تاریخی سرزمین های شرق خلافت اسلامی بر بستر این موقعیت جغرافیایی اقلیمی، سبب شد علاوه بر کوه نشینان و شهرنشینان این منطقه، شاهد حضور صحراگردان ترک نیز باشد. این مساله به تدریج، تغییرات قابل توجهی در وضعیت عمومی قزوین ایجاد کرد. بنابراین قزوین عصر سلجوقی از نظر سیاسی و اجتماعی اقتصادی شاهد تعامل و تقابل سه گروه بود: شهرنشینان، کوه نشینان و صحراگردان. با این وصف در مقاله پیش رو تلاش بر آن است تا ضمن بررسی این تعامل و تقابل، به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که مناسبات این سه گروه با یکدیگر چگونه بود و چه تأثیری بر فضای عمومی شهر داشت. یافته های پژوهش نشان می دهد مناسبات کوه نشینان با شهرنشینان و صحراگردان بیشتر تقابلی و مناسبات مردم شهرنشین و صحراگردان بیشتر تعاملی بوده است و این تعامل ها و تقابل ها هر کدام پیامدهای مثبت و منفی قابل توجه ای برای شهر به همراه داشت.
Analysis of the mythological story "Malik Mohammad, Malik Ahmad and Malik Jamshid" based on Joseph Campbell's theory(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۳ - Serial Number ۷, December ۲۰۲۳
25 - 35
حوزههای تخصصی:
Stories are rooted in the cultural beliefs of every nation, especially the mythological stories that originated from the ethnic and national unconscious according to Jung. The objective of the present study was to analyze the Azeri story "Malik Mohammad, Malik Ahmad and Malik Jamshid" based on Joseph Campbell's hero journey's theory (1987-1904). The significance of this study is the cultural and mythological importance of folk tales and Campbell's theory. This study was conducted as interdisciplinary by descriptive-analytical method. The question is; How do the stages of the above story match Campbell's hero journey? What are the most important mythological symbols of this story? Hypothesis Given the mythological nature of this story, although not all stages of the hero journey can be applied, it definitely has many stages, and many mythological symbols can be found and analyzed. Some of the study results; due to the Oedipus complex in the hero (Malik Mohammad), instead of him reaching unity with the father with the help of the goddess, the father of the earth (the king) is in love with the mother, and he, with the connivance of the goddess, prevented the two from reaching each other. Therefore, the stage of his oneness with the father is not complete. Also, this folk tale, with its simple plot, lacks stages of the hero's refusal of the return, magic flight and rescue from without to bring the hero back, and the hero simply returns to society.
Military Reasons of Heraclius’ Successes against the Sasanian Spāh: A Re-Examination of Karantabias’ Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
۲۰۴-۱۶۷
حوزههای تخصصی:
This article addresses and re-examines Marc-Anthony Karantabias’ analysis of factors that contributed to the defeat of the Sasanian Spāh by Heraclius by 627-628 CE. Karantabias’ analysis may be categorized into four (military) misconceptions with respect to the Spāh: (1) the notion that the late Sasanian Spāh lacked stirrups for the Savaran cavalry (2) the alleged refusal or lack of knowledge of the Mongolian draw which is proposed to have been of greater efficacy than the Sasanian (3-finger) bowshot (3) the notion of “Persian conservatism” leading to the Spāh’s refusal to adopt new military technologies and (4) the alleged supremacy of Steep/Central Asian and/or Hun-Turkic cavalry warfare over the Sasanians. These four misconceptions fail to be supported by a close examination of archaeological sites (e.g., Taghe Bostan) and artifacts (e.g., Sasanian stirrups, metal works, etc.), primary sources and pertinent research studies. A fifth misconception pertains to the lack of consideration of the shortcomings of the Sasanian four-Spadbed system which Heraclius was able to successfully exploit against the Sasanian empire. In conclusion, Heraclius’ successes are attributed to his exploitation of the weaknesses of the four-Spāhbed system as well as the Byzantine willingness to adopt Steppe/Central Asian technology (e.g., compound bow, iron stirrup).
بررسی گفتمان انتقادی رساله کشف الغرایب فی الامور عجایب به ساختار سیاسی ایران عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۱
27 - 45
حوزههای تخصصی:
اندیشه گران و نخبگان ایرانی پس از آشنایی با جامعه غرب در دوره قاجار، درباره عقب ماندگی و ضعف ایران در عرصه های مختلف، ازجمله ساختار سیاسی_ سنتی و ناکارآمد کشور آگاه شدند. به همین منظور برای انجام اصلاحات و نوسازی ایران با روش های گوناگون، ازجمله نوشتن رساله و... شروع به فعالیت کردند. مجدالملک سینکی(1260- 1188ش.)، یکی از اندیشه گران عصر ناصری بود که با نگاشتن رساله کشف الغرایب به عنوان یکی از پیشگامان این عرصه شناخته می شود. بنابراین مقاله حاضر درصدد است تا با بهره گیری از روش توصیفی _ تحلیلی به این سؤال پاسخ دهد که گفتمان انتقادی مجدالملک در رساله کشف الغرائب به ساختار سیاسی ایران عصر ناصری چه رویکردی داشته است. یافته های این بررسی نشان می دهد که مجدالملک با آگاهی نسبی از نظام های سیاسی در اروپا، از ساختار سیاسی ایران به دلایلی، همچون بی کفایتی کارگزاران دولتی، ضعف شاه، ناکارآمدی روشنفکران و نبود قانون در ارکان مختلف کشور، انتقاد کرد و اصلاحات و تغییرات در ساختار سیاسی ایران را خواهان شد.
پرتوی بر اهواز کهن از خلال متون ساسانی و اسلامی و حدسی در باب مکان رام اردشیر ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
167 - 186
حوزههای تخصصی:
درباره سرآغازهای شکل گیری شهر اهواز بسیار کم می دانیم. هرچند بنیان شهری در این ناحیه را تا روزگار عیلامیان تخمین می زنند، کهن ترین روایات تاریخی و شواهد باستان شناختی در باب این شهر از روزگار اشکانیان و ساسانیان فراتر نمی رود. آن گونه که از متون دوره ساسانی، چون شهرستان های ایرانشهر ، و انبوه تاریخنامه های دوره اسلامی برمی آید در این زمان شهری به نام هرمزاردشیر توسط اردشیر بابکان یا نوه او هرمزاردشیران در این ناحیه بنا شد. بنا به روایات غالب، این شهر، چون بسیاری از شهرهای ایران پیش از اسلام، ساختاری دوبخشی (مردمی و حکومتی) داشته که بخش مردمی هوجستان واجار و بخش حکومتی هرمزاردشیر نامیده می شده است. با ظهور اسلام شهر حکومتی از بین رفته و شهر مردمی با تعریب با عنوان سوق الاهواز ادامه حیات داده است. اما این روایات خود خالی از ابهام و آشفتگی نیست. در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش تحقیق تاریخی نگاهی موشکافانه تر به روایات بنیادگذاری اهواز انداخته شود و با تحلیل و مقایسه این روایات تبیین روشن تری از چند و چون این کهن شهر کمتر شناخته ایرانی به دست داده شود. چنین تبیینی علاوه بر رفع ابهام و آشفتگی روایات می تواند پشتوانه خوبی برای جست وجوهای تاریخی و هویتی و مطالعات میدانی در باب اهواز امروز، به مثابه یکی از مواریث تاریخ شهرسازی ایران، باشد. نتایج این تحقیق بیانگر روایتی نو از شکل گیری اهواز در روزگار ساسانیان است که اندکی با آنچه تاکنون نقل شده تفاوت دارد، اما همزمان هم می تواند جمع مناسب تری میان روایات متفاوت و گاه متناقض نقل شده درباب این شهر به دست دهد و هم فرضیه ای تازه در باب مکان رام اردشیر یا رامش اردشیر، یکی از نخستین شهرهای بنیادشده از سوی اردشیر بابکان، بیافریند. براساس این تحقیق، هرمزاردشیر و هوجستان واجار در واقع نام یک مکان است که همان هسته مردمی شهر اهواز پیش از اسلام بوده و پس از اسلام با نام سوق الاهواز به حیات خود ادامه داده است. در مقابل هسته حکومتی و نخستین اقدام شهرسازی ساسانیان در این ناحیه رام اردشیر یا رامش اردشیر بوده که با ظهور اسلام از بین رفته و آشفتگی متون جغرافیایی و تاریخی دوره اسلامی در ذکر مکان آن احتمالاً از همین حقیقت ناشی شده است.
پیشنهادی برای گاهنگاری و تعیین کاربری بقایای معماری دفاعی کوه اشکوت، محمودآباد (شمال غربی ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۸
57 - 70
حوزههای تخصصی:
کوه اشکوت در شمال شرقی شهر محمودآباد، دارای آثار باستانی وسیعی است. در اضلاع غربی، شمالی و جنوبی این کوه، بناهای سنگی فروریخته ای وجود دارد که به احتمال مربوط به استحکامات دفاعی یک دژ است. همچنین، بر بالای این کوه، سازه های معماری پراکنده ای به صورت پشته های کم ارتفاع و پایه دیوارهای منظم دیده می شود. توصیف، تفسیر و گاهنگاری این آثار، با توجه به شیوه ساخت، مصالح به کار رفته، داده های سفالی و الگوهای دیرین اقلیم شناختی انجام شده است. پس از مطالعات تطبیقی، بازه زمانی کاربرد این کوه و آثار معماری اصلی دژ به طور احتمالی به هزاره اول ق.م تخمین زده می شود که بعدها در دوره اشکانی-ساسانی با توجه به موقعیت راهبردی آن مجدداً مورد سکونت قرار گرفته است. طی بررسی مقدماتی سطح کوه اشکوت و توده خاک های حفاری شده توسط حفاران غیرمجاز، قطعاتی از ظروف سفالی شامل لبه، دسته، کف و بدنه، بدون لعاب با خمیر و پوشش نخودی رنگ که به احتمال زیاد متعلق به هزاره اول ق.م، دوره اشکانی-ساسانی است، به دست آمد. عوامل طبیعی و انسانی در گذر زمان، آثار کوه اشکوت و بقایای معماری روی آن را تغییر داده اند. حفاری های غیرمجاز عامل مهمی است که پلان معماری این محوطه بزرگ طبیعی - باستانی را دچار آسیب کرده است. در این زمینه لازم است، برنامه های حفاظتی و مدیریتی مورد توجه مسئولان میراث فرهنگی قرار گیرد.