فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۲۱ تا ۱٬۴۴۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
گورستان عصر آهن مسجد کبود تبریز به عنوان یکی از مهم ترین محوطه های مرتبط با دوران آهن در نواحی شرقی دریاچه ی ارومیه شناخته می شود. تا کنون در این محوطه 5 فصل کاوش باستان شناختی صورت گرفته و بر اساس یافته های سفالی به دست آمده، تاریخ گذاری نسبی آن برابر با 1200-800 پ.م پیشنهاد شده است. در این پژوهش با استفاده از روش طیف سنج جرمی شتاب دهنده (AMS)، نمونه های برداشت شده از بقایای انسانی گورستان، مورد تاریخ گذاری مطلق قرار گرفته و نتایج تاریخ گذاری مطلق با تاریخ گذاری نسبی مورد سنجش و مقایسه قرار گرفته است. جهت انجام این آزمایش، 4 عدد قطعه استخوان و 1 نمونه دندان از میان بقایای انسانی در دسترس، برداشت شده و هر 5 نمونه در آزمایشگاه رادیو کربن پوزنان لهستان مورد آزمایش قرار گرفته اند. نتایج حاصل از این پژوهش، ضمن تائید تاریخ گذاری نسبی پیشنهادشده بیانگر این نکته است که این محوطه طبق تاریخ گذاری مرسوم عصر آهن به دوران عصر آهن 1 و 2 تعلق دارد؛ همچنین بر اساس مطابقت داده های فلزِ آهن در گورستان عصر آهن مسجد کبود با تاریخ گذاری مطلق انجام شده و الگوی متداول استفاده از فلز آهن در سایر نواحی حوضه ی دریاچه ارومیه به نظر می رسد که نواحی شرقی دریاچه، در دورانی پس از عصر آهن 2 به صورت گسترده از متالوژی آهن استفاده کرده اند. این پژوهش از این منظر می تواند مورد اهمیت باشد که تاریخ گذاری مطلق گورستان عصر آهن مسجد کبود تبریز به عنوان یک محوطه شاخصِ عصر آهن در شرق دریاچه ارومیه، کمک شایانی در تاریخ گذاری سایر محوطه های هم دوره در شمال غرب ایران و مخصوصاً حوضه دریاچه ارومیه خواهد کرد.
تحلیلی بر شیوه های مبارزه و نقش یاری گرایانه اصناف و بازاریان اصفهان در پیروزی انقلاب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی یکی از وقایع مهم سیاسی تاریخ ایران است که در 22 بهمن 1357 با مشارکت اکثریت اقشار جامعه به ثمر نشست. این حرکت مهم و بنیادین به صورت پیوسته، مستمر و با تکیه بر رهبری امام خمینی صورت گرفت. بازارها به دلیل مرکزیت قطب اقتصادی شهر توانستند در فعّالیّت ها و به ویژه مبازات انقلابی نقش مهمی را ایفا کنند. به علاوه اصناف و بازاریان با ایجاد روابط اقتصادی و پیوند با روحانیت بستر مناسبی را جهت تداوم مبارزات خود فراهم نمودند. درواقع نقش یاری گرایانه آنان در پیوند با مردم رقم خورد و همین عامل سبب شد تا اصناف و بازاریان در این مبارزات نقش داشته باشند. این پژوهش به دنبال پاسخی برای این سؤال است که اصناف و بازاریان از چه ابزار و شیوه هایی برای مبارزه با حکومت پهلوی استفاده می کردند؟ و نقش یاری گرایانه آن ها چه تأثیری در پیروزی انقلاب ایران داشت؟ روش کار در این پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای، اسناد و مصاحبه های تاریخ شفاهی از کَسبه و بازاریان اصفهان می باشد. فرض مهم آن است که نهاد بازار اصفهان به دلیل پیوند سنتی با مردم نقش یاری گرایانه ای در پیشبرد انقلاب اسلامی ایران داشته است. به گونه ای که حامی و پشتیبان مردم در این نهضت شدند. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازاریان و اصناف اصفهان ضمن حمایت از انقلاب اسلامی به شیوه ی اعتصاب سراسری کسبه، شرکت در مجالس و منابر، پخش اعلامیه مضره و شعارنویسی و دستگیری و شکنجه بازاریان با رژیم پهلوی مبارزه کردند.
روابط بینامتنی مجموعه های معماری تبریز در دوره ایلخانی و تحولات معنایی آن بر پایه مطالعات نشانه شناسی لایه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲۵
۲۴۸-۲۱۹
حوزههای تخصصی:
مطالعه آثار معماری به صورت انفرادی و بدون درنظر گرفتن لایه های متنی و دگرگونی های بافتاری مؤثر بر آن، یکی از کمبودهای این حوزه است. در این پژوهش تلاش می شود تا با تحلیلی گفتمانی و با استفاده از داده های تاریخی و باستان شناسی به روابط بینامتنی مجموعه های معماری و شهرسازی تبریز دوره ایلخانی در دو سطح خُرد (شهر تبریز) و کلان (منطقه ای و بین المللی) پرداخته شود تا از این طریق تحولات و معناهای ضمنی لایه های متنی (مجموعه های معماری و شهرسازی) آشکار گردد. مسأله پژوهش این است که روابط بینامتنی آثار مذکور ازمنظر نشانه شناسی لایه ای به چه صورتی بوده و نظام های نشانه ای چگونه در لایه ها متجلی شده اند؟ این پژوهش از گونه پژوهش های کیفی است و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به مطالعه داده ها پرداخته است. یافته ها نشان می دهد به کارگیری خوانش بینامتنی نشانه شناسی لایه ای منجر به درک لایه های پنهان معنا در آثار معماری می شود و در مطالعه اثر پارادایم های گسترده تری را درگیر می نماید. در روابط بینامتنیِ لایه های مختلف معماری و شهرسازی تبریز عهد ایلخانی در سطوح خُرد و کلان، رمزگان هایی مانند عناصر اصلی ارکان حکومت، ازجمله: قدرت سیاسی، قدرت فرهنگی-مذهبی و قدرت اقتصادی، با زیررمزگان هایی چون: رویکردهای ایرانشهری، مذاهب مختلف و تجارت داخلی و خارجی که متناسب با تغییرات بافتی لایه ها (زمانی، مکانی، و فرهنگی-اجتماعی) هستند، وارد رابطه هم نشینی و جانشینی شده و به نشانگی بدل گشته اند
عروسی مجبوری»: نویسندگان» متجدد و نقد ساختارهای فرهنگی بر محور حق انتخاب در ازدواج (1287ق- 1304ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸
137 - 169
حوزههای تخصصی:
نقد برساخت فرهنگی «ازدواج» در سپهرِ زبانیِ سنتی و ارائه تعریفی نوآیین از آن، دغدغه طیفی از نویسندگان تجددگرای ایران دوره قاجاریه بود. این نویسندگان قالب های نوشتارهای نوین را ابزار کارآمدی برای این مقصود تشخیص دادند. مسئله کانونی پژوهش پیشِ رو که با رویکرد تاریخ فرهنگی و تمرکز بر «زبان» به مثابه ابزاری برای تغییر و نوسازی فرهنگی نوشته شده، واکاوی تلاش این تجددگرایان برای رخنه در ساختارهای فرهنگی کهن بر محور ازدواج و نقد شالوده شکنانه این ساختارها با محوریت دادن به «حقِ انتخاب» است. نویسندگان نوگرا با نگارش آثاری در قالب های ادبی نوظهور مسیری را گشودند تا مسئله ازدواج و تأکید بر انتخاب چونان یک «حق» به ادبیات انتقادی راه گشاید؛ در این زمینه، عامل «ترجمه» سهم محوری داشت؛ سپهر فکری ایران متأثر از زندگی متجددان در محیط های مدرنی چون اروپا، قفقاز و استانبول، در معرض ترجمه/بومی گردانی آثار چهره های ممتاز عرصه ادبیات انتقادی قرارگرفت تا پیمودن این مسیر سنگلاخ از رهگذر ترجمه آسان تر شود. حاصل بررسی محتوای این متون بیانگر آن است که بازنمایی انتقادی ازدواج سنتی یکی از جنبه های اصلی این نگرش انتقادی بوده است. تلاش برای رخنه در مرجعیت پذیرفته شده خانواده به مثابه یک واحد فرهنگی در الگوی کلاسیک ازدواج، نقد ساختارهایی چون آبرو/شرم و واحدهای فرهنگی مسلط بر مقوله انتخاب چون اقوام بر آن و انتقاد از تسلط نگرش مالی/منزلتی بر این حق، از مهم ترین مؤلفه های سلبی این عاملیت است. وجه دوم این رویکرد ناظر بر عاملیت ایجابی و پیشنهاد الگوی بدیل فرهنگی برآمده از تجدد مبنی بر حق انتخاب و تأکید بر نقش فرد در ازدواج است.
بررسی رسائل نگاری در تاریخ نگاری دوره موحدون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و مطالعه تاریخ مغرب و اندلس در دوره اسلامی با فراز و نشیب هایی همراه بوده است که از منظر تاریخ نگاری مهم است، چراکه مسائل گوناگون و تحولات متعددی از تاریخ این خطه به طور علمی واکاوی نشده است. دولت موحدون ازجمله تجربه های موفق حکومتی بربرها در مغرب و اندلس به شمار می آید که در قرن ششم هجری حاکمیت داشتند. آنچه در این میان موردتوجه نبوده، مکاتبات اداری و منابع دیوانی است که به مثابه منبعی برای تاریخ نگاری دوره موحدون می توان به حساب آورد. این منابع که با عنوان «رسائل» شناخته شده است، ازجمله مدارک رسمی و نامه های دولتی بوده که از جانب خلفا صادر و دبیران آن را ثبت کرده اند؛ ازاین رو پژوهش حاضر با روش تحلیلی و مطالعه بر ساختار شکلی و محتوایی رسائل دیوانی، به دنبال آن است که اهمیت آن را در سنت تاریخ نگاری مغرب و دولت موحدون ارزیابی کند. همچنین به این پرسش پاسخ دهد که رسائل نگاری چه جایگاهی در ساختار تاریخ نگاری دولت موحدون داشته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مطالعه ساختار شکلی و محتوایی رسائل موحدی، دارای جنبه های مختلف تاریخی بوده و بخشی از سنت تاریخ نگاری دوره موحدون به حساب می آید. اهمیت علمی و تاریخ نگارانه این رسائل از آنجا بیشتر نمایان می شود که جنبه هایی از زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را در بر می گیرد. همچنین ازطریق بررسی زبان، سبک و موارد نگارشی این رسائل، تصویری از زندگی فکری و ادبی آن دوران به دست می آید.
فعالیت های سیاسی شاپور بختیار در سال های پس از انقلاب اسلامی ایران (با تکیه بر اسناد و مطبوعات)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاپور بختیار ازجمله چهره هایی بود که با وجود برخورداری از موقعیت های ممتاز در دوران پرفراز و نشیب حیات خویش، همچنان برخی از جنبه های زندگی خصوصی و عملکردش ناگفته و در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. نمونه آن را می توان در فعالیت ها و اقدامات وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جستجو کرد. هدف مقاله حاضر توصیف و تبیین اقدامات او برای نابودی جمهوری اسلامی است. سوال اصلی مقاله آن است که شاپور بختیار بعد از خروج از ایران در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران چه اقداماتی انجام داد؟ روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اقدامات بختیار طی چندین مرحله به وقوع پیوست. زمینه چینی برای هرج ومرج و آشوب در ایران به ویژه مناطق مرزی، تخریب لوله های نفت خوزستان، ایجاد رعب و وحشت در تهران از طریق انفجارهای متعدد، راه اندازی نشریات، مجلات و ایستگاه های رادیویی، پخش اعلامیه علیه جمهوری اسلامی، همکاری با مخالفین جمهوری اسلامی مانند رژیم بعث عراق و کُردهای مخالف از جمله نتایج این پژوهش است.
جایگاه و مواضع نیروهای محلی بوشهر در برابر تجاوز و اشغالگری بریتانیا در جنگ جهانی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
209 - 230
حوزههای تخصصی:
اشغال ایران طی جنگ جهانی اول توسط بیگانگان به ویژه بریتانیا در جنوب، عرصه مهم بروز «مقاومت» در برابر بیگانگان است. مردم نواحی بوشهر، تنگستان، دشتی و دشتستان در کانون اصلی این پایداری ها بودند. به رغم دفاع همه جانبه مردم این نواحی در برابر انگلیسی ها و مزدوران آ نها این پایداری در پایان، ناکام ماند. یکی از مسائل مهم در این زمینه، پراکندگی نیروهای محلی و عدم اتحاد آنها به ویژه رؤسای محلی در برابر بیگانگان است. سؤال اساسی این پژوهش، آن است که ماهیت و مواضع نیروهای محلی مناطق مزبور، در این مقطع تاریخی چه بوده است و چه تأثیری بر پایداری آنان در برابر انگلیس داشته است؟ به نظر می رسد که گرایش ها و منافع سیاسی و اقتصادی مختلف رؤسای محلی در این نواحی، ضعف دولت مرکزی و توطئه های انگلیس سبب شد تا بهره برداری کامل و مناسبی از نیروها و امکانات بالقوه در برابر بیگانگان صورت نگیرد. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با بهره برداری از منابع کتابخانه ای و به ویژه اسناد، به بررسی موضوع است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که تضاد منافع سیاسی و اقتصادی رؤسای محلی در جنوب و اختلافات اساسی میان نواحی شمالی و جنوبی بوشهر به همراه توطئه های انگلیس از عوامل اساسی شکست این پایداری ها و آرایش ناهمگون در برابر انگلیسی ها شد.
کنفدراسیون دانشجویان ایرانی و سوءقصد علیه محمدرضا شاه (1344ش.)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۰
324 - 357
حوزههای تخصصی:
با تشکیل کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در کشورهای اروپای غربی و آمریکا، در اواخر دهه 1330ش اعتراض به حکومت پهلوی وارد مرحله جدیدی شد. سوءقصد به محمدرضاشاه در سال 1344ش از سوی حکومت و مطابق اسناد موجود به بخشی از اعضاء این کنفدراسیون نسبت داده شد. گروه متهم به سوءقصد همه از اعضاء پیشین کنفدراسیون دانشجویان انگلستان بودند و پرویز نیکخواه رهبر گروه بود. او در کنفدراسیون موردحمایت سوسیالیست ها در بین دانشجویان کمونیست ایرانی بود و با بازگشت به ایران در سال 1342ش با تشکیل گروهی از دوستان خود، مبارزاتشان را بر ضد رژیم ادامه دادند. در این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی، ضمن شرح کیفیت تشکیل کنفدراسیون دانشجویان، چگوی انشعاب گروه نیکخواه و سوءقصد نافرجام آنها علیه محمدرضا شاه تبیین شده است. یافته های پژوهش نشان داده است که برخی از اعضاء کنفدراسیون ایرانی خارج از کشور به سرکردگی نیکخواه مجذوب سازمان کمونیستی چین شده و با ایجاد «سازمان انقلابی حزب توده ایران» هوادار چین، مسیر خود را از حزب توده در کنفدراسیون جدا کردند. این گروه در ایران مبارزه مسلحانه و ترور مخالفان را به عنوان یک حربه اصلی برای پیشبرد اهداف و برنامه های خود می دانستند، ازین رو به قصد تسریع در مبارزات چپ گرایانه، ترور نافرجام شاه را برنامه ریزی کردند که به انحلال گروه منتهی شد.
مطالعه تطبیقی دیاسپوراهای اقلیت های مذهبی نسطوریان و قرامطه در جزیره خارگ و نقش آنان در تجارت و دریانوردی خلیج فارس (قرون ۹-۷ میلادی)
حوزههای تخصصی:
از اواخر عهد باستان دیاسپورای نسطوری در جزیره خارگ در کنار زردشتیان بومی پناه گرفت که در عین تبشیر مذهبی، به تجارت نیز می پرداختند. قرامطه نیز به منزله یک فرقه معارض با خلفای بنی عباس، به سواحل خلیج فارس از جنّابه (گناوه) و خارگ تا بحرین پناه بردند و حکومتی تشکیل دادند که تا شامات و حجاز نفوذ یافت. از سوی دیگر خارگ محل استخراج مروارید معروف خارکی بوده است. می توان از برآمدن بازرگانان مروارید در جزیره خارگ و بحرین سخن گفت که به دلیل مرکزیت بحرین، فعالیت خارگ نیز رونق گرفت؛ به خصوص که مروارید یکی از مهم ترین کالاهای تجارتی بحرین با شرق بوده است. هدف مطالعه تطبیقی روند حیات تجاری و فرهنگی جزیره خارگ در گذار از گفتمان باستان به تحولات دوره اسلامی است. مقاله حاضر با روش تحقیق توصیفی و تحلیلی در پی مطالعه تطبیقی نقش نسطوریان و قرامطه در تجارت و دریانوردی در جزیره خارگ است. یافته های تحقیق نشان می دهند تسلط بر راه های خطرناک دریایی در گذرگاه جزیره خارگ و به خصوص اداره و بهره وری از مغاص های مروارید جزیره خارک، شبکه تجاری و استقلال سیاسی جوامع محلی آنجا را اعم از نسطوری و سپس قرمطی تقویت و تطبیق می کرده است. نوآوری مقاله حاضر آن است که وقایع فوق، جزیره خارگ را در سه لایه محلی، منطقه ای و جهانی به تجارت دریاییِ مروارید متصل کرد و ضمن خودکفایی اقتصادی به استقلال سیاسی دیاسپورای نسطوریان و سپس به طور کمابیش مطابقی در تاریخ قرامطه کمک کرد.
Analysis of the mythological story "Malik Mohammad, Malik Ahmad and Malik Jamshid" based on Joseph Campbell's theory(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۳ - Serial Number ۷, December ۲۰۲۳
25 - 35
حوزههای تخصصی:
Stories are rooted in the cultural beliefs of every nation, especially the mythological stories that originated from the ethnic and national unconscious according to Jung. The objective of the present study was to analyze the Azeri story "Malik Mohammad, Malik Ahmad and Malik Jamshid" based on Joseph Campbell's hero journey's theory (1987-1904). The significance of this study is the cultural and mythological importance of folk tales and Campbell's theory. This study was conducted as interdisciplinary by descriptive-analytical method. The question is; How do the stages of the above story match Campbell's hero journey? What are the most important mythological symbols of this story? Hypothesis Given the mythological nature of this story, although not all stages of the hero journey can be applied, it definitely has many stages, and many mythological symbols can be found and analyzed. Some of the study results; due to the Oedipus complex in the hero (Malik Mohammad), instead of him reaching unity with the father with the help of the goddess, the father of the earth (the king) is in love with the mother, and he, with the connivance of the goddess, prevented the two from reaching each other. Therefore, the stage of his oneness with the father is not complete. Also, this folk tale, with its simple plot, lacks stages of the hero's refusal of the return, magic flight and rescue from without to bring the hero back, and the hero simply returns to society.
تحلیل انتقادی مقالات فارسی در بازتاب وضعیت زنِ عربِ پیشااسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث زنان و مسائل مربوط به آنان در جامعه عرب پیش از اسلام از موضوعات مورد توجه محققان و پژوهشگران ایرانی در سالهای اخیر بوده و دهها مقاله در نشریات پژوهشی به چاپ رسانده اند. آنچه اهمیت دارد چگونگی بازتاب وضعیت زن ِعرب پیشااسلامی در این دست از پژوهش هاست. تحلیل انتقادی این مقالات هم زوایای نگرش محققان به وضعیت زنان در این دوره با وجود تقسیم بندی جامعه ی عرب به قبل و بعد از اسلام که نشانگر نوعی گذار به خصوص در ارتباط با وضعیت زنان هست را نشان دهد و هم مشخص می کند که آنها تا چه حد دستاورد و یافته ای جدیدی فارغ از رویکردهای کلیشه ای به جامعه علمی عرضه کرده اند. به این منظور، مقاله پیش رو با روش تحلیل تاریخی و با الهام از روش تحلیل محتوا در استخراج مفاهیم و مقوله ها به بررسی موضوع مورد بحث در بیش از سی مقاله که در دو یا سه دهه اخیر چاپ شده اند، پرداخته است. یافته پژوهش نشان می دهد محققان در اغلب مقالات با ارائه مفاهیم و مقوله های تکراری بر پایمال شدن حقوق انسانی زنان در این دوره تاکید و وضعیت نامناسبی از شرایط زیست اجتماعی آنان که ناشی از کم توجهی به رعایت اصول علمی و تحقیقی در بررسی شرایط زیست محیطی و فرهنگی جامعه ی عرب بدون پیش داوری بوده را به تصویر کشانده اند. هر چند در برخی مقالات رویکرد علمی و پژوهشی با استناد به داده های تاریخی و ادبی وضعیت متفاوت تری را نشان می دهد، اما تعداد این مقالات نسبت به رویکردهای کلیشه ای و نگاه سیاه و سفیدی به دوره قبل و بعد از اسلام محدود است.
تحلیل محتوای کیفیِ اغراض زنان واقف در ایران (موردمطالعه شهر اصفهان در دورۀ صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۳۱)
26 - 50
حوزههای تخصصی:
دوره حکومت صفوی ازنظر ایجاد موقوفات، درمیان ادوار تاریخی ایران برجسته تر است. تشکیل این حکومت برپایه مذهب تشیع باعث شد که سنت حسنه وقف رشد چشمگیری پیدا کند. وقفِ بخش زیادی از اموال و املاک خاصه توسط شاه عباس اول، انگیزه وقف بین درباریان و زنان آن عصر را تقویت کرد. زنان باوجود محدودیت ها و مشکلات اجتماعی، به عنوان کنشگرانی فعال در امور خیریه و وقف نقش بارزی داشتند.هدف: این مقاله به تحلیل محتوای کیفی اغراض واقفان زن در شهر اصفهان در عصر صفوی پرداخته است.روش/ رویکرد پژوهش: در فرایند تجزیه وتحلیل داده ها 8 تم «شرعی سازی سیاست»، «ماندگاری در اموال»، «آینده نگری از تجزیه اموال»، «سامان دهی حفاظت ملکی»، «نمایش شیعی گری»، «عقبی اندیشی»، «کنش فرادستی در رفع نیازهای دیگری»، «واگشتی به ساختار اجتماع» بازنمایی شد.یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که غرض اصلی از وقف، ماهیت اقتصادی دارد؛ درواقع توجه به حیات اخروی و حتی توجه به نیازهای جامعه نسبت به تلاش زنان واقف برای حفظ اموال از گزند تصرف و تجزیه اموال پس از خود، سهمی ناچیز است؛ ازاین رو بخش غالب محتوای وقف نامه ها حاکی از برنامه ریزی و سامان دهی برای حفاظت از اموال و دارایی های وقفی در نسل و نزدیکان خود است. هم چنین زنان واقف این عصر، هرچند نقش فرودستی خود را با مشارکت در فعالیت های عام المنفعه و خیر به کنشی فرادستانه تثبیت کردند، ولی برای زنان پس از خود، سهمی از کنشگری و حضور اجتماعی قائل نشدند و حق تولیت موقوفات را با اولویت فرزند پسر در نسل خود حفظ کردند.
تشکیلات نظامی و سربازخانه های ظل السلطان در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال ۳۳ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۲)
51 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی جایگاه تشکیلات نظامی ظل السلطان و چگونگی توسعه تأسیسات نظامی او با مطالعه موردی سربازخانه های اصفهان.روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با رویکرد توصیفی و تحلیلی به روش تحلیل تاریخی و محتوایی براساس نسخه های خطی، اسناد و تصاویر آرشیوی داخلی و خارجی و مطالعات کتاب خانه ای و میدانی نگاشته شده است.یافته ها و نتیجه گیری: ظل السلطان در دوره اقتدارش از سال 1296ق-1305ق/1878م-1887م تشکیلات و زیرساخت های نظامی گسترده ای شامل چهار سربازخانه، دو توپ خانه پیاده و سواره و چند انبار تسلیحات نظامی در اصفهان ایجاد و تجهیز کرد. او ارتشی کوچک و مجهز با حدود بیست ویک هزار سرباز براساس آموزش فنون نظامی نوین داشت. مصطفی قلی خان فراش باشی بنابه دستور ظل السلطان، کاربری میدان چهارحوض و نقش جهان و کاروان سرای مادرشاه را به سربازخانه تغییر داد و سربازخانه ای برای سوارهای فتحیه روبه روی کاروان سرای مادرشاه ساخت. او هم چنین در کنار میدان چهارحوض، سربازخانه ناصری را احداث کرد که پس از عمارت مسعودی، باشکوه ترین بنایی بود که به دستور ظل السلطان ساخته شده بود. توجه مستمر ظل السلطان به آموزش و تربیت نیروی نظامی، پرداخت به موقع مواجب شش ماهه و سالیانه صاحب منصبان، سربازان، سواران و توپ چیان و تهیه تجهیزات نظامی و وسایل موردنیاز برای مشق قشون، دلیل موفقیت او در تشکیل قشون منظم بوده است.
بررسی گفتمان انتقادی رساله کشف الغرایب فی الامور عجایب به ساختار سیاسی ایران عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۱
27 - 45
حوزههای تخصصی:
اندیشه گران و نخبگان ایرانی پس از آشنایی با جامعه غرب در دوره قاجار، درباره عقب ماندگی و ضعف ایران در عرصه های مختلف، ازجمله ساختار سیاسی_ سنتی و ناکارآمد کشور آگاه شدند. به همین منظور برای انجام اصلاحات و نوسازی ایران با روش های گوناگون، ازجمله نوشتن رساله و... شروع به فعالیت کردند. مجدالملک سینکی(1260- 1188ش.)، یکی از اندیشه گران عصر ناصری بود که با نگاشتن رساله کشف الغرایب به عنوان یکی از پیشگامان این عرصه شناخته می شود. بنابراین مقاله حاضر درصدد است تا با بهره گیری از روش توصیفی _ تحلیلی به این سؤال پاسخ دهد که گفتمان انتقادی مجدالملک در رساله کشف الغرائب به ساختار سیاسی ایران عصر ناصری چه رویکردی داشته است. یافته های این بررسی نشان می دهد که مجدالملک با آگاهی نسبی از نظام های سیاسی در اروپا، از ساختار سیاسی ایران به دلایلی، همچون بی کفایتی کارگزاران دولتی، ضعف شاه، ناکارآمدی روشنفکران و نبود قانون در ارکان مختلف کشور، انتقاد کرد و اصلاحات و تغییرات در ساختار سیاسی ایران را خواهان شد.
مکان یابی بندرگاه هرمز قدیم بر پایه شواهد باستان شناختی و متون تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲۵
۱۶۳-۱۳۷
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین بنادر تجاری ایران در سد ه های میانی دوران اسلامی، هرمز قدیم بوده است. این بندر در سده های اولیه تا میانی هجری قمری در ولایت جیرفت قرار داشته است. در سده پنجم هجری قمری، و پس از افول رونق تجاری بندر سیراف، بندر هرمز، یکی از مهم ترین و فعال ترین مراکز بازرگانی دریایی ایران در حاشیه شمالی خلیج فارس و دریای عمان به شمار می رفت و با اکثر مراکز اقتصادی، بازرگانی و صنعتی مهم دنیای قدیم در ارتباط بود. در اواخر سده هفتم هجری قمری در پی درگیری های محلی و ناامنی منطقه، استقرار هرمز از ساحل، به جزیره ای در مقابل آن به نام «جرون» منتقل شد. طبق آن چه در متون تاریخی آمده است، پس از این جابه جایی، بندرگاه ساحلی را «هرمز کهنه» و بندرگاه واقع در جزیره را «هرمز نو» نامیدند. مهم ترین دوره رونق استقرار هرمز قدیم سده های پنجم تا اواخر سده هفتم هجری قمری، بوده است. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و مکان یابی «هرمز قدیم» بر پایه شواهد باستان شناسی و منابع تاریخی است و پژوهش بر پایه این پرسش شکل گرفته که براساس داده های باستان شناسی و منابع تاریخی، بندرگاه هرمز قدیم در کجا واقع بوده است؟ بدین منظور، اطلاعات اولیه به دو شیوه میدانی و اسنادی گردآوری شده است. بر پایه متون تاریخی، موقعیت هرمز کهنه در محدوده شهرستان میناب امروزی قابل ردیابی است، این درحالی است که امروزه شهر یا محوطه باستانی با نام هرمز قدیم در سواحل این شهرستان وجود ندارد. ازسوی دیگر، طبق منابع مکتوب، هرموز قدیم ساختار یکپارچه ای نداشته و محل بندرگاه و محل استراحت و اقامت بازرگانان در یک محل واقع نبوده و با هم فاصله داشته اند. این پژوهش درنهایت به این نتیجه رسیده است که براساس بررسی های باستان شناسی صورت گرفته در شهرستان میناب، محوطه «چَخا» در کنار خور چخا، بقایای بندرگاه هرمز قدیم بوده است.
واکاوی مضامین اخلاقی مرتبط با زنان در اندرزنامه آذرباد مهر اسپندان در حوزه مفاهیم تعلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات اندرزی در بین متون پهلوی به دلیل طرح مفاهیم اخلاقی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در این راستا متن اندرزی منسوب به آذرباد مهراسپندان از موبدان موبد عصر شاپور دوم ساسانی حاوی نکات تعلیمی قابل تأملی است که با هدف تربیت نسل نگاشته شده است. جستار حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر ترجمه های موجود از منابع کهن فارسی میانه زرتشتی بر آن است تا رهیافت های تعلیمی این متن را در خصوص زنان مورد واکاوی قرار دهد و در پی پاسخ گویی به این پرسش است که؛ تعالیم اندرزی متن آذرباد مهراسپندان در خصوص زنان چه بوده و چه عواملی بر محتوای آن تاثیرگذار بوده است؟ بررسی ها بیانگر این است که در اندرزنامه مزبور تعلیم زنان در چارچوب معطوف به زندگی خانوادگی و اجنماعی مورد توجه ویژه قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که رهیافت های تعلیمی زنان در اندرزنامه مزبور عبارتند از: 1. اهتمام به ازدواج و فرزندآوری؛ 2. تعلیم و فرهنگ پذیری؛ 3. توجه به ویژگی رفتاری شرم و حیا؛ 4. عدم اعتماد به زنان. بدین معنا که هر چند آذرباد معتقد به فراهم نمودن بستر آموزش و تعلیم برای زنان در کنار فرزندان است؛ اما زنان را تابع مردان دانسته که می بایست تحت تکفل همسر بوده و در روابط با آنان جانب احتیاط رعایت شود. این نگرش متأثر از سنت تعلیمی پیش از عصر ساسانی بوده که سینه به سینه منتقل شده و در ادبیات تعلیمی شفاهی، زنان را در رتبه ای پایین تر از مردان قرار داده و در این متن نیز بر آن صحه گذاشته شده است.
تحلیل تاریخی اجتماعی مفهوم خلاقیت در طراحی سنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طراحی سنتی اصطلاحی است که به دو معنی به کار گرفته می شود، نخست به معنی ترسیم نقوش و آرایه های تزئینیِ دارای سابقه تاریخی و دوم به معنی دیزاین و فرایند رسیدن به طرح محصول. این پژوهش روی معنی دوم تمرکز دارد. طراحی سنتی (با معنی دوم) موضوعی است که بسیار در مورد آن صحبت شده است، اما کار پژوهشی بسیار کمی در این حوزه به انجام رسیده است. یکی از عوارض این خلاء علمی این است که پندارها و پیش فرض های نادرستی پیرامون طراحی سنتی شکل گرفته است. محور این شناخت های غلط، موضوع خلاقیت در طراحی سنتی است. لذا این پژوهش با رویکرد تاریخ اجتماعی، به بررسی خلاقیت در طراحی سنتی می پردازد. پرسش های متوالی پژوهش عبارت اند از: میدان های فرهنگی اجتماعی، چگونه شناختِ خلاقیت در طراحی سنتی را تحت تاثیر قرار داده اند؟ و (با رویکردی تاریخی اجتماعی)، چگونه درکی از خلاقیت در طراحی سنتی شکل می گیرد؟ هدف این پژوهش، نخست واسازی شناخت رایج از خلاقیت در طراحی و صناعات سنتی، از زاویه مطالعات اجتماعی هنر است و دوم، ترسیم یک چهاچوب نظری جدید برای بررسی این موضوع. بدین منظور از یک روش تحقیق نظری، از نوع توصیفی تحلیل محتوا استفاده شده است. در گام نخست مولفه هایی به عنوان مفاهیم تحلیلی، مقوله بندی شده اند. سپس در بخش تحلیل، به روش استدلالی و به کمک آن مقولات موضوع تحلیل شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که: طراحی سنتی خود یک مفهوم برساخته مدرن است و طراحی سنتی با طراحی مدرن تفاوت ماهیتی ندارد.
بسته تغییر اقلیم چگونه بر جوامع انسانی اثر می گذارد: رهیافت باستان شناختی تاریخی به دیرین اقلیم شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات اقلیمی مانند بسته ای آکنده از مخاطرات است که همه جنبه های زندگی بشر را تحت تأثیر قرار می دهد. پیامدهای تغییر اقلیم به دو بخش تقسیم می شود؛ مستقیم: مخاطرات اقلیمی مانند باران های سیل آسا، خشکسالی، امواج سرما و گرما و طوفانهای گرد و غبار که خود پیامدهایی مانند قحطی، سوءتغذیه، بیماری های جسمی و روانی، آوارگی و مرگ و میر را به دنبال دارند؛ غیرمستقیم: زیان های اقتصادی-اجتماعی بلندمدت، مانند بیکاری، مهاجرت های اجباری، کاهش جمعیت، ناامنی منطقه ای، درگیری های داخلی، جنگ و فروپاشی سیاسی-اجتماعی. در دوره های تغییر اقلیم، معمولاً با رفتارها و اتفاقاتی مواجه می شویم که ظاهراً مستقل از پیامدهای رویداد اقلیمی هستند؛ اما عمدتاً با آن ارتباط غیرمستقیم دارند. تحقیق در مورد تغییر اقلیم کنونی ناشی از گرمایش زمین می تواند برای باستان شناسان و مورخان در شناخت پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم این پدیده و تعمیم این اطلاعات به گذشته مفید باشد. پیامدهای رویدادهای اقلیمی در مطالعات باستان شناسی اغلب از نشانه هایی مانند تغییر در سیستم معیشتی، رها شدن سکونتگاه ها در یک منطقه بدون شواهد خشونت، کاهش جمعیت منطقه ای، تغییر الگوی توزیع سکونتگاه ها و غیره استنباط می شود. گزارشهای تاریخی سیل، خشکسالی، قحطی، شیوع بیماریهای همهگیر، افزایش شورشها و جنگهای داخلی را میتوان با دورههای تغییرات آب و هوایی تطبیق داد. در این مقاله همراه با توضیحاتی در خصوص جزئیات بسته تغییر اقلیم، نمونه های باستانی و تاریخی مرتبط ارائه شده است. این تحقیق بر اهمیت بهره گیری از پژوهش های دیرین اقلیم در مطالعات باستان شناسی و تاریخی تأکید می کند. در حال حاضر، تعداد و تفکیک زمانی پژوهش های دیرین اقلیم انجام شده در ایران به حدی است که می توان اقلیم هولوسن را با اطمینان نسبتاً بالایی بازسازی کرد. تأثیرگذارترین تغییرات اقلیمی هولوسن شامل رویدادهای ۸۲۰۰، ۶۲۰۰، ۵۲۰۰، ۴۲۰۰، ۳۲۰۰ سال پیش، سرمایش اوایل قرون وسطی (حدود 450-850 م) و عصر یخبندان کوچک (حدود 1250-1870 م) هستند. ارتباط بین پژوهش های دیرین اقلیم و مطالعات باستان شناسی و تاریخی می تواند به روشن شدن موضوعات مهمی مانند آنچه منجر به دوره های تاریک و آشفته و سقوط فرهنگ ها و تمدن های باستانی شد، کمک کند. نوسانات اقلیمی در گذشته چالش های جدی برای فرهنگ های باستانی و تمدن های تاریخی ایجاد کرده ، سازگاری سیاسی آن ها را محدود نموده و انعطاف پذیری اجتماعی را کاهش داده و در نهایت منجر به عواقب شدیدی برای جوامع بشری شده اند.
Military Reasons of Heraclius’ Successes against the Sasanian Spāh: A Re-Examination of Karantabias’ Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
۲۰۴-۱۶۷
حوزههای تخصصی:
This article addresses and re-examines Marc-Anthony Karantabias’ analysis of factors that contributed to the defeat of the Sasanian Spāh by Heraclius by 627-628 CE. Karantabias’ analysis may be categorized into four (military) misconceptions with respect to the Spāh: (1) the notion that the late Sasanian Spāh lacked stirrups for the Savaran cavalry (2) the alleged refusal or lack of knowledge of the Mongolian draw which is proposed to have been of greater efficacy than the Sasanian (3-finger) bowshot (3) the notion of “Persian conservatism” leading to the Spāh’s refusal to adopt new military technologies and (4) the alleged supremacy of Steep/Central Asian and/or Hun-Turkic cavalry warfare over the Sasanians. These four misconceptions fail to be supported by a close examination of archaeological sites (e.g., Taghe Bostan) and artifacts (e.g., Sasanian stirrups, metal works, etc.), primary sources and pertinent research studies. A fifth misconception pertains to the lack of consideration of the shortcomings of the Sasanian four-Spadbed system which Heraclius was able to successfully exploit against the Sasanian empire. In conclusion, Heraclius’ successes are attributed to his exploitation of the weaknesses of the four-Spāhbed system as well as the Byzantine willingness to adopt Steppe/Central Asian technology (e.g., compound bow, iron stirrup).
نسبت اخلاق و سیاست در گفتمان های اندیشه ای معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال ۲۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۹۸
1 - 25
حوزههای تخصصی:
تاریخ اندیشه سیاسی نویسی در ایران تاکنون عمدتاً از منظر رابطه سنت و مدرنیته نگاشته شده است و بدون اغراق می توان گفت که خود این شیوه نگارش اندیشه سیاسی به گفتمان مسلط و هژمونیک تبدیل شده است که امکان بروز گفتمان های دیگر را بر همین اساس سخت و دشوار کرده است. مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی در تلاش است تا از طریق بررسی نسبت اخلاق و سیاست پرتو تازه ای به گفتمان های اندیشه ای ایران معاصر بیفکند: گفتمان اسلام سیاسی، لیبرالیسم و مارکسیسم. از لحاظ نظری، سه نسبت میان اخلاق و سیاست وجود دارد: متافیزیک حداکثری، متافیزیک حداقلی و عدم رابطه بین اخلاق و سیاست. یافته های تحقیق نشان می دهد که گفتمان اسلام گرا از حیث نسبت اخلاق و سیاست، متافیزیک حداکثری است و از این رو خواهان دخالت حداکثری اخلاق گرایانه در حوزه سیاست است؛ گفتمان لیبرالیسم ایرانی، از این حیث، متافیزیک حداقلی است و خواهان کمترین دخالت اخلاق گرایانه در ساحت هایی از زندگی بشری است. گفتمان مارکسیسم ایرانی با توجه به بنیادهای نظری خاصی که بر آنها استوار شده است، معتقد به جدایی حوزه اخلاق از سیاست است.