نیروهای نظامی بریتانیا پس از صد و پنجاه سال سلطه بر خلیج فارس، در سال های پایانی دهه 1960 منطقه را ترک کردند. بر اساس دکترین نیکسون که در تاریخ 25 جولای 1969 در یک کنفرانس مطبوعاتی در گوام مطرح شد، دو دولت ایران و عربستان سعودی به عنوان دو قدرت ممتاز در منطقه، این فرصت را یافتند که خلاءِ موجود را پر کنند. به این ترتیب منافع ملی و منطقه ای دو کشور همسایه، بیش از پیش به هم گره خورد. انعکاس مناسبات احتیاط آمیز دو کشور در مطبوعات آن ها، که به نوبه خود فاقد شخصیت مستقل بودند، به وضوح قابل تشخیص است. در این پژوهش به چهار رویداد «انعکاس مرگ ملک فیصل، سفر ملک خالد به ایران، مشاجره بر سر تغییر نام خلیج فارس و تأسیس خبرگزاری خلیج،» در سطح مطبوعات دو کشور پرداخته می شود. مسأله اصلی در این تحقیق، نحوه عملکرد لایه زیرین و ناپیدایی است که در موقعیت های مختلف، چگونگی انعکاس اخبار و تحلیل حوادث را به مطبوعات دیکته می کرده است. یافته های این تحقیق، با استفاده از روش تاریخی و به کمک اسناد آرشیوی آشکار می سازد که در عربستان سعودی وزارت اطلاعات آن کشور و در ایران، علاوه بر دربار، وزارت امور خارجه مطبوعات را در توزیع و چگونگی انعکاس اخبار هدایت می کرده اند.
امکان دستیابی به حقیقت رخداد، یکی از مباحث مهم معرفت شناسی است که تاکنون آرای مختلفی را در پی داشته است. اگرچه امکان دستیابی به کنه امر واقع در پژوهش تاریخی بسیار دشوار می نماید، اما به هر حال، با در نظر گرفتن ملاک هایی که در تاریخ با عنوان «نقد درونی و بیرونی راوی و روایت» از آن یاد می شود، می توان میزان خطا را کاهش داده، به واقعیت امر نزدیک تر شد. مورخان نیز به طور عمده در نگارش تاریخ با ملاک هایی خاص به ثبت رخدادهای تاریخی پرداخته اند که تشکیل دهنده تاریخ نگاری آنان است. پرسش محوری این نوشتار این است که از نظر ابن کثیر دمشقی در البدایه و النهایه عناصر اصلی تاریخ نگاری چیست؟ بر اساس نظریه ترکیبی تحلیل انتقادی گفتمان لاکلا و موف و فرکلاف فرضیه مقاله این است که کتاب آسمانی (قرآن)، سنت پیامبر6 و عقل با تکیه بر مذهب شافعی عناصر اصلی سازنده تاریخ نگاری ابن کثیر می باشد. نگارنده با نگرش انتقادی، ضمن اثبات فرضیه، درصد خطای ابن کثیر از اصول خود را در یک نمونه (روایت ائمه اثنی عشر) تجزیه و تحلیل می نماید.
در مهرماه سال 1384 جمعی از بازماندگان شهدای ترور دور هم گرد آمدند و با کمک و همفکری تعدادی از نخبگان و دیگر قربانیان تروریسم در ایران، کانونهابیلیان را پایه گذاری کردند.
وقتی از حوزه فرهنگ سخن میرود، غالبا نام دانشمندان، نویسندگان، ادیبان، شاعران و هنرمندان به ذهن میآید و کمتر از کسانی یاد میشود که گرچه خود دانشمند و ادیب و هنرمند نبودهاند، اما به روشی دیگر منشأ خدمات فرهنگی شدهاند. در میان این کسان، نام حاج حسین آقای ملک (تهران، 1351 1250 خورشیدی) بر صدر مینشیند. او بزرگترین واقف آستان قدس رضوی در دوره معاصر است و گستردگی و ارزش اموال وقفیاش به حدی است که مجموعه موقوفات ملک را آستان قدس کوچک خواندهاند.