آیتالله شهید علی قدوسی در سال 12/05/1306 شمسی در شهر نهاوند بدنیا آمد. درسال1321 برای تحصیل علوم دینی وارد حوزه علمیه قم شد و در محضر اساتیدی چون امام خمینی، علامه طباطبایی و شهید صدوقی درس آموخت. قدوسی درسال1344 با دختر علامه طباطبایی ازدواج کرد.
استاد شهید آیتالله مطهری همچون دیدهبانی بیدار به سنگربانی از مرزهای عقیدتی مشغول بود و در هر زمان متناسب با نیاز، قلم و زبان خویش را به بهترین شکل به خدمت اسلام در میآورد.
امروزه ما شاهد تاثیرات شگرف فناورى هاى نوین بر منابع تحقیقات تاریخى و ایجاد تحولات در کاربرد منابع تاریخى (شرایط نگاهدارى، دسترسى و اطلاع رسانى اسناد) به صورت بانک هاى رقمی (دیجیتالى) اسناد هستیم. بانک هاى رقمى اسناد، بانک هائى است که در آن ها اسناد و منابع تحقیقات تاریخى به صورت مجازى و از طریق اینترنت قابل دستیابى مىب اشند. با گستردهت ر شدن تحقیقات و ضرورت دسترسى به اسناد، آرشیوها، دست به تدوین برنامه هاى رایانها ى زدند تا مراجعه کنندگان به آرشیوها با سهولت بیشت رى به اسناد دست یابند. این برنامه ها، کم کم چنان مورد توجه محققان قرار گرفت که زمینه ایجاد آرشیوهاى مجازى را فراهم ساخت و دستیابى سریع و آسان به اسناد ذخیره شده در این گونه پایگاه ها اهمیت ویژاى یافت. اما نکته مهم، اصالت و صحت محتواى اسناد مذکور است که باید به اثبات برسد و بدانیم این اسناد تا چه حد قابل اعتماد هستند و با یافتن راه هاى صحیح بهره بردارى از آن ها، به تحقیقات تاریخى سرعت و قوام بیشت رى ببخشیم.
این مقاله می کوشد در چارچوب الگوهای روش شناختی و معرفت شناختی تاریخ نگاری اسلامی، واقعه ی ذوقار و ارتباط آن را با نبردهای ایران و اعراب در متون تاریخ نگاری اسلامی واکاوی کند.فرضیه ی مقاله این است که تبدیل واقعه ی ذوقار به نماد انتصاب عرب از عجم و هم زمانی آن با بعثت پیامبر در سنت تاریخ نگاری ایرانی اسلامی، بر پیش فرض مورخان اسلامی و دیدگاه آن ها درباره ی رویدادهای تاریخی در قالب یک طرح انداموار و پیوستاری بنا شده است. در اندیشه ی تاریخ نگاری اسلامی، واقعه ی ذوقار در چارچوبی مبتنی بر توالی چند رویداد مهم و در جهت تحقق رویدادی بس بزرگ تر، که آبستن رخدادهای مهم سیاسی و دینی بوده، تبیین شده است.این رویکردِ مورخان اسلامی به واقعه ی ذوقار، بیش از هر چیز، بازتاب دهنده ی نیازهای عصر راویان و مورخان در جهت دهی به عمل سیاسی و ذهنیت فرهنگی مخاطبانشان است.
در دور دست ها ، پهلو به پهلوی چین ، باریکه سرزمینی است ، بسیار مرتفع ، با کوه های آسمان بوس و به هم فشرده ، با معبرهای تنگ دشوار گذر، با زمستان های سرد نه ماهه ، برخوردگاه چهار تمدن بزرگ آسیا : ایران ، هند ، چین و آسیای مرکزی که دورترین نقطه است نسبت به همه ی آنها و پناهگاهی است امن برای رانده شدگان از سراسر این سرزمین ها ،نه تنها کسان که حتی باورها و اندیشه-های کهن ، نه در کنار هم که آمیخته با هم و نمایان در دست نوشته هایشان : دست نوشته های اسماعیلیان بدخشان. نویسنده ، در این مقاله می کوشد با جستجوی میدانی به معرفی آنها بپردازد .
کمک های حاکمان اوده (1274-1132/1858-1719) به عتبات و موقوفه اوده که ریشه در آن کمک ها داشت و از هر دو با عنوان «پول هندی» یا «پول هند» و یا «فلوس الهند» نیز یاد می شود، به طور کلی به پیامد پدیده مهاجرت ایرانیان به هند و در این مورد خاص به پیامدهای پدیده ی مزبور در دوره ی پس از سقوط صفویه تا عصر ناصری/به تقریب همزمان با دوره ی مغولان متأخر در هند، باز می گردد. مهاجرت در این دوره که چندان مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته است، از جمله به علت افول قدرت های سنتی هند از یک سو و اهمیت یافتن قدرت انگلیسیان از سویی دیگر، یک دوره ی انتقالی در تاریخ مهاجرت ایرانیان به هند به شمار می رود. اگر به دوره های انتقالی توجه نشود، بویژه در فهم و تفسیر برخی پدیده ها در دوره های بعدی اشکالات و کاستی هایی پدید می آید. به نظر می رسد که شناخت و تفسیر «پول هندی» با وجود پژوهش هایی ارزشمند که درباره آن انجام شده، از آن اشکالات و کاستی ها برکنار نمانده است. هدف مقاله ی حاضر بازنگری مفهوم این پول در پرتو توجه به پدیده ی مهاجرت ایرانیان به هند، حمایت های مهاجران قبلی از مهاجران بعدی و پیامد مالی ـ مذهبی آن مهاجرت در ایران و مراکز مذهبی مربوط به آن و توجه به تأثیر تحولات ناشی از تکمیل فرایند افتادن هند به دست انگلیسیان بر آن پیامد است. این کار از طریق تمرکز بر حاکمان اوده، نقش مهاجران ایرانی در ایجاد و ادامه ی حکومتشان و حمایت های آنان از آن مهاجران و نیز حمایتشان از تأسیسات شیعی عراق صورت گرفته است. بدین ترتیب، سیر تحول پولی که امروزه از آن در پژوهش ها به «پول هندی» یا «پول هند» یاد می شود، ارائه و از جمله نشان داده شده که تنها برجسته کردن آن پول از دوره ی حکومت آصف الدوله یا از دهه هایی پس از آن به بعد و محدود کردن تاریخ آن به یک دوره ی خاص شناختی کامل از آن به دست نداده است. ناگفته نباید گذاشت که تأکید بر نقش مهاجرت تاریخی ایرانیان به هند در پیدایش «پول هندی» و سخن از پیشینه و تحول مفهوم آن به معنی نفی نقش سایر عوامل در پیدایش و تحولات آن نیست.
در دوره فرمانروایی مغولان هند، مهاجرت ایرانیان به شبه قاره هند فزونی گرفت. شماری از مهاجران ایرانی، هم در شکل گیری حکومت مغولان و هم در توسعه قلمرو و اداره این حکومت، نقش به سزائی ایفا نمودند. از جمله ایرانیانی که فعالانه در خدمت مغولان قرار گرفتند، محمد بیرم خان بهارلو بود. ورود وی به خدمت مغولان، متأثر از ارتباطات تاریخی خانواده او با برخی از شاهزادگان تیموری است. با این حال، ترقی فوق العاده وی، مدیون درایت خود او و فداکاری هایش برای تثبیت این حکومت است. در سایه ی اقدامات مهمی که بیرم برای حکمرانی مجدد همایون انجام داد، توانست بر سمت وکیل السلطنه جانشین وی اکبرشاه تکیه زند. برای چند سال، امور مهم حکومت اکبرشاه، زیر سیطره ی بیرم قرار داشت. عملکرد مقتدرانه و خودمحورانه ی وی در این سمت، رقیبان عمدتاً تورانی او را به عکس العمل واداشت. با تداوم، انعطاف پذیری بیرم در برابر انتظارات مخالفان و نیز بی اعتنایی او به نظرات شاه، فرمان برکناری وی از وکالت صادر شد. مقاومت بیرم در برابر فرمان شاه و تکاپوی بی نتیجه او برای بازیافتن موقعیت سابق، اوضاع را بدتر ساخت و به تبعید و سپس قتل او انجامید. با مرگ بیرم خان، امید تورانیان به کنار زدن ایرانیان از سمت های مهم فزونی گرفت. اما روند حضور ایرانیان در برخی مشاغل مهم، کمابیش حفظ شد.