سند به مثابه مادّه ی خام در گزارشِ رویدادهای تاریخی حضور دارد. گاهی فقط برای معطوفکردن متن به چشم نوازشدنِ استنادهای پی درپی از اسناد بهره میگیریم و گاهی که خود را به نگره ای پیشینی مجهّز ساخته ایم، از اسناد بهره میبریم. اگر سند را مادّه ی خامِ چندمنظوره بدانیم، کارویژه ی آن عبارت خواهد بود از: عاملِ میانجیِ جهشِ کیفی از کتابتِ وصف گونه به تبیینِ رویدادهای تاریخی. بایسته است در بررسی رویدادها، با تکیه بر وصف و شرح، به بیان دالّی و تفهّمِ رویداد دست یازیم؛ این امر به کاربستِ شیوه های نوین پژوهش منوط است. در تفهّمِ رویدادهای تاریخی، اسناد، خودبه خود سخن نمیگویند، بلکه مؤلفه های پژوهشیِ کمکدهنده اسناد را به برون افکندنِ درون مایه های خود وادار میکنند. در روایت های وصف/ شرح گونه از رخدادهای تاریخی، اسناد ارزشی یکسان دارند؛ ولی در بیان های نگره مندانه ی تاریخی، از ارزش برخی سندها کاسته، و بر اهمیّت برخی دیگر افزوده میشود. نگارنده میکوشد با تکیه بر برخی از اسناد دوران قاجار، الگویی را در پژوهش های تاریخیِ مبتنیِ بر اسناد پیشنهاد دهد که به نظر میرسد ما را به حیطه ی درون نگریِ تاریخِ تحوّلات ایرانِ معاصر رهنمون خواهد ساخت.
سنگ نبشته هایکی از مهم ترین آثارمکتوب تاریخی هستند که اطلاعات فراوانی ازگذشتگان برای ما به ارمغان می آورند و بازخوانی و رمزگشایی آنها کمک بسیاری به شناخت پیشینه تاریخی وتمدنی کشور می نماید. یکی از این سنگ نبشته هاکه در «تاق بزرگِ تاق بستان»حجاری شده وسپس نابود گردیده موضوع این مقاله است.
هدف:هدف این پژوهش، ارائه متن و سندی تاریخی است که در تاق بزرگ تاق بستان بوده واکنون فقط ردی ازآن باقی مانده است. دیدن قاب خالی وبدون متن آن، کنجکاوی و پرسش هایی را درذهن هر بازدید کننده بر می انگیزد که آیا درون این قاب، متنی بوده است ؟ اگر متنی وجود داشته با چه خط و زبانی و در چه دوره تاریخی وبه دستور چه کسی نگاشته شده است؟این مقاله برای اولین بار متن کتیبه، خوانده وارائه می شود وبه پرسش های مطرح شده پاسخ می دهد.
روش/رویکرد پژوهش :برای رسیدن به این هدف از دو روش پژوهش کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است که هرکدام مکمل دیگری است.
در طی چند سال اخیر مفهوم جدید آرشیو رقمی پا به عرصه ظهور گذاشته است که به نظر میرسد در همین عمر کوتاه خود طلایهدار نگرشی نو به مفهوم آرشیو بوده و این مقوله را در معرض تغییرات بنیادین قرار داده است.
روش پژوهش: مقاله حاضر با بهرهگیری از مدل علمی پذیرش فناوری دیویس [1] به بررسی موانع موجود بر سر راه گسترش و پذیرش آرشیو رقمی صدا توسط برنامهسازان از نقطه نظر کاربردی در منطقه شمال غرب کشور پرداخته و با ارائه راه حلهایی به حذف این موانع پرداخته است. این پژوهش از نوع تحلیلی است که با روش پیمایشی به انجام رسیده است .
جامعه آماری : جامعه آماری این مطالعه را 100 نفر از برنامهسازان صدای جمهوری اسلامی ایران در منطقه شمال غرب کشور در شهرهای ارومیه، تبریز، اردبیل، زنجان، قزوین، سنندج و مهاباد تشکیل می دهد که با توجه به محدود بودن جامعه، از روش سرشماری استفاده شده و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه گردآوری شد.
یافته های پژوهش : یافتههای پژوهش نشان داد که برداشت ذهنی از مفید بودن و برداشت ذهنی از آسانی یادگیری تاثیر مهمی در پذیرش نظام آرشیو رقمی صدا دارد و این نشاندهنده آن است که هر چه نظام آرشیو رقمی صدا از نظر برنامهسازان رادیویی برای بهبود عملکرد کاریشان مفیدتر و از نظر یادگیری آسان تشخیص داده شود بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد . در پایان نیز، با توجه به یافتههای پژوهش، توصیههایی برای افزایش سرعت پذیرش نظام آرشیو رقمی صدا توسط برنامهسازان رادیویی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ارائه شده است.
مبانی فرهنگی، تاریخی و تمدنی از مهمترین مولفه های هویت ملی است که موجب تمایز ملت ها و جوامع مختلف از یکدیگر می شود. باستان شناسی به عنوان یکی از شاخه های علم انسان شناسی می تواند نقش مهمی در ارتقای هویت ملی جوامع کنونی ایفا نماید. از سوی دیگر، یکی از مهمترین موضوعاتی که به صور مختلف با تمامی عناصر هویت ملی مرتبط است، آثار باستانی یا آثار مادی برجای مانده از یک ملت خاص با خط و زبان و تاریخ و جغرافیای خاص است که نشان دهنده میزان نبوغ و پشتکار نسل های گذشته و بیانگر قدیمی ترین دوره های شکل گیری روح جمعی و دیرینه بودن هویت ملی است. بنابراین، باستان شناسی در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی با مقوله هویت ملی ارتباط پیدا می کند. کشور باستانی ایران به دلیل برخورداری از یک سابقه تاریخی و تمدنی و فرهنگی کهن می تواند به کمک باستان شناسی از استعداد بالای خود در زمینه ارتقای هویت ملی ایرانی یاری گیرد. تحقیق حاضر درصدد اثبات این حقیقت است که باستان شناسی می-تواند به طرق مختلف از جمله تقویت وحدت سیاسی و انسجام ملی، تقویت اراده ملی و روحیه خودباوری و رونق صنعت گردشگری در جهت توسعه اقتصادی کشور، میزان هویت ملی ایرانیان را ارتقا ببخشد.
تنّوع منابع و تکثّر اخبار سبب شده است تا گروهی از محققان قاجارپژوه با استناد به کتب تاریخی و سفرنامه ها عنوان شیخ الاسلامی را استمرار منصبی قدیمی در دیوان سالاری ایران اسلامی تلقی نمایند، که تا دوره ی قاجاریه ساز وکار دیوانی مشخص خود را حفظ کرده است؛ و برخی دیگر، بر پایه ی مطالعات موردی و خُرد چنین نتیجه گیری کنند که، در منطقه ای مشخص، شیخ الاسلامی صرفاً لقبی بازمانده از منصبی در دوران پیش از قاجاریه بوده است. این تحقیق در صدد برآمده است، با تکیه بر منابع دست اول محلی آشکار سازد، آیا اشخاصی که شیخ الاسلام شیراز در طول دوره ی قاجاریه بوده اند، صرفاً لقب شیخ الاسلامی داشته اند، یا در این شهر سازوکار معینی را دنبال می نموده اند؟ این بررسی نشان می دهد که خاندان تمّامی، نه تنها لقب شیخ الاسلامی شیراز و توابع آن را رسماً در اختیار داشته اند، بلکه در سایه ی رسیدگی به امور شرعی، همزیستی و اقامت در کانون مذهبی و اقتصادی این شهر، و پیوندهای محلی ای که با خاندان ها و خانواده های معتبر ساکن مرکز سیاسی - اقتصادی ولایت فارس برقرارکردند، توفیق یافتند تا سال به سال پایگاه اجتماعی و اقتصادی خویش را ارتقاء بخشند. خصوصاً، که بین سال های 1220 تا 1323 ه .ق، تولیت و نظارت بر برخی از موقوفات شیراز و مرودشت را به دست آورند؛ موفقیتی که برای کم تر مجتهدی در طول این دوره دست داد. به هرحال، روندی که می رفت بر اثر آن روز به روز این خاندان فربه تر شود، سرانجام، در پی وقوع مشروطیت و تأسیس نظام دیوان سالاری متجددانه متوقف شد.