فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۲۰۱ تا ۹٬۲۲۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۷ مورد.
اوضاع سیاسی بُست در دوره صفاریان
حوزههای تخصصی:
مسیحیت درحجاز و غرب جزیره العرب مقارن ظهوراسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سه دین اسلام، مسیحیت و یهود از یک خانواده بوده و به عنوان آیین های سامی خوانده شده اند، ولی در متون اسلامی تأکید شده است که دین اسلام کامل کننده دو دین پیش از خود است. از این رو بررسی موقعیت مسیحیت و دامنه نفوذ آن در جزیره العرب به ویژه بخش غربی آن و حجاز مقارن ظهور اسلام ازاهمیت خاصی برخوردار است. زیرا آگاهی از آن به درک بهتر بسیاری از حوادث صدر اسلام، خاصه تعامل مسیحیان با پیامبراکرم(ص) و مسیحیت شناسی قرآن کریم کمک می کند. ازاین رو نگارنده دراین مقاله بر آن است تا اطلاعاتی از نحوه نفوذ مسیحیت و موقعیت آن در حجاز به دست دهد. هرچند برای گسترش مسیحیت در حجاز راه های متعددی وجود داشته، اما دراین مقاله به ورود مسیحیت به حجاز از نواحی شمال غربی (بصری)، غرب (حبشه) و جنوب غربی (نجران) پرداخته شده و ثابت شده است که مسیحیت در سده ششم میلادی و مقارن ظهوراسلام در حجاز حضوری به نسبت قوی داشته است.
جایگاه کیش زرتشتی در میان هخامنشیان و ساتراپ نشین های غربی آنان
حوزههای تخصصی:
ایران عهد هخامنشی از لحاظ دینی دورانی ست که در آن بردباری دینی به منصه ی ظهور رسید. در عهدی که کشتار و ویرانی افتخار پادشاهان آشوری بود، پادشاهان هخامنشی انسان دوستی و توجه به انسان که منشعب از باور های آنان بود را به جهانیان عرضه داشتند. کتیبه های هخامنشی که بیشتر به شرح رویدادها می پردازند؛ از بازگویی باورداشت ها و آداب دینی مردمان ایران و ساتراپ نشین های غربی شاهنشاهی هخامنشی کم تر مطلبی ارائه می دهند، بنابراین با واکاوی آثار باستان شناسانه و گزارش های مورخین باستانی، جایگاه دین زرتشتی در میان هخامنشیان و ساتراپ نشین های غربی آنان تا حدودی روشن تر خواهد شد. یافته های پژوهش که بر اساس واکاوی منابع تاریخی انجام گرفته، به روشنی نشان می دهد که ساتراپ نشین های غربی به دلیل رواداری دینی هخامنشیان، برای نزدیکی به حاکمیت سیاسی سه ایزد اصلی اوستا اهوره مزدا، ناهید و مهر را که در برخی موارد با ایزدان و خدایان گذشته آنان هماهنگی داشت، پرستش می کردند. در مورد کیش هخامنشیان، پژوهشگران دینی و متخصصین تاریخ ایران باستان تحقیقات فراوانی انجام داده اند؛ اما تاکنون به تحلیل جایگاه دینی ساتراپ نشین های غربی ایران از دیدگاه دیانت زرتشتی کم تر توجه شده است. این مقاله به مطالعه ی ساختار دینی شاهنشاهی هخامنشیان با تأکید بر دین زرتشتی و جایگاه آن در ساتراپ نشین های غربی می پردازد. در این راه بر اسناد و منابع موجود تکیه و با استفاده از روش تحقیقات تاریخی، موضوع مورد تحلیل و توصیف قرار گرفته است.
نقش و کارکرد نیروهای کمکی در ارتش حکومت ساسانی
حوزههای تخصصی:
توسعه طلبی حکومت ساسانی و گسترش مرزها و متصرفات خارجی و همچنین کشمکش های درون تشکیلات حکومتی بر سر قدرت و نفوذ در هرم قدرت سیاسی بین اشرافیت درباری با شاه، رویکرد گرایش به استفاده از نیروهای کمکی و پشتیبان را افزایش داد. این سیاست گزینه ای موقتی بود و براساس موقعیت زمانی و مکانی خاص صورت می گرفت. در پیش گرفتن چنین رویکردی نتایج و پیامدهای مثبت و منفی برای ساسانیان در بعد داخلی و خارجی برجای گذاشت. ادامه چنین سیاستی در دراز مدت نه تنها موجبات تنش و تقابل در دستگاه حکومتی را ایجاد نمود، بلکه مقدمات شورش و ناآرامی در جامعه را نیز فراهم کرد؛ زیرا عناصر تازه وارد به تدریج در دسته بندیهای سیاسی و نظامی بین شاهان و اشرافیت درباری و به ویژه در زمان جلوس شاهان بر اریکه سلطنت وارد عرصه سیاسی و نظامی می شدند. در این مقاله تلاش می شود؛ نقش و تاثیرگذاری نیروهای کمکی در ارتش حکومت ساسانیان و دلایل در پیش گرفتن چنین رویکردی، مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
حاکمان خراسان و گسترش اسلام درعهد اموی
حوزههای تخصصی:
توسعه اسلام در ایالت خراسان عهد اموی به عوامل متعددی بستگی داشت غازیان، مجاهدان، فقیهان، عارفان، متکلمان و زاهدان هرکدام به نوعی در گروش بومیان به دین جدید موثر بودند. حاکمان خراسان هم در این ارتباط هم تاثیر مثبت و هم تاثیر منفی داشتند برخی حاکمان عرب خراسان زمانی که به فکر تثبیت حکومت خویش بودند به فکر همدل شدن با بومیان و مسلمان نمودن اشراف و توسعه نفوذ خویش در بین رعایایِ نجبا بودند تا از این طریق هم متدینین را از خود راضی نمایند و خویشتن را طرفدار گسترش اسلام نشان دهند و هم ثغور قلمرو خویش را در برابر تهاجم ترکان بهتر حفظ نمایند و بر شورش های احتمالی داخلی نیز بتوانند غلبه کنند از طرفی در مواردی نیز حاکمان منفعت طلب به جهت حس زیاده خواهی و ارجحیت درآمدهای اقتصادی بر رشد اسلام به اجبار از نومسلمانان جزیه می گرفتند و اصرار بر اهل ذمه بودن آنان داشتند و در این راستا بهانه هایی می آوردند که باعث ارتداد بسیاری از نومسلمانان شدند و عملا تاثیر منفی در رشد اسلام داشتند
تاریخ نگاری اسلامی در روایت اهل حدیث نمونه ی موردی: تاریخ خلیفة بن خیاط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی متون تاریخ نگاری اسلامی، می تواند به عنوان مسیری برای فهم شیوه ی تفکر مسلمانان درباره ی گذشته در سده های نخست اسلامی تلقی شود. برای این امر می توان با انتخاب رویکرد نظری تفسیرگرایی و ره یافت معناکاوی، منظری متفاوت به این متون داشت. بر این مبنای نظری، داده های مؤلفان این متون، «گزارشی از واقعه» بر مبنای تفسیر و درک آن ها از رویدادهای گذشته است که در قالب «گزارش واقعه» - با ادعای برابری با عینیت رویداد - به مخاطب منتقل می شود. بر این اساس، شیوه ی گزارش دادن آن ها از رویدادهای گذشته، نشان دهنده ی نظام ارزشی و باورهای ایشان و آن مقوله ای است که به یک معنا ایدئولوژی مورخ نامیده می شود. بدین ترتیب، این نگاه ایدئولوژیک از گذشته، تصویری خاص و معنایی ویژه از آن را به مخاطب منتقل می کند و تاریخ گذشته در این بازنمایی/بازسازی، معنایی دیگر به خود می گیرد. این عمل – آگاهانه یا غیر آگاهانه – بر اساس درک ضرورت و نیازهایی در زمانه و زمینه ای که مورخ در آن قرار دارد، انجام می شود. بدین سان، با بازشناسی معنا و مضمون بازنمایی مورخ از گذشته، می توان به درک دشواره/مسئله ی وی نزدیک شد،که محرک او برای مراجعه به تاریخ و نگارش آن بر اساس نگرش و روش معینی بوده است. از آن جا که هر مورخ، متعلق به یک بافت فکری و نیروهای اجتماعی باورمند به آن است، بنابراین، منافع و باورهای عقیدتی/سیاسی آن نیروها نیز در بازنمایی گذشته در نظر گرفته می شود. بنابراین، تاریخ از منظر روایتی که نیروهای اجتماعی از گذشته دارند، بازخوانی و بازنمایی می گردد.
در این مقاله، کتاب تاریخ خلیفة بن خیاط، به عنوان نخستین نمونه ی تاریخ عمومی اسلام، بر اساس این رویکرد بررسی می شود. یافته های مقاله نشان می دهد، ابن خیاط بر مبنای شیوه ی تفکر اهل حدیث به تاریخ گذشته ی خلافت اسلامی نگریسته و به همین دلیل به حاشیه رانی، غیریت سازی و طرد خوارج، ایرانیان و ترکان در تاریخ خلافت پرداخته و هویت عربی/اسلامی و اقتدارگرایی خلافت اسلامی را برجسته ساخته است.
نیشابور در قرون سوم و چهارم هجری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نیشابور، یکی از چهار تختگاه خراسان بزرگ، و از شهرهای قدیمی ایران زمین بوده و در سده های نخستین اسلامی نیز دارای اهمیت سیاسی و فرهنگی بوده است. اهمیت این شهر به حدی بود که برخی از دولتها آن را به عنوان پایتخت حکومت خود برگزیدند. جایگاه علمی و سیاسی نیشابور و عبور امام رضا (ع) از این شهر و بیان حدیث سلسلة الذهب بر اهمیت آن در تاریخ افزوده است. نیشابور در قرن اول و دوم اسلامی جایگاه مهمی دارد. اما اهمیت این شهر تاریخی در دو قرن سوم و چهارم هجری دو چندان است. از این رو در این پژوهش تلاش شده است تا به اهمیت سیاسی نیشابور، وضع شهر نیشابور، مذهب، آداب و رسوم، زبان، کشاکش ها و درگیری ها، مدارس، اوضاع اقتصادی، و فرق مذهبی این شهر در قرن سوم و چهارم پرداخته شود.
خاندان بنوالیاس در کرمانو مناسبات آنها با سامانیان و آل بویه (357-317ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابوعلی محمد، فرزند الیاس (و از نوادگان احمدبناسدبن سامان)از جمله فرماندهان امیر نصردوم سامانی بود که توانست در اوایل قرن چهارم هجری قمری با استفاده از خلاء قدرتی که در نواحی جنوب شرقی ایران ایجاد شده بود، علم طغیان برافرازد. وی به سال (317ق) وارد کرمان شد و حکومتی بهنام آلالیاس یا بنوالیاس تأسیس کرد. حکومتی که تا سال (357ق)تداوم یافت. در این زمان بهدلیل حضور دو قدرت آلبویه و سامانیان، بنیالیاس در طول مدت فرمانرواییشان با این دو حکومت درگیر بودند تا اینکه سرانجام کرمان ضمیمه حکومت آل بویه گردید. نوشتار حاضر بر آن است تا در حد توان دو مسئله اساسی را مورد تحلیل و تبیین قرار دهد: نخست بررسی زمینههای قدرتگیری خاندان بنیالیاس در ایالت کرمان و سپس بیان چگونگی روابط این حکومت محلی با دو حکومت قدرت مند آل بویه و سامانیان.
ساز و کار محرک تاریخ چیست؟
حوزههای تخصصی:
ایران گرایی در اخبار الطِّوال ابوحنیفه دینوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین منابع تاریخی دوره اسلامی که آگاهی های ارزنده ای درباره تاریخ ایران باستان، به ویژه دوره ساسانیان، و البته تاریخ اسلام تا مرگ خلیفه المُعتَصم بالله (218 - 227 ق) به دست می دهد، اخبار الطِّوال ابوحنیفه احمد بن داود بن ونند دینوری است. پاره ای پژوهندگان هم داستان اند که دینوری با گرایش و چشم انداز ایرانی و ملی گرایانه اخبار الطِّوال را به نگارش درآورده است، چنان که می کوشد رخدادهای تاریخ پیش از اسلام، تاریخ پیغامبران از آدم به بعد، تاریخ پادشاهان ایرانی، تاریخ یمن و تاریخ عربستان، را از چشم انداز تاریخ شاهنشاهی ایران گزارش دهد و حتی در گزارش تاریخ دوره اسلامی، علاقه خود را به رخدادهای دنیای ایرانی کاملاً نشان می دهد. با وجود این، تاکنون پژوهش جداگانه ای درباره این شیوه نگاه دینوری، که می توان آن را «ایران گرایی» ابوحنیفه دینوری نامید، انجام نگرفته است. در این جُستار کوشش خواهد شد نشانه ها و بازتاب های ایران گرایی دینوری در اخبار الطِّوال بررسی شود.
روش شناسی تاریخی تَنّوخی در تألیف کتاب نِشوار المُحاضره و اخبار المذاکره
حوزههای تخصصی:
قاضی ابوعلی المحسّن بن علی بن محمد تنوخی (384-327 ه. ق/994-938 م)، با استفاده از روش «روایت تاریخ به صورت حکایت»، فعالیت های اجتماعی مردمان روزگار خود را در چهارچوب شیوه بدیع نگارش خود در کتاب نشوار المحاضره و اخبار المذاکره یا جامع التواریخ، نقد و تحلیل کرده است. وجود انگیزه های خاص شخصی و موضوع شناسانه و نیز گزارش های ارزشمند تاریخی کتاب در ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، اهمیت ویژه ای به شیوه نگارش تنوخی در این کتاب بخشیده است و مخاطب را به خود جذب می کند. مهمترین ویژگی روش شناسی تاریخی تنوخی، استفاده از روش اِسناد اخبار و به کارگیری اصطلاحاتی است که نشانگر مشاهده مستقیم و رو در روی حوادث و وقایعی است که به رشته تحریر در آمده است. از طرف دیگر تنوخی تلاش کرده است تا درباره صحت و سقم روایت های تاریخی نشوار المحاضره، تا حد امکان نظری کارشناسی ارائه کند. علاوه بر این، وجود سنت های منصب قضاوت در خاندان تنوخی و تماس او با اقشار بالا و پایین و متوسط جامعه، به روش نگارش وی رنگ واقع گرایی ویژه ای داده است که در سایر تألیفات این مورخ نیز دیده می شود. در این مقاله، با روش توصیفی و تحلیلی به تبیین این فرضیه پرداخته خواهد شد که آیا تنوخی از طریق «روایت گری تاریخ در قالب حکایت» توانسته است تاریخ اجتماعی - سیاسی دوره خود را به تصویر کشد یا خیر؟
سیاست علمی و فرهنگی فاطمیان در مصر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سند بدون شرح؛ تجاوز شوروی به ایران سال 1309 شمسی
حوزههای تخصصی:
آشتی با طبیعت و بازگشت به زمان بلند تاریخی
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی تاریخی موقعیت و عملکرد اقلیت های مذهبی در شهر اصفهان دورة صفوی (مطالعة موردی: ارامنة جلفای اصفهان در عصر صفوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه جامعه شناسی اقلیت های قومی و دینی به عنوان گروهی که به دلیل تفاوت هایشان با گروه اکثریت در معرض تبعیض ها و تمایزات قرار دارند و از مشارکت در زندگی اجتماعی کناره گیری می کنند، تعریف شده اند. این شاخص ها در بسیاری از جوامع مشاهده می شود، اما مطالعه ای تحقیقی با روش مطالعات «جامعه شناسی تاریخی» دربارة ارامنة ساکن جلفای اصفهان در دورة صفوی نشان می دهد که با وجود مشخصات ظاهری این قوم، به مثابة یک اقلیت، موقعیت نسبتاً ممتازی در جامعه و بالتبع عملکرد موفقی در زندگی اجتماعی پایتخت صفویان داشته اند. این مطالعه که از نوع تحقیقات تاریخی است و به روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای صورت گرفته، در پی پاسخ گویی به این سؤال است: موقعیت و عملکرد ارامنه در ساختار اجتماعی اصفهان عصر صفوی چگونه بوده است؟
نتیجة تحقیق که حاصل جمع آوری اطلاعات و استخراج داده های تحقیق با استفاده از استدلال های تاریخی و نمودارهای آماری است، نشان می دهد تعامل سازنده بین این گروه با دولت مردان صفوی و تلاش صفویان برای رونق تجارت، افزایش جمعیت پایتخت خود، کسب اعتبار بین المللی، و عملکرد درست ارامنه در مسائل و مسئولیت هایی که به آن ها واگذار شد، زندگی مسالمت آمیزی را برای این اقلیت در آن دورة تاریخی رقم زد. این نتایج می تواند در تحلیل جامع نگر به جایگاه اقلیت ها در دورة صفویه کمک کند.
تحلیلی بر خدمات سیاسی و فرهنگی صاحب شمس الدین محمد اصفهانی به دولت سلجوقیان روم (از 616 تا 646ه.ق)
حوزههای تخصصی:
صاحب شمس الدین محمد اصفهانی، یکی از شخصیت های ایرانی حاضر در قلمرو سلجوقیان روم بود که پس از ورود به دربار این دولت توانست طی یک دوره تقریباً سی ساله، بین سال های 616 تا 646 ه.ق - یعنی از دوره سلطنت سلطان عزالدین کیکاووس اول تا دوره سلطنت سلطان عزالدین کیکاووس دوم- مراحل ترقی را پشت سر بگذارد. وی در دربار سلجوقیان روم پس از دستیابی به مناصبی همچون ناظر (اشراف) مطبخ، منشی خاص سلطان (طغرایی)، سرداری سپاه، نایب (نیابت) سلطان و سرانجام وزارت، نقشی چشمگیر در اوضاع سیاسی و فرهنگی قلمرو سلجوقیان روم ایفا کرد. نوشتار حاضر بر آن است تا در گام نخست به معرفی این شخصیت ایرانی و چگونگی ورود وی به قلمرو و دربار سلجوقیان روم بپردازد. در دومین گام نیز روند ترقی وی در ابعاد مختلف سیاسی- فرهنگی و تأثیرگذاری او در این ابعاد را مورد تحلیل و تبیین قرار دهد.