ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۲۱ تا ۴٬۴۴۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۷ مورد.
۴۴۲۱.

تحول هویت جغرافیایی از ایرانشهرمرکزی به مکه مرکزی در متون جغرافیایی قرون سوم تا پنجم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۳ تعداد دانلود : ۷۲۴
از جمله نمودهای بارز تغییر نگرش ایرانیان از هویت سرزمینی به سوی هویت دینی و مذهبی را می توان در خط سیر جغرافیانگاریِ مؤلفان متون جغرافیایی قرون سوم تا پنجم هجری مشاهده کرد. پژوهش حاضر با روش تاریخی به بررسی این تألیفات براساس مبانی نظری چون؛ «مطالعه میان متنی» و همچنین کنکاش نقش «جهان بینی» جغرافیدانان در این روند تحولی، طی سده های مورد بحث دست یازیده است. نتایج پژوهش در متون جغرافیایی حاکی از آن است که مفهوم هویت از جنبه سرزمینی در سده ی سوم هجری به جنبه دینی و معنوی در قرون چهارم و پنجم هجری تغییر یافته است. بدین صورت که جغرافیدانان در قرن سوم هجری با تأکید بر جغرافیای ایرانشهر (آسورستان) یا حوزه ی عراق و ایران امروزی، آن را به مثابه مهم ترین اقلیم از اقالیم هفتگانه قلمداد نموده و در جایگاه نخست توصیف قرار می دادند. اما با آغاز سده ی چهارم هجری و همزمان با گسترش اسلام و رشد گرایش های مذهبی اسلامی و حاکمیت سلسله ها و دودمان های هم عقیده با دستگاه خلافت بویژه در قرن پنجم هجری، مکه و سرزمین وحی به جهت تقدسی که داشت از اهمیت بیشتری برخوردار شد. بنابراین، مقایسه متن های جغرافیایی قرون سوم تا پنجم هجری یک روند تحولی از اندیشه جغرافیایی «ایرانشهرمرکزی» به سوی «مکه مرکزی» را نشان می دهد. در واقع تفکر ایرانشهرمرکزی در قرن سوم که خود گویای نوعی از خودآگاهی قومی و سرزمینی در حال افول به شمار می رفت، در سده ی چهارم و پنجم هجری دیگر توان ادامه حیات به صورت قبل را نداشته و جای خود را به نگرش اسلامی «مکه مرکزی» داد.
۴۴۲۲.

نظری پیرامون واژه پهلوی «ائجثفل» در ارداویرافنامه؛ ویراپ: سوزاننده هیزم تر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۱ تعداد دانلود : ۵۶۸
با توجه به نشانه هایی که در متن کتاب ارداویرافنامه آمده و نیز اشاره هایی که به ارتباط بین آیین شمنی و خلسه ارداویراف شده است، می توان به ویراف( دست پیدا کرد. از سویی، ( » « نتایج تازه ای پیرامون نام قابلیت چندگونه خوانی برخی واژه های پهلوی و بازنگری و بازخوانی هیزم های « که پیامد » دریاچه آب کبود « آن ها، و از سوی دیگر، اشاره به انداخته، ترکیب های نیلاپ ]نیره » آتش « ی است که موبد به » تر )چوب(+ آب[؛ نیلاپ ] نیره)آتش( +آب[ و نیز نیلاپ ]نیلی/کبود+آب[ را نمایاند و پایه های این پژوهش را پی افکند. در این میان، وجود دو نام برای موبدی که از خلسه بازگشته و اشاره » وِه شاپور « و » ارداویراف « پژوهشگرانی چون فیلیپ ژینیو و میرچا الیاده به وجود ارتباط بین خلسه ارداویراف و آیین خلسه شمنی، پژوهشی را در این زمینه موجب شد که نشان داد در این آیین، کسانی که به جهان مردگان وارد می شوند، جدای اند و این مسئله می تواند زاویه » نام جاویدان « از نام زمینی، دارای نام دوم یا دیدی تازه در دو نام داشتنِ موبد به ما بدهد. هدف از انجام این پژوهش، چیستی و چرایی ساخته شدن » « تلاش در شناخت واژه پهلوی و به کار رفتن آن و برداشتن گامی دیگر در راه شناخت واژگان کهن است.
۴۴۲۳.

بررسی و تبیین عوامل موثر در شیوع قحطی و بحران نان در عصر مظفری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۴ تعداد دانلود : ۸۸۸
این مقاله با استفاده از روش تحلیلی تاریخی و با استناد به منابع کتابخانه ای در پاسخ به پرسش های متنوع درباره علل بروز قحطی و بحران نان در دوره مظفری، این فرضیه را مطرح می نماید که علاوه بر خشکسالی و بلایای طبیعی، مهم ترین عاملِ بروز بحران نان عوامل سیاسی و اجتماعی و ناتوانی حکومت در مدیریت صحیح بازار داخلی و سوءاستفاده بعضی از حکومتگران از شرایط به وجودآمده بود. این مسئله خود پیامدهای ناگواری ازجمله رکود دادوستد و تجارت، کاهش شدید کشت و زرع، شیوع بیماری های واگیردار، مهاجرت، مرگ ومیر و ناامنی را درپی داشت. به همین دلیل شاهد اعتراض های شهریِ گوناگون و مستمری در دوره مظفری هستیم. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد که مشکلات اقتصادیِ عصرِ مظفری اساس جامعه و حکومت وابسته به آن را با چالش شدید و تغییرات بنیادین مواجه ساخت.
۴۴۲۴.

الکسی پترویچ یرملوف و مدیریت استعمار تزاری در جنوب قفقاز (1231/1816-1242/1827)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۴ تعداد دانلود : ۴۹۷
اشغال نظامی تفلیس و ولایات ایرانیِ آن سوی ارس در ربع نخست سده سیزدهم/نوزدهم گام نخست روسیه تزاری در جهت تأسیس یک نظم جدید استعماری در جنوب قفقاز بود. این نظم جدید استعماری، زمینه ای فراهم کرد که در بستر آن روند تغییر نظام سیاسی، اداری و اجتماعیِ حاکم بر اراضی تصرف شده و الحاق ساختاری آن به امپراتوری تزاری مدیریت شود. در پژوهش پیشِ رو کوشش شده است ماهیت راهبرد استعماریِ روسیه تزاری در قبال حوزه مسلمان نشین جنوب قفقاز و سازوکار عملیاتی آن در مراحل آغازین، بر محور رفتار و اقدامات یک چهره محوری آن یعنی الکسی پترویچ یرملوف بررسی شود. پرسشِ محوری تحقیق ناظر بر تبیین رابطه ای است که می توان میان اقدامات یک فرماندار نظامی و سیاست کشور متبوع وی جهت ایجاد یک ساختار استعماری تشخیص داد. این بررسی با رویکرد تاریخ سیاسی و اداری و با تکیه بر اطلاعات موجود در گزارش ها و اسناد آرشیوی به زبان های مختلف از جمله روسی انجام شده است. مقاله در سه بخش تنظیم شده است: بخش نخست به اقدامات سیاسی و نظامی یرملوف اختصاص یافته، بخش دوم، سیاست وی در جهت پی ریزی یک ساختار اداری جدید را می کاود و در بخش سوم، تدابیر اقتصادی وی بررسی شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نظم استعماری روسی در جنوب قفقاز، به ویژه در مراحل نخست تأسیس آن، سرشتی نظامی، دستوری و شخصیت محور داشت. به بیان دیگر، فرماندهان نظامی روس و اقدامات شخصی آنها در شکل گیری و توسعه این نظم استعماری نقشِ محوری داشت.
۴۴۲۵.

مهر دو رویه هخامنشی تخت جمشید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶۱ تعداد دانلود : ۱۲۵۸
مهم ترین راه شناخت بشر در ادوار گذشته، مطالعه و پژوهش برروی آثار به یادگار مانده آن هاست و ازجمله آثاری که سهم بارزی در شناسایی فرهنگ و تمدن و بسیاری از مسائل گوناگون ادوار کهن ایران زمین داشته، نقوش مُهرها و آثارمُهری است. مطالعات این گونه داده ها، سال ها و بارها موردتوجه پژوهشگران باستان شناس و مورخ قرار گرفته و مقالات و کتب بسیاری درمورد این مقوله بی پایان منتشر شده است؛ چراکه مُهر و نقش آن پاسخ گوی برخی از پرسش ها، عامل جهت گیری صحیح تعدادی از پرسش ها و مطرح شدن پرسش های جدیدی در رابطه با مسائل اجتماعی، اقتصادی و ادراکات مردمان گذشته است. در برخی نقوش، هنرمند جهانِ خود را توصیف می کند و این گونه توصیف درحقیقت استفاده بهینه از نمادهاست. در موزه تخت جمشید مُهری سیاه رنگ وجود دارد که تفاوت اساسی با دیگر مهرهای منسوب به دوره هخامنشی دارد. این مُهر مسطح دو سو نقشی است که کمتر در هنر مُهرسازی مشاهده شده و در مُهرسازی هخامنشی نیز تاکنون منحصربه فرد است. این مُهر برای نخستین بار با در نظر گرفتن معیارهای مختلف مانند سبک هنری و نیز تفسیر نمادها، منتشر و مورد بازخوانی و ارزیابی قرار می گیرد. هدف اصلی در این مقاله، مستندسازی و معرفی نمادهای این مُهر است. همچنین نگارنده بر این است که با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر کتابخانه ای بعد از توصیف کامل این مُهر به چند پرسش درباره این مُهر پاسخ دهد. نخست اینکه نقوش حک شده برروی مُهر با چه مفاهیمی به کار رفته است؟ چگونگی منشأ شناسی این نمادها و اینکه این اشکال، زاییده افکار و باورهای هخامنشیان بوده و یا نه، میراثی از یک فرهنگ بسیار قدیمی است؟
۴۴۲۶.

کشف یک حقیقت مهم تاریخی: حضور «تنسر» در نقش برجسته های اردشیر بابکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۶۵
تاکنون تعداد 35 نقش برجسته از دوره ساسانی شناسایی شده است که از این تعداد، یک نقش برجسته در خارج از مرزهای سیاسی ایران و در محلی موسوم به رگ بی بی در خاک افغانستان واقع شده و 34 نقش برجسته دیگر در درون مرزهای سیاسی ایرانِ امروز و در مناطق مختلفی چون: شهرری، تاق بستان، سلماس، بَرمِ دِلک، گویوم، تنگ چوگان بیشاپور، نقش رستم، نقش رجب، سراب بهرام، تنگاب فیروزآباد، دارابگرد، تنگ قندیل و سرمشهد کشف شده است. هرچند یکایک این نقش برجسته ها بارها و بارها ازسوی باستان شناسان و متخصصان داخلی و خارجی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اند، اما غالب مطالعات انجام شده، معطوف به تعیین هویت شخصیت اصلی نقش برجسته ها، یعنی شاهنشاه ساسانی بوده و تلاش چندان جدی و نافذ در تعیین هویت دیگر شخصیت های حاضر در نقش برجسته های ساسانی انجام نگرفته است و در مواردی هم که اظهارنظر شده، این تعیین هویت ها عموماً بدون پشتوانه علمی و بدون آن که بر بنیان متون تاریخی و منابع مکتوب، شواهد چهره شناسی و مطالعات نشانه شناسی استوار باشند، صرفاً براساس حدس و گمان های شخصی و بافتار ذهنی پژوهشگران مطرح شده است. مهم ترین پرسشی که مقاله حاضر درصدد پاسخ گفتن به آن است این است که «شخصیت موردنظر در نقش برجسته اردشیر بابکان کیست؟». فرضیه متناظر با این پرسش نیز چنین است: «شخصیت موردنظر در نقش برجسته اردشیر بابکان با استناد به قرائن تاریخی، شواهد چهره شناسی و نشانه شناسی، تَنسَر (توسر، دوسر) است». در این پژوهش که براساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و براساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی است، سعی شد تا به مددِ قرائن تاریخی، شواهد چهره شناسی و مطالعات نشانه شناسی، هویت واقعی یکی از شخصیت های حاضر در نقش برجسته های اردشیر بابکان -که به غلط «خدمتکار بادبزن، خواجه مگس پران و یا نماینده یکی از خاندان های اشرافی» معرفی شده است - روشن شود. نتایج مطالعات مؤید آن است که شخصیت موردنظر در نقش برجسته های اردشیر بابکان، شخصیت بلندپایه روحانی و مذهبی، کسی نیست جز «تنسر» (توسر)؛ روحانی نامدار و بانفوذی که در اشاعه آیین مزدیسنا و تنظیم متون اوستا بسیار کوشید و بشارت آمدن اردشیر بابکان را پیش از آغاز فعالیت های فراگیر او، به مردم داد و هم در رسیدن به قدرت و هم در تثبیت آن، اردشیر را همراهی نمود.
۴۴۲۷.

نگرشی بر منظر باستان شناسی و تحولات فرهنگی استقرارهای دوران اسلامی دشت تویسرکان (از صدر اسلام تا پایان دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳۱ تعداد دانلود : ۱۲۲۷
دشت تویسرکان از دشت های میان کوهی مرتفع کرانه های غربی رشته کوه الوند، از نظر سوق الجیشی در زمره مهم ترین دشت های مواصلاتی نواحی غربی ایران به شمار آمده و درطول تاریخ، بالأخص دوران اسلامی در مسیر خراسان بزرگ از اهمیت قابل توجهی برخوردار بوده است. این دشت در زمستان 1391، طی پژوهشی مورد بررسی و شناسایی قرار گرفته است؛ این بررسی به صورت فشرده (پیمایشی) با گردآوری مواد فرهنگی از سطح محوطه ها به روش تصادفی، با هدف شناسایی و ثبت محوطه های باستانی و آثار تاریخی مطالعه گردیده است. برآیند بررسی، دربردارنده 44 محوطه از دوران مس وسنگ تا ادوار متأخر اسلامی بوده و با توجه به آثار سطحی شناسایی شده از این میان، 14 محوطه دارای آثاری از دوران مختلف اسلامی هستند که نشان از جایگاه این منطقه در دوران اسلامی بوده، اما تاکنون دشت مذکور از منظر تحولات فرهنگی استقرارهای دوران اسلامی مورد کنکاش قرار نگرفته است. حال پرسش این ست که آثار دوران اسلامی در دشت تویسرکان از چه ویژگی هایی برخوردار بوده و پراکندگی و گسترش آن ها از چه الگویی پیروی کرده و همچنین در چه دوره هایی با افزایش و گسترش، مواجه بوده است؟ هدف اصلی جستار پیشِ رو مطالعه منظرباستان شناسی (زمین سیما) دشت تویسرکان، با گونه شناسی و بررسی تحولات فرهنگی آثار و استقرارهای دوران اسلامی و ترسیم الگویی مناسب از توزیع، پراکنش در دشت مذکور است؛ روش پژوهش با بهره مندی از تحلیل های فضایی GIS و به روش های میدانی و کتابخانه ای، تحلیلی از آثار و مواد فرهنگی گردآوری شده از بررسی و مطالعه باستان شناختیِ صورت گرفته از استقرارهای دوره اسلامی دشت تویسرکان (در سه خوشه)، مبتنی بر نظریات رایج تحلیل الگوی استقرار و منظرباستان شناسی خواهد بود. برآیند پژوهش، نشانگر آن ست که استقرارهای دوران اسلامی این دشت با توزیع در تمامی بخش های دشت، متشکل از محوطه های بزرگ، به عنوان هسته های اصلیِ مکان گزینی و محوطه های کوچک، به عنوان پایگاه های خرده اقماری با وابستگی به راه ها و زمین های قابل کشت شکل یافته اند؛ همچنین دشت تویسرکان در دوره صفوی، شاهد رشد فزآینده تعداد استقرارها بوده که «کاروانسرا» و «پل» فرسفج از شاخص ترین آثار به جامانده آن ست و درنهایت دوره های زند و قاجار نیز با گسترش وسعت استقرارها و جمعیت مواجه می شود.
۴۴۲۸.

بررسی و تحلیل گونه شناسی سفالینه های آغاز دوران اسلامی تا پایان دوره صفوی منطقه همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۹۱۶
وجود مسیرهایی مانند شاهراه خراسان و راه فرعی شاهی در منطقه همدان باعث شده است که این منطقه به عنوان یک چهارراه منطقه ای در طول دوران مختلف تاریخی شناخته شود. در دوران اسلامی این مسیرهای تجاری و زیارتی باعث پیدایش انواع فرهنگ های مختلف سفالگری می شوند. باتوجه به تأثیرپذیری فرهنگ های سفالگری منطقه همدان از مناطق بزرگ تولید سفالینه های اسلامی، در این پژوهش سعی شده به پرسش هایی از قبیل: گونه های سفالگری دوران اسلامی همدان کدام اند؟ کدام گونه های سفالی منطقه همدان از ویژگی های بومی و محلی برخوردارند؟ پاسخ داده شود. هدف اصلی نیز شناسایی انواع گونه های سفالی منطقه است که این فرآیند ازطریق مطالعه داده های باستان شناختی حاصل از بررسی ها و کاوش های علمی صورت گرفته است. درطول این پژوهش تعداد بیش از 12 گونه سفالی دوران اسلامی در منطقه شناسایی گردید. تمامی این گونه ها در بازه زمانی قرون نخستین اسلامی، قرون میانی و قرون متأخر قرار می گیرند. در قرون نخستین اسلامی منطقه، انواع سفالینه های ساده بدون لعاب، گونه منقوش گلی و سفالینه های اسگرافیاتو به دست آمده است. دوره بعدی مربوط به سفالینه های قرون میانی است. ازجمله گونه های سفالی این دوران منطقه، می توان به انواع سفالینه های تک رنگ، سفالینه های بدون لعاب با نقوش قالبی، سفالینه های قلم مشکی، سیلوئت (سایه نما)، سفالینه های سلطان آباد، سفالینه های زرین فام و گونه آبی و سفید قرون میانی اشاره نمود. آخرین گروه از سفالینه های دوران اسلامی همدان مربوط به سفالینه های قرون متأخر است. در این دوران، تولید گونه هایی مانند آبی و سفیدهای دوران صفوی و سفالینه های منقوش روی لعاب با نقوش ناشیانه رواج پیدا می کند.
۴۴۲۹.

زمینه های بحران ارزاق عمومی (غله) توسط بریتانیا در ایران و مدیریت بر آن در ﻧیﻤه غربی کشور سال های 1296و1297ش/1917و1918م(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۸۳۸
ایرانیان در طول تاریخ، به طور متناوب با قحطی و بحران ارزاق روبه رو بوده اند. در طول سالیان متمادی، عوامل متعددی بر بحران ارزاق تأثیر گذاشته است که در نگرشی کلی می توان این عوامل را به دو دسته عوامل طبیعی و عوامل انسانی تقسیم کرد که عامل انسانی در دو دسته داخلی و خارجی جای می گیرد. وضعیت شبه استعماری و سیاست اقتصادی خاصی که روسیه و به ویژه بریتانیا از ابتدای دوره قاجاریه بر ایران تحمیل کردند، کمبود ارزاق و گرانی و قحطی را تشدید کرد. تداوم چنین وضعی به بحران ارزاق و قحطی عمومی در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه منجر شد و هزاران نفر جان خود را از دست دادند. سیاست های اقتصادیِ انگلستان که پیش از جنگ جهانی اول با بستن قراردادهایی در ایران به اجرا درآمده بود، در اواخر جنگ جهانی اول بر وخامتِ اقتصادی و بحران ارزاق عمومی افزود. در اسناد، ارزاق عمومی بیشتر با عناوین غله و نان آمده است. در این ایام، بریتانیا بیشترین حضور نظامی را در ایران داشت و در بحران، نقش مستقیم و غیرمستقیم ایفا کرد. در این جستار با روشی تحلیلی توصیفی و با تأکید بر اسناد، تلاش شده است به این پرسش ها پاسخ داده شود که زمینه های بروز بحران ارزاق توسط بریتانیا چه بود و این بحران را چه نیروهایی مدیریت می کردند. فرض ما بر این مبنا استوار است که قراردادهایی همچون میرجوار، نفت، 1907 و 1915 زﻣیﻨه بحران ارزاق توسط بریتانیا را در ایران فراهم کرد. بر این اساس انگلیسی ها با کمک نیروهای مختلفی همچون کنسول بریتانیا، بانک شاهنشاهی، پودراتچی ها و تعامل با برخی از ملاکانِ حاکم و تجار موجب پیاده شدن مقدمه واجب سیاستشان، یعنی تهیه ارزاق برای نیروهای نظامی خود شدند. به این ترتیب باید گفت بریتانیا برای تأمین منافع خود، در مدیریت بحران ارزاق نقش مهمی داشت.
۴۴۳۰.

شرحی بر اشیاء تاریخی به دست آمده از حفاری های غیرمجاز و کشفیات اتفاقی دو سده اخیر (از دوره قاجار تا پهلوی دوم) در مازندران، بر پایه اسناد مکتوب و روایت های عامیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۸۷۷
کرانه های جنوبی دریای مازندران به لحاظ برخورداری از محیطی مناسب، همواره درطول سده ها و هزاره ها موردتوجه انسان ها و استقرارهای انسانی بوده است. تاکنون در نتیجه کاوش های باستان شناسی و نیز حفاری های غیرمجاز، بخشی از آثار مادی مرتبط با استقرارهای باستانی در این ناحیه یافت شده است. جزئیات و چگونگی کشف بسیاری از آثار تاریخی به دست آمده از کاوش های غیرمجاز یا کشفیات اتفاقی هنوز به روشنی مشخص نیست. این اشیاء که عموماً به صورت مجموعه ای پدیدار شده اند، غالباً شناسنامه نامشخص و سرنوشت نامعلومی دارند. این درحالی است که برخی از اشیاء مازندران که درطول دهه ها و سده های اخیر به دست آمده، منحصربه فرد بوده و نظیر آن ها تاکنون در جای دیگری یافت نشده است. برخی از پرسش هایی که این پژوهش درصدد دستیابی به پاسخی برای آن هاست بدین شرح است: 1. اهمیت آثار تاریخی مازندران که از کشفیات اتفاقی یا حفریات غیرمجاز دو سده اخیر کشف شده، ازلحاظ کمی و کیفی چگونه است؟ 2..منابع بررسی آثار تاریخی حاصل از کشفیات اتفاقی مازندران کدام اند؟ در این پژوهش با بهره گیری از منابع تاریخی مربوط به مازندران از قبیل کتاب های تاریخی، روزنامه ها، جراید، سفرنامه ها و روایات عامیانه به بررسی آن دسته از آثار تاریخی این منطقه خواهیم پرداخت که از کاوش های باستان شناسی به دست نیامده اند، بلکه در نتیجه کشفیات اتفاقی یا حفریات غیرمجاز دو سده اخیر کشف شده و در حال حاضر شماری از آن ها در موزه های مختلف ایران و جهان قرار دارند. نتیجه این بررسی نشان می دهد که چگونگی کشف و اهمیت و جایگاه هنری و تاریخی شماری از این آثار نیازمند توجه و تأمل بیشتری است.
۴۴۳۱.

درآمدی بر تاریخ تعلیم و تربیت مغرب عربی با تأکید بر آرای عابد الجابری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۹ تعداد دانلود : ۵۰۵
با گذشت بیش از دو قرن از ورود مدرنیته و آثار آن به جوامع اسلامی و استقرار تعلیم و تربیت نوین غربی، همچنان نظام آموزش و پرورش جامع، کامل، روشمند و مبتنی بر مبانی و فلسفه تعلیم و تربیت و دارای چشم اندازی روشن در این کشورها دیده نمی شود. محمد عابد الجابری متفکر مراکشی، با تقسیم دوره های آموزشی کشور مغرب به سه دوره پیش از استعمار، استعمار و پس از استعمار، نقدهایی بر سیاست های آموزشی هر سه دوره وارد کرده است. نقد او متوجه سیاست های آموزشی پسا استعماری مغرب بر اساس چهار رکن اساسی است: تعمیم (آموزش همگانی)، توحید (یکسان سازی)، تعریب (عربی سازی) و المغربه (مغربی سازی). رویکرد جابری در تعلیم و تربیت، برگرفته از نظریه پداگوژی اجتماعی امیل دورکیم است که نوعی رابطه دیالکتیک میان جامعه و آموزش برقرار می کند. به نظر جابری، به جای مدرن سازی توده های اجتماعی می بایست، آموزش ها و مهارت ها را متناسب با اقتضائات و شرایط بومی تعریف کرد. هدف اصلی این پژوهش، بیان دیدگاه های جابری و تبیین آن در حوزه تعلیم و تربیت مدرن است.
۴۴۳۲.

صورت، بیان و معنا در نگارگری ایران برپایه دیدگاه های دینی و عرفانیِ تیتوس بورکهارت و سید حسین نصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶۶ تعداد دانلود : ۲۵۵۹
اندیشه و تفکر ناب دینی و عرفانی در ذهن هنرمندان مسلمان سبب شده در تمام آثار هنری اسلامی روح مشترکی پدیدار شود. شناخت ماهیت و هدف هنر اسلامی در سده اخیر موردتوجه بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان قرارگرفته و پژوهش های آنان به طرح نظریات مختلفی درباره فلسفه و حکمت هنر متعالی اسلامی منجر شده است. «تیتوس بورکهارت» و «سید حسین نصر» ازجمله اندیشمندانی هستند که با رویکردی سنت گرایانه و برپایه دیدگاه های دینی و عرفانی به تبیین چیستی، چرایی و چگونگی هنر اسلامی -معماری، هنرهای کاربردی و هنرهای تجسمی- پرداخته اند. پرسش این است: نگارگری اسلامی ایران برمبنای دیدگاه های اندیشمندان سنت گرایی چون تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر در چه ویژگی هایی با هنرهای اسلامی دیگر اشتراک دارد؟ در این مقاله، ویژگی های بصری و محتوایی نگارگری اسلامی ایران برپایه دیدگاه های دینی و عرفانی تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر درباره هنر اسلامی تبیین شده و میزان همسانی نگارگری ایرانی در صورت، بیان و معنا با سایر هنرهای اسلامی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر این اساس پس از گردآوری برخی از نظریات تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر درباره هنر اسلامی و بررسی تعدادی از آثار نگارگری دوران اسلامی به شیوه اسنادی، داده های به دست آمده با روش توصیفی و مقایسه ای تدوین شده است؛ درنهایت تحلیل داده ها به روش استدلال استقرایی به انجام رسیده است. براساس یافته های پژوهش، عناصری مانند: فرم یا صورت، رنگ، فضاسازی، عدم بعدنمایی و بهره مندی از نوشتار (در قالب شعر) به نگارگری ایران، همانند سایر گونه های هنر و معماری ایران معنا و مفهوم ویژه ای بخشیده اند. ازسوی دیگر، صورت، بیان و معنا در نگارگری اسلامی ایران با آراء و دیدگاه های عرفانی-دینی تیتوس بورکهارت و سیدحسین نصر هم سو است و این آراء، تنها درباره نگاره های غیرمذهبی و درباری صادق نیست.
۴۴۳۳.

تصویر به عنوان محمل اندیشه: تفسیری بر پرسپکتیوهای صحیح و نادرست در آثار محمدزمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۲ تعداد دانلود : ۵۰۸
محمدزمان، نقاش عصر صفوی، در برخی از آثار خود به تقلید از آثار فرنگی و کپی برداری از آن ها پرداخته است. او هم چنین در برخی از آثار اصیل خود که مضمونی سنتی دارند، برخی از شیوه های نقاشی عصر جدید غربی را به کار گرفته است. در میان این شیوه ها، پرسپکتیو اهمیتی بسزا دارد. محمدزمان در آثار تقلیدی خود پرسپکتیو را صحیح به کار گرفته، اما در آثار اصیل او گاه پرسپکتیو به صورت صحیح و گاه نادرست انجام شده است. تا پیش از این، برخی از مفسران (هم چون کریم زاده تبریزی) بر این عقیده بوده اند که کاربرد پرسپکتیو توسط محمدزمان ناشی از نوعی نقصان و عدم آموزش های آکادمیک بوده است. در این مقاله درمقابل این نظر، این تفسیر مطرح می شود که محمدزمان در آثار اصیل خود، نه صرفاً پرسپکتیوهای غلط و صحیح، بلکه پرسشی را در باب نسبت میان نگارگری سنتی ایرانی و نقاشی جدید غربی به ودیعه گذاشته است. از این رو در این مقاله با بررسی چند مورد از آثار اصیل محمدزمان، آن پرسش مورد بحث قرار می گیرد و ادعا می شود که در فقدان مباحث نظری مرتبط با نسبت میان عناصر قدیم و جدید در نقاشی، نتیجه محتوم، استیلای پرسپکتیو غربی بر نقاشی ایرانی بوده است.
۴۴۳۴.

تحلیلی بر بازتاب چرایی و چگونگی ابعاد و وجوه اعمال قدرت سیاسی شاه عباس در روایت های سفرنامه نویسان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۴ تعداد دانلود : ۱۰۲۷
 سفرنامه های دوره ی صفوی، در کنار بازتاب ابعاد و وجوه متنوعی از حیات اجتماعی- سیاسی ایران عصر صفوی، روایتی پراهمیت و البته متمایز از چگونگی اعمال قدرت سیاسی در دوره ی شاه عباس به دست می دهند که دارای مولفه های قابل تاملی ست. روایت سفرنامه نویسان، نشان می دهد که مرکزیت بخشیدن به شاه در یک نظام سیاسی شاه محور، در کنار تضعیف کانون های دیگر قدرت، چگونه می تواند رویکردهای پیشین را در جهت ارائه ی تجربه ای متمایز از سیاست ورزی و اعمال قدرت سیاسی متحول سازد و نیروهای موجود را در جهت رسیدن به اهداف مورد نظر به تحرک وادارد. همچنین تحلیل محتوای روایت های سفرنامه نویسان نشان می دهد که الگوی مورد نظر شاه عباس در مسیر اعمال قدرت که آمیزه ای از کنش های مذهبی، سیاسی و اقتصادی بود، هم ریشه در سنت های پیشین سیاست و اعمال قدرت در ایران داشت و هم در خود، برخی اقتضائات نوین را جای داده بود که حاصل تحولات عمیق در نظام بین الملل بود. بنابرآن چه آمد؛ در این پژوهش تلاش بر این است تا با روشی توصیفی- تحلیلی، ابتدا تاملی در ساختار قدرت و سیاست در دوره صفویه صورت بگیرد و آنگاه با تحلیل محتوای سفرنامه های این دوره، تبیین مناسبی از چرخش سیاست و قدرت در دوره ی شاه عباس به دست داده شود. کلید واژه ها : عصرصفویه، حکومت، قدرت، شاه عباس اول، سفرنامه ها.
۴۴۳۵.

مسئله عاملیت سیاسی فرودستان در تاریخ فرهنگی؛ یک مطالعه مقایسه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۶۴۰
در تاریخ فرهنگی کلاسیک، نخبگان، کارگزارانِ فرهنگ و سیاست محسوب می شدند؛ ازاین رو در این نوع تاریخ نگاری، جریان های فرهنگی سیاسی برآمده از مردمان عادی را مستقل از فرهنگ تولیدیِ نخبگان نمی دانستند. بااین حال، یکی از مهمترین جهت گیری های تاریخ فرهنگی جدید، تغییر موضوع مطالعه از نخبگان به فرودستان و مردمان عادی است. هدف از مقاله حاضر پاسخ به این پرسش است که در تاریخ فرهنگی جدید، مردمان عادی و اقشار فرودست در برساختن فرهنگ و سیاست چگونه صاحب عاملیت شدند. برای پاسخ بدین پرسش، نخست موضع تاریخ فرهنگی کلاسیک در باب مسئله عاملیت سیاسی و کاربست آن در کتاب تاریخ فرهنگ در ایتالیا بررسی شد. سپس برای اینکه نشان داده شود تاریخ نگاری فرهنگی جدید چگونه به این جهت گیری تحقق بخشیده است، ضمن شرح موضع این رویکرد، کتاب پنیر و کرم ها: جهان یک آسیابان قرن شانزدهمی به عنوان یکی از متون کلاسیک این جریان مطالعه شد. برای نیل به این هدف، با رویکرد «اکتشافی» از «روش مقایسه ای» استفاده شد تا شرایطِ امکانِ تحقق این عاملیت کشف شود.
۴۴۳۶.

حضور هخامنشیان در کرانه های شمالی و جنوبی خلیج فارس با توجه به منابع مکتوب و یافته های باستان شناسی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۱ تعداد دانلود : ۷۷۴
خلیج فارس نامی آشنا در صحنهٔ تاریخ خاورمیانه است. این خلیج در کرانهٔ شمالی با ایران و در کرانهٔ جنوبی با عربستان، امارات، کویت، بحرین و همسایه است. در این مقاله به بررسی حضور هخامنشان در منطقهٔ خلیج فارس با استفاده از دو روش بررسی منابع مکتوب و یافته های باستان شناسی پرداخته شده است.سوالات این پژوهش عبارتند از: ۱-مهمترین مناطق تحت نفوذ هخامنشیان با توجه به محوطه های باستانی کدام است؟ ۲- در دورهٔ هخامنشی کرانه های هخامنشی تحت لوای کدام ساتراپی بوده است؟ با توجه به منابع مکتوب همچون سفرنامه ها و کتب و داده های باستان شناسی همچون گلنبشته ها، کتیبه هایی چون سوئز و بیستون و مهمتر از همه محوطه های هخامنشی برجای مانده در کرانه های شمالی و جنوبی خلیج فارس همچون کاخ های سه گانه برازجان، تمب بت در لامرد، تل پیر و تمب پدو در شهر مهر، محوطه های هخامشی جنوب خوزستان، محوطه های هخامنشی استان هرمزگان و جزایری همچون قشم و خارک و محوطه های قلات بحرین، مویله و شارم در امارات متحده به پاسخگویی به سوالات تحقیق پرداخته شده است.
۴۴۳۷.

منازعات عثمانی و صفوی در گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۱ تعداد دانلود : ۶۲۴
  گیلان تا پیش از برآمدن صفویان از استقلال نسبی برخودار بود و به دست حکومت های محلی اداره می شد. حاکمان محلی گیلان با حکومت های خارج از مرزهای گیلان به ویژه صفوی و عثمانی روابط سیاسی و اقتصادی داشتند. حکومت های محلی گیلان به ویژه کیاییان در به قدرت رساندن صفویان نقش مؤثری داشتند؛ از این رو صفویان در آغاز با آنها به مدارا و تسامح رفتار کردند، اما پس از انتقال پایتخت صفویان به قزوین، استقلال سیاسی آنها مخصوصاً روابط آنها با عثمانیان را تاب نیاوردند و گیلان به یکی از عرصه های ستیز بین عثمانی و صفوی تبدیل شد. پرسش اصلی مقاله بر چرایی و چگونگی منازعه بین دولت های عثمانی و صفوی بر سر گیلان است. این نوشتار با بررسی منابع تاریخی و تحلیل آنها نشان داده است عثمانیان و صفویان برای به دست آوردن برتری مذهبی در گیلان و تسلط بر منابع اقتصادی به ویژه صنعت ابریشم و راه تجاری بین المللی آن با یکدیگر رقابت می کردند تا اینکه در نهایت با فتح گیلان به دست شاه عباس، بیشتر مردم گیلان به تشیع دوازده امامی گرایش یافته و منافع اقتصادی و تجاری گیلان، تماماً در اختیار صفویان قرار گرفت.  
۴۴۳۸.

دبیران و سنت دبیری در دوره ساسانیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴۷ تعداد دانلود : ۱۳۱۴
یکی از کارهای بزرگی که اردشیر بابکان (۲۲۴–۲۴۰ م) بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی انجام داد، این بود که با وضع قوانین و ایجاد سازمان اداری تازه ای برای کشور، دولت خود را بر شالوده های استواری بنیان نهاد. پیش از ساسانیان، جامعهٔ ایرانی به سه طبقه تقسیم می شد، امّا اردشیر طبقهٔ دیگری به آن افزود که کار آنها ادارهٔ امور اداری کشور بود. این طبقه، دبیران یا نویسندگان بودند و «کارمندان دولت» هم نامیده می شدند و در طبقهٔ سوم جامعهٔ ساسانی قرار می گرفتند. رئیس این طبقه «ایران دبیربد» یا «دبیران مهشت» نامیده می شد که دارای قدرت اداری زیادی بود و گهگاه حتی در امور سیاسی نیز دخالت می کرد. بزرگ ترین هنری که طبقهٔ دبیران را از دیگر طبقات ممتاز می کرد و آنها را در رأس کارهای دولت قرار می داد، آگاهی ها و دانش و ورزیدگی آنها در نویسندگی بود چون دبیران تنها کسانی بودند که دربارهٔ امور مختلف خواندن و نوشتن می دانستند و برای آموختن نکات لازم و رسیدن به این مقام باید مراحل مختلفی را طی می کردند و در «دبیرستان»، درس هایی ویژه می آموختند تا در نظام گسترده و منسجم اداری آن روزگار، در کنار سایر صاحب منصبان به شاهنشاهی ساسانی و سرزمین خود خدمت کنند. در این جستار، کوشش خواهد شد با استفاده از منابع تاریخی و پژوهش های تازه، به بررسی طبقات گوناگون دبیران و وظایف و مسئولیت های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که هر یک از آنها در سازمان اداری دورهٔ ساسانیان بر عهده داشته اند، پرداخته شود.
۴۴۳۹.

میراث تاریخی و کالبدی شهرهای اصفهان عهد مغول به عنوان مبنایی برای توسعهٔ شهری در قرون میانه هجری: یک بررسی میدانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۴۹۸
شهری دست یافت که به «نصف جهان» ملقب شد. لیکن سابقهٔ این توسعه به پایتختی این شهر در عهد سلجوقیان نیز بازمی گشت. در میان این دو دورهٔ پایتختی، در باب تاریخ شهری اصفهان سکوتی غریب در منابع هست که با بررسی میدانی آثار متعدد و غنی اصفهان، قابل جبران است. هدف نوشتهٔ حاضر تلاشی برای پرکردن خلأ اطلاعاتی در میان دو دورهٔ سلجوقی و صفوی است که نه تنها شهر اصفهان که حتی شهرهای بزرگ و کوچک مجاور آن را در بر گرفته است. پرسش آن است که عوامل تداوم حیات شهری اصفهان در عهد مغولان تا ترکمانان چه بوده است؟ فرضیه حاکی از آن است که رقابت های محله ای و فرقه ای در این دوره به رقابت در جهت ساخت مساجد، خانقاه ها و مجموعه های محله ای و خاندانی منجر شد. یافته های بررسی حاضر ضمن تأیید فرضیه تأکید دارد که عنصر محله به عنوان کوچکترین واحد مستقل سکونتی، شهرهای اصفهان را پاره پاره کرد و جای وحدت شهری را گرفت. مهم ترین عامل محدت شهری و صنفی و اجتماعی صوفیانی بودند که با لقبهای خویشاوندانهٔ کاکا، بابا و عمو همبستگی اجتماعی محله ها را تقویت می کردند.
۴۴۴۰.

تأثیر موقعیت جغرافیایی تبریز بر اقتصاد شهر در عصر ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۰ تعداد دانلود : ۷۴۴
موقعیت جغرافیایی و تأثیر آن بر اقتصاد در شناخت تاریخ شهر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هجوم مغولان به ایران تحولات مهمی در عرصه انحطاط و رشد شهر به وجود آورد. در این میان شهر تبریز با توجه به موقعیت جغرافیایی و اهمیت اقتصادی آن در عصر ایلخانان، از اهمیتی ممتازی بهره مند می شود. این پژوهش با هدف بررسی علل تأثیرگذاری موقعیت جغرافیایی در رشد و رونق تبریز، با تأکید بر برآیند اقتصادی آن، در دوره ایلخانی صورت گرفته است. روش این پژوهش تبیین و تفسیر وقایع با تکیه بر تأثیر موقعیت جغرافیایی بر ساختار اقتصادی تبریز آن عصر است. حاصل آن که تبریز از دیرباز به لحاظ موقعیت و شرایط جغرافیایی مناسب، از رشد و رونق نسبی شهری برخوردار بوده، اما بعد از سقوط بغداد در 656 ق مورد اقبال بیشتری قرار گرفت که در نهایت نیز با پایتخت شدن آن در دوره ایلخانی به یکی از مهم ترین شهرهای ایران و مرکز تجاری تبدیل گشت. بالاتر از همه، بغداد به سرعت از یک مرکز خلافت به یک شهر کوچک ایالتی تنزل پیدا کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان