تشخیص لایه های زیرین و مبادی رفتارهای انحرافی، امری دشوار و خطیر است که توفیق رهبری جنبش های مختلف در گرو آن می باشد. بصیرت سیاسی امام خمینی(ره) در رهبری نهضت انقلابی و اسلامی موجب گردید فرقه بهائیت را به لحاظ هدف و کارکرد شناسایی نموده و آسیب های احتمالی را مورد توجه قرار دهد و گوشزد نماید. مقاله پیش رو، مروری بر این دوراندیشی و آینده نگری امام خمینی(ره) قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن در مورد فرقه بهائیت است.
قم به دلیل دربرداشتن آرامگاه حضرت فاطمه معصومه ‘ دختر هفتمین پیشوای شیعیان جهان و نیز وجود حوزه علمیه قوی و پربار‘ همچنین به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه خود ‘ از دیرباز و به خصوص در80 سال اخیر‘ نقش مهمی در معادلات سیاسی ایران به عهده داشته است . در این مقاله کوشش شده با بررسی تحولات سیاسی دوران قاجار و پهلوی اول نقش سیاسی قم شفاف تر شود و میرزای قمی از فقیهان نام آور شیعه (م 1231 ه ق ) در دوران 20 ساله حضور خود در عصر حکومت فتحعلی شاه ‘ تأثیر به سزایی در کنترل قدرت او داشت . در نهضت مشروطیت نیز قم جایگاه مهمی یافت که مهاجرت علمای تهران به قم و پناهنده شدن به حرم حضرت معصومه و به دنبال آن صدور فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه ‘ نمونه آن است . تأسیس حوزه علمیه قم با ورود حاج شیخ عبدالکریم حائری به این شهر در نوروز 1300 شمسی ‘ اندکی پس از کودتای رضاخان ‘ قم را به عنوان دومین مرکز بزرگ دینی شیعه پس از نجف قرارداد
در دهه های آغازین سده نهم هجری، شاهرخ تیموری برای حفظ سلطه بر سلطانیه و قرایوسف ترکمان برای کسب سلطه بر آن شهر تلاش داشتند.سلطانیه شهری خوش آب و هوا با کشاورزی پررونق بود و جایگاه بازرگانی و سوق الجیشی ممتاز داشت.پیشینه تاریخی آن نیز بر اهمیت سیاسیش می افزود.شهریار تیموری برای حفظ سلطه بر ایران مرکزی و باختری، نیز موقعیت خویش در تجارت بین الملل، و فرمانروای ترکمان برای تثبیت قدرت و نیز در راستای اهداف توسعه طلبانه خود به ویژه در عراق عجم، هر دو سلطه بر آن شهر را بایسته می دانستند.با آنکه شاهرخ آمادگی خود را برای دادن امتیازاتی به جای سلطانیه اعلام نمود، قرایوسف تنها خواهان سلطانیه بود.ابراهم دو فرمانروای جغتای و ترکمان برای سلطه بر سلطانیه، سرانجام به نبرد میان آن دو انجامید.برای تبیین این ابرام، طبیعیت غنی، موقعیت بازرگانی و جایگاه سوق الجیشی سلطانیه، موقعیت و اهداف سیاسی قرایوسف، بازرگانی جهان در آن زمان، جایگاه ایران در تجارت جهانی، نقش سلطانیه در این میان و اوضاع عراق عجم در آن دوره بررسی می گردد.
مقاله حاضر به بررسی سرمایه اجتماعی، فرهنگی و نمادین امام خمینی به عنوان رهبر نهضت اسلامی ایران و بنیانگذار جمهوری اسلامی اختصاص دارد. سرمایه کل ایشان ترکیبی است از سرمایه اجتماعی و فرهنگی که وجهی نمادین یافته و بعد از رحلت ایشان به عنوان یک میراث برای کنش گران حاضر در میدان سیاسی جمهوری اسلامی باقی مانده است. هدف از نگارش این مقاله آن است که مفهوم «سرمایه نمادین» در کلام و اندیشه حضرت امام مورد شناسایی و تعریف واقع شود. نتیجه این نوشته ارائه تعریف از سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی و سرمایه نمادین حضرت امام خمینی است.
پس از رحلت پیامبر و به خلافت رسیدن ابوبکر، مسلمانان دست به یک سلسله فتوح دامنه دار زدند. قسمت اعظم این فتوح در مناطق مسیحی نشین انجام پذیرفت. مصر که از جمله مراکز مسیحی درآن روزگاران بود، در مدت کوتاهی به تصرف مسلمانان درآمد و ایشان توانستند بر اسکندریه، یکی از مراکز چهارگانه مسیحیان دست یابند.واکنش مردم مصر در مقابل مسلمانان بسیار قابل ملاحظه بود. قبطیان در مقابل مسلمانان نه تنها مقاومت نکردند، بلکه از آنها استقبال هم نمودند. این کنش از اصول چندگانه و متفاوتی سرچشمه می گرفت که باید در بستر جامعه آن زمان بررسی گردد و در راستای همین امر به اوضاع دینی، موقعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مصر توجه نمود.پس از فتح مصر، رفتار مسلمانان نیز با قبطیان به عنوان اهل کتاب حایز اهمیت است. قبطیان توانستند در سایه حکومت اسلامی، آزادی دینی راکه سالها در دوران حاکمان مسیحی ازآن محروم بودند، باز یابند.در این پژوهش، ضمن تشریح چگونگی فتح مصر، به بررسی علل پیروزی مسلمانان، عملکرد مسیحیان در مواجهه با مسلمانان و وضعیت آنان بعد از فتح پرداخته شده است.
در فرآیند شکل گیری و تداوم حرکت های سیاسی و اجتماعی، انگیزه ها و اهداف رهبران و میزان استحکام مبانی فکری و اجرایی این حرکت ها، اصلی ترین بخش آن محسوب می شود. در نهضت های جنگل و خیابانی نیز دستیابی به عوامل و عناصر اصلی شکل دهنده افکار و اندیشه های رهبران و اهداف و آرمان هایی که در پی دستیابی به آن بودند، از اهمیت اساسی برخوردار بود. در عین حال سازمان بندی سیاسی آن ها برای پیشبرد و وصول به اهداف موردنظر، از نکات بارز این دو نهضت محسوب می شود. بررسی و ارزیابی این دو نهضت در قالب یک نگرش تطبیقی، می تواند میزان توانمندیهای فکری و استحکام شالوده های اجرایی آنها را آشکار ساخته و قرابت فکری و اجرایی هر دو حرکت را در کامیابی و ناکامی آن ها با وضوح بیشتری مشخص نماید
سیدجمالالدین اسدآبادی از سیاستمداران و آزادیخواهان مشرقزمین و از عوامل اصلی ایجاد حرکتهای اصلاحی در ایران در اواخر سلطنت ناصرالدینشاه است. او در هند، مصر و پاریس کوششهای ضداستعماری نمود، نشریهای به زبان عربی به نام عروهالوثقی در پاریس منتشر میکرد. انتشار این نشریه که نسخهای از آن به وسیله محمدحسنخان اعتمادالسلطنه به ناصرالدینشاه ارائه میشود، موجب دعوت ناصرالدینشاه از سیدجمالالدین به تهران میگردد.
در دوره رضاشاه بر اثر اقدامات اقتصادی- اجتماعی و سیاسی دولت، کشور دچار تغییرات عمده ای شد. توسعه زیرساخت های صنعتی از جمله حمل و نقل و جاده سازی، راه آهن، حمایت از صنعت داخلی و ایجاد انحصارات دولتی باعث شد که روند صنعتی شدن کشور اوج بگیرد. اقدامات دولت رضاشاه برای پیش برد صنعت تاثیرات متفاوتی برقشرهای مختلف جامعه برجای گذاشت از جمله کارگرانی که در بخش راه سازی، راه آهن، توتون و سیگار فعالیت داشتند. در این مقاله سعی بر آن است که وضعیت کارگران توتون و سیگار فروش ، راه آهن و راه سازی به روش توصیفی مورد بررسی قرار گیرد. و در صدد پاسخ به این پرسش است که سیاست های اقتصادی دولت رضاشاه چه تاثیری بر اوضاع معیشتی کارگران راه سازی و توتون و سیگار فروش گذاشت؟ تأسیس شرکت های انحصاری، که بر روی اقلام مصرفی از جمله چای و قند و شکر بسته شده بود باعث شد که کارگران از لحاظ معیشتی در وضعیت نابسامان به سر ببرند. همچنین انحصارات دخانیات باعث ضرر و زیان تولید کنندگان داخلی شد و عده زیادی از کارگران این بخش ها بیکار شدند و وضعیت معیشت آنان تنزل یافت. توجه بیش از حد به عوامل زیر بنایی و ماهیت آمرانه اقدامات اقتصادی موجب بی توجهی به وضعیت کارگران می شد.
پس از جدایی افغانستان از ایران، این دوکشور به عنوان دو واحد مستقل سیاسی، همواره متأثر از جریانات و تحولات داخلی و دخالت های سیاسی و فرهنگی بیگانگان نتوانستند در عرصه های اجتماعی و به ویژه حوزه ی روابط فرهنگی به تعاملی هم سو و سازنده دست یابند. دامن زدن به اختلافات متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به ناچار سطح روابط اجتماعی – فرهنگی دو کشور با وجود تمامی اشتراکات از دین تا فرهنگ و زبان را دچار لطمات جبران ناپذیری ساخت. تلاش کنشگران افغان در ایجاد هویتی نوین برای افاغنه با تأکید بر پشتون گرایی سیاسی – فرهنگی، تقابل با زبان فارسی با تقویت حوزه ی زبان پشتو، دوری گزینی از ایران در حوزه ی آموزش تعملیات عمومی و رویکرد به دولت های ثالث مانند ترکیه در این زمینه، بر میزان واگرایی و جدایی فرهنگی میان دو کشور در دوران سلسله پهلوی افزود. این مقاله با رویکردی تاریخی - تحلیلی مهمترین عوامل و بسترهای موانع اجتماعی – فرهنگی میان دو کشور را با تأکید بر اسناد وزارت امور خارجه ایران و منابع افغان مورد بررسی قرار می دهد.
از جمله سیاست های خارجی دولت اموی مسئله کشورگشایی و توسعه طلبی بود. دولت اموی نفوذ عرب مسلمان را در بسیاری از سرزمین های جدید گستراند و بر, وسعت حکومت اسلامی افزود، و آن را از میانه ی شرق آسیا تا اقیانوس اطلس در غرب گسترش داد. این سیاست که از زمان بنیان گذار این سلسله معاویه بن ابی۴١-۶٠) ه . ق آغاز گردیده بود، در زمان جانشینان وی نیز دنبال گردید و به روزگار ششمین خلیفه ی اموی ولید بن عبدالملک (۸۶-۹۶) ه . ق به اوج خود رسید. ولید علاقه ی زیادی به آبادانی و توسعه طلبی داشت و با توجه به شرایط مناسب داخلی به سیاست خارجی نیز توجه زیادی نشان داد، و دستاورد این توجه کامل شدن فتح شمال آفریقا وباز شدن دروازه های ورود به آندلس به دست فرمانده شایسته و لایق وی موسی بن نصیر بود. موسی با استفاده از توان نظامی خود موفق گردید علاوه بر فتح سرزمین های جدید غیمت های بسیاری نیز به دست آورد و با رسیدن به پشت دروازه های اروپا لرزه بر اندام مسیحیان ساکن این ناحیه بیاندازد. اما در اوج پیروزی ها به دستور خلیفه به دمشق بازگشت و رویای وی برای فتح سرزمین های اروپایی برای همیشه به دست فراموشی سپرده شد. در این پژوهش سعی برآن بوده تا با استفاده ازمتن های معتبر تاریخی، نقش وجایگاه این فرمانده اموی در مسیر فتوحات این سلسله مورد بررسی قرار گیرد ودلایل برکناری وعزل وی بیان گردد. در ارائه ی این داده ها از شیوه ی توصیفی-تحلیلی استفاده شده است و در صورت لزوم نیز کوشش شده، تا مطالب متناقض موجود در منابع نیز مورد تحلیل قرار گیرد.