چهره ملایم و نسبتا محبوبی که امریکاییها از دوره ناصری و بعد از انقلاب مشروطیت در نظر ایرانیان به دست آورده بودند، با بی تفاوتی آنها در ماجرای اولتیماتوم روسیه به ایران مخدوش گردید و ایرانیان از توسل به امریکا برای رهایی از سلطه سیاسی روسیه و انگلیس مایوس شدند. اما پیداشدن منابع جدید نفتی و خارج شدن روسیه از شمال ایران، زمینه همکاری نزدیکتر بین ایران و امریکا را فراهم آورد. بخصوص آنکه مخالفت صریح آنها با قرارداد ناعادلانه 1919، اعتباری تازه برای امریکاییان به ارمغان آورد و باعث پیدایش خط سوم در عرصه روابط خارجی ایران گردید. کمکهای مالی و فرستادن مستشار باعث نفوذ بیش ازپیش دولت امریکا در ایران شد و قراردادهای نفتی بر رونق این روابط افزود. در این نوشتار به بررسی روابط ایران و امریکا از اوایل دوره ناصری تا سالهای پس از کودتای 1299 پرداخته شده است.
فراز و فرود نیروهای هوادار هر جریان را شاید بتوان امری عادی تلقی نمود که همواره وجود داشته است، لیکن این تلقی تا جایی پاسخگوی تبیین وضعیت آن جریان می باشد که متوجه مهره های کلیدی و محوری نگردد، در غیر این صورت موضوع بحث از فراز و فرود نیروهای هوادار به فقدان اقناع کنندگی فرقه و بازگشت نخبگان (راهبران و مدعیان پیشین) تغییر می یابد؛ امری که در مورد بابیت و بهائیت بارها اتفاق افتاده و مقاله حاضر به بررسی شواهد آن برآمده است.
ایلات کرد از همان آغاز حکومت صفویان تا سقوط این سلسله از جایگاه در خور توجهی برخوردار بودند. هر چند حضور و قدرت کردها در هر دوره از حکومت صفویان متفاوت بود به این معنی که گاهی نقشی پررنگ و اساسی و گاهی ضعیف و بی تأثیر داشتند اما این یک واقعیت غیر قابل انکار است که کردها در دوران صفویان از اهمیت بسزایی برای حکومت مرکزی برخوردار بودند. چرا که محل زندگی این قوم در منطقه ای واقع شده بود که بیش از پیش به اهمیت آن ها می افزود و این عامل مهم هم مرزی و همسایگی با دولت عثمانی بود. از آن جا که ایلات کرد در قلمرو دو حکومت صفویان و عثمانی ها ساکن بودند، در نتیجه کردها گاهی در سیاست های اتخاذ شده از سوی دولتین مزبور مؤثر واقع می شدند. هدف از انجام این تحقیق تبیین نقش مناطق کرد نشین به عنوان یک منطقه مهم مرزی است که بین دو دولت قدرتمند آن روزهای جهان اسلام یعنی ایران و عثمانی قرار گرفته بود.روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی می باشد که از منابع تاریخی دست اول بهره برده شده است
پژوهش حاضر به بررسی آراء، عقاید و اعمال اقتصادی، صنعتی مرتضی قلی خان صنیع الدوله می پردازد. صنیع الدوله در آلمان تربیت علمی یافت و در بازگشت به ایران تحت حکومت ناصرالدین شاه، تلاش کرد، آموخته های علمی خود را برای پیشرفت صنعتی کشور (در عرصه عمل و نظر) به کار اندازد. او با تامل در علل ضعف و واپس ماندگی کشور به بیانات اندیشه های اقتصادی خود مطابق با اصلی ترین نیازهای کشور پرداخت. در رساله راه نجات مزایای ایجاد راه آهن را به طور مبسوط شرح داد و در مقام وزیر مالیه راه تامین مالی آن را نشان داد. او از بانیان فکر صنعتی کردن ایران است و از بزرگترین و خردمندترین متفکران اصلاح نظام مالی روزگار خود به حساب می آید. و در تاریخ نوسازی ایران و توسعه و پیشرفت کشور در مسیر استقلال ملی و فرهنگ خودی یکی از پیشگامان تفکر و کار محسوب می شود.
معناشناختی واژة روحانیت با بررسی واژگان روح، روحانی و روحانیت آغاز می شود. در بیشتر کاربردهای لغوی، روح به معنای روان و نفس است که معنایی مقابل جسم دارد. هنگامی که این واژه با موجودی دیگر همراه می شود، معنای موجودی معنوی، طیب و طاهر می گیرد. روح در معنای اصطلاحی آن، چه اصطلاح فلسفی و چه اصطلاح جامعه شناختی، یا حتی علوم دیگر، معانی مختلف می یابد. در فلسفه بر جوهر مجرد و نفس ناطقه و در جامعه شناسی بر دانش آموختگان علوم حوزه، اطلاق می شود.
معناشناختی این واژه با بررسی کاربرد آن در تاریخ ادبیات و کتاب های ایران، ادامه یافته است. این بررسی در پاسخ این پرسش که کاربرد این واژه از چه زمانی و چرا در تاریخ ادبیات ایران، برای اشاره به دانش آموختگان علوم حوزوی، به کار رفته است؟ سه تحلیل را به دست داده است: 1ـ مشابهت سازی شرق شناسان؛ 2ـ استعداد و ظرفیت عالمان شیعه برای تسری دادن معنای لغوی به آنان؛ 3ـ گذار روحانیت از حیات علمی به حیات اجتماعی.
در ساعت 22/40 شامگاه 11 اردیبهشت 1358 خورشیدی، آیتالله مرتضی مطهری از شاگردان و نزدیکان امام خمینی(ره) و عضو بلندپایه شورای انقلاب، در حالی که از جلسه این شورا در خانه دکتر یدالله سحابی خارج شده بود، هدف گلوله ناشناسی مسلح قرار گرفت و اندکی بعد، پس از انتقال به بیمارستان درگذشت.1
اعلان بی طرفی در جنگ جهانی اول و مقید نبودن قدرت های درگیر در جنگ نسبت به آن، موقعیتی ضعیف از ایران به نمایش گذاشت که به اقتضای منافع قدرت های استعماری می توانست آماج حملات قرار گیرد، اما امروز زمینه های داخلی آن تجاوزات از بین رفته است و ایران امروز موقعیتی در خور محاسبه و ملاحظه نزد قدرت های بزرگ یافته که مانع از تکرار تجاوزات پیشین گردیده است. مقاله حاضر با این نگرش موضع بی طرفی ایران را در جنگ جهانی اول بررسی کرده است.
فتح هرموز در سال 1031ق/ 1622 م. به وسیله نیروهای مشترک نظامی ایران و کمپانی هند شرقی از جمله رویدادهای مهم و اثرگذار تاریخ خلیج فارس است. بخش عمده ای از منابع این رویداد مهم گزارش های رسمی و خاطرات ماموران پرتغالی و کارگزاران کمپانی هند شرقی است که دیدگاه سیاسی دولت های متبوع آنها را منعکس می کند.تا کنون فقط دو روایت ایرانی از این رویداد منتشر شده است. در این مقاله ضمن معرفی منابع اصلی جنگ دریایی ایران و پرتغال در دوره شاه عباس صفوی، برای نخستین بار روایتی ایرانی از این حادثه به نقل از نسخه خطی افضل التواریخ نوشته خوزانی روایت می شود.
شاید هیچ تحلیلی گویاتر از اسناد موجود در بررسی ماهیت فرقه بهائیت و اقدامات مخرب و انحرافی پیروان آن وجود نداشته باشد. نوشتار حاضر، به بیان ناگفته هایی از بهائیت براساس بعضی اسناد اختصاص یافته است.
با حمله مغول بسیاری از مراکز اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران از بین رفت. اما به کمک دیوانسالاران ایرانی بخش های مختلف کشور بازسازی شد. از جمله دیوانسالاران ایرانی که در این بازسازی نقش مهمی بر عهده داشته اند می توان به خواجه رشید الدین فضل اله همدانی وزیر سه ایلخان: غازان، اولجاتیو و ابوسعید اشاره کرد. وی علاوه بر اداره امور سیاسی کشور درصدد فرو کاستن و ترمیم اثرات حمله مغول بر ایران بود. تاسیس ربع رشیدی را می توان یکی از تلاش های او در این زمینه دانست. او با احیای زمین های بایر و کشت محصولات کشاورزی به رونق اقتصادی کشور کمک کرد.ربع رشیدی پس از موقوفات غازان و اولجاتیو مهم ترین موقوفه دوره ایلخانی به حساب می آید. این موقوفه با داشتن حدود 350 تا 374 مرتزقه و عمله نسبت به سایر موقوفات دوره ایلخانی امکانات بهتری را برای کارکنان خود فراهم کرده بود. متاسفانه پس از مرگ خواجه رشیدالدین و همچنین بعد از مرگ فرزندش، خواجه غیاث الدین رشیدی، مجتمع ربع رشیدی غارت شد. اما خود محدوده ربع رشیدی برای مدتی از نقطه نظر موقعیت آب و هوایی و سوق الجیشی برای استقرار بازماندگان دولت ایلخانی محل مناسبی بود. بنا به نوشته مورخان و گزارش های سیاحان خارجی بخش هایی از موقوفه تا عصر صفویه و حتی در دوره قاجار پا بر جا بود. ولی در حال حاضر جز دیوار استحکاماتی و پایه برج ها چیزی از آن باقی نمانده در حال حاضر اماکن مسکونی جانشین آن شده است.
حکومت محلی آل کیا در فاصله سده های هشتم تا دهم هـ ق. در بخشی از گیلان موسوم به «بیه پیش» قدرت را در دست داشت.موقعیت طبیعی گیلان و اوضاع سیاسی ایران هم زمان با فروپاشی ایلخانان، زمینه ای برای کسب قدرت آنان فراهم کرد.ساختار حکومت آنان بر مذهب شیعه، زمین داری و نظامی گری بود و فرد حاکم در آن که بالاترین مقام سیاسی و مذهبی بود، در رأس امور قرار داشت.این مقاله بر آن است علل سقوط این حکومت را در ناحیه گیلان بررسی کند.برای دست یابی به این مقصود، اطلاعات بر اساس روش کتابخانه ای گردآوری و سپس تجزیه و تحلیل آن بر اساس روش تحقیق تاریخی، متکی بر توصیف، تطبیق و تحلیل منابع اصلی صورت گرفت.آل کیا با پشتیبانی سادات مرعشی مازندران توانست قدرت را به دست گیرد و با استفاده از تولید و تجارت ابریشم، قدرت اقتصادی حکومت خود را افزایش دهد و با از بین بردن مخالفان سیاسی و مذهبی در شرق سفید رود، دو سده حکومت کند. سرانجام، حکومت صفویه در سال 1000 هـ ق. با هدف توسعه و تحکیم قدرت سیاسی و اقتصادی خود، بساط حکومت آنان را برچید.
جنبشی که علیه امتیاز تنباکو در ایران شکل گرفت از دو جهت قابل تامل و دقت است، از یک سو نقش رهبری علما در این حرکت عظیم اجتماعی و از سوی دیگر رودررو قرار گرفتن سلطنت و روحانیت شیعه. جنبش تنباکو به نظر اکثر صاحبنظران مسائل تاریخ ایران، پیشدرآمدی بوده برای انقلاب مشروطه. اغلب منابعی که به بحث و بررسی در تاریخ مشروطه به طور سنتی پرداختهاند فصلی را به این مهم اختصاص دادهاند.
چالش مستمر علما با رضاخان که در برهههایی چون غائله جمهوریخواهی، تا مرز یک «جنگ سرنوشت» پیش رفت قلب دیکتاتور نو ظهور را از کینه نسبت به آن جماعت (و کلا اسلام و دینداران) پرساخته بود و لذا به میزانی که پایههای قدرت دیکتاتور در کشور محکمتر میشد، عرصه بر «تکاپو»، بلکه «تنفس» روحانیت دشوارتر میگردید. در قم، رضاخان در پاییز 1306 تجمع باشکوهی را که از علمای بلاد به رهبری حاج آقا نورالله تشکیل شده بود با مسموم ساختن رهبر قیام، از هم فرو پاشاند.