قیام پانزده خرداد 1342 از حوادث مهم و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران است و یکی از زمینه های انقلاب اسلامی به شمار می رود. در این پژوهش تلاش شده است آرا و عملکرد نهضت آزادی در یک بازة زمانی نه ماهه؛ چه نسبت به حوادثی که منجر به این قیام شد و چه در خود قیام مورد ارزیابی قرار گیرد. قیام 15 خرداد به دنبال دستگیری امام خمینی پس از سخنرانی ایشان در نقد رژیم پهلوی در مدرسة فیضیه صورت گرفت و پیامد لایحة انجمن های ایالتی و ولایتی و انقلاب سفید بود. چنین به نظر می رسد که نهضت آزادی ستایش گر قیام پانزده خرداد و موافق با رهبری روحانیت بوده است. اما باید دید تا چه حد مخالفت نهضت آزادی با لوایح ششگانه و حضور آنان در قیام پانزده خرداد، در مسیر حرکت های رهبر قیام یعنی امام خمینی قرار داشته است. برای این منظور استفاده از اسنادی مانند نشریة داخلی نهضت آزادی که بیانگر نظرات این گروه در واکنش به حوادث آن برهة زمانی می باشد، ضروری به نظر می رسید. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی و از طریق جمع آوری اطلاعات به شیوة کتابخانه ای نگارش یافته است. سؤال اصلی در این پژوهش این است که عملکرد نهضت آزادی در سیر حوادث منتهی به قیام پانزده خرداد و مواضع این نهضت نسبت به رهبری امام خمینی در آن برهة زمانی چگونه بود؟
برده داری در شبه قارة هند، تابعی از شرایط گوناگون مذاهب و نظام اجتماعی و حقوقی است، این امر منجر به نظامی پویا مطابق با دوران اجتماعی سیاسی خاصِ خود است. هدف اصلی مقاله در پیِ بازتعریفی از بردگی، ذیل عنوان برده داری خانگی است که در مطالعاتِ تاریخ اجتماعی و نظام برده داریِ اسلامی کمتر بدان پرداخته شده است. در اسناد بدست آمده از شهر الله آباد در شمال هند، اَشکال پراکنده ای از نظام برده داری در قالبِ مفاهیم خویشاوندی شکل گرفت؛ به نحوی که بردگی خانگی در «پیوستارِ خویشی» تداوم یافت. در این نظام، برده داری بازتاب فرایندی از «کالاشدگی» و «مالکیت» است. افزون بر آن، در این اسناد سعی شده است تا با واکاوی استعاره ها و مفاهیمی، همچون بردگان مقاطعه ای، بردگان فروشی، بردگان هبه ای، بردگان بدهی، و بردگان نکاحی؛ زمینه های پژوهشی و خوانشی تازه از این نوع نظام برده داری فراهم آید. همچنین نتایج برآمده، ما را در مواجهه با مولفة ارادیِ برده داری و مقولات تجاری و غیرتجاریِ بردگان خانگی قرار می دهد. مدعیات ما در این مقاله مشخصاً بر اساس زمان-بندیِ اواخر تیموریان هند، سدة هیجدهم و نیمة نخست سدة نوزدهم میلادی (تحت نفوذ بریتانیا)، پی ریزی شده است. تأکید می شود مباحث حقوقی فقهیِ برده داری اسلامی خارج از موضوع مقاله است.
«گزارشهای رسیده از قم حاکی است که روز جمعه، دوم فروردین ماه، طی زد و خوردی در مدرسه فیضیه و مرکز حوزه علمیه قم، یک نفر به قتل رسیده و عدهای مجروح گردیدهاند. طبق اطلاع، جریان از این قرار است که بعد از ظهر جمعه که مصادف با وفات امام جعفر صادق بوده است، مجلس تذکری در محوطه مدرسه فیضیه از طرف روحانیان تشکیل گردیده بود که عده زیادی از طلاب علوم دینی و جمع کثیری از زائران مرقد مطهر حضرت معصومه و مسافران نوروزی شهر قم در آن حضور داشتهاند. هنگامی که آقای حاج انصاری، یکی از وعاظ قم در این مجلس مشغول سخنرانی بوده است، عدهای از مستمعین و شرکتکنندگان در این مجلس، مرتبا صلوات ختم میکرده اند و این موضوع سبب شده است که آقای حاج انصاری از بالای منبر اعتراض کند. بر اثر این وضع مجلس به هم خورده و اختلالاتی ایجاد شده و ضمن آن سنگپرانی آغاز گردیده و در این اثنا یکی از دهاقین شرکتکننده در این مجلس بر اثر اصابت سنگ فوت کرده است.1»
تحولات دینی و اصلاحات مذهبی که در قرن 15م، در اکثر کشورهای اروپایی اتفاق افتاد، مانند خطر عثمانی که از مسائل مهم دنیای آن روز مسیحیت و اروپا بود و برخی عوامل دیگر، باعث شد تا دولت های اروپایی با همراهی و توصیه پاپ، درصدد اشاعه مسیحیت و تبلیغ آیین کاتولیک برآیند؛ پس هر کشور اروپایی، از میان فرقه های کاتولیک، مبلغانی به دیگر مناطق، ازجمله ایران ارسال کرد. انگیزه اصلی دولت ها در ارسال مبلغان چه بود؟ آیا عامل دینی و مذهبی تحت الشعاع عوامل سیاسی و تجاری قرار داشت؟ در مقاله پیش رو، سعی برآن است با نگاهی تحلیلی و با استفاده از گزارش های مربوط به حضور و فعالیت مبلغان در ایران، سفرنامه ها، مجموعه های اسناد و کتاب های تاریخی و پژوهشی به این مسائل بپردازیم. با توجه به وضعیت سیاسی و اقتصادی و مذهبی اروپا، به نظر می رسد ارسال مبلغان مذهبی با پشتیبانی دولت های اروپایی بود. از طرفی، چون هنوز در اروپا مسائل مذهبی از اهمیت خاصی برخوردار بود، در ارسال مبلغان علت مذهبی مهم ترین عامل بود؛ از طرف دیگر، به علت دشمنی با عثمانی و رقابت های تجاری کشورهای اروپایی و گسترش کاپیتالیسم، مسائل سیاسی و تجاری نیز توجه دولت های اروپایی و پاپ را جلب کرده بود. کشیشان و مبلغان کمک های بسیار موثری، برای ایجاد و توسعه و موفقیت روابط سیاسی و تجاری دولت های اروپایی می کردند؛ اما نمی توان ادعای برخی از پژوهشگران را پذیرفت که ارسال مبلغان تنها، به انگیزه تجاری یا سیاسی بود بلکه دولت های اروپایی ضمن داشتن انگیزه های مذهبی، در برخی مواقع، از مبلغان برای پیشبرد یا انجام امور سیاسی و بازرگانی خود، در کشورهای دیگر بهره می بردند.
این پژوهش، در پی بازشناسی مسائل اجتماعی ایران در دوران صفویه از دورن یکی از سفرنامه های اروپایی است. در بازشناسی سفرنامه کمپفر از عناصری که با مسائل اجتماعی ارتباط می یابد، نهاد دولت و جنبة تقدس آمیز و مشروعیت بخش آن؛ نهاد دین و کارکرد اجتماعی آن، نهاد آموزش و پرورش؛ و اخلاقیات و آداب و رسوم ایرانیان را برگزیده ایم. رویکرد این سفرنامه ها در مسائل اجتماعی، تکیه بر جنبه های شنیداری بویژه از توده های اجتماعی است. این امر می تواند توأمان به عنوان جنبة مثبت و منفی مورد ارزیابی قرار گیرد: در اختیار گذاردن سطح فکری جامعه و افکار عمومی ایرانیان در این دوران از یک سو و عدم مطالعه و تعمق در واقعیت مسائل ایران و تکیه بر سطحی نگری عمومی از سوی دیگر، دو جنبة این ارزیابی می تواند قلمداد گردد. اما بطور کلی جلوه هایی از مسائل اجتماعی ایران را در بردارد که تا امروز امکان حیات یافته است.