بحران اقتصادی 1929 همراه با رکود و ورشکستگی اقتصاد و صنایع جوامع سرمایه داری صنعتی، اقتصاد وابسته ی جوامع توسعه نیافته را که برای جوامع صنعتی مواد اولیه تولید می کردند، گرفتار بحران و مشکلات اقتصادی متعدد و مشابه هم نمود. در پی این مشکلات، جوامع توسعه نیافته واکنش های اقتصادی مشابهی از خود نشان دادند. با توجه به این مسأله، پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از کتاب ها، روزنامه ها، مجلات و اسناد و مدارک آرشیوی با طرح این پرسش که بحران اقتصادی 1929 چه پیامدهائی در ایران داشت و چه واکنش های اقتصادی برانگیخت؟ به بررسی پیامدهای بحران اقتصادی در ایران و واکنش های صورت گرفته به آن بپردازد.
دستاوردهای پژوهش مشخص می کند بحران اقتصادی 1929 در ایران همانند سایر جوامع توسعه نیافته رفتار اقتصادی به نسبت مشابهی در مناسبات بازار جهانی نظام سرمایه داری و تحمل پیامدهای بحران ایفا کرده است. دولت پهلوی در واکنش به بحران، اقداماتی نظیر تلاش برای افزایش کمی و کیفی صادرات، نظارت و مداخله در امور اقتصادی از طریق تاسیس نهادهای اقتصادی و وضع قوانین حقوقی و ایجاد صنایع در کشور و... انجام داده است که در این مقاله مورد واکاوی و تبیین قرار گرفته است.
برخلاف دیدگاه رایج که عصر سلجوقی را دوره انحطاط تفکر و اندیشه در ایران می دانند، حوزه عمومی اندیشه و تفکر در ایران عصر سلجوقی دچار رکود و انحطاط نشد، بلکه در مسیر و شرایطی متفاوت از جریان غالب تفکر در دورههای پیشین جریان یافت که آن را میتوان نوعی تغییر نگرش در عرصههای گفتمانی و بنیانهای فکری دانست. در این دوره متفکران و اندیشمندانی چون امام محمد و احمد غزالی، خیام، عین القضات همدانی، شیخ اشراق سهروردی، فخر رازی، خواجه نظام الملک طوسی، قشیری، خواجه عبدالله انصاری و... در حوزه نظریه پردازی در عرصه های مختلف علوم، تفکر و اندیشه در ایران ظهور کردند، که با وجود آنها نمی توان دوره سلجوقی را عصر انحطاط تفکر و اندیشه عنوان کرد، چرا که به واسطه نقش آفرینی اندیشمندان مذکور، این دوره، به یکی از ادوار شاخص در زمینه نظریه پردازی های دینی و سیاسی در تاریخ ایران مبدل شد. بخشی از آثار و مصادیق آن را می توان در زمینه ی تألیف گسترده متون و طرح نظریه های مربوط به اندیشه های دینی در عرصه عرفان و تصوف مشاهده کرد. با عنایت به گستردگی جریان های تفکر و اندیشه و ابعاد آن در ایران عصر سلجوقی، هدف پژوهش حاضر نشان دادن بخشی از ابعاد جریان های تفکر و اندیشه در ایران عصر سلجوقی، با تأکید بر نظریه پردازی های دینی و عرفانی با محوریت دو حوزه فرهنگی ـ جغرافیایی خراسان و عراق عجم بر اساس افکار و نظریات اندیشمندانی چون قشیری، خواجه عبدالله انصاری و محمد غزالی در خراسان و احمد غزالی، عین القضات همدانی و شیخ اشراق سهروردی در عراق عجم است.
یکی از صنایع اصلی در دوره سلجوقی که همراه با سایر صنایع و فنون به رشد و شکوفایی رسید، صنعت و هنر نساجی است. فعالیت در بخش قابل توجهی از این صنعت وابسته به تولیدات طراز و تشکیلات مرتبط با آن صورت می گرفته است که در زندگی مردم عادی و حکومتی تأثیر بسزایی داشته است. طراز بعنوان ردای تجلیلی یا ردای عزت و افتخار و یکی از نشانه های خلع ید حکام از قدرت محسوب می شده، لذا از ارزش سیاسی بالایی برخوردار بوده است. بر این اساس نقوش مختلفی با مضامینی که اغلب با آرزوی بقا برای خلیفه یا حاکم و یا دعا و آیات قرآن بوده، اکثراً با الیاف طلایی بر روی زمینه ی بافت های تافته وتاپستری نقش می شده است. پژوهش حاضر با ارائه نمونه هایی از طرازهای دوره سلجوقی و بررسی طرازهای فرهنگ های همزمان، به مطالعه ی ویژگی های اصلی آنها، شامل نقوش و مضامین بکار رفته بر روی طراز، نوع تکنیک بافت، الیاف مصرفی و همچنین مراکز بافت طرازهای سلجوقی می پردازد.
سفال زرین فام که از سده های ششم تا هشتم هجری قمری در ایران رواجی چشمگیر داشت، کمابیش هم زمان با حکمرانى سلجوقیان بر ایران، پدیدار شد. واکاوی این آثار علاوه بر جنبه هاى فنی، ساختاری و زیبایى شناسى؛ گاه تصویرى روشن از وضعیت این دوره از منظر سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و اجتماعى را پیش روى ما مى گذارد. در این پژوهش تلاش بر این است که به هدف شناسایی شرایط و شاکله های اجتماعی این دوره؛ سفال زرین فام سده ششم هـ .ق، مورد بررسی و بازشناسی قرار گیرد. پیدایش و رواج شایان درنگ و فزاینده ی این سفالینه های نفیس در دوره سلجوقیان، پرسش هایی را به ذهن متبادر می سازد، که این نوشتار نیز در پی یافتن پاسخ آنها می باشد. آیا می توان تفسیری جامعه شناختی برای این پدیده ی نوظهورِ هنری ارائه کرد و به بازنمایی شرایط جامعه ایران و واقعیت های پنهان در آن دوره پرداخت؟ آیا می توان با بررسی نقوش این سفال ها، که هماره بُعد زیبایی شناسی آنها مورد توجه بوده است، بخشی از تاریخ اجتماعی هنر در دوره سلجوقیان را شناسایی کرد؟ هدف پژوهش حاضر، تفسیر چگونگی بازتاب شرایط اجتماعی بر سفال های زرین فام سده ششم هـ .ق و تبیین بروز دو پدیده اجتماعی یعنی شکل گیری طبقات جدید در جامعه شهری و مردمی شدن هنر در این زمان می باشد. مبنای کار این جستار از لحاظ نظری، انگاره های جامعه شناختی است. روش پژوهش نیز تحلیل مستندات تاریخی مکتوب و عینی ـ آثار هنری ـ بوده و داده های جمع آوری شده به روش توصیفی ـ تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته و در پاره ای موارد نیز رهیافتی تطبیقی استفاده شده است. نتیجه آنکه، به نظر می رسد رشد طبقه متوسط، یکی از دلایل ظهور و نیز سبب رونق تولید سفال زرین فام و این خود سرآغاز دسترسی همگانی به هنر و تمایل به ترسیم موضوع های روزمره و واقع گرا در این دوره باشد.
پایتخت رکن اساسی در امور اقتصادی، سیاسی، اداری، و حتی فرهنگی و اجتماعی در تاریخ ایران بوده و عوامل گوناگون ساختار و نظام اداری پایتخت را شکل می داده است. در کنار ویژگی های جغرافیایی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، ژئوپلیتیکی و اداری کشور، شهرها نیز بنا به دلایل گوناگونی برای دوره ای کوتاه یا بلند، مقام پایتختی خود را به تجربه می گذاشتند، اما حکومت ها نیز تحت تأثیر عواملی چند در انتخاب، توسعه و ساخت و ساز پایتخت ها و البته در مقیاس ها و ویژگی های گوناگون نقش مهمی داشتند. سلجوقیان به تعبیری قلمرو جغرافیایی ایرانشهر (ایران زمین) را در دوره ی اسلامی به خطوط دوره ی باستانی آن نزدیک کردند؛ قلمرو وسیع مانند دوره ی هخامنشیان، لزوم تمرکز قدرت در پایتختی بزرگ به عنوان مرکز اصلی حکومت و پایتخت های توأمان دیگر را به سان مراکز کوچک قدرت در پی داشت. نیشابور، ری، اصفهان، مرو، قونیه، کرمان، همدان، یزد و شیراز در کنار چندین شهر دیگر مرکز حکومت و اقتدار سلجوقیان بزرگ، سلاجقه ی آناتولی، قاوردیان (سلاجقه ی کرمان) و اتابکان بودند. نظام اداری دوره سلجوقیان مُبدع و ادامه دهنده ی شیوه هایی در اداره ی این مراکز قدرت بودند. آنان هم با بهره گیری از سنت ها و نظام پایتختی در ایران که میراث باستانی آن از طریق حکومت هایی چون آل بویه به سلجوقیان رسیده بود و هم با روش توزیع قدرت در پایتخت ها، توأمان با اقتدار پایتخت بزرگ و باشکوهی چون اصفهان، نظام پایتختی خود را سامان دادند.
این مقاله بر آن است تا نظام پایتختی ایران در عصر سلجوقی را با تأکید بر پایتخت های چندگانه ی سلاجقه ی کرمان مورد بررسی قرار دهد تا عوامل و الگوهای انتخاب، توسعه ی کالبدی و رشد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، اداری ـ سیاسی و اهمیت و جایگاه شهرها را در آن دوره از منظر نظام پایتختی تحلیل کند.
عصر صفویه از نظر رشد مناسبات بین المللی، یکی از دوره های مهمِ تاریخِ ایرانِ میانه است. در این دوره، علاوه بر تمایل بسیارِ حکومت صفوی برای ارتباط با دولت های غربی، این دولت ها هم به دلیل اوضاع پیش آمده در غرب، به شرق تمایل داشتند. این ارتباطات فقط سیاسی نبود، بلکه ایجاد روابط تجاری، به ویژه برای کمپانی های تجاریِ جدیدالتأسیس در شرق، اهمیت خاصی داشت. این کمپانی ها مایل به تجارت با ایران بودند. از این روی، برای پیشبرد امور تجاری خود مجبور به برقراری ارتباط با برخی مقامات درباری، همچون صدراعظم، مستوفی خاصه و شه بندرِ بندرعباس بودند. از آنجا که این افراد نقشی تعیین کننده در فعالیت های بازرگانی، به ویژه عقد قرارداد و کسب امتیازات داشتند، جلب نظرشان اهمیتی بسیار داشت. علاوه بر این، جلب حمایت حاکمان شهرهای قرار گرفته در مسیر تجارت، بسیار کارساز بود. در نتیجه، کمپانی ها از هر وسیله ای از جمله، پیش کش و رشوه سود می جستند تا حمایت این افراد را جلب و حتی رقبای خود را از دور خارج کنند.
در اینجا، این پرسش مطرح است که «پیشکش چه تأثیری در روابط میان کمپانی های هند شرقی و حکومت صفوی داشته است؟» بنابر قرائن، به نظر می رسد پیشکش و هدایا باعث نفوذ این کمپانی ها در ارکان دولت و در نتیجه، پیشرفت تجارت آنها با ایران میشد و بازار رقابت میان کمپانی ها را داغ تر میکرد. هر یک از کمپانی ها برای رسیدن به امیال خود، می کوشید پیشکشی مناسب تر هدیه دهد و افراد بیشتری را با خود همداستان کند.
در اینجا، کوشیده ایم از منابع غیر ایرانی ـکه البته بیشتر نیز به این موضوع پرداخته اند ـ استفاده کنیم. سپس با تحلیل مطالب، نقش و تأثیر این هدیه ها را در پیشبرد اهداف کمپانی ها در ایران روشن خواهیم ساخت.
تحولات اقتصاد ایران در نیمه ی دومِ حکومت قاجاریه، حوزه های مختلف کشور را دستخوش تغییر کرد. کشاورزی نیز مانند دیگر عرصه های اقتصادی و اجتماعی، از این تغییرات متأثر شد. بررسی تأثیر تحولات اقتصادیِ قاینات در نیمه ی دوم حکومت قاجاریه بر کشاورزیِ این ولایت و پیامد های آن، مسئله پژوهش حاضر است. بنا بر یافته های این پژوهش، به دنبالِ توسعه ی دادوستد های خارجی و داخلی که ولایت دورافتاده و مرزیِ قاینات را به حلقه ای مهم در تجارت روسیه، هند بریتانیا و ایران در شرق کشور در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تبدیل کرد، کشاورزیِ این ولایت نیز به سوی تجاری شدن سوق یافت. افزایش تولید محصولات صادراتی مانند تریاک، زعفران و ابریشم و کاهش تولید اقلام ضروری مانند گندم و جو از مشخصه های این روند جدید بود.
تاریخ تحول قراردادهای نفتی ایران از قراردادهای امتیازی به سمت مشارکتی و سپس خدمتی از ابتدا تا انقلاب سال 1357 به همراه تحلیل های مربوط آن، در مقاله حاضر به رشته تحریر درآمده است. بررسی این سیر تحول به ارتقاء دانش از موضوع مهم قراردادهای نفتی برای انعقاد کارآمد تر قراردادهای کنونی کمک می کند. در حقیقت می توان نتیجه گرفت آنچه امروزه در انعقاد قراردادهای نفتی ایران رخ می دهد چیزی چندان فراتر از بستر تاریخی آن، یعنی تحولات پیش از انقلاب نیست که این به مانند هر پدیده تاریخی وابستگی به مسیر را نشان می دهد. در این راستا باید به دوره بیست ساله مهم 1353 ـ 1333 اشاره داشت. در دوره مذکور هسته اصلی تاریخ تحولات قراردادهای نفتی دنیا، به پیش قراولی نسبی ایران، از پایان قراردادهای امتیازی به سمت قراردادهای مشارکتی و سپس انعقاد قراردادهای خدمتی شکل گرفت. برخلاف عمده نوشتارهای عمومی تاریخی مرتبط با مسأله نفت، در مقاله حاضر سعی شده تا وقایع و تحولات مربوطه بیشتر با رویکرد تخصصی و از زاویه دید تاریخی، اقتصادی و حقوقی بررسی و همچنین تحلیل های لازم نیز ارائه گردند. نتایج بررسی تاریخی مقاله نشان می دهد که الگوی قراردادهای نفتی در بستر زمان و در پاسخ به شرایط رفته رفته کامل تر شده و ایران نقش زیادی را در این تحول در دنیا ایفا کرده است امری که لازم است از این به بعد نیز تداوم یابد.
برپایی نخستین دوره مجلس شورای ملی و ورود منتخبان ملت به عرصه قانونگذاری کشور، برخی نخبگان حاضر در مجلس را به ضرورت تفکیک نمایندگان در کارگروه های تخصصی ـ که کمیسیون خوانده می شد ـ متوجه کرد. کمیسیون ها از مهم ترین ارکان اداری مجلس اول بودند که لوایح و طرح های مختلف را پیش از ارائه در صحن عمومی مجلس، بررسی می کردند تا با ایجاد شرایط مناسب، زمینه های تصویب یا رد موارد قانونی را فراهم آورند. در این میان، دو عامل مهم می توانست بر کارکرد کمیسیون ها تأثیر بازدارنده داشته باشد: یکی آن که، نمایندگان برخی از حوزه ها ـ بنا به دلایلی چون دوری از مرکز و یا کارشکنی حکمرانان مخالف مشروطه ـ در واپسین روزهای مجلس اول به تهران رسیدند؛ بدین ترتیب، نه تنها تعداد نمایندگان در برپایی بعضی کمیسیون ها کافی نبود، بلکه این کمیسیون ها با کمبود نیروی متخصص مواجه می شدند. دومین عامل، کوتاه بودن مدت زمان نخستین دوره مجلس شورای ملی و مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی نمایندگان در آن دوره بود. این مقاله به این مسأله می پردازد که با توجه به شرایط زمانی و اوضاع آشفته زمان برپایی مجلس اول، میزان شناخت، دریافت و گستره تخصص نمایندگان تا چه حد بر کارکرد و نتیجه عملکرد کمیسیون ها تأثیر گذاشت؟ بر اساس روش تحلیلی در تحقیق تاریخی، این پژوهش انجام شده و از نتایج آن بر می آید که به دلیل کم تجربگی و آگاهی کم نمایندگان از مباحث مطروحه در کمیسیون ها، بسیاری از مشکلات و مسائل همچنان باقی ماند و تا حد قابل توجهی موجب بروز مشکلات دیگر به ویژه اتلاف وقت، کندی روند بررسی مباحث مطروحه و تأخیر در تصویب قوانین موضوعه گردید.
هم گرایی و واگرایی فرقه های اسلامی در بغداد عصر سلجوقی، زمینه مناسبی را برای تولید فکر و گاه بحران و تنش فراهم می نمود. در این بین دو فرقه اشاعره و حنابله نسبت به سایر فِرق و مذاهب اهل سنت، در مسائل فکری و اعتقادی، از اشتراکات بیشتری برخوردار بودند؛ ولیکن نباید از منازعات این دوفرقه در عهد سلجوقی غافل ماند. این منازعات که متأثر از گرایش های کلامی نظیر گرایش حنابله به «تجسیم» و گرایش اشاعره به «تصوف» و «اعتزال» بوده، با رقابت دو نهاد قدرت، یعنی خلافت و سلطنت بین سال های 467 تا 512 ق شدت بیشتری یافت؛ زیرا سلاطین سلجوقی با حمایت از اشاعره و خلافت عباسی با عنایت و توجه خود به حنابله، منازعات این دو فرقه را به صحنه جنگ و خون ریزی کشاندند. در این پژوهش سعی برآن است تا در خلال بررسی تعامل و تقابل نهاد خلافت و سلطنت در عصر سلجوقی، تأثیر هم گرایی و واگرایی این دو نهاد قدرت، بر هم گرایی و واگرایی اشاعره و حنابله مشخص گردد.
در عصر حکومت تیمور، در جامعه اسلامی بحران مشروعیت ظهور کرده بود زیرا، مشروعیت ناشی از خلافت عباسی به علت سقوط آن دچار تزلزل شده بود و مشروعیت ناشی از مغول نیز نتوانسته بود به طور کامل جایگزین آن گردد.این مسئله در حکومت تیمور که به صورت توامان از هر دو منبع مشروعیت بهره می برد انعکاس بیشتری داشت، بنابراین مقاله درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که تیمور با چه راهکارهایی با این بحران روبرو شد؟به نظر می رسد تیمور با شناخت دقیق از منابع مشروعیت در هر منطقه کوشید به آن منابع دست یابد.او در ابتدا به منابع مشروعیت مغولی متوسل شد و هر چه حکومت او به طرف غرب گسترش یافت، با توجه به کم اعتباری منابع مغولی به منابع مشروعیت اسلامی روی آورد.در ارزیابی نهایی، بنیان گذار این حکومت با وجود مشغله های فراوان نظامی موفق شد برخی از حداقل های مقبولیت را از نگاه نخبگان و مردم کسب نماید. روش تحقیق در این مقاله تاریخی و مبتنی بر توصیف و تحلیل رخدادهای معطوف به سوال ها و فرضیه ای مقاله است.
حکومت های محلی گیلان، دیلمان و مازندران هم زمان با تشکیل حکومت علویان طبرستان روابطی مبتنی بر حفظ موجودیت خود شکل دادند. در این فرایند رفتارهای متفاوتی از باوندیان، پادوسبانان و جستانیان به ظهور رسید. گاه تقابل وگاه هم گامی و تساهل شیوه رفتاری ایشان و هدف همه آن ها حفظ حاکمیت و ماندگاری بود؛ از این رو با تلاش برای موجودیت سیاسی خود به حفظ قلمرو، حکومت و جمعیت پرداختند. داده های تاریخی نشانگر شیوه های برقراری رابطه و نحوه استفاده از آن برای استمرار قدرت است. در پاسخ به پرسش از علت برقراری ارتباط حکومت های محلی منطقه با علویان طبرستان، در این پژوهش با تبیین مواد تاریخی به حفظ حاکمیت به عنوان علت مهم ارتباط پرداخته شده است که با شیوه های متفاوتی از سوی حکومت های مختلف اعمال شد. یاری جستن توسط جستانیان، دوگانگی رفتاری توسط پادوسبانان و تقابل از سوی باوندیان رفتارهای غالب هر یک در مقابل علویان طبرستان بود.