هدف کلی این تحقیق تحلیل عوامل تاثیرگذار بر مشارکت کشاورزان در مدیریت شبکه آبرسانی بخش جرقویه شهرستان اصفهان بود. روش انجام این تحقیق پیمایشی و از نوع توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق را کشاورزان عضو تشکل آببران جرقویه (1810 نفر) تشکیل دادند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 126 نفر برآورد شد که با در نظر گرفتن شرایط تحقیق این تعداد به 150 نفر افزایش پیدا کرد. در این تحقیق از روش نمونهگیری طبقهای با انتساب متناسب استفاده شد. برای جمعآوری اطلاعات میدانی از پرسشنامه استفاده شد و روایی محتوای پرسشنامه با کسب نظرات متخصصان و اساتید توسعه روستایی دانشگاه تهران مورد بررسی قرار گرفت. ضریب اعتبار پرسشنامه با استفاده از نرمافزار SPSS برای بخشهای مختلف بیش از 75/0 به دست آمد. نتایج اولویتبندی زمینههای مشارکت کشاورزان در مدیریت شبکه آبرسانی نشان داد مشارکت در ایجاد کانالهای جدید و ایجاد دریچههای جدید دو فعالیتی بودهاند که کشاورزان در انجام آنها بیشترین میزان مشارکت را داشتهاند. نتایج تحلیل عاملی این تحقیق نشان داد عواملی چون مشارکت در حفاظت و توسعه فنی شبکه، مشارکت در افزایش بهرهوری آبیاری، مشارکت در توزیع بهینه آب، مشارکت در فعالیتهای گروهی و همکاری با ادارات دولتی آب حدود 72 درصد کل زمینههای مشارکت کشاورزان عضو تشکل آببران را در مدیریت شبکه آبرسانی مشخص میکند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای میزان اراضی کشت شده، مدت عضویت در تشکل آببران، سابقه کشاورزی و سطح تحصیلات حدود 54 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکند.
در این مطالعه با استفاده از فرم شاخص بهرهوری کل عوامل تولید[1] ترنکویست-تیل، عملکرد صنعت پرورش مرغ گوشتی ایران و پتانسیل رشد آن به تفکیک استانها بررسی شده است. برای این منظور از نتایج طرحهای آمارگیری نمونهای مرکز آمار ایران از مرغداریهای گوشتی سراسر کشور در سالهای 1369، 1373، 1375 و 1380 استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که شاخص بهرهوری کل صنعت طی سالهای 75-1369 به طور میانگین از رشدی برابر با 6/4 درصد در سال برخوردار بوده و بهرهوری کل صنعت در این مدت به میزان چشمگیری افزایش یافته است؛ اما این عملکرد مطلوب در سال 1380 و در پی اجرای سیاست "ساماندهی صنعت طیور" در مقایسه با سال 1375 با افت 13 درصدی روبهرو شده است. مقایسهی منطقهای عملکرد تولید واحدهای پرورش مرغ گوشتی نیز حاکی از آن است که اختلاف در عملکرد تولید مناطق مختلف از 12درصد در سال 1369 به رقم 35 درصد در سال 1380 یافته که به روشنی بیانگر رشد ناهمگون صنعت و وجود شکاف عمیق در هزینههای نسبی تولید مرغ گوشتی در مناطق مختلف است. از این رو ضرورت تجدید نظر در شرایط دادن مجوزهای احداث واحدهای جدید مرغ گوشتی در مناطق مختلف و اهمیت آموزش مدیران و کارکنان واحدهای تولیدی بویژه در مناطق ضعیف از نظر عملکرد تولید بیش از پیش نمایان میشود.
هدف این تحقیق بررسی پیآمدها، موانع و امکانسنجی خصوصیسازی ترویج میباشد. این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی میباشد. کارشناسان استان اصفهان به عنوان جامعه آماری تحقیق انتخاب شدند و با استفاده از نمونه گیری تصادفی 76 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند، که در نهایت 69 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روایی ابزار پژوهش از طریق اعضای هیئت علمی گروه توسعه روستایی در دانشگاه صنعتی اصفهان و متخصصان وکارشناسان سازمان جهاد کشاورزی استان اصفهان به دست آمد. آزمون مقدماتی و اعتبار پرسشنامه از طریق تکمیل 15 پرسش نامه به وسیله کارشناسان ترویج در استان یزد به عمل آمد و ضریب اطمینان آلفای کرونباخ 91/0 محاسبه شد.نتایج نشان میدهد که 5/14 درصد از پاسخگویان امکان خصوصیسازی را ضعیف و 2/52 درصد از پاسخگویان امکان خصوصیسازی را متوسط و 3/33 درصد از پاسخگویان امکان خصوصیسازی را قوی بیان کردند. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان میدهد که بین میانگینهای میزان امکان خصوصیسازی ترویج در رابطه با سمت شغلی تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج همبستگی پیرسون نشان میدهد که بین تعداد دهستان تحت پوشش کارشناسان و امکان خصوصیسازی ترویج رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره گام به گام نشان میدهد که، 67 درصداز تغییرات امکان خصوصیسازی ترویج از طریق متغیرهای سمت شغلی و تعداد دهستان تحت پوشش تبیین میشود.
این تحقیق با هدف اندازه گیری و مقایسه بهره وری نیروی کار دو گروه از صنایع کشاورزی دارای و فاقد آموزش های فنی و حرفه ای استان گلستان انجام شده است. برای این منظور از دادههای پیمایشی و روش تخمین تابع تولید استفاده گردید. ضریب آلفای کرونباخ برابر 76/0 گویای قابلیت اعتماد دادهها میباشد. بر اساس نتایج، بهرهوری متوسط و نهائی نیروی کار صنایع دارای آموزشهای فنی و حرفهای بطور معنیداری بیشتر از بهرهوری متوسط و نهائی نیروی کار صنایع فاقد آموزش های فنی و حرفهای میباشد که میتواند بیانگر تاثیر مثبت آموزش در بهبود بهرهوری نیروی کار صنایع باشد. همکاری بین صنایع، سازمان آموزش فنی و حرفهای و نهادهای کارگری، ارزیابی نیازهای آموزشی و افزایش اعتبارات برنامههای آموزش فنی و حرفهای از جمله پیشنهادهای این مطالعه است.