هدف این تحقیق تبیین اثربخشی آموزش مهارت های پیش از ازدواج بر ملاک های همسرگزینی و رشد فردی دختران مجرد بوده است. پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند یا در دسترس استفاده شده و افراد به صورت تصادفی ساده در دو گروه کنترل (15 نفر) وآزمایش (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این تحقیق عبارتند از: 1) پرسشنامه اولویت بخشی ملاک های همسرگزینی 2) پرسشنامه مقیاس اقدام برای رشد فردی. جامعه آماری تحقیق شامل متقاضیان ازدواج مراجعه کننده به مرکز مشاوره بهارنکو که طی شهریور ماه تا آبان ماه 1393 مراجعه کردند، می باشد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که آموزش مهارت های پیش از ازدواج بر رشد فردی تأثیر معنادار دارد. دیگر نتایج نشان می دهد که آموزش مهارت های پیش از ازدواج هم بر ملاک های همسرگزینی وهم بر ملاک های محتوایی و فرآیندی تأثیر معنادار دارد.
عرفان اسلامی به عنوان یکی از مهمترین و پرنفوذترین نحله های فکری مسلمانان در طول تاریخ، مکتبی است که به صراحت از عشق صحبت به میان می آورد. موضوع عشق مجازی و و حقیقی و نقش آن در معرفت و رشد و تعالی انسان و رسیدن انسان به خداوند، ازجمله ارکان بنیادی عرفان اسلامی به حساب می آید. از سوی دیگر چنین به نظر می آید که طریقت عرفان، سیر انفسی و کاملا فردی است و به تبع آن به مناسبات و روابط اجتماعی ارتباط چندانی ندارد. این در حالی است که تامل در مفهوم عشق و سیر آن از مجازی به حقیقی، اشتباه این برداشت را نشان می دهد. لذا با توجه به اینکه ازدواج و نهاد خانواده ازجمله مهمترین، گسترده ترین و نخستین شکل تعامل اجتماعی بشمار می رود، این پرسش قابل طرح است که بین عرفان اسلامی و ازدواج و خانواده چه نسبتی را می توان در نظر گرفت؟ با توجه به این مسئله، هدف از این مطالعه عبارت است از استنتاج تلویحات عرفان اسلامی در حیطه ی روانشناسی ازدواج و خانواده. با در نظر گرفتن این هدف، پرسش این مطالعه عبارت است از اینکه دلالت های عرفان اسلامی در حیطه ی روانشناسی ازدواج و خانواده چه هستند؟روش این پژوهش عبارت است از روش تحلیلی –استنتاجی که از زمره ی روش های مطالعات فلسفی به حساب می آید. نتایج این پژوهش حکایت از آن دارند که مطابق با نگاه عرفان اسلامی، بنیان ازدواج و تشکیل خانواده، پدیدآیی عشق و رشد آن است. به دیگر سخن، ازدواج و خانواده محملی برای سیر عشق از مجاز به حقیقت می باشد. از سوی دیگر، عشق در ازدواج و خانواده، بستر مناسبی را برای آگاهی از خلال توجه به دیگری فراهم می آورد. خودشناسی نیز مقدمه ی آگاهی بشمار می رود.
با وجود این که رایج ترین شیوه ازدواج تک همسری است اما بعضی مواقع مسئله تعدد زوجات اتفاق می افتد. هدف این تحقیق بررسی دیدگاه دانشجویان بلوچ راجع به نقش ثروتمند بودن مردان، مرگ و میر مردان، عادی بودن چند همسری، مشکلات جسمانی و رفتاری زن، الگو قرار دان پیامبر(ص) و کاهش فساد اخلاقی در مسئله تعدد زوجات و ارائه راهکارهای مناسب در این زمینه می باشد. تحقیق حاضر از نوع زمینه ای بوده و جامعه آماری آن دانشجویان بلوچ مشغول به تحصیل در نیمسال دوم سال تحصیلی86-1385 دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده اند. به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی تعداد 254 نفر به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ دادند و برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از آمار توصیفی و آمار استنباطی (مجذور خی 2 تک متغیره) استفاده شده است. یافته ها نشان داد با وجود این که دانشجویان معتقد بودند که عوامل ثروتمند بودن مردان، مرگ مردان، عادی بودن چند همسری، مشکلات جسمانی و رفتاری زن، الگو قرار دان پیامبر و کاهش فساد اخلاقی در تعدد زوجات موثر است؛ اما آزمودنی ها مخالف با تعدد زوجات هستند. در توجیه این یافته با توجه به اینکه آزمودنیها دانشجو بوده اند می توان گفت احتمالاً میزان تحصیلات مردان و زنان با افزایش مسئله تعدد زوجات رابطه معکوسی دارد.