این پژوهش با هدف بررسی رابطه الگوی ارتباط زناشویی دبیران و باورهای منطقی آن ها انجام گرفت. دو پرسشنامه الگوهای زناشویی وباورهای غیر منطقی، توسط 171 نفر از دبیران دبیرستان، که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، تکمیل و بررسی شد. نتایج نشان داد که بین الگوی ارتباط سازنده متقابل و باورهای غیر منطقی دبیران رابطه منفی معناداری وجود دارد. اما همبستگی بین سایر الگوهای ارتباط زناشویی و باورهای غیر منطقی مثبت و معنادار بود.
همچنین یافته ها نشان داد مردان دبیری که الگوی غالب ارتباط زناشویی آن ها یکی از الگوهای ارتباط سازنده متقابل، ارتباط مرد توقع/ زن کناره گیری و یا زن توقع/ مرد کناره گیر است در مقایسه با زنان دبیری که از این الگوها در ارتباط با همسرشان استفاده می کنند، منطقی تر هستند. در الگوهای ارتباط اجتناب متقابل و توقع/ کناره گیری، تفاوت معناداری بین باورهای غیر منطقی زنان و مردان بدست نیامد.
"پژوهش حاضر بررسی و مقایسه میزان فشار روانی، منابع فشار روانی و رابطه آن با ویژگی های جمعیت شناختی معلمان دبستان های عادی و استثنایی شهرستان اصفهان پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه معلمان دبستان های عادی و استثنایی است که تعداد 150 نفر از معلمان دبستان های عادی و استثنایی به طور تصادفی (از هر جامعه 75 نفر) انتخاب گردیدند.
جهت سنجش و مقایسه فشار روانی معلمان از پرسشنامه نشانه های فشار روانی کوپر (1983)، و برای تشخیص و شناسایی منابع عوامل فشارزای آموزشگاهی و عوامل مرتبط با مدرسه از پرسشنامه کریاکو و ساتکلیف (1978) استفاده شد. همچنین برای شناسایی منابع و عوامل فشارزای اجتماعی از فهرست عوامل و وقایع استرس آفرین تهیه شده توسط هلمز – راهه و پیکل استفاده گردیده و اعتبار و روایی هر قسمت محاسبه شده است.
برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری تحلیل واریانس چندگانه، تحلیل رگرسیون و آزمون z فیشر استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که فرض اول مبنی بر این که بین میزان فشار روانی در معلمان دبستان های عادی و استثنایی تفاوت وجود دارد مورد تایید قرار نگرفت. همچنین فرض دوم مبنی بر این که بین میزان فشار روانی معلمان دبستان های عادی و استثنایی با توجه به ویژگی های جمعیت شناختی و شغلی تفاوت وجود دارد نیز مورد تایید قرار نگرفت، ولی فرضیه سوم مبنی بر این که بین منابع فشارزای شغلی و اجتماعی با میزان فشار روانی در معلمان عادی و استثنایی رابطه وجود دارد تایید گردید (0.001=p)، فرضیه چهارم مبنی بر این که بین منابع فشارزای شغلی (آموزشگاهی) و اجتماعی با میزان فشار روانی در معلمان عادی و استثنایی تفاوت وجود دارد مورد تایید قرار نگرفت."
این پژوهش با عنوان «بررسی عوامل مؤثر بر رضایت شغلی معلمان» در شهر فردوس انجام شده و مهمترین هدف آن، بررسی میزان رضایت شغلی معلمان و عوامل موثر بر آن بوده است. برای بررسی آن از نظریه های متفاوتی بخصوص نظریه پنج گانه مزلو (فیزیکی، امنیتی، اجتماعی، احترام، خود شکوفایی) و نظریه برابری استفاده شده است. نوع تحقیق همبستگی (correlation) و روش آن پیمایشی (survey) شیوه نمونه گیری، خوشه ای چند مرحله ای بوده است. جامعه آماری کلیه معلمان سه مقطع تحصیلی که تعداد آنها در سال تحصیلی1384-1383، 858 نفر بودند که از میان آنها، 180 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و ابزار اندازه گیری پرسشنامه بوده است. پس از بررسی و تحلیل آماری در مورد فرضیه های تحقیق نتایج زیر به دست آمده است: 1- با 95/0 اطمینان بین امنیت شغلی و رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد. 2- با99/0 اطمینان، بین روابط اجتماعی فرد با همکاران و رضایت شغلی رابطه معناداری وجوددارد. 3- با 99/0 اطمینان، بین امکانات و فرصتهای رشد و ارتقاء و رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد. 4- با 99/0 اطمینان، بین منزلت اجتماعی و رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد. 5- با استفاده از آزمون t برای گروه های مستقل و فرض برابری واریانس ها بین جنس و رضایت شغلی رابطه معناداری وجود ندارد.
"چگونگی ارتباط کار یا حرفه با آموزش و پرورش، منجر به ارائه دیدگاه هایی در تاریخ تعلیم و تربیت غرب و نیز جهت گیری هایی در نظام های آموزشی شده است؛ از جمله نظریه تربیت آزاد (لیبرال) که ارزش کار را در کسب فراغت برای فعالیت های عقلانی می داند و تعلیم و تربیت را به عنوان خود زندگی و نه صرفا آماده سازی برای زندگی توصیف می کند؛ نظریه مارکسیسم که تمایل به ستایش و تمجید کار به خاطر خودش دارد و آموزش حرفه ای را بخش اساسی تعلیم و تربیت تلقی می کند و بالاخره عمل گرایی که کار را عامل رشد و تربیت عقلانی و اجتماعی می داند. این نوشتار که برگرفته از مطالعه ای اسنادی (کتابخانه ای) در زمینه کار و تربیت است، مبانی معرفت شناسی نظریه های مذکور و نقش آن ها در جهت گیری تربیت حرفه ای را مورد مطالعه قرار می دهد.
"
"هدف اساسی این مطالعه بررسی عوامل موثر بر استرس شغلی کارکنان و اعضای هیات علمی است. این تحیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع زمینه یابی است. جامعه آماری متشکل از کلیه کارکنان و اعضای هیات علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران در سال 84-1383 شامل 1207 نفر کارمند و 606 عضو هیات علمی است. با استفاده از جدول کرجسی ...
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر درمان شناختی - رفتاری به شیوه گروهی بر کاهش علایم اختلال وسواسی – اجباری در بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روانشناختی اصفهان اجرا گردید.
روش: بدین منظور تعداد هشت بیمار مبتلا به اختلال وسواسی – اجباری به روش تصادفی زمانی انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه چهار نفری شامل یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه وسواسی – اجباری مادزلی به عنوان پیش آزمون و پس آزمون در مورد دو گروه اجرا گردید. گروه آزمایشی به مدت یک ماه تحت درمان شناختی - رفتاری به شیوه گروهی قرار گرفتند و آزمودنی های گروه کنترل در فهرست انتظار بودند.
یافته ها: درمان گروهی شناختی – رفتاری منجر به کاهش معنی دار علایم وسواسی – اجباری در گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل شد.
نتیجه گیری: روش شناختی – رفتاری به شیوه گروهی می تواند جایگزین مناسبی در درمان اختلال وسواسی - اجباری باشد.
"خشونت نسبت به زنان در خانواده ، واقعیتی آزار دهنده است . این نوع خشونت ، عرصه زندگی را برای زن و شوهر تنگ می کند و اثرهای گوناگون و قابل توجهی برکودکان و نوجوانان شاهد این خشونت به جای می گذارد. صرف نظر از توجهات جهانی به مساله خشونت نسبت به زنان در خانواده ، آنچه که برا ی جامعه ایرانی دارای حساسیت وافر می باشد این است که خشونت به هر طریقی که در خانواده، تداوم یابد می تواند مهم ترین عامل از هم گسیختگی ساختاری بنیادی ترین بخش جامعه یعنی خانواده باشد.
پژوهش حاضر با توجه به مدل لسول ( ساروخانی 1376 به نقل از کازنو، 1367 ) در صدد پاسخ گویی به پنج سوال اساسی است : الف- ویژگیهای قربانیان خشونت (Whom ) ب- ویژگیهای عاملان خشونت (Who ): ج - شیوه های اعمال خشونت (How ) یعنی خشونت جسمانی، خشونت جنسی، خشونت کلامی، خشونت روانشناختی، خشونت اقتصادی و خشونت اجتماعی. د- علل خشونت علیه زنان (Why ) هـ - پیامد های خشونت علیه زنان ( Effects ). این تحقیق از نظر روش، پیمایشی است و جامعه آماری آن را کلیه زنان متاهل شهری استان مازندران ساکن در شهر های نکا، ساری ، قائمشهر ، بابل، نور و تنکابن تشکیل می دهند.
برای تعیین نمونه از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب استفاده شده است. واحد تحلیل آن فرد می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از تکنیک پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از شاخص های آماری توصیفی استفاده شده است.
"
مقاله حاضر به طور مختصر و با دید سنجش به تفاوت رویکرد سیستمی به خانواده با رویکردهای فردی اشاره می کند. ساختار و مبانی روش های سنجش فردی برای پژوهش و درمان خانواده و ازدواج کافی نیست. رشته خانواده و ازدواج برای علمی ماندن و پاسخگویی به مراجعان و سیستم درمانی، به طور جدی به سنجش نیاز دارد. تلاش های گوناگون برای شناخت پیچیدگی و ظرایف روابط خانواده و ساختن راهبردهای گوناگون سنجش مورد بحث قرار گرفته است. لزوم ارجحیت سنجش کل خانواده یا بررسی تعامل دوتایی ها و سه تایی ها برای مقاصد پژوهش و بالینی مطرح شده است. در انتها روش های پژوهش در خانواده آمده است که هر کدام جایگاه و کاربرد خود را دارد، روش هایی که یا مبتنی بر اطلاعات «خود – سنجی» و یا «مشاهده مستقیم» تعامل اعضای خانواده و سعی آن ها برای مقابله با مشکلات و سایر پدیده های خانوادگی است.
در پژوهش حاضر به مقایسه اثر بخشی دو شیوه روان درمانی گروهی با روش های روان تحلیلی و شناختی بر روی ناسازگاری زوجین پرداخته شده، فرضیه های این تحقیق در جستجوی این مساله بود که بین اثربخشی دو شیوه روان درمانی گروهی به شیوه های روان تحلیلی و شناختی بر افزایش سطح سازگاری، ابراز محبت، توافق و هم رایی، همبستگی و رضایت زوجین تفاوت معنا داری وجود دارد. برای آزمودن فرضیه های مذکور طرح آزمایشی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل در نظر گرفته شد. آزمودنی های این پژوهش شامل 24 زوج ناسازگار مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران بودند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش تست سازگاری زوجین D.A.S بود که زن و شوهرانی که توسط این تست ناسازگار تشخیص داده شده اند به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی روان تحلیلی و شناختی و گروه کنترل جایگزین شدند. پس از تعیین گروه ها هر دو گروه آزمایشی به مدت بیست جلسه تحت مشاوره گروهی به روش های روان تحلیلی و شناختی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی را دریافت نکرد. نتایج تحقیق نشان داد که بین گروه های آزمایشی روان تحلیلی و شناختی با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. لیکن بین گروه های آزمایشی روان تحلیلی و شناختی تفاوت معناداری وجود نداشت.
"برای پژوهش درباره اثربخشی شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای بر بهبود کارکرد و پیش رفت تحصیلی دانش جویان، 66 آزمودنی به شکل تصادفی انتخاب و به همین شکل در سه گروه 22 نفره شبیه سازی ذهنی فرآیندی، شبیه سازی ذهنی فرآورده ای، و گروه کنترل جای گزین شدند. برای ارزش یابی پیش رفت تحصیلی، دو آزمون از محتوای کتاب با ارزش و حجم یک سان برای آزمون میان ترم و پایان ترم در نظر گرفته شد. تمامی دانش جویان پیش از آزمون میان ترم به آزمون کارکرد تحصیلی (EPT) پاسخ دادند. هفت روز پیش از آزمون پایان ترم آموزش های مربوط به شبیه سازی ذهنی فرآیندی و فرآورده ای به گروه های مربوطه ارایه شد و آزمودنی ها در آزمون پایان ترم شرکت کردند. پیش از آزمون پایان ترم آزمودنی ها دوباره به آزمون کارکرد تحصیلی (EPT) پاسخ دادند.
یافته ها نشان داد آزمودنی هایی که در آموزش های شبیه سازی ذهنی شرکت کرده بودند کارکرد و پیش رفت تحصیلی بالاتری از گروه کنترل داشتند. هم چنین، شبیه سازی ذهنی فرآیندی در بهبود کارکرد تحصیلی اثربخشی بالاتری از شبیه سازی ذهنی فرآورده ای داشته است. این تاثیرها با افزایش خودکارآمدی تحصیلی و ایجاد انگیزش در اثر شبیه سازی ذهنی پدید آمده است.
"
"
میزان شیوع نشانگان فرسودگی شغلی معلمان با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای در این پژوهش بررسی شد. 675 نفر از معلمان مدارس ابتدایی فهرست فرسودگی شغلی مازلاک (MBI) و فهرست توصیف شغلی اسمیت، کندال و هیولین (JDI) را تکمیل کردند. نتایج وجود درجاتی از فرسودگی شغلی را در اکثر آزمودنیها و رابطه معنادار بین فرسودگی شغلی با متغیرهای جنس، موقعیت جغرافیایی و رضایت شغلی را نشان دادند. بالاترین همبسـتگی منفی بین میزان حقوق دریافتی و فرسودگی شغلی به دست آمد.
"