هدف: هدفاین پژوهش بررسی اثربخشی بازی درمانی بر برقراری ارتباط کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کودکان 6 تا11 ساله دارای اختلال طیف اتیسم در مدرسه غیرانتفاعی آئین مهرورزی بودند. نمونه مورد مطالعه شامل 24 کودک بود که به طور در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. گروه آزمایش طی 10جلسه به مدت 2 ماه و هر جلسه حدود45 دقیقه تحت روش مداخله ای بازی درمانی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون تشخیصی گیلیام یا گارز (1995) جمع آوری شد. اعتبار پرسشنامه در گروه نمونه از طریق آلفای کرونباخ 792/0 به دست آمد. یافته ها: نتایج به دست آمده با استفاده از مدل آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد با توجه به کاهش میانگین نمرات گروه آزمایش در پس آزمون، نسبت به گروه کنترل، بازی درمانی به طور معناداری بر برقراری ارتباط کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم موثر بوده است. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که بازی درمانی به عنوان یک روش موثر می تواند موجب بهبود برقراری ارتباط کودکان دارای اختلال اتیسم شود.
هدف: پژوهش حاضر به دنبال مقایسه ی اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و دارو درمانی در درمان مردان مبتلا به انزال زودرس مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اهواز بود. روش: 39 مرد بر اساس مصاحبه ی بالینی DSM-TV-TR و بر اساس نمره ی برش ابزار تشخیصی انزال زودرس از بین مردان مراجعه کننده برای درمان این اختلال انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه درمان شناختی-رفتاری، دارو درمانی و کنترل جایگزین شدند. داده ها در سه مرحله ی پیش آزمون، پس آزمون و پی گیری با استفاده از ابزار تشخیصی انزال زودرس، پرسشش نامه ی کیفیت جنسی-مردان و زمان سنج جمع آوری شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که در مرحله ی پس آزمون با کنترل پیش آزمون بین گروه های درمانی شناختی-رفتاری، دارو درمانی و گروه کنترل در زمان نهفتگی انزال درون واژنی و انزال زودرس تفاوت معناداری دیده شد. همچنین در مرحله ی پی گیری با کنترل پیش آزمون بین گروه های درمانی و کنترل در زمان نهفتگی انزال درون واژنی و انزال زودرس (به نفع گروه شناختی-رفتاری) تفاوت معناداری دیده شد. اما بین گروه دارو درمانی و گروه کنترل تفاوت مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که درمان شناختی- رفتاری و درمان دارویی در درمان انزال زودرس کارآمد می باشند اما اثرات مثبت مداخله ی دارو درمانی ماندگار نمی باشند.
این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی مشاوره گروهی به شیوه شناختی – رفتاری بر کاهش علایم اضطراب دانش آموزان دختر شهرستان شبستر انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان دختر دوره پیش دانشگاهی شهرستان شبستر بودند. نمونه پژوهش 30 نفر از دانش آموزان بود که بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. نوع مطالعه تجربی و طرح مورد استفاده در این پژوهش از نوع پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار اندازه گیری، مقیاس خودسنجی اضطراب یافته های تحقیق نشان داد که روش مشاوره گروهی به شیوه شناختی- رفتاری علایم اضطراب کلی، علایم جسمانی و علایم ذهنی اضطراب را بطور معنی دار کاهش می دهد. در نتیجه می توان روش مشاوره گروهی به شیوه شناختی – رفتاری را به عنوان یک روش مستقل یا در کنار سایر روش های درمانی از جمله دارودرمانی در کنترل یا کاهش علایم اضطراب نوجوانان و جوانان بویژه دانش آموزان به کار برد.
هدف از پژوهش حاضر بررسی بررسی ارتباط کارکرد خانواده، سبک دلبستگی و سبک های تربیتی والدین با اعتیاد به اینترنت در نوجوانان بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی و روش مطالعه همبستگی بود. از میان جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانش آموزان دختر ۱۲ تا ۱۸ سال منطقه پنج تهران در نیم سال دوم تحصیلی ۱۳۹۵-۹۶ به تعداد ۲۶۸۸ نفر ، نمونه ای به تعداد ۳۳۸ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب گردید و با پرسشنامه های دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید، پرسشنامه ی سبک های تربیتی فرزندپروری شیفر، آزمون اعتیاد به اینترنت و ابزار سنجش خانواده مورد ارزیابی قرار گرفتند، جهت تجزیه و تحلیل دادها از نرم افزار آماریSPSS- ۲۲ و با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی شامل همبستگی و رگرسیون گام به گام استفاده گردید. نتایج تجزیه تحلیل داده ها نشان داد که متغیرهای کارکرد خانواده و سبک های تربیتی و سبک دلبستگی ایمن با اعتیاد به اینترنت ارتباط منفی و بین سبک های دلبستگی دوسوگرا و اجتنابی با اعتیاد به اینترنت ارتباط مثبت معناداری وجود دارد. پیشنهاد می شود از نتایج پژوهش حاضر در طراحی برنامه های درمانی آموزشی اعتیاد به اینترنت نوجوانان استفاده گردد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش هوش اخلاقی، فرهنگی و معنوی بر ناسازگاری زناشویی زنان متاهل انجام شد. روش: با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان کرمانشاه در سال 91-92تعداد20نفر انتخاب و صورت تصادفی در دو گروه 10 نفره آزمایشی و گواه گمارده شدند. پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. برای گروه آزمایش 10 جلسه درمان هوش محور برگزار شد. ابزار پژوهش مقیاس سازگاری زناشویی دو طرفه اسپانیر(1976) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیر (مانکوا) و نرم افزارspss نسخه 19 انجام شد. یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که بین دو گروه از نظر سازگاری زناشویی و مولفه های آن (رضامندی دو نفره، توافق دو نفره، همبستگی دو نفره، و ابراز محبت و عواطف در روابط دو نفره) تفاوت معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به تفاوت معنی دار سازگاری زناشویی در دوگروه، تقویت هوش اخلاقی، معنوی و فرهنگی می تواند در بهبود روابط بین فردی و زناشویی موثرواقع شود. در کل یافته ها لزوم گنجاندن برنامه آموزش هوش اخلاقی، معنوی و فرهنگی به زوجین را متذکر می سازد.