زمینه و هدف: ویژگیهای فرسودگی شغلی و تأثیرات آن بر فرد و سازمان در دهه های اخیر، توجه بسیاری از محققان را به خود معطوف داشته است. هدف این مطالعه، شناسایی ارتباط فرسودگی شغلی با برخی متغیرهای شغلی نظیر نوع و سطح مسؤولیت، سابقه کار و مدیریت مدیران بود.
مواد و روش ها: این پژوهش یک تحقیق مقطعی بود که در سال 1385 بر روی نمونه 245 نفری که با روش نمونه گیری طبقه ای نسبی انجام شد. وضعیت متغیرهای شغلی در جمعیت مورد مطالعه با استفاده از پرسش نامه فرسودگی شغلی مورد آزمون قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمون های آماری t وANOVA برای مقایسه گروه ها ارزیابی گردید.
یافته ها: فرسودگی شغلی آزمودنی ها در ابعاد خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و احساس عدم موفقیت فردی با نوع و سطح مسؤولیت، سابقه کار و مدیریت رابطه داشت.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که نوع و سطح مسؤولیت مدیران از حساسیت و اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که می توانند به عنوان برخی عوامل ایجاد کننده مشکلات در مدیران باشند.
مقدمه: با توجه به نقش عوامل شناختی و الگوهای اسنادی در درک پویایی های تعاملات و روابط زناشویی، پژوهش حاضر به بررسی اثر بخشی مداخلات بازآموزی اسنادی به شیوه ی گروهی در کاهش فرسودگی زناشویی و کاهش احتمال وقوع طلاق در زوجین متقاضی طلاق می پردازد. روش: این پژوهش به روش نیمه تجربی و با استفاده از گروه کنترل، اجرای پیش آزمون و پس آزمون می باشد. برای نمونه گیری ابتدا از بین زوجین متقاضی طلاق در شهرستان فلاورجان، تعداد 20 زوج به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیده، سپس به شیوه گمارش تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. مقیاس های فرسودگی زوجین و بی ثباتی ازدواج توسط همه شرکت کنندگان تکمیل شد. سپس گروه آزمایش در 8 جلسه بازآموزی اسنادی گروهی شرکت کرد. درپایان، پس آزمون ها در هر دو گروه تکمیل و تفاضل پیش آزمون ها و پس آزمون ها بین دو گروه، توسط آزمون تحلیل واریانس چندمتغیّری و تک متغیّری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین نمرات فرسودگی زوجین و بی ثباتی ازدواج در پس آزمون گروه آزمایش به طور معناداری از میانگین نمرات پس آزمون ها در گروه کنترل پایین تر است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش، اثربخشی بازآموزی اسنادی زوجین در کاهش فرسودگی زناشویی و کاهش احتمال وقوع طلاق را مورد تأیید قرار می دهد و می تواند در تعیین راهبردهای زوج درمانی نقش مؤثری داشته باشد.
اگرچه حضور زنان در مشاغل مختلف افزایش قابل ملاحظه ای داشته است، اما هم چنان بخش عمده-ای از مسئولیت های خانه برعهده آن هاست. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل تاثیرگذار بر تقسیم کار خانگی میان زوجین، عدالت ادراک شده از تقسیم کار خانگی و تاثیر آن ها بر رضایت زناشویی انجام شد. 162 نفر از زنان شاغل با استفاده از روش نمونه-گیری در دسترس و تعداد 150 نفر از زنان خانه-دار به وسیله روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از میان زنان متاهل شهرستان کامیاران انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی، آزمون t برای گروه های مستقل و رگرسیون گام به گام استفاده شده است. نتایج نشان دادند که بین تقسیم کار خانگی و رضایت زناشویی رابطه بسیار ضعیف، اما میان عدالت ادراک شده از کار خانگی و رضایت زناشویی رابطه قوی تری وجود دارد. مدل به دست آمده از تحلیل رگرسیون بیانگر این است که 9/16 درصد از کل تغییرات رضایت زناشویی توسط متغیرهای عدالت ادراک شـده از کار خانگی و سطح تحصیلات و هم چنین 5/5 درصد از کل تغییرات متغیر تقسیم کار خانگی توسط متغیرهای ساعات کاری و تحصیلات همسر تبیین می گردد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش مشاوره گروهی سایکودرام بر بازخورد سازمانی و سازگاری شغلی اجرا شد. روش تحقیق به صورت نیمه تجربی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان آموزش و پرورش شهرستان اصفهان هستند که براساس نمونه گیری 60 نفر انتخاب و در دو گروه آزمایش (30 نفر) و گواه (30 نفر) گمارده شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه پرسشنامه بازخورد کارکنان آلدرز (2000) و پرسشنامه سازگاری شغلی پورکبیریان (1386) است. اطلاعات تحقیق با استفاده از نرم افزار spss و با روش تحلیل کوواریانس داده ها تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که آموزش مشاوره گروهی سایکودرام بر بازخورد سازمانی و سازگاری شغلی تأثیر داشته است (p<0/05) و (p<0.01).
پژوهش حاضر با هدف بررسی تغییر ملاک های ازدواج در سه نسل، در میان اهالی روستای کبودان از توابع شهرستان قائن انجام شده است، تا علاوه بر تعیین تغییرات در ملاک ها، علل و عوامل مؤثر بر این تغییرات را در بین سه نسل بررسی کند. به این منظور از روش نظریه زمینه ای (GT)، به عنوان یک روش تفسیری استقرائی که مبتنی بر کدبندی داده هاست استفاده شده است. این بررسی یک مطالعه کیفی می باشد که از مصاحبه عمیق و شرکت کننده مشاهده گر استفاده شده است. جهت تحلیل اطلاعات یافته های بدست آمده شامل هشت مقوله عمده می باشند که عبارتند از: کاهش خویشاوندگرایی، اجبار در برابر اختیار، ورود عناصر نوسازی (آموزش مدرن، رسانه های جمعی، رفت و آمد به شهر) و رفاه، الگوبرداری از فرهنگ های غیرمحلی، افزایش تحصیلات، افزایش آگاهی، تغییر شکل خانواده و مقوله هسته این بررسی «جایگزینی نسبی» است که مقولات عمده فوق را در برمی گیرد. بر این اساس، شرکت کنندگان در تغییر ملاک های ازدواج یک جایگزینی نسبی می بینند. نظریه حاضر در قالب یک مدل زمینه ای شامل سه بعد شرایط، تعاملات و پیامدها که خود بیانگر نظریه زمینه ای نهایی می باشد، ارائه شده است.
هدف این تحقیق مقایسه فرسودگی شغلی بین آموزشیاران دارای منبع کنترل درونی و بیرونی است. تحقیق از نوع کاربردی و روش آن توصیفی است که با بکارگیری نرم افزار SPSS از روش آماری تحلیل واریانس چندگانه و آزمون مجذور خی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه آموزشیاران زن نهضت سوادآموزی شهر تهران می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 205 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری در پژوهش حاضر، دو مقیاس کنترل درونی و بیرونی ""راتر"" و مقیاس فرسودگی شغلی ""مسلش"" بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین منبع کنترل و مولفه-های فرسودگی شغلی رابطه معنی داری وجود ندارد. در بررسی اثر تعاملی متغیرها هم، نتایج نشان می دهد که هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی بر مولفه های فرسودگی تاثیر ندارد.
هدف: طلاق از استرس زاترین فقدان ها می باشد و موجب آشفتگی های هیجانی و مشکلات رفتاری در افراد می شود،دراین میان آسیب پذیری زنان از پیامد های طلاق بیشتر از مردان است. هدف از پزوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مذهب محور برافسردگی زنان مطلقه بوده است. روش: پژوهش حاضراز نوع آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و دوره ی پیگیری بوده است.جامعه ی آماری این پژوهش شامل 30 زن مطلقه است که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به طور همتاسازی انتخاب شدند. این افراد از نظر سن ، وضعیت اقتصادی- اجتماعی، عدم ابتلا به بیماریهای جسمانی ، دارا بودن یک انحراف معیار بالاتر از میانگین در پرسشنامه افسردگی بک وسایر متغیرهای مورد نظر در پژوهش کاملاً همگون بودند. سپس آزمودنی ها به طورتصادفی به دو گروه آزمایش وکنترل تقسیم شدند. در مورد گروه آزمایش 12 جلسه 45 دقیقه ای روان درمانی شناختی- رفتاری مذهب محور اجرا گردید اما در مورد گروه کنترل هیچ مداخله ای صورت نگرفت. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه ی افسردگی بک ویراست دوم بود. یافته ها: نتایج حاصل آشکار ساخت که بین گروه آزمایش و کنترل پس ازاجرای روان درمانی شناختی- رفتاری مذهب محور تفاوت معنی داری وجود داشت) 001/0(p#,
انتخاب شغل یکی از جنبـه های مختلف زنـدگی است، که انتخاب مناسب آن میتواند زمینه ساز احساس رضایت در سایر زمینه های زندگی شود. پژوهش حاضر برای تعیین اثر آموزش هدفگذاری شغلی بر دانشجویان سال آخر کارشناسی رشته روان شناسی دانشگاه پیام نور تهران در انتخاب اهداف شغلی خود، و تعیین شغل مناسب، براساس شناخت هرچه بیشتر نسبت به نیازها، اهداف، علایق، تواناییها و متناسب با تیپ شخصیتی خود انجام شده است. پرسشنامه محقق ساختهِ انتخاب شغل، ابتدا در اختیار نمونه 80 نفری از دانشجویان قرار گرفته و پس از اصلاح نهایی بر روی یک نمونه 50 نفری از دانشجویان کارشناسی رشته روان شناسی پیام نور اجرا و سپس از بین آن ها 40 نفر آزمودنی به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (20=n) و کنترل (20=n)، برای اجرای روش آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون جایگزین شدند. گروه آزمایش طی10 جلسه، تحت آموزش هدف گذاری شغلی قرارگرفتند. یافته ها نشان داد که میانگین گروه آزمایش به طور معناداری از میانگین گروه کنترل بالاتر بود که این افزایش را به عمل آزمایشی نسبت داد. نتایج حاکی از اثربخشی هدف گذاری شغلی بر انتخاب شغل شرکتکنندگان است. یافته های حاصله از تمام خرده مقیاس های موجود در مقیاس انتخاب شغل (نگرش، انتظارات و توانایی انجامکار) نیز حاکی از تاثیر آموزش هدف گذاری شغلی بود.
زمینه و هدف: ارتقای روابط یکی از شیوه های آموزش مهارتهای زندگی زناشویی است و می تواند بر نحوه مقابله زوجها با تنش های زندگی تاثیرگذار باشد. هدف این پژوهش، تعیین تاثیر ارتقای روابط بر بهبود راهبردهای مقابله زناشویی زوجین بود.
مواد و روش ها:روش پژوهش نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش شامل کلیه مراجعان مرکز جامع پزشکی ومشاوره اصفهان در سال 1387 بودند. نمونه مورد مطالعه 24 زوج است که از بین داوطلبین شرکت در پژوهش، به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش (13زوج) و گواه (11زوج) به طور تصادفی جایگزین شدند. برنامه ارتقای روابط در 8 جلسه بر روی گروه آزمایش انجام شد. داده های حاصل از پرسشنامهی راهبردهای مقابله ای زناشویی با آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتقای روابط باعث کاهش نمرات آزمودنی ها در راهبردهای مقابلهای تعارض، خودسرزنشگری، خودمحوری و اجتناب (01/0> P) و افزایش نمرات راهبرد مقابله سازنده شده است(01/0> P). نتایج پیگیری پس از یک ماه نشان داد که بین گروه آزمایش و گواه در نمرات راهبردهای مقابلهای تفاوت وجود دارد(001/0>P ) و اثر بخشی ارتقای روابط بعد از یک ماه باقی مانده است.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در زمینه آشنایی با شیوه های ارتقای روابط و راهبردهای مقابلهای زناشویی و نحوه تغییر و ارتقای آن برای مشاوران فراهم می نماید. در الگو های مشاوره زناشویی می توان از شیوه ارتقای روابط برای بهبود راهبردهای مقابلهای زوجین و کاهش تعارض زناشویی استفاده نمود.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش معناسازی در کار بر شادی شغلی کار مندان دانشگاه اصفهان بوده است. نمونه این تحقیق، 66 نفر از کارمندان در دسترس دانشگاه اصفهان بودند؛ که به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش ( 33 نفر) و کنترل ( 33 نفر) جایگزین شدند. متغیر وابسته در این پژوهش شادی شغلی بود که با آزمون شادی شغلی محقق ساخته ارزیابی شد. متغیر مستقل این آموزش، معناسازی در کار بود که در پنج جلسه تنظیم و به گروه آزمایش آموزش داده شد. پس از جمع آوری داده ها، داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش معناسازی در کار، شادی شغلی را بطور معنی داری (0001/ >p) افزایش داده است.