فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۲٬۰۵۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
مشکلات ارتباطی کودکان درخودمانده و اثربخشی روش ارتباطی مبادله تصویر (پکس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش های مختلف نشان داده است که با وجود تمام فعالیت های انجام شده تقریباً 50 درصد از کودکان درخودمانده گفتار کاربردی را به دست نمی آورند. در مورد این افراد لزوم استفاده از روش های ارتباطی مکمل و جایگزین احساس می شود. یکی از برنامه های ارتباطی که برای آموزش کودکان درخودمانده استفاده می شود روش ارتباطی مبادله تصویر (PECS) است. این مقاله به بررسی پژوهش های منتشر شده در زمینه روش ارتباطی مبادله تصویر می پردازد.
انتخاب رویکرد ارتباطی مناسب برای کودک کم شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: همواره طی سال ها، تلاش های بسیاری صورت گرفته تا بهترین و مناسب ترین رویکرد برای آموزش زبان به افراد کم شنوا معرفی شود اما هنوز توافقی کلی صورت نگرفته است و این مباحث و اختلاف نظرها هنوز هم در همه دنیا ادامه دارد. در کشور ما هم وضع به همین ترتیب است، با این تفاوت که بسیاری از رویکردها هرگز اجرا نشده یا با نقایص بسیار همراه است. برخی مراکز و سازمان ها فقط یک روش و برخی ترکیبی از روش ها را برمی گزینند. در این میان تکلیفی برای خانواده سردرگم مشخص نمی شود و متخصصان و سازمان های مختلف هریک نظر ویژه خود را می گویند. این در حالی است که باید گزینه های مختلف برای والدین مشخص شود تا با توجه به نیمرخ تحولی و توانایی های کودک، بهترین و مناسب ترین روش برای او انتخاب شود.
کتابشناسی تیزهوشان از منابع آلمانی (15) / رقابت (قسمت اول)
حوزههای تخصصی:
پرورش تیزهوش در چین
حوزههای تخصصی:
شناسایی و تشخیص تیزهوش
حوزههای تخصصی:
رابطه بین سلامت عمومی و سبک های اسنادی و مقایسه آن در دانشجویان دختر و پسر سال اول و آخر دانشگاه در رشته های مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت عمومی دانشجویان یکی از مباحث مورد توجه در مقیاس های سلامت کل جامعه بوده که با سبک تبیینی (سلیگمن، 1979) خوشبینانه و بدبینانه ارتباط نزدیکی دارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه سلامت عمومی و سبک های اسنادی و مقایسه آن در دانشجویان دختر و پسر سال اول و سال آخر دانشگاه آزاد اسلامی واحدساری بوده است. نمونه آماری تحقیق شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری است درهمین راستا، تعداد 288 نفر (120دختر و 168 پسر) از دانشجویان دانشگاه آزاد ساری در مقطع کارشناسی به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب و به طور همزمان به سؤال های پرسشنامه سلامت عمومی 28 GHQ و آزمون سبک های اسنادی سلیگمن ASQ پاسخ دادند. با توجه به نتایج حاصل از تحلیل داده ها با نرم افزار آماری SPSS بین ابعاد علایم افسردگی و علایم جسمانی با بعد کنترل پذیری همبستگی معکوس وجود داشت (005/0->P). همچنین، بین بعد پایداری ناپایداری و اضطراب اختلال خواب وعلایم افسردگی نیز همبستگی از نوع مثبت وجود داشته است (031/0>P). بین کارکرد اجتماعی و بعد کلی اختصاصی نیز همبستگی وجود دارد (016/0>P). علاوه بر این، دانشجویان سال آخر در مجموع شکست ها و پیروزی های خود را به صورت کلی تر (003/0>P) و ناپایدارتری نسبت به سال اولی ها طبقه بندی می کردند (016/0>P). افزون بر آن، بین دانشجویان سال اول و سال آخر از نظر مقیاس های سلامت عمومی تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0>P). دانشجویان گرایش های فنی و مهندسی در بعد کلی اختصاصی با دانشجویان دیگر رشته ها متفاوت بودند (0001/0>P). بین رشته های مختلف تفاوت معنی داری از لحاظ سلامت عمومی مشاهده نشد (05/0>P). بین دختران و پسران در مقیاس های سبک های اسنادی تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0>P). همچنین، دختران نسبت به پسران در مقیاس علائم جسمانی (0001/0>P) و اضطراب و اختلال خواب نمره بیشتری کسب کردند (013/0>P).
راهبرد رویارویی کودکان دارای نیازهای ویژه
حوزههای تخصصی:
رهبری در گسترة تیزهوشی
حوزههای تخصصی:
تدوین برنامه مبتنی بر الگوی پاسخ به مداخله و تعیین اثربخشی آن بر بهبود املانویسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه تقویت املاء بر اساس الگوی پاسخ-به-مداخله و مطالعه ی اثربخشی آن در تقویت عملکرد دانش آموزان با مشکلات املا نویسی پایه سوم ابتدایی بود. این پژوهش در دو مرحله ی تدوین و اعتباریابی برنامه و سنجش اثر بخشی آن اجرا شده است و از نوع طرح های تک آزمودنی AB بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان دختر و پسر پایه ی سوم ابتدایی سال تحصیلی 1394-95 شهر کرج بود. 20 دانش آموز به روش هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مداخله ای سه ردیفی براساس الگوی پاسخ-به-مداخله (ردیف اول شامل گروه 5 نفری در 9 جلسه 30 دقیقه ای ، ردیف دوم گروه های 3 نفری در 9 جلسه 45 دقیقه ای، ردیف سوم 12 جلسه یک ساعته انفرادی) شرکت داده شدند، و براساس برنامه تدوین شده براساس برنامه های متناسب با الگوی پاسخ-به-مداخله به روش آموزش مستقیم، آموزش دیدند. ابزارهای اندازه گیری شامل آزمون املای کریمی و رضایی (1392) است. براساس نتایج بدست آمده از ICC اعتبار برنامه گرداوری شده برابر با 36/0 است، با توجه به (00/0> P)، از اعتبار مناسبی برای اجرا برخوردار می باشد. داده های حاصل از پیش آزمون و پس آزمون در هر ردیف با استفاده از روش محاسبه اندازه اثرتحلیل شدند. بر اساس ارزیابی و نظارت اجرا شده به ترتیب در هر ردیف مداخله 20، 10 و 20 درصد شرکت کنندگان پاسخ به مداخله داشتند و سایر شرکت کنندگان پیشرفتی در مداخلات اجرا شده نداشتند. باتوجه به ویژگی های شرکت کنندگان در پژوهش می توان نتیجه گرفت برنامه تدوین شده برای دانش آموزانی با ضعف درسی مناسب است.
حمایت از والدین کودکان تیزهوشی که یاور کودکان خود هستند
حوزههای تخصصی:
فراگیرسازی کودکان با نیازهای ویژه در دوران پیش از دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش فراگیر به عنوان یک آموزش امید بخش برای تعلیم و تربیت کودکان خردسال است. مطالعاتی که در زمینه ی فراگیرسازی دانش آموزان با نیازهای ویژه انجام شده بیشتر بر فراگیرسازی دانش آموزان سنین مدرسه متمرکز است و کمتر به بررسی فراگیرسازی در سنین پیش از دبستان پرداخته می شود و این در حالی است که آموزش کودکان با نیازهای ویژه در مهدکودک های فراگیر در کنار همسالان خود در طول چند دهه ی گذشته افزایش یافته و بسیاری از کودکانی که قبلا در مراکز جداگانه و ویژه تحصیل می کردند امروزه می توانند در مهدکودک های فراگیر حضور داشته باشند. همچنین مطالعات بیانگر مزیت های بسیار فراگیرسازی برای کودکان اعم از کودکان با و بدون نیازهای ویژه در محیط پیش از دبستان بوده و کودکان با ثبت نام در مهدکودک های فراگیر به موفقیت و پیشرفت های بسیاری نسبت به کودکان در مهدکودک های ویژه دست میابند.کلید ساخت فراگیرسازی موفق در دسترس بودن استراتژی فراگیر موفق و آموزش معلمین است با وجود پشتیبانی و حمایت قوی از فراگیرسازی در مهدکودک ها، متاسفانه مطالعات انجام شده در این زمینه اندک هستند.
کتابشناسی تیزهوشان از منابع آلمانی (6) / قابلیتها و استعدادهای خاص (قسمت اول)
حوزههای تخصصی:
مقایسه کنش های اجرایی حافظه فعال دیداری- فضایی ، آزمون برج لندن و خطاهای محاسباتی در کودکان مبتلا به اختلال حساب نارسایی تحولی و کودکان بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
: اختلال حساب- نارسایی تحولی یک اختلال یادگیری است که بر کسب دانش در مورد اعداد و حساب در کودکان با هوش بهنجار و آموزش مناسب تأثیر می گذارد. هدف این پژوهش در گام نخست مقایسه کنش های اجرایی حافظه کاری دیداری- فضایی، توانایی برنامه ریزی و سازمان دهی، در دانش آموزان مبتلا به اختلال حساب- نارسایی تحولی و عادی و بود. جامعه آماری این پژوهش را دانش آموزان پسر اول تا پنجم ابتدایی شهر مشهد در سال تحصیلی 96- 95 تشکیل دادند. از این جامعه دو گروه 16 نفری به عنوان نمونه به روش سهمیه ای انتخاب شدند. این روش ترکیبی از روش خوشه ای و در دسترس می باشد. گروه اول شامل 16 دانش آموز حساب- نارسا از بین 2383 دانش آموز 12 دبستان نواحی2 و 6 مشهد به عنوان ناحیه های منتخب نواحی در دو سطح برخوردار (ناحیه های 3 ، 4 و 6) و غیر برخوردار (ناحیه های 2،1 ، 5 و7) در طی چند مرحله انتخاب شدند. سپس بر اساس فهرست وارسی تشخیصی اختلال ریاضی- IV DSM ، تست هوش ریون رنگی کودکان و مصاحبه بالینی ، گروه نهایی برگزیده شدند . گروه دوم شامل 16 دانش آموز بهنجار از همان کلاسها انتخاب شدند. سپس خطای محاسبه از طریق آزمون استاندارد شده حساب شلو (دارای سه مؤلفه فهم عدد، تولید عدد و محاسبه عدد) و کنشهای اجرایی با آزمونهای حافظه کاری دیداری- فضایی بلوکهای تپنده کورسی، برج لندن سنجیده شدند. نتایج حاصل با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی شامل آزمونهای تحلیل کوواریانس چند متغیری، تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که توانایی حافظه کاری دیداری- فضایی کودکان مبتلا به حساب- نارسایی تحولی به طور معناداری کمتر از کودکان بهنجار بود. در مورد کنشهای برنامه ریزی و سازمان دهی تفاوت معناداری پیدا نشد. رابطه بین برخی مؤلفه های کنش اجرایی برنامه ریزی و سازمان دهی با نمره درصد خطا معنادار بود. همچنین از سه مؤلفه آزمون حساب، فهم عدد و تولید عدد در دو گروه تفاوت معناداری با هم داشتند. به ظور کلی کنشهای اجرایی در مفهوم جدید حساب- نارسایی تحولی به میزان اختلال ریاضیات مؤثر نیستند. همچنین کنش اجرایی حافظه کاری دیداری- فضایی به عنوان عامل تأثیر گذار در این اختلال محسوب می شود و بهبود کلی این کنش در رفع خطاها مؤثر است.
روش های کاهش اضطراب در کودکان با اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال طیف اتیسم نوعی اختلال تحولی عصبی است که با نارسایی در رفتار و تعامل اجتماعی همراه است. کودکان با اختلال طیف اتیسم الگوهای رفتاری، علایق و سرگرمی های محدود دارند. اضطراب یکی از شایع ترین مشکلات کودکان با اختلال طیف اتیسم است که باعث مشکلات قابل توجهی در عملکرد آن ها می شود. بنابراین تشخیص اضطراب و آگاهی از فنون درمانی و مداخله مؤثر برای کاهش و درمان اضطراب در کودکان با اختلال طیف اتیسم برای والدین، معلمان، مربیان و متخصصان کودکان با اختلال طیف اتیسم بسیار مهم و ضروری است. در این مقاله پس از بیان مقدمه ای کوتاه، به تعریف اختلال طیف اتیسم و تعریف اضطراب پرداخته شده و سپس علل و ارزیابی اضطراب و روش های درمان و کاهش اضطراب در کودکان با اختلال طیف اتیسم در ایران ارائه شده و در پایان نتیجه گیری صورت گرفته است. نتیجه گیری: شناسایی اضطراب در کودکان با اختلال طیف اتیسم و برنامه ریزی برای مداخله و فراهم سازی خدمات برای این افراد با چالش همراه است. تجارب بالینی حاکی از آن است که نیاز به روش های درمانی ویژه برای کاهش اضطراب کودکان با اختلال طیف اتیسم ضروری است.
عوامل محتوایی توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی مدارس استثنایی گروه کم توان ذهنی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : تحقیق حاضر با هدف «شناسایی عوامل محتوایی توسعه حرفه ای معلمان ابتدایی مدارس استثنایی گروه کم توان ذهنی» انجام شد. روش : روش پژوهش، آمیخته بود. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل کلیه خبرگان آموزش و پرورش و علوم تربیتی بود. نمونه آماری برابر 15 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. در بخش کمی، جامعه آماری کلیه معلمان ابتدایی گروه کم توان ذهنی شهر تهران به تعداد 347 نفر بودند. بر اساس فرمول کوکران تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده های کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. یافته ها : نتایج حاصل از یافته ها نشان داد که محتوای توسعه حرفه ای معلمان شامل 10 عامل (مولفه) است که عبارت بودند از: نگرش معلمان، دانش تخصصی موضوعی، تنوع فراگیران و نیازهای ویژه آنان، طراحی راهبردهای آموزشی، شیوه های ارزشیابی، محیط های یادگیری و الگوهای تدریس، مشارکت و تشریک مساعی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، فعالیت های گروهی و انفرادی و آموزش شهروندی و شخصیتی. نتیجه گیری : در مجموع عوامل محتوایی، حدود 95 درصد تغییرات توسعه حرفه ای معلمان را تبیین نمودند. در بین این عوامل، عامل محیط های یادگیری بیشترین بار عاملی(90/0) و عامل شیوه های ارزشیابی، کمترین بار عاملی(81/0) را به خود اختصاص داد.