فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۶۰۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دیابت نوع 2 یکی از انواع اختلالات متابولیک و فیزیولوژیک بدن است که ارتباط مستقیمی با الگوی رفتاری و سبک زندگی دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی شناخت درمانی بر کاهش هموگلوبین گلیکوزیله بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بود.
مواد و روش ها: این تحقیق به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری انجام شد. جامعه آماري پژوهش را کليه بیماران مبتلا به ديابت نوع 2 در طیف سني 25 تا 45 سال که به کلينيک ديابت بيمارستان گنجويان دزفول مراجعه کرده بودند و یک سال از بیماری آنان گذشته بود، تشکیل داد. از میان آن ها، 40 نفر به شیوه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند. گروه آزمایش 10 جلسه دو ساعته مداخله درمان شناختی را به شیوه گروهی و به صورت هفتگی دریافت کرد. گروه شاهد نیز در لیست انتظار قرار داشت. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: شناخت درمانی منجر به کاهش هموگلوبین گلیکوزیله گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و پيگيري شد؛ در حالی که گروه شاهد تغییر معنی داری را در پس آزمون نسبت به پیش آزمون نشان نداد.
نتيجه گيري: آموزش شناخت درمانی می تواند در کنترل قند خون بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 مؤثر باشد.
رابطه سمت شکایات جسمانی و علائم افسردگی با دست برتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این تحقیق با هدف بررسی رابطه سمت شکایات جسمانی و علایم افسردگی در افراد راست دست و چپ دست انجام شده است. جامعه ونمونه آماری: دراین تحقیق علی مقایسه ای 120 دانشجوی دختر با میانگین سنی 25 سال و 5 ماه انتخاب شدند که ازاین تعداد 60 نفرراست دست و 60 نفرچپ دست بوده اند. افراد چپ دست به شیوه دردسترس وافراد راست دست به صورت تصادفی ازهمان کلاس هایی که نمونه های چپ دست برگزیده شده بودند انتخاب گردیدند. دانشجویان راست دست وچپ دست به دوگروه افسرده وغیرافسرده تقسیم گردیدند. ابزار اندازه گیری: برای گردآوری اطلاعات ازپرسشنامه افسردگی بک، پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ-28)، پرسشنامه دست برتری ادینبورگ وفرم ارزیابی شکایات جسمانی محقق ساخته بهره گرفته شد. برای تحلیل داده ها از روش رگرسیون لجستیک دوجمله ای استفاده گردید. یافته ها: یافته ها نشان دادند که نمره نشانه های جسمانی افراد راست دست وچپ دست به طورمعنی داری با شکایات جسمانی طرف چپ بدن رابطه دارند. همچنین این تحقیق نشان داد که تفاوت معنی داری بین نمره افسردگی ونمره نشانه های جسمانی افراد راست دست وافراد چپ دست وجود ندارد. بحث ونتیجه گیری: باتوجه به شیوع بالای شکایات جسمانی درطرف چپ بدن دردانشجویان راست دست وچپ دست افسرده می توان وجود این شکایات درسمت چپ بدن را به عنوان علامت افسردگی درنظرگرفت.
تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجه ای مغز بر حافظه کاری و زمان واکنش دختران ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تکنی ک ه ایی که مستقیماً فعالیت قشر مغز را مورد بررسی و تنظیم قرار می دهند قابلیت خوبی برای بهب ود حافظه ی کاری و زمان واکنش دارند. هدف از انجام این تحقیق بررسی تأثیر تحریک مغناطیسی فراجمجه ای مغز بر حافظه کاری و زمان واکنش در دختران ورزشکار است. روش: روش اجرای این تحقیق از نوع نیمه تجربی است که با استفاده از دو گروه و با طرح پیش آزمون-پس آزمون انجام شد. تعداد 30 نفر از دانش آموزان ورزشکار دختر شهرستان شادگان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در فرایند تحقیق شرکت کردند. ابتدا یک پیش آزمون گرفته شد. بدین ترتیب که از تمام شرکت کنندگان آزمون زمان واکنش و نیز آزمون حافظه کاری به عمل آمد. پس از آن شرکت کنندگان به صورت تصادفی به دوگروه تحریک الکتریکی مغز و گروه کنترل تقسیم شدند. مرحله اکتساب به صورت 2 جلسه یک روز در میان برگزار شد. نتایج: نتایج نشان داد که تحریک مغناطیسی مغز سبب بهبود حافظه کاری پیش رونده، پس رونده، کنترل ذهنی، حافظه منطقی، بازنگری و یادگیری تداعی ها شد. همچنین سبب کاهش زمان واکنش ساده و انتخابی می شود. نتیجه گیری: در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت که تحریک مستقیم مغز در ناحیه قشر پیش پیشانی در دانش آزموان دختر یکی از راههای است که می تواند موجب بهبود حافظه کاری و نیز کاهش زمان واکنش در دختران ورزشکار گردد.
تأثیر اثر استروپ و فاصله های زمانی بین دو محرک بر دوره بی پاسخی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مواد و روش ها:این پژوهش از نوع نیمه تجربی بود برای این منظور تعداد 20 نفر از دانشجویان پسر دانشگاه شهید چمران با میانگین سنی 54/1±45/23 سال به صورت در دسترس انتخاب شدند. از شرکت کنندگان آزمون تکلیف دوگانه به عمل آمد این آزمون شامل چهار فاصله زمانی 50، 100، 300 و 900 هزارم ثانیه بین شروع ناهمزمان دو محرک در دو حالت همخوان و ناهمخوان برای محرک اول و دوم بود.
اثر انتخاب محصول مورد علاقه مشتری از نظر شکل و رنگ بر موج آلفا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف اصلی پژوهش حاضر مطالعه تأثیر انتخاب محصول مورد علاقه مشتری بر حسب شکل و رنگ بر موج آلفا می باشد. برای انجام تحقیق چهار مجموعه تصاویر با اشکال (گِرد و تیز) و با رنگ های (سرد و گرم) برای محصولات بیسکویت و پاستا طراحی گردید. با استفاده از دستگاه QEEG، امواج الکتریکی باند آلفای افراد با نمایش تصاویر چهارگانه ثبت گردید. سپس از افراد خواسته شد تا مجموعه تصویر ترجیحی خود را انتخاب نمایند. با استفاده از واریانس چندمتغیره، ارتباط امواج الکتریکی باند آلفا با تصاویر ترجیحی تجزیه وتحلیل گردید. روش: روش تحقیق حاضر، تجربی با استفاده از چند گروه آزمودنی بوده و نمونه اولیه 375 نفر به صورت تصادفی از بین دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز قم، انتخاب و بر اساس سن، جنس و دست برتری، 72 نفر به طور تصادفی در گروه نمونه نهایی قرار گرفت به گونه ای که میانگین سن، نسبت جنس و دست برتری جامعه در گروه نمونه رعایت شده است. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد نوسانات آلفا ناشی از مشاهده با در نظر گرفتن اولویت هشیارانه انتخاب شده در الکترودهای O1، T5، T3، C3 و C4 ارتباط معنی داری داشت. تحلیل یافته ها نشان می دهد به طور کلی افرادی که شکل گرم را ترجیح می دهند با دیدن تصاویر سفید، گرم و سرد (اعم از گِرد و تیز) در الکترودهای مذکور موج آلفای بیشتری تولید می کند. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که ِصرف تصاویر نمایشی نقشی در انتخاب آن ها نداشته و در مجموع تصاویر گرم نسبتاً بیش از تصاویر سرد موج آلفا تولید می کند.
مقایسه عملکرد ماز ذهنی و یادگیری انتقال دو جانبه عصبی (بر اساس آزمون ترسیم در آینه) در دانشجویان با حافظه دیداری- شنیداری قوی و ضعیف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه سنجش مهارت های یادگیری در زمینه ادراکی حرکتی ، یک رویکرد عملی برای شناخت بهتر فرایندهای مغزی محسوب می شود. از این رو، هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه عملکرد ماز ذهنی و کشیدن تصویر از روی آینه در افراد با حافظه دیداری- شنیداری قوی و ضعیف بود. روش: این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای 180 دانشجوی پسر دانشگاه ارومیه (90 نفر در هر دو گروه با حافظه قوی و ضعیف)، مورد بررسی قرار گرفته شدند. ابزار پژوهش شامل ماز ذهنی پترسون، آزمون یادگیری حرکتی (ترسیم در آینه) و شاخص دیداری و کلامی فرم تجدید نظر شده مقیاس حافظه وکسلر (WMS-R) بود. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره (MANCOVA) با کنترل متغیرهای رشته تحصیلی، سن و جنسیت نشان داد که میانگین خطا و زمان ترسیم در آینه در گروه حافظه دیداری- شنیداری قوی نسبت به گروه حافظه دیداری- شنیداری ضعیف، بسیار کمتر بود. از سوی دیگر، گروه حافظه دیداری- شنیداری قوی میانگین خطای ماز ذهنی کمتری نسبت به گروه حافظه دیداری- شنیداری ضعیف داشتند (05/0>p). نتیجه گیری: می توان استنباط کرد دانشجویان دارای حافظه دیداری- شنیداری قوی در تکالیف انتقال یادگیری دو جانبه مغز که یک تکلیف با هماهنگی دو دست و تعامل عملکرد شناختی نمیکره مغز است، عکس العمل بهتری دارند و با زمان و خطای کمتری به ترسیم شکل در آینه می پردازند. همچنین در حافظه فضایی که مسئول ذخیره اطلاعات در محیط و جهت گیری فضایی است، مهارت های بهتری از خود بر جای می گذارند.
اثر استرس بر تصمیم گیری پرخطر: شواهدی از یک آزمون عصب روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال سوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
9 - 22
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مطالعات متعددی نشان داده اند که قرار گرفتن در معرض استرس حاد می تواند بر کارکرد های شناختی متعدد تاثیر گذار باشد. در این مطالعه، به بررسی فرایند تصمیم گیری تحت تاثیر عوامل استرس زای بیرونی پرداخته شده است.روش:پژوهش حاضر از منظر روششناسی در دسته پژوهش های نیمه آزمایشی (پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش) قرار می گیرد. بدین منظور از جامعه دانشجویان دانشکده روانشناسی دانشگاه سمنان، نمونه ای متشکل از 120 نفر زن و مرد به شکل در دسترس انتخاب و پس از غربال گری به منظور همتا شدن گروه ها، 30 نفر زن و 30 نفر مرد انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های جنسیتی آزمایش و کنترل جایگزین شدند. به منظورسنجش تصمیم گیری پر خطر از تکلیف قماربازی آیوا و برای ارزیابی استرس وضعی از پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر استفاده شد. داده ها با استفاده ازتحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها:یافته های پژوهش نشان داد که گروه های آزمایش در هر دو جنس، پس از دیدن تصاویر ویدئویی با محتوای استرس زا،با نرخ بیشتری دست به تصمیم گیری پر خطر زدند (05/0pنتیجه گیری:به نظر می رسد احساس استرس موقتی می تواند بر فرآیند تصمیم گیری تاثیر بگذارد و باعث شود افراد دست به تصمیم های پر خطر بزنند. از این رو توجه به نقش آموزش های مقابله با استرس اهمیت بیشتری می یابد.
آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم به کودکان اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال سوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
39 - 54
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با افزایش آمار افرادی که هر روزه پس از بررسی های لازم در طیف اوتیسم قرار میگیرند، لزوم فراهم آوردن شرایط آموزشی در زمینه های مختلف از جمله یادگیری زبان ها نیز بیشتر احساس میشود. هدف از پژوهش حاضر، آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم به کودکان اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا میباشد. روش: این مطالعه کیفی و موردی به بررسی تاثیر مداخله یا روش تدریس یک به یک رفتاری و شناختی در آموزش زبان دوم به دو زبان آموز فارسی زبان دارای تکلم میپردازد. از چهار مهارت تقلیدی_حرکتی، تکرار کردن، نامگذاری کردن، و درخواست کردن برای آموزش استفاده شد. یافته ها: در آموزش 103 مورد زبانی فقط 9 مورد شکست در دو روش آموزشی دیده شد. سام با روش مداخله رفتاری، 9 شکست ( 5 مورد در مهارت تقلیدی_حرکتی و 4 مورد در مهارت تکرار کردن ) را تجربه کرد و مانی هیچ شکستی نداشت. نتیجه گیری: با وجود تفاوت ناچیز، به نظر میرسد آموزش به روش مداخله شناختی با شکست کمتری همراه است و برای به کارگیری در زبان آموزی کودکان در طیف اوتیسم با عملکرد بالا توصیه میشود.
بررسی تأثیر بازخورد دامنه ای فضایی و زمانی بر کاهش خطای دقت زمانبندی و فضایی تکلیف مبادله سرعت - دقت فیتز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال سوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
23 - 38
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازخورد دامنه ای فضایی و زمانی بر کاهش خطای دقت زمانبندی و فضایی تکلیف مبادله سرعت- دقت فیتز بود. روش: شرکت کنندگان تحقیق حاضر دختران جوان 17 تا 25 سال بودند (48=N) که همگی سالم و راست دست بوده و داوطلبانه در پژوهش شرکت و پس از پیش آزمون به طور مساوی در چهار گروه 12 نفری قرار گرفتند و چهار بلوک 10 کوششی را تمرین نموده که کوشش شماره 40 به عنوان پس آزمون ثبت می شد. ابزار مورد استفاده شامل قلم نوری، تبلت سایز بزرگ، لپ تاپ و مترونوم بود. تمرینات گروه اول همراه با ارائه بازخورد دقت فضایی بود، اگر تعداد ضربات خطا از چهار ضربه بیشتر می شد، بازخورد ارائه می شد. تمرینات گروه سوم همراه با ارائه بازخورد دقت زمانی بود، اگر میانگین فاصله زمانی بین ضربات از 250 هزارم ثانیه بیشتر می شد، بازخورد ارائه می شد. گروه های دوم و چهارم نیز جفت شده گروه های اول و سوم بودند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در سطح معنی داری 05/0 نشان داد که ارائه بازخورد مربوط به دقت فضایی بر کاهش خطای دقت فضایی و همچنین ارائه بازخورد مربوط به دقت زمانی بر کاهش خطای دقت زمانبندی تأثیر معناداری داشته است. بین گروه های دامنه ای و جفت شده تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: بررسی ها بیانگر اثربخشی هر دو نوع بازخورد است که می توان این اثربخشی را به نقش اطلاعاتی آن نسبت داد. به نظر می رسد با افزایش سرعت، خطای زمانبندی کاهش پیدا کرده که از استثنائات قانون مبادله سرعت- دقت است.
مقایسه نتایج الکتروانسفالوگرافی کمی(QEEG) با نتایج آزمون IVA در کودکان دارای اختلال نقص توجه بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه نتایج الکتروانسفالوگرافی کمی (QEEG) با نتایج آزمون IVA در کودکان دارای اختلال نقص توجه و بیش فعالی بود. روش: روش مطالعه علی مقایسه ای بود و در این پژوهش 100 کودک بین 8 تا 12 سال مراجعه کننده به مرکز پارند، که به وسیله آزمون IVA تشخیص اختلال نقص توجه بیش فعالی را دریافت نموده بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بر اساس آزمون IVA این کودکان به سه گروه بیش فعال، بی توجه و ترکیبی دسته بندی شدند. از این کودکان ارزیابی EEG توسط دستگاه 21 کاناله صورت گرفت و امواج مغزی این افراد از 19 نقطه سر ثبت شد. داده ها جمع آوری شد و روی توان مطلق و توان نسبی این امواج کار شد. داده ها از طریق تحلیل واریانس چندگانه و آزمون تحلیل تشخیصی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین نتایج الگوی مغزی در QEEG و انواع ADHD مشخص شده در آزمون IVA رابطه مثبت وجود دارد. نتایج حاصله بیانگر تفاوت معنادار در نیمرخ کلی توان نسبی امواج مغزی تتا در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی از نوع تکانشی است. به این صورت که موج مغری تتا در نقطه o2 در سه گروه باهم متفاوت است. نتیجه گیری: با توجه به اینکه موج تتا در نقطه o2 در کودکان تکانشی بیشتر از کودکان گروه بی توجه و ترکیبی است، درمانگرانی که برای تشخیص، دسترسی به ارزیابی QEEG ندارند، می توانند با کاهش موج تتا در ناحیه پس سری به ویژه در نقطه o2 ، در کاهش علائم تکانشی در کودکان ADHD از نوع بیش فعال تأثیرگذار باشند.
اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS)بر کارکردهای اجرایی بازماندگان جنگی مبتلا به اختلال استرس پس آسیبی(PTSD)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال سوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
103 - 114
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS) بر کارکردهای اجرایی بازماندگان جنگی مبتلا به اختلال استرس پس آسیبی(PTSD) انجام گرفت. روش: این پژوهش از منظر اجرا از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه آزمایش و شم/پلاسیبو بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد آسیب دیده (مجروحین جنگی) شهر کرمانشاه بود و حجم گروه های آزمایش و شم/پلاسیبو جمعاً شامل 30 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند(در دسترس)انتخاب شدند.جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه ارزیابی اختلال کارکردهای اجرایی روانشناختی بارکلی (BDEFS) و فهرست اختلال استرس پس آسیبی وودرز و همکاران (1994) استفاده شد و داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین میانگین نمرات پس آزمون خودمدیریتی زمان، خودانگیزشی، خودنظم جویی هیجانی و نمره کل کارکردهای اجرایی بعد از حذف اثر پیش آزمون، در گروه های آزمایش و گواه تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0˂P). به عبارتی می توان گفت که تحریک فراجمجمه ای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(TDCS)منجر به افزایش سازه های مذکور در گروه آزمایش، در مقایسه با گروه شم/پلاسیبو شده است. اما نتایج حاکی از آن بود که بین میانگین پس آزمون خودسازماندهی/حل مسئله و خودکنترلی/بازداری در گروه های آزمایش و شم/پلاسیبو تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0
مقایسه تأثیر تبلیغات برند بر الگوی امواج مغزی مصرف کنندگان علاقمند و غیر علاقمند به برند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال سوم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۱ (پیاپی ۱۱)
131 - 142
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر تبلیغات برند بر الگوی امواج مغزی مصرف کنندگان علاقمند و غیرعلاقمند به برند نایک انجام شد. روش: مطالعه حاضر از نوع علّی - مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان پسر دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 96-95 بودند. ابتدا با استفاده از اعلام فراخوان و پرسشنامه محقق ساخته میزان علاقمندی به برند، دانشجویان علاقمند و غیر علاقمند به برند شناسایی شدند و از این افراد به صورت تصادفی ساده 20 نفر علاقمند و 20 نفر غیر علاقمند به برند انتخاب شد. سپس کلیپ ویدیوئی تبلیغاتی که اصول نورومارکتینگ در آن رعایت شده باشد پخش و همزمان از این افراد در باندهای فرکانسی دلتا، تتا، آلفا و بتا ثبت الکتروانسفالوگرافی کمی به عمل آمد. سپس داده های استخراج شده با روش تحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند و کلیه مراحل توسط نرم افزار SPSSنسخه 19 محاسبه گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد بین افراد علاقمند و غیر علاقمند به برند تبلیغاتی تفاوت معناداری وجود دارد. در فرکانس دلتا، تتا و آلفا بین دو گروه تفاوت معناداری وجود داشت (P0/05). نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش می توان گفت درک عملکردهای اولیه مغز انسان در بررسی رفتار خرید مصرف کننده با استفاده از دستگاه های الکتروفیزیولوژیک امکان پذیر است.
اثربخشی نوروفیدبک بر تصمیم گیری پرخطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عملکردهای شناختی از جمله موضوعات مهم در روانشناسی است. تصمیم گیری از جمله عملکردهای شناختی است که بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر نوروفیدبک بر تصمیم گیری پرخطر بود. این مطالعه به صورت نیمه آزمایشی انجام شد. به همین منظور تعداد 30 نفر دانشجو به صورت نمونه در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند.گروه آزمایشی و کنترل در دو مرحله پیش و پس از آموزش نوروفیدبک با آزمون خطرپذیری بادکنکی مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 20 جلسه تحت آموزش نوروفیدبک قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) تجزیه و تحلیل شد. نتایج بیانگر این بود که بعد از 20 جلسه آموزش نوروفیدبک، در گروه آزمایش بهبود چشمگیری در کاهش خطرپذیری دانشجویان در تصمیم گیری دیده شد. نوروفیدبک شرطی سازی کنشگر امواج مغزی است که از طریق آن افراد یاد می گیرند به صورت ارادی امواج مغزی خود را کنترل کنند و از طریق آن عملکرد خود از جمله تصمیم گیری را بهبود دهند. بر اساس یافته های این مطالعه نوروفیدبک یک روش مناسب برای بهبود و تقویت عملکردهای شناختی از جمله تصمیم گیری است.
مقایسه ی کیفیت خواب، شیوه های حل مسئله و سرسختی روانشناختی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه کیفیت خواب، شیوه های حل مسئله و سرسختی روانشناختی در دانشجویان سیگاری و غیرسیگاری انجام گرفت. روش پژوهش علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری کلیه دانشجویان پسر دانشگاه محقق اردبیلی در سال تحصیلی 96-1395 تشکیل دادند. از میان این جامعة آماری 30 نفر آزمودنی به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و 30 نفر از دانشجویان غیرسیگاری نیز با آنان همتاسازی شدند. داده های پژوهشی به کمک پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI)، شیوه های حل مسئله (PSS) کسیدی و لانگ و سرسختی روانشناختی کیامرثی و همکاران جمع آوری وبا استفاده ازآزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا) تحلیل شد. نتایج نشان داد متغیر کیفیت خواب در افراد سیگاری، به طور معنادار بیشتر از افراد غیرسیگاری بود (01/0>p). در متغیر حل مسأله و مؤلفه های سبک خلاقیت، اعتماد در حل مسأله و سبک گرایش افراد غیرسیگاری به طور معنادار بیشتر از افراد سیگاری بود. همچنین در مؤلفه های درماندگی در حل مساله، مهارگری در حل مسأله و سبک اجتناب افراد سیگاری به طور معنادار بیشتر از افراد غیرسیگاری بود (01/0>p). بعلاوه متغیر سرسختی در افراد سیگاری، به طور معنادار کمتر از افراد غیرسیگاری بود (01/0>p). پس می توان اهمیت توجه در این حیطه را درک و کمک به بهبود کیفیت زندگی این قشر از جامعه کرد.
تاثیر روان درمانی بر کارکرد و ساختار مغز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سالهاست که تحقیقات تلاش کرده اند اثر دارودرمانی بر مغز را نشان دهند و بودجه های تحقیقاتی بسیاری در این زمینه صرف شده است. این در حالی است که در مورد مکانیزم عمل روان درمانی کمتر می دانیم. با در نظر گرفتن این امر که روان درمانی تاثیر عمیقی بر سیستم های هیجانی، رفتاری و شناختی دارد، انتظار می رود که بر کارکرد و حتی ساختار مغز تاثیر بگذارد. امروزه با دور شدن از دوگانه نگری ذهن و بدن شاهد افزایش تحقیقات در جهت نشان دادن تاثیر روان درمانی بر مغز هستیم. سازمان ملی سلامت روان در پروژه معیارهای دامنه تحقیقاتی اولویت بندی خود را به این سمت تغییر داده است که شناسایی مکانیزم های زیستی زیربنای آسیب شناسی و درمان را معیار اعطای بودجه به تحقیقات بالینی قرار دهد. هماهنگ با این تغییرات، شاهد پیشرفت در علوم اعصاب هستیم که با ماهیت بین رشته ای خود می تواند پلی ارتباطی جهت دستیابی به این اهداف باشد. در این مقاله سعی می کنیم با اشاره به مفهوم انعطاف پذیری مغز مروری بر ادبیات این زمینه پژوهشی داشته باشیم. در این راستا به دنبال پاسخ سوالات زیر هستیم: 1) آیا روان درمانی بر کارکرد و ساختار مغز تاثیر می گذارد؟ 2) آیا تاثیر روان درمانی بر مغز با تاثیر دارودرمانی یکسان است؟ 3) آیا تغییرات عصبی زیستی ناشی از روان درمانی می تواند ابزاری عینی برای بررسی پیشرفت و نتیجه درمان باشد؟
بررسی تسهیل و تداخل معنایی اثر استروپ بر دوره بیپاسخی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی تسهیل و تداخل معنایی محرک اول بر زمان واکنش دوم بود. ظرفیت پردازش اطلاعاتی انسان محدود است. از راههای بررسی این محدودیت انجام تکلیف در شرایط تحریک دوگانه است. روش: برای دستیابی به اهداف این مطالعه 17 نفر از دانشجویان پسر دانشگاه شهید چمران با میانگین سنی 54/1±45/23 سال بهصورت در دسترس انتخاب شدند. از شرکتکنندگان آزمون تکلیف دوگانه اثر استروپ با استفاده از دستگاه تکلیف دوگانه اثر استروپ بر دوره بیپاسخی روان شناختی گرفته شد. این آزمون شامل چهار فاصله زمانی 50، 100، 300 و 900 هزارم ثانیه بین دو محرک در سه حالت خنثی، همخوان و ناهمخوان برای محرک اول و دوم بود. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر با سطح معناداری (05/0P>) نشان داد که تسهیل در محرک اول همخوان نسبت به محرکهای خنثی و ناهمخوان باعث کاهش زمان واکنش به محرک دوم همخوان و خنثی شد. نیاز به تغییر فرایندهای توجه در تکلیف دوگانه در وضعیت محرک دوم ناهمخوان، باعث عدم تأثیر معنیدار تقدم محرک اول همخوان و خنثی بر محرک دوم ناهمخوان شد. نتایج: با توجه به این یافتهها پیشنهاد میشود که از انجام هم زمان تکالیف دوگانه با ظرفیت پردازشی بالا یا تقسیم توجه در تکالیفی که خودکار نشدهاند، اجتناب نمود. همچنین، حداقل زمان لازم برای نمایش محرکها جهت آغاز فرایندهای تسهیل و تداخل معنایی، 100 هزارم ثانیه است
مدل یابی معادلات ساختاری تعیین گرهای ناگویی خلقی: نقش سیستم فعال ساز/بازداری رفتار ی و ذهن آگاهی رگه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی روابط ساختاری سیستم های فعال ساز و بازداری رفتاری ، ذهن آگاهی رگه و ناگویی خلقی در قالب یک مدل مفروض است. برای این منظور در یک تحقیق توصیفی-همبستگی و گذشته نگر، 180 دانشجو از مقاطع مختلف دانشگاه تبریز به روش در دسترس انتخاب و به مقیاس ناگویی خلقی تورنتو ، پرسشنامه پنج وجهی ذهن آگاهی و مقیاس سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که سیستم بازداری رفتاری بر ناگویی خلقی و ذهن آگاهی رگه اثر مستقیم و مثبت دارد و سیستم فعال ساز رفتاری نیز بر ذهن آگاهی رگه اثر مستقیم دارد. ذهن آگاهی با ناگویی خلقی رابطه ندارد و اثر غیر مستقیم سیستم فعال ساز و بازداری رفتاری با ناگویی خلقی معنا دار نیست. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که سیستم بازداری رفتاری یکی از تعیین کننده های اساسی سطوح ذهن آگاهی و ناگویی خلقی است. همچنین، مدل مفروض آزمون شده مدلی مطلوب در تبیین ناگویی خلقی افراد سالم است.