فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۴٬۵۵۶ مورد.
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
139 - 159
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اکثر همسران در زندگی زناشویی با توجه به نوع ساختار شخصیتی که دارا می باشند از الگوهای ارتباطی مختلفی در تعامل با اعضا خانواده استفاده می کنند، وجود الگوهای ارتباطی ناکارآمد و عدم شخصیت رشد یافته موجب تاثیرات مخرب در روابط و عدم تمایزیافتگی در فرزندان را ایجاد نماید. این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای پیش بینی تمایزیافتگی فرزندان براساس الگوهای ارتباطی و ساختار شخصیت با میانجی گری نگرش های ناکارآمد در والدین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران انجام شده است. مواد و روش: با توجه به شاخص ها و اهداف تحقیق، پژوهش انجام شده توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه والدین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1400-1401 بود. در این پژوهش روش نمونه گیری بصورت تصادفی چند مرحله ای وحجم نمونه آماری بر اساس نرم افزارsample power (350 نفر) در نظر گرفته شد.جمع آوری اطلاعات با استفاده از سیاهه تمایزیافتگی اسکورون و فریدلندر(1998)،پرسشنامه الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سولاوای(1991)، سیاهه ساختار شخصیت نئو مک کری و کاستا(1985)و مقیاس نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک (1978) بر روی نمونه مورد نظر اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار spss و معادلات ساختاری smartpls انجام شد. یافته ها: یافته های به دست آمده در این پژوهش نشان داد که: مدل ارائه شده بمنظور پیش بینی تمایزیافتگی فرزندان براساس الگوهای ارتباطی و ساختار شخصیت با میانجی گری نگرش های ناکارآمد در والدین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران از برازش مطلوبی برخوردار بود، بررسی نتایج یافته ها براساس مسیر مستقیم نشان داد که بین مولفه های الگوهای ارتباطی، ساختار شخصیت و نگرش های ناکارآمد با تمایزیافتگی فرزندان رابطه معنادار وجود داشت. همچنین نتایج مسیرغیرمستقیم نیز نشان داد که بین مولفه های الگوهای ارتباطی، ساختار شخصیت با نقش میانجی گری جزئی نگرش های ناکارآمد با تمایزیافتگی فرزندان رابطه معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته های بدست آمده نشان می دهد که شناخت الگوهای ارتباطی و ساختار شخصیت هر کدام از والدین بر مبنای درک متقابل نیازهای فرزندان می تواند پیش بینی کننده میزان تمایزیافتگی فرزندان براساس نگرش های ناکارآمد در بافت روابط خانوادگی و تعاملات بین فردی باشد.
نقش رفتارها و باورهای معنوی - دینی در کاهش میزان استرس، اضطراب و افزایش سلامت معنوی –روانی بین گروهی از زنان ایرانی در دوران پاندمی کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف مطالعه کنونی بررسی نقش سلامت معنوی - دینی در کاهش استرس و افزایش سلامت معنوی و روانی در زنان ایران در دوران پاندمی کرونا می باشد. روش و مواد: روش تحقیق توصیفی و نمونه شامل 384 زن ایرانی بود. شرکت کنندگان پس از ارائه رضایت خود، پرسشنامه های تحقیق را در فرم گوگل تکمیل کردند که شامل پرسشنامه سلامت مذهبی جورج، مقیاس افسردگی، استرس و اضطراب(DASS-21) و پرسشنامه سلامت عمومی GHQ-28 بوده است. یافته ها: نتایج پژوهش با نرم افزار AMOS24 مورد تحلیل قرار گرفته است و نشان می دهد بین میزان سلامت معنوی - دینی و باورهای مذهبی و استرس در زنان در دوران پاندمی کرونا ارتباط دارد. به این علت که سطح معناداری پایین تر از (P<0.05) بود تأیید شد و استفاده از باورهای معنوی – دینی توانست 40.3% از استرس در زنان را تبیین و پیش بینی نماید. همچنین بین استفاده از ابزار سلامت معنوی – دینی و باورهای مذهبی و سلامت روانی عمومی زنان به علت سطح معناداری (P<0.05) تأیید شد. استفاده از باورهای دینی نیز 35.5% از واریانس متغیر سلامت عمومی زنان را در دوران پاندمی کرونا تبیین و پیش بینی کرد. نتیجه گیری: پاندمی کرونا جان میلیون ها نفر را در سراسر جهان تهدید می کند، باورهای دینی تاثیر معناداری بر کاهش استرس و اضطراب و افزایش سلامت روانی - عمومی در زنان ایران داشته است. نتایج مطالعه مسئولیتی سنگین بر دوش متخصصان این رشته به خصوص در کشور مسلمان ایران می گذارد که با ارتقاء جنبه های معنوی - دینی و تغییر سبک زندگی زنان گامی بلند در حیطه سلامت زنان بردارند.
اثربخشی بسته مداخله روانی-تربیتی هوش سیال ماهر بر نظم جویی هیجانی شناختی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
189 - 202
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بسته مداخله روانی-تربیتی هوش سیال ماهر بر بهبود نظم جویی شناختی هیجانی در کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) بود.
روش شناسی: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل پسران 10 تا 12 ساله مبتلا به ADHD بود که به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی ویژه کودکان شهر تهران در نیمه اول سال 1402 مراجعه کرده بودند. از این جامعه، 30 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس مشکلات رفتاری کودکان کانرز- فرم والد (CPRCBP) و پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان- فرم کودکان (CERQ-K-P) بود. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای به شیوه گروهی تحت مداخله قرار گرفت و گروه کنترل در انتظار ماند.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در افزایش راهبردهای سازگارانه نظم جویی شناختی هیجانِ تمرکز مجدد مثبت و تمرکز مجدد بر برنامه ریزی و کاهش راهبردهای ناسازگارانه تفاوت معنی داری وجود دارد (p<0.05). با این حال، تفاوت معنی داری بین دو گروه از لحاظ راهبردهای سازگارانه پذیرش، ارزیابی مجدد مثبت و دیدگاه پذیری مشاهده نشد (p>0.05).
نتیجه گیری: بسته مداخله روانی-تربیتی هوش سیال ماهر می تواند به طور موثری به بهبود تنظیم هیجانی و عملکرد شناختی کودکان مبتلا به ADHD کمک کند. این مداخله با تقویت هوش سیال و حافظه کاری به کودکان کمک می کند تا بهتر با چالش های مرتبط با این اختلال مواجه شوند و تنظیم هیجانی بهتری داشته باشند.
بررسی روایی تشخیصی پرسشنامه سنجش ابعاد آسیب شناسی شخصیت (DAPP-BQ) در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران با استفاده از ضریب صحت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف بررسی روایی تشخیصی پرسشنامه سنجش ابعاد آسیب شناسی شخصیت (DAPP-BQ) در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران با استفاده از ضریب صحت انجام شد. روش شناسی: این پژوهش به روش روش شناختی و روان سنجی انجام شد. نمونه گیری به صورت هدفمند و در دسترس از میان 240 فرد (120 نفر در گروه بالینی و 120 نفر در گروه هنجاری) صورت گرفت. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه DAPP-BQ بود که ابعاد مختلف آسیب شناسی شخصیت را ارزیابی کرد. روایی تشخیصی این پرسشنامه با استفاده از ضریب صحت بررسی شد تا مشخص شود آیا مقیاس های آن توانایی تمایز بین گروه بالینی و گروه هنجاری را دارند یا خیر. مقیاس های اختلال صمیمیت، روابط اجتماعی پایین، اختلال سلوک، خودشیفتگی، طرد شدن، بی نظمی شناختی، وابستگی ناایمن، لجبازی و تکانشگری مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مقیاس های «اختلال صمیمیت» و «روابط اجتماعی پایین» از بُعد «اجتناب اجتماعی»، «اختلال سلوک»، «خودشیفتگی» و «طرد شدن» از بُعد «رفتار ضداجتماعی»، «بی نظمی شناختی»، «وابستگی ناایمن» و «لجبازی» از بُعد «بی نظمی هیجانی»، و «تکانشگری» از بُعد «رفتار تکانشی» دارای روایی تشخیصی معناداری بودند. این مقیاس ها توانستند گروه بالینی را از گروه هنجاری به طور مؤثری تشخیص دهند. نتیجه گیری: مطالعه نشان داد که پرسشنامه DAPP-BQ دارای روایی تشخیصی قابل توجهی برای ارزیابی ابعاد آسیب شناسی شخصیت در زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره است. این ابزار توانایی تمایز مؤثر بین گروه های بالینی و هنجاری را دارد و می تواند به عنوان یک ابزار معتبر در تشخیص اختلالات شخصیتی در محیط های مشاوره مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود تحقیقات بیشتری برای گسترش کاربرد این ابزار در سایر جمعیت ها انجام شود.
مقایسه اثربخشی روش درمانی ذهن آگاهی و طرح واره درمانی بر طرح واره های ناسازگار اولیه دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
164 - 178
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی دو روش درمانی طرح واره درمانی و ذهن آگاهی بر طرح واره های ناسازگار اولیه دانش آموزان انجام شد.
روش شناسی: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهر تهران بود که از بین آن ها ۴۵ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (هر گروه ۱۵ نفر) و یک گروه کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه های آزمایش به مدت ۸ هفته در جلسات طرح واره درمانی (۸ جلسه ۱۲۰ دقیقه ای) و ۷ هفته در جلسات ذهن آگاهی (۷ جلسه ۹۰ دقیقه ای) شرکت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (۱۹۹۸) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که هر دو روش درمانی منجر به کاهش معنادار طرح واره های ناسازگار اولیه در مقایسه با گروه کنترل شدند، اما تأثیر طرح واره درمانی در بهبود طرح واره ها بیشتر از ذهن آگاهی بود. این تأثیر به ویژه در مؤلفه هایی مانند محرومیت هیجانی، رهاشدگی، بی اعتمادی، انزوای اجتماعی و نقص/شرم برجسته تر بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که طرح واره درمانی به دلیل تمرکز عمیق تر بر ریشه های شناختی و هیجانی طرح واره ها، نسبت به ذهن آگاهی در بهبود و اصلاح طرح واره های ناسازگار اولیه موثرتر است. این روش درمانی می تواند به عنوان یک رویکرد کارآمد در درمان اختلالات روان شناختی مرتبط با طرح واره های ناسازگار اولیه مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و بهزیستی درمانی بر ادراک خطر و پریشانی روان شناختی بیماران مبتلا به فشار خون بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
216-228
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و بهزیستی درمانی بر ادراک خطر و پریشانی روان شناختی بیماران مبتلا به فشار خون بالا بوده است. روش شناسی: این پژوهش با توجه به هدف کاربردی و روش گردآوری داده ها میدانی، از نظر روش اجرا توصیفی از نوع مداخله ای و نیمه آزمایشی با طرح (پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به فشار خون بالا 45 تا 55 ساله ی در مراکز بهداشتی و بیمارستان های شهر بابل که در شش ماهه اول سال 1403 مراجعه نموده اند و دارای پرونده می باشند، که با درنظر گرفتن ملاک های ورود و خروج و روش در دسترس تعداد 45 نفر (15 نفر گروه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، 15 نفر گروه بهزیستی درمانی و 15 نفر در گروه کنترل) به عنوان نمونه انتخاب شده بودند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد شاخص های ادراک خطر اوسلین و لینه (2011)، پریشانی روان شناختی کسلر و همکاران (2003) بود. روایی این پرسشنامه ها توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت، پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب (79/0، 94/0، 89/0 صدم) محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از بخش توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (کولموگروف اسمیرنوف و تحلیل کواریانس چندمتغیره و تک متغیره) با استفاده از نرم افزار SPSS24 و EXCEL انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و بهزیستی درمانی بر ادراک خطر و پریشانی روان شناختی بیماران مبتلا به فشار خون بالا تفاوت دارد. همچنین نشان داد درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ادراک خطر و پریشانی روان شناختی بیماران مبتلا به فشار خون بالا اثربخش است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش پریشانی روان شناختی و بهبود ادراک خطر بیماران مبتلا به فشار خون بالا اثربخش تر از بهزیستی درمانی است.
نقش تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده در پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
61-70
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خودکشی، یکی از مسائل جدی و مهم در حوزه سلامت روان دانشجویان است. بنابراین شناسایی عوامل خطر مؤثر در خودکشی دانشجویان می تواند زمینه لازم را برای اعمال مداخلات مناسب با هدف پیشگیری و کنترل پدیده خودکشی فراهم نماید. هدف این پژوهش، تعیین نقش تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده در پیش بینی افکار خودکشی دانشجویان بود. مواد و روش: این مطالعه با توجه به هدف از نوع بنیادی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی -همبستگی بود . جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در نیمسال تحصیلی اول 1402-1403 بود که از بین آن ها، ۳۷۶ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس افکار خودکشی (بک،1979)، پرسش نامه ترومای کودکی ( برنشتاین و همکاران،2003)، پرسشنامه سبک های اسنادی (پیترسون و همکاران،1982) و مقیاس شرم درونی شده (کوک، 1993) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و روش تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین تجارب آسیب زای دوران کودکی (آزار عاطفی، آزار جنسی، آزار فیزیکی، غفلت عاطفی، غفلت جسمی)، سبک اسنادی منفی و شرم درونی با افکار خودکشی ، همبستگی مثبت و معنی دار و بین سبک اسنادی مثبت با افکار خودکشی ، همبستگی منفی و معنی دار وجود دارد (P<0.01). هم چنین ، تحلیل رگرسیون نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده، پیش بینی کننده معنادار افکار خودکشی دانشجویان هستند (P<0.01). نتیجه گیری : تجارب آسیب زای دوران کودکی، سبک های اسنادی و شرم درونی شده به عنوان عوامل پیش بینی کننده مهم در افکار خودکشی دانشجویان مطرح هستند. پیشنهاد می شود که روان شناسان و متخصصان جهت کاهش افکار خودکشی دانشجویان نقش این متغیرها را مورد توجه قرار دهند.
مقایسه اثربخشی شناخت درمانی و ذهن آگاهی برافسردگی زنان مبتلا به دیابت بارداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی شناخت درمانی و ذهن آگاهی بر افسردگی زنان مبتلا به دیابت بارداری صورت گرفت. روش شناسی: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری زنان مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به شبکه بهداشت و درمان ری بودند. با استفاده از نمونه گیری دردسترس۴۵ نفر انتخاب و به صورت تصادفی ذر سه گروه ذهن آگاهی، شناخت درمانی و کنترل گمارش شدند. پیش آزمون شامل پرسشنامه افسردگی ادینبورگ اجرا شد. هر یک از گروه های ذهن آگاهی و شناخت درمانی ۸ جلسه ۶۰ دقیقه ای دو بار در هفته دریافت نمودند. پس آزمون بلافاصله بعد از انجام مداخلات انجام شد. پس از یک ماه آزمون پیگیری اجرا شد. معیارهای ورود به مطالعه عبارت اند از؛ سن ۱۸-۳۵ سال، ترم بارداری ۲۴ تا ۲۸ هفته، توانایی حداقل خواندن و نوشتن.معیارهای خروج از پژوهش؛ عدم حضور در جلسات درمانی بیش از ۲ جلسه، دریافت داروی مؤثر بر روان، دریافت روان درمانی هم زمان یا در یک سال اخیر، مواجهه با استرسورهای مهم و پیش بینی نشده. تجزیه وتحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس و با نرم افزار SPSS25 انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که تفاوت معنا داری بین سه گروه در پس آزمون و پی گیری وجود دارد (0.01>p). در آزمون تعقیبی بنفرونی معلوم شد که شناخت درمانی در مقایسه با ذهن آگاهی برای افسردگی اثربخشی بیشتری دارد (0.01>p). همچنین هر دو روش ذهن آگاهی (0.01>p)و شناخت درمانی (0.01>p) در بهبود افسردگی موثر بودند و در پیگیری این اثرات تداوم داشت(0.01>p). نتیجه گیری: شناخت درمانی در بهبود افسردگی دیابت بارداری اثربخشی بیشتری نسبت به ذهن اگاهی نشان داد. همچنین هر دو روش در بهبود افسردگی موثر بودند.
بررسی اثربخشی بازی درمانی بر افسردگی و احساس تنهایی در کودکان دچار اختلال نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
37-49
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بازی درمانی بر کاهش افسردگی و احساس تنهایی در کودکان دچار اختلال نارساخوانی است. روش شناسی: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل کودکان مقطع ابتدایی دچار اختلال نارساخوانی در نیمه اول سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ می باشد. از طریق نمونه گیری هدفمند و در دسترس، ۳۰ کودک انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های استاندارد افسردگی و احساس تنهایی بود. گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه بازی درمانی دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری مناسب انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بازی درمانی تأثیر معناداری بر کاهش افسردگی و احساس تنهایی در کودکان دچار اختلال نارساخوانی دارد. نتایج پیگیری دوماهه نیز نشان داد که تأثیرات مثبت بازی درمانی در طول زمان پایدار بوده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان دهنده اثربخشی بازی درمانی به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر برای بهبود شرایط روان شناختی کودکان دچار اختلال نارساخوانی است. این مداخله می تواند به عنوان بخشی از برنامه های درمانی در حوزه اختلالات یادگیری و روان شناختی مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود که تحقیقات آینده به بررسی تأثیرات طولانی مدت این روش و استفاده از آن در سایر گروه های سنی و اختلالات مرتبط بپردازند.
مدل یابی سلامت سازمانی بر اساس تعهد و رفتارهای انحرافی سازمانی با میانجی استرس شغلی در مدیران مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
247 - 259
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل یابی سلامت سازمانی بر اساس تعهد و رفتارهای انحرافی سازمانی با میانجی استرس شغلی در مدیران مضطرب انجام شد. مواد و روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا مقطعی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش مدیران مضطرب منطقه 20 شهر تهران در سال تحصیلی 03-1402 بودند که 400 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های سلامت سازمانی (هوی و فلدمن، 1987)، تعهد سازمانی (مایر و آلن، 1991)، رفتارهای انحرافی سازمانی (بنت و رابینسون، 2000)، استرس شغلی (هریس و همکاران، 1994) و اضطراب (اسپیتزر و همکاران، 2006) استفاده و با روش تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS-25 و Amos-25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها حاکی از آن بود که مدل سلامت سازمانی بر اساس تعهد و رفتارهای انحرافی سازمانی با میانجی استرس شغلی در مدیران مضطرب برازش مناسبی داشت. همچنین، متغیرهای تعهد و رفتارهای انحرافی سازمانی بر استرس شغلی و سلامت سازمانی و متغیر استرس شغلی بر سلامت سازمانی اثر مستقیم و معنادار داشت (001/0P<). علاوه بر آن، هر یک از متغیرهای تعهد سازمانی و رفتارهای انحرافی سازمانی با میانجی استرس شغلی بر سلامت سازمانی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0P<). نتیجه گیری: طبق یافته های این مطالعه، پیشنهاد می شود که مسئولان و برنامه ریزان نظام آموزش وپرورش بر اساس نتایج این مطالعه و مطالعه های مشابه از طریق طراحی و اجرای برنامه های مناسب گام موثری در جهت بهبود سلامت سازمانی بردارند. آنان برای بهبود سلامت سازمانی می توانند میزان تعهد سازمانی را افزایش و میزان رفتارهای انحرافی سازمانی و استرس شغلی را کاهش دهند.
ارائه مدل ساختاری پیوند با مدرسه بر اساس جوّ روانی-اجتماعی با میانجی گری تفکر تاملی در دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
100 - 111
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف، ارائه مدل ساختاری پیوند با مدرسه بر اساس جوّ روانی-اجتماعی با میانجی گری تفکر تاملی در دانش آموزان مقطع متوسطه انجام شد. مواد و روش: روش پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گرداوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل دادند که تعداد 341 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای پیوند با مدرسه (براون و ایوانز، 2002)، جوّ روانی-اجتماعی کلاس (فریزر و همکاران، 1995) و تفکر تاملی (کمبر و همکاران، 2000) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها پاسخگویی به فرضیه های پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار SPSS-V23 و Lisrel-V8.8 استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. نتایج نشان داد جوّ روانی-اجتماعی بر پیوند با مدرسه با میانجی گری تفکر تاملی در دانش آموزان مقطع متوسطه تاثیر دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که بهبود جوّ روانی-اجتماعی و تفکر تاملی می تواند در بهبود پیوند با مدرسه در دانش آموزان موثر باشد.
اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی بر تاب آوری و مدیریت خشم در مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری با چالش های فراوانی به ویژه در زمینه های تاب آوری و مدیریت خشم مواجه هستند و با توجه به بافت فرهنگی و مذهبی کشور ایران به نظر می رسد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی در این زمینه اثربخش باشد. در نتیجه، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی بر تاب آوری و مدیریت خشم در مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری انجام شد. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری مطالعه مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری منطقه 16 تهران در سال 1402 بودند. نمونه پژوهش 30 نفر بودند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مساوی گمارده شدند. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی قرار گرفت و در این مدت گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانور و دیویدسون (2003) و سیاهه مدیریت خشم اسپیلبرگر (1999) بود و داده های آن با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری در نرم افزار SPSS نسخه 25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی باعث افزایش تاب آوری و مدیریت خشم در مادران کودکان مبتلا به اختلال یادگیری شد (05/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، برای بهبود تاب آوری و مدیریت خشم می توان از روش آموزش مهارت های مثبت اندیشی با تاکید بر آموزه های دینی در کنار سایر روش های آموزشی استفاده کرد.
ارائه مدل مطلوب ارتقای انعطاف پذیری شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
112 - 123
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مطلوب ارتقای انعطاف پذیری شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی در پرستاران انجام شد. روش و مواد: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و همچنین، به لحاظ نوع داده ها، آمیخته از نوع کیفی بود. روش پژوهش به لحاظ ماهیت تحلیل مضمون بود. جامعه مورد مطالعه شامل مقالات، کتب و مجلاتی که با انعطاف پذیری شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی مرتبط بود، استفاده شد. حجم نمونه 15 مقاله و کتاب با توجه به اصل اشباع و روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند در نظر گرفته شد در بخش کیفی پروتکل طراحی شد تجزیه و تحلیل داده ها تحلیل مضمون بود. یافته ها: براساس نتایج بخش کیفی پروتکل انعطاف پذیری شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی طراحی شد و سپس اعتبار آن بر اساس نظر خبرگان مورد بررسی قرار گرفت و تایید شد. نتایج نشان داد که از میان 45 شاخص (گویه) موجود، 8 مؤلفه اصلی شناسایی شد. نتیجه گیری: از جمله مولفه های انعطاف پذیری شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی شامل بازسازی شناختی، آرمیدگی، ادراک کنترل پذیری، مهارت حل مساله، مدیریت استرس، مهارت رویارویی با موانع، مهارت خودمراقبتی و مهارت پذیرش و تغییر بود.
مقایسه اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی و طرحواره درمانی بر همدلی، تنظیم هیجان و سلامت روان دختران نوجوان بدسرپرست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی و طرحواره درمانی بر همدلی، تنظیم هیجان و سلامت روان دختران نوجوان بدسرپرست انجام شد. روش: این مطالعه به صورت ترکیبی(کیفی و کمی) بود. در بخش کیفی روش پژوهش پدیدارشناسانه و در بخش کمی روش پژوهش، نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دختران نوجوان بدسرپرستی بود که در سال 1402 در مراکز حمایتی دخترانه وابسته به بهزیستی شهرستان سنندج حضور داشتند. نمونه پژوهش در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و تحت مصاحبه نیمه ساختار یافته قرار گرفتند.. در بخش کمی، نمونه آماری پژوهش حاضر را 45 نفر از دختران نوجوان بد سرپرست تشکیل دادند. گروه آزمایش اول برنامه مداخله ای مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی و گروه آزمایش دوم برنامه طرحواره درمانی را دریافت و گروه کنترل برنامه ای را دریافت نکرد. پرسشنامه های سلامت روان گلدبرگ (1972)، همدلی داویس (1994) و تنظیم هیجان گروس و جان(2003) به عنوان ابزار پژوهش استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS 28 انجام شد و از روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برای یکی از مقیاس های تنظیم هیجان( ارزیابی مجدد هیجان) فقط مداخله تجربه زیسته اثربخش بود و بر همدلی و سلامت روان هر دو روش مداخله اثربخش بودند(05/0>p). آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که اثربخشی مداخله تجربه زیسته بر همدلی بیشتر از مداخله طرحواره درمانی بود اما میزان اثربخشی دو روش مداخله بر سلامت روان یکسان بود. نتیجه گیری : با توجه به نتایج می توان گفت برنامه آموزش مبتنی بر تجربه زیسته در روابط والد فرزندی در ارتقا توانمندی دختران نوجوان بدسرپرست اثربخش بوده و به کارگیری آن در فرایند درمان و آموزش پیشنهاد می گردد.
اثربخشی محتوای آموزشی طراحی شده ویژه محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار بر سلامت روان در رفتار آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی محتوای آموزشی طراحی شده ویژه محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار بر سلامت روان در رفتار آن ها انجام شد. روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نوع داده ها، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار بودند که از این میان 30 آزمودنی بر اساس روش نمونه گیری در دسترس به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد سلامت روان گلدبرگ (1972) بود. به منظور محاسبه روایی از روایی محتوایی و همین طور به منظور محاسبه پایایی از ضرایب آلفای کرونباخ استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزارها بود. روش تجزیه وتحلیل داده ها شامل آمار توصیفی و استنباطی (تحلیل کواریانس و تی تک نمونه ای) با استفاده از نرم افزار SPSS-V23 بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که بسته آموزشی طراحی شده بر سلامت روان محکومین به جرائم مواد مخدر در زندان قزلحصار اثربخش است. بنابراین محتوای آموزشی طراحی شده به محکومین به جرائم مواد مخدر امکان می دهد که از خزانه رفتاری گسترده تر و مناسب تر در مواجهه با موقعیت برخوردار باشد و در واکنش به مسائل با برنامه ریزی و آینده نگر عمل کند. نتیجه گیری: لذا، با استفاده از مداخلات روان شناختی طراحی شده می توان از مشکلات روان شناختی زندانیان کاسته و از بازگشت مجدد آن ها به زندان جلوگیری کرد.
اثربخشی زوج درمانی پذیرش و تعهد بر انتظارات زناشویی و هوش ارتباط جنسی در زوجین دارای تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انتظارات زناشویی و هوش ارتباط جنسی در زوجین دارای تعارضات زناشویی به انجام رسید. روش شناسی: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح تحقیق پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوجین 25_40 دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به کلینیک های مشاوره و روان شناسی در سال 1402 در منطقه 13 شهر تهران بودند که ازاین بین 30 زوج به شکل نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های انتظارات زناشویی امیدوار (1386)، هوش ارتباط جنسی دهکردی و همکاران (2021) بود. 30 زوج در دو گروه 15 زوجی (گروه آزمایش و گروه کنترل) قرار گرفتند. ابتدا زوجین دو پرسشنامه هوش ارتباط جنسی و انتظارات زناشویی را تکمیل نمودند و بعد گروه آزمایش تحت درمان زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد در 10 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکرد. در نهایت نیز از تمام آزمودنی ها پس آزمون گرفته شد و مجدداً دو پرسشنامه مذکور را تکمیل نمودند. تجزیه وتحلیل داده ها به روش واریانس اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار SPSS23 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از یافته ها نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انتظارات زناشویی و هوش ارتباط جنسی اثربخش بود (05/0>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به طور مؤثری تعارضات زناشویی را کاهش دهد و بهبود قابل توجهی در انتظارات زناشویی و هوش ارتباط جنسی زوجین ایجاد کند. این روش درمانی می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر در بهبود کیفیت روابط زناشویی در زوج های دارای تعارضات زناشویی معرفی شود.
روایی تشخیصی نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI-3) در سطح ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
50-60
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فرایند سنجش روانشناختی با تاکید بر رویکرد درمانی همواره نقش موثری در شناسایی و تشخیص مشکل ها و اختلال های شخصیتی و روانشناختی دارد. بنابراین، هدف این پژوهش تعیین روایی تشخیصی نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI-3) در سطح ملی بود. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا کمّی از نوع روان سنجی بود. جامعه پژوهش همه مردان و زنان 18 تا 40 سال ایرانی بودند که از میان آنها 120 نفر (60 فرد مبتلا به اختلال مرزی و 60 فرد نرمال) به روش های نمونه گیری هدفمند و تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا (MMPI-3) بود و داده های آن با روش های ضریب حساسیت و ضریب وضوح گرایی در نرم افزار SPSS-25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که همه زیرمقیاس های نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا دارای روایی تشخیصی مناسبی بر اساس ضریب حساسیت بالاتر از 60/0 بودند، به جزء زیرمقیاس های نارسایی رفتاری، رفتارهای ضداجتماعی، فعالیت گرایی هیپومانیک، شکایات شناختی، عقاید مرگ و خودکشی، درماندگی/ ناامیدی، عدم کارآیی، خشم درونی، ترس های محدودکننده رفتار، مشکلات خانوادگی، مشکلات سلوکی نوجوانی، سوءمصرف مواد، پرخاشگری، بدبینی، خودبزرگ بینی، سلطه گری، اجتناب اجتماعی، کمرویی، پرخاش جویی، بی مسئولیتی و هیجان های منفی/ روان نژندی که ضریب حساسیت همه آنها کمتر از 40/0 بود. همچنین، همه زیرمقیاس های نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا دارای روایی تشخیصی مناسبی بر اساس ضریب وضوح گرایی بالاتر از 60/0 بودند، به جزء زیرمقیاس های فعالیت گرایی هیپومانیک و ترس های محدودکننده رفتار که ضریب وضوح گرایی همه آنها کمتر از 60/0 بود. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مشاوران، درمانگران و متخصصان برای شناسایی و تشخیص مشکل ها و اختلال های شخصیتی و روانشناختی می توانند از نسخه سوم سیاهه شخصیتی چندوجهی مینه سوتا استفاده نمایند.
مقایسه طرح واره های ناسازگار اولیه بیماران بستری مبتلا به اختلال سایکوتیک ناشی از مصرف مواد، مراجعان خودمعرف مبتلا به سوء مصرف مواد مراکز درمان سرپایی و جمعیت غیربالینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
132-144
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف بررسی و مقایسه طرح واره های ناسازگار اولیه در سه گروه بیماران مبتلا به اختلال سایکوتیک ناشی از مصرف مواد، مراجعان خودمعرف به مراکز درمان سوءمصرف مواد، و جمعیت غیربالینی انجام شد. روش شناسی: این مطالعه به روش پس رویدادی (علی-مقایسه ای) انجام شد. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام گرفت و 90 مرد 21 تا 53 ساله در سه گروه (30 نفر در هر گروه) انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسش نامه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ و پرسش نامه سلامت عمومی جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات طرح واره های ناسازگار اولیه در گروه بیماران سایکوتیک ناشی از مصرف مواد به طور معناداری بیشتر از دو گروه دیگر بود (001.0>P). همچنین، گروه مراجعان خودمعرف نیز نسبت به جمعیت غیربالینی نمرات بیشتری در تمامی حوزه های طرح واره ها داشتند. طرح واره بریدگی و طرد در گروه بیماران سایکوتیک بیشترین شدت را نشان داد، در حالی که طرح واره گوش به زنگی بیش از حد و بازداری در جمعیت غیربالینی کمترین میانگین را داشت. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که طرح واره های ناسازگار اولیه به طور قابل توجهی در شدت و نوع وابستگی به مواد نقش دارند و شدت آن ها با افزایش مشکلات روانی بیشتر می شود. این نتایج بر ضرورت توجه به طرح واره های ناسازگار اولیه در طراحی برنامه های درمانی و پیشگیری تأکید دارد. همچنین، استفاده از طرح واره درمانی می تواند رویکرد مؤثری در کاهش شدت این طرح واره ها و بهبود سلامت روانی افراد وابسته به مواد باشد.
مقایسه اثربخشی تکالیف توان بخشی شناختی مبتنی بر رایانه (باشگاه مغز) همراه با و بدون تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای بر ردیابی چشمی و کارکردهای عصب-روان شناختی کودکان با اختلال اتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی تکالیف توان بخشی شناختی مبتنی بر رایانه (باشگاه مغز) همراه با و بدون تحریک الکتریکی فراجمجمه ای بر ردیابی چشمی و کارکردهای عصب-روان شناختی کودکان با اختلال اتیسم با عملکرد بالا بود. روش شناسی: روش تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل کودکان مبتلا به اتیسم با عملکرد بالا در مدرسه تراب تهران در سال 1403 بود که 30 نفر به طور هدفمند انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. گروه های آزمایش، 10 جلسه 50 دقیقه ای تکالیف توان بخشی شناختی مبتنی بر رایانه را انجام دادند، یکی از گروه ها با تحریک الکتریکی فراجمجمه ای و دیگری بدون آن. گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل آزمون سنجش دامنه طیف اتیسم (اهلر و همکاران، 1999)، ارزیابی کارکردهای عصب-روان شناختی (کورکمن و همکاران، 1998) و دستگاه ردیاب چشمی برای ردیابی چشمی بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط و نرم افزار SPSS-v22 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایش در مؤلفه های ردیابی چشمی و کارکردهای اجرایی/توجه تفاوت معناداری وجود داشت. تکالیف توان بخشی شناختی همراه با تحریک الکتریکی فراجمجمه ای تأثیر بیشتری نسبت به توان بخشی بدون تحریک بر این مؤلفه ها داشت. نتیجه گیری: توان بخشی شناختی همراه با تحریک الکتریکی فراجمجمه ای می تواند تأثیر مثبتی بر ردیابی چشمی و کارکردهای اجرایی/توجه کودکان با اختلال اتیسم با عملکرد بالا داشته باشد و اثربخشی بیشتری نسبت به روش های بدون تحریک دارد.
پیش بینی سایبرکندریا براساس استرس مزمن، نشخوار فکری و اعتیاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سایبرکندریا براساس استرس مزمن، نشخوار فکری و اعتیاد به اینترنت انجام گرفت. روش شناسی: پژوهش حاضر با توجه به هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری را زنان متاهل شهر تهران تشکیل دادند. تعداد 400 زن متاهل براساس نظر لوهلین (2004) با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه آماری تعیین و انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس سایبرکندریا مک الروی (2014)، استرس مزمن کوهن (1983)، نشخوار فکری-تامل (تراپنل وکمپل، 1999)، اعتیاد به اینترنت کمبرلی استفاده گردید. داده ها از طریق روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون تک متغیره و چند متغیره با استفاده از نرم افزار spss22 و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از لیزرل8.5 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که سایبرکندریا با استرس مزمن، نشخوار فکری و اعتیاد به اینترنت همبستگی قوی دارد. یافته ها: ضریب تبیین معادله رگرسیونی برابر با 0.425 است که بیان کننده این است که حدود 42.5٪ از تغییرات متغیر سایبرکندریا بر اساس متغیرهای استرس مزمن، نشخوار فکری و اعتیاد به اینترنت تبیین می شود که مقدار قابل توجهی است. بین سایبرکندریا با استرس مزمن مثبت همبستگی منفی (0.189-)، بین سایبرکندریا با استرس منفی همبستگی مثبت (0.318)، بین سایبرکندریا با نشخوار فکری همبستگی مثبت (0.135)، بین سایبرکندریا و اعتیاد به اینترنت همبستگی مثبت (0.55) وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین نشخوار فکری، استرس مزمن و اعتیاد به اینترنت پیش بینی کننده سایبرکندریا هستند.