میرزادة عشقی یکی از چهره های برجستة ادب پایداری در دوران اختناق رضاخانی و حاکمیت پهلوی به شمار می آید. ارزش اشعار میرزادة عشقی، پیش از آنکه مدیون جنبة ادبی – هنری باشد، به بُعد سیاسی- اجتماعی و وطنی آنها بر می گردد. این شاعر نو گرا که در جوانی جان فدای آزادی کرد، شعر را چون سلاحی برای مبارزه در دست گرفت. روحیة انقلابی، روزنامه نگاری، مقاله نویسی، اشعار تند و صریح عشقی، وی را یکی از چهره های مؤثر ادب پایداری در دورة مشروطه معرّفی کرده است. او که از تباهی وضع موجود رنج می برد، دیدگاه انقلابی و ایده آلیستی خود را به آینده ای معطوف می کند که در آن زر و سیم زوال یافته و دولت به دست رنجبر داده شده است. او دیدگاهی انقلابی و ایده آل طلب دارد که جنبه ای از رمانتیسم است و در برخی موارد به آنارشیسم کشیده می شود. در این مقاله پس از آوردن پیشینه ای در باب ادب پایداری و چگونگی آن در دورة مشروطه با بررسی دیوان اشعار و مقالات عشقی و واکاوی شاخصه های ادب پایداری در آنها، به تبیین شاخصه های برجسته ادب پایداری و موارد گفته شده در اشعار وی پرداخته شده است.
اقبال روزافزون دانش پژوهان به «ادبیات تطبیقی» تألیف و ترجمه آثار استواری در این باب را ضروری می کند. از آثار ترجمه شده در این حوزه، کتاب ادبیات تطبیقی: پژوهشی تطبیقی در ادبیات عربی و فارسی اثر محمد سعید جمال الدین و ترجمه سعید حسام پور و حسین کیانی است که هم بررسی مستقل و غیر مقابله ای و هم کیفیت سنجی آن بر اساس مقابله با متن اصلی نشان می دهد که این اثر، به رغم برخی نقاط قوت، بدون بازبینی و اصلاحات کلی و جزئی، صلاحیت لازم برای تدریس به دانشجویان را ندارد و برای استفاده سایر علاقه مندان نیز چندان مفید نیست.
یکی از مهم ترین عناصر روایی در منظومه های داستانی نظامی، شخصیت های قوی و ماندگاری است که سبب مقبولیت این منظومه ها شده اند. در این پژوهش ویژگی های شخصیتی خسرو در منظومه خسرو و شیرین تحلیل می شود. این تحلیل بر پایه نظریه معنامحور صورت گرفته است و نیز تلفیقی از نظریه های بارت، هروشفسکی و مایک بال در آن به کار رفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که خسرو یک شخصیت چند بعدی و دربردارنده صفات متعدد و گاه متناقض است که برجسته ترین صفت روایی او کام جویی است. همچنین این تحقیق اثبات می کند خسرو یک شخصیت پیچیده است و همین نکته عاملی برای تأثیرگذاری و ماندگاری این شخصیت در تاریخ ادبیات است.