سلامان و ابسال داستانی است نمادین که نگاهی ژرفکاو به پاره ای گوشه های ناشناخته کنش های انسانی دارد. سلامان که نامی نمادین و نام گرایانه و برگرفته از تندرستی و بسامان بودن است ، بازتابی از بود مردانه و راستین انسان است که باید در هستی کیهانی و گیتیانه خویش بمیرد تا از بودی برین پر برآورد و ابسال نمادی از دلباختگی های گذرا و ناپایدار به دلبستگی های این جهانی . هنگامی انسان گام به پهنه جاودانگی در خواهد نهاد که به بود مردانه خویش دست یازیده باشد.
بحث نابرابری های اجتماعی با توجه به گستره زمانی و مکانی و آثار وسیع آن از دیرباز مورد توجه اندیشمندان قرار داشته است. علامه اقبال لاهوری فیلسوف، سیاستمدار و شاعر بزرگ پاکستانی در چهارچوب بررسی و تحلیل و تعلیل علل عقب ماندگی جوامع اسلامی به این بحث توجه فراوانی نموده و ابعاد مختلف آن را مورد کاوش دقیق قرار داده است. این مقاله به بررسی این مقوله از سوی اقبال لاهوری بر اساس کلیات اشعار فارسی این اندیشمند بزرگ پرداخته است. علامه اقبال از سویی به نقش فرد و شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جوامع اسلامی و از سوی دیگر به نقش کشورهای غربی یا به تعبیر شعری او "افرنگ" در عقب ماندگی جوامع اسلامی که در متون اجتماعی معاصر با عنوان کلی «نابرابری جهانی» قابل پی گیری است، توجه کرده است. این مقاله در حد خود میتواند کوششی برای روشن شدن سهم و نقش فرد و جامعه در پیدایش نابرابری در هر یک از جوامع بشری و نیز روشن شدن سهم و نقش کشورهای سرمایه دار غربی در پیدایش نابرابری در سطح جهانی بهشمار رود.
پیوند فرهنگی و ادبی ایران و هند در طول تاریخ، پیوندی استوار و غیر قابل انکار بوده و با فراز و فرودهای بسیار در گستر ه ی روزگاران استمرار داشته است. این پیوند در عصر صفویان ایران و گورگانیان هند به اوج خود رسیده که شعر و ادبیات این عصر، آیینه ی تمام نمای آن است. شعر صائب که نقطه ی اوج شعر این عصر است، با هنرمندی های بسیار، تعامل فرهنگی و ادبی این دو سرزمین را به تصویر کشیده به گونه ای که در آمیختگی فرهنگ و ادبیات ایران و هند یکی از ویژگی های بارز آن به شمار می آید: استقبال از شعر پارسی گویان هند، بهر ه گیری از سنّت های ادبی این سرزمین، به کارگیری زبان شعری شاعران پارسی گوی هند، تأثیر-پذیری از عاشقانه های ادبیات هند و سرانجام بازتاب فرهنگ، اعتقادات، آداب و رسوم هندوان، از جلوه های بارز پیوند فرهنگی و ادبی ایران و هند در شعر صائب است که درک و فهم شعر او و گر ه گشایی پیچیدگی های آن، بدون آگاهی از موارد مذکور، چندان آسان نیست. این مقاله با جستجو در دیوان صائب و استخراج ابیات مرتبط با موضوع و نقد و تحلیل و دسته بندی موارد استخراج شده و بهره گیری از پژوهش های این حوزه کوشیده است با معرفی برخی از جلو ه های فرهنگ و ادبیات هند در شعر صائب، راهی برای ورود به دنیای پر رمز و راز شعر او بگشاید.
واژ ه های کلیدی: ادبیات، ایران، شعر، صائب، فرهنگ، هند.
رستم و کوراوغلو دو قهرمان ملی و حماسی- که سرنوشت آن ها با سرنوشت ملتشان گره خورده است- نماد تخاصم قدرت ها، مبارزة نور و تاریکی، خیر و شر، راستی و کاستی اند. اگرچه طبقة اجتماعی این دو قهرمان از هم متفاوت است؛ اما داشتن روح حماسی و جنبة اسطوره ای، دلاوری و فداکاری، شرافت، گذشت و جوانمردی، عشق، کین خواهی از دشمنان، عدم تسلیم در برابر ظلم و ستم و خودکامگی و ناجوانمردی، و برخورداری از عنایت ایزدی از خصوصیات مشترک آن دو است. صفات و خصوصیات پهلوانان، عناصر و موجودات افسانه ای همچون اسب های فهیم که منشأ اسطوره ای دارند، چگونگی حضور زنان در داستان و مضمون پسرکشی در داستان رستم و کوراوغلو آن چنان شبیه هم است که گویی منشأ واحدی دارند.
یکی از موضوع های اساسی دنیای مدرن، مسئلهی از خودبیگانگی است که در این مطالعه به بررسی این مسئله در داستآن های کودک و نوجوان پرداخته شده است. در این پژوهش با رویکردی غیر پیدایشی، مؤلفه های ازخودبیگانگی در داستان های یادشده، بررسی و روندهای ازخودبیگانگی مطرح شده در این داستآن ها مشخص شده است. هم چنین همانندیها و ناهمانندیهای داستان های دو گروه سنی کودک و نوجوان در طرح این مقوله، مورد مطالعه قرار گرفته است. برای دادهیابی، پژوهش گر از روش اسنادی و به منظور داده کاوی، از روش تحلیل محتوای قیاسی و استقرایی مایرینگ بهره گرفته است. نمونه از نوع هدفمند بوده که شش داستان را شامل میشود. نتایج نشان داد که در این داستان ها، مؤلفه های ازخودبیگانگی وجود دارد که بسامد آن در داستآن های نوجوان، بیش تر است. روندهای ازخودبیگانگی مشاهده شده در این آثار عبارتند از: گذار از روح فردی به جمع گرایی افراطی و گذار از روح جمعی به فردگرایی افراطی. در داستآن های نوجوان هر دو روند و در داستان های کودکان تنها روند نخست مشاهده میشود