سمک عیارکهن ترین داستان عامیانة فارسی است که فرامرز بن خداد الارجانی آن را در سدة ششم به نگارش درآورد. اصل این حکایت با استناد به شواهدی، به تاریخ قبل از اسلام بازمی گردد. تقریباً هیچ اثری دربارة آداب و رسوم مردمان گذشته در دست نیست؛ به همین سبب این داستان مرجع بسیار ارزشمندی برای دست یابی به برخی از آداب و رسوم و به طورکلی جامعه شناسی تاریخی گذشتگان است که مبهم مانده است. درحقیقت اصل این داست ان بر پایة عیاری های پادشاهان و گروهی از جوانمردان با نام عیاران بنا شده است؛ در این مقاله برخی از آداب بزم و رزم آنان بررسی می شود. به این آداب و رسوم و یا جزئیات آن تاکنون اشاره ای نشده است.
نوشتار حاضر تاملی است تحلیلی و انتقادی بر بخش نخست از شروح دفتر سوم شاهنامه (داستان سیاوش) در شرح های خالقی مطلق، کزازی و جوینی. این نوشتار مقایسه شرح ابیاتی است از این پژوهشگران و معرفی شیوه های شروح آنها و احیاناً سهو و لغزش هایی که در گزارش متن دچار شده اند. به بیان دیگر، کوشیده ایم نشان دهیم که ماجرای تفسیر و گزارش شاهنامه ماجرایی است پایان ناپذیر و پیوسته گام های تازه ای برای رسیدن به فهم دقیق تر ابیات مبهم این اثر گرانسنگ، برداشته می شود. در ابیات انتخاب شده، سعی کردیم در مواردی که تفسیر سه شارح با یکدیگر اختلاف فراوان دارد، با بهره گیری از تحلیل و استناد، شرح و تفسیر برتر، برگزیده و ارائه شود. در این مختصر پاره ای از نقدهای شروح معتبر شاهنامه، به لحاظ جامعیت و مطرح بودن در محافل دانشگاهی، به ویژه شرح اندیشمندانه و عالمانه استاد خالقی مطلق آمده است.