ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۲۱ تا ۱۰٬۹۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۱۰۹۲۳.

جایگاه تکرار و لزوم بازنویسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر نمایشنامه و تعزیه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی موسیقی شعر
تعداد بازدید : ۱۷۱۵ تعداد دانلود : ۸۵۱
تکرار غالباً سخن را آراسته تر می گرداند, ساختار منظمی به آن می بخشد و موسیقی شعر را به وجود می آورد. در نمایشنامه, تکرار در ساختار گفت و شنودها به چشم می خورد. همچنین در تکیه کلام ها, در نوشته های منثور, در روزنامه نویسی یا داستان پردازی, برای آهنگ سخن از تکرار استفاده می شود.بازنویسی متن نیز نوعی تکرار "بینا متنی" است. افسانه ها و اسطوره های دیرین, حیات دوباره می یابند. از ساختار شعری گذشتگان اقتباس می شود, اما هر بار اثری تازه و بدیع خلق می شود.
۱۰۹۲۵.

انوری در عرصه طب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۲۹
تاریخ پزشکی در ایران، بی گمان به دوران باستان برمی گردد. به طوری که پیش از تاسیس دانشگاه و بیمارستان جندی شاپور نشانه هایی از این علم در سطوح و اشکال مختلف، وجود داشته است. در دوره حکومت سلسله هخامنشی، علم طب سازماندهی گردید و در عصر اشکانیان، طب ایرانی با طب یونانی و زردشتی درآمیخت. طب اسلامی نیز از قرن دوم هجری قمری آغاز شد و با تالیف «فردوس الحکمه» یکی از مهم ترین کتب طب عربی توسط علی بن ربن الطبری در قرن سوم هجری قمری ادامه یافته، با ظهور ابوعلی سینا در قرن چهارم به اوج رشد و ترقی خود دست یافت، این شیوه، متاثر بود از شیوه طبابت درجندی شاپور. با توجه به اهمیت این دانش و جایگاه والای آن در میان سایر علوم، شاعران زبان فارسی نیز کم و بیش با مقدمات و اصول آن علم آشنایی یافته، در آثار خود، جایی برای پرداختن بدان در نظر گرفته اند. از میان شاعران ایرانی می توان به فردوسی، انوری، خاقانی، نظامی، سعدی و مولوی اشاره نمود که با مطالعه آثارشان می توان به میزان آگاهی آنان از دانش پزشکی پی برد. دراین مقاله، شعر انوری از زاویه ای دیگر نگریسته شده است.
۱۰۹۲۶.

ترجمه متون ادبی و مسئله اختلافات سبک شناختی بین دو زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۵ تعداد دانلود : ۲۷۹۹
در هر متن ادبی ما شاهد نگرشی نو از متن هستیم، نگرشی که علاوه بر انتقال بینش نویسنده بیانگر نگاهی تازه به متن است، نگاه مترجم. بهمین دلیل هر ترجمه مجدد از یک متن می تواند افقهای تازه ای از آن متن را برای ما بگشاید اما در این خلاقیت مجدد نباید سه اصل مهم را فراموش کرد که هر مترجم خوب باید آن را مد نظر داشته باشد: ارائه مفهوم دقیق و صحیح از متن، لمس احساس نویسنده در متن و هنر مترجم در بیان این احساس. چنانچه این سه اصل رعایت شود هر ترجمه ای از یک متن می تواند در نوع خود یک اثر ادبی باشد.
۱۰۹۲۷.

فروریزی تقابل ها و اصالت نگرش نسبی در دستگاه فکری مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۴ تعداد دانلود : ۱۰۸۵
ساختار نامتعارف و نوآیین مثنوی ایجاب می کند که خواننده برای فهم عمیق تر و التذاذ هنری بیشتر از کلام مولوی با الگوهای مأنوس و متعارف زبانی و ذهنی خود با جهان متن مثنوی روبه رو نشود. شاکله معنایی مثنوی نیز در خوانش جزءنگرانه و بدون توجه به بسترهای معنایی و پیوند اندام وار پاره ها و اجزای متن، مغفول و پنهان می ماند. بر این اساس، پژوهش حاضر با توجه به یکی از رویکردهای معرفتی و هستی شناختی مولوی به تبیین چگونگی و چرایی فروریزی تقابل ها و اصالت نگرش نسبی و پیوستاری در مثنوی می پردازد. نگرش تقابلی، جریانی ریشه دار در تاریخ تفکر بشر است که همه امور و پدیده های هستی را در دو قطب مقابل هم طبقه بندی می کند؛ در ساختار سلسله مراتبی و در چینش تقابلی، مفاهیم، ارزش ها و ماحصل امور، ایستا و قطعی است و معنای از پیش تعیین شده و قطعی، جلوی تکثیر معنا را می گیرد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی – انتقادی به چگونگی و نقش این نگرش در گفتمان فلسفی غرب و نیز فراروی از این تقابل ها، نشان می دهد که باوجود تقابل های دوگانه در مثنوی، چگونه مولانا از حصار بسته و تکراری این ساختار فراتر می رود. پرهیز از برداشت قطعی و پیوستاری دیدن مفاهیم، از اصول زیرساختی تفکر مولانا در سراسر مثنوی است که با عباراتی چون «از موضع»، «جهات مختلف»، «از نظرگه»، «در نسبت» و... به مخاطب انتقال می یابد. این مقاله با بازخوانی تعدادی از حکایت های مثنوی- که با همین اندیشه بنیادی طرح می شوند- نشان می دهد که چگونه مفاهیم به شکلی لغزنده و سیال در کلیت مثنوی به یکدیگر می پیوندند. همچنین با دقت در طرح چندباره برخی از مفاهیم، این موضوع برجسته می شود که در مثنوی هیچ مفهومی یک بار و برای همیشه معنا نمی شود بلکه هر مفهوم بارها -هر بار از موضع و زاویه ای خاص- طرح می گردد تا مخاطب هیچ معنایی را معنای نهایی نداند و منتظر جنبه ای دیگر از آن در بیتی، حکایتی یا دفتری دیگر باشد. پازل معنایی مثنوی در همین امتدادها، تکرارها و ارتباط ها به شیوه خاص خود شکل می گیرد.
۱۰۹۳۰.

رحمدل و اسوه های پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۵۵
با شروع جنگ تحمیلی فضای شعر بسیاری از شاعران تغییر یافت. شعر به سنگرها رفت و جنگ و جبهه و شهادت مضمون اصلی بسیاری از گویندگان شد. در این برهه، روح حماسه و عرفان در هم آمیخت و شعرا با سرودن غزل های حماسی-عرفانی مجاهدت ها و دلاوری های ملت ایران را به تصویر کشیدند. غلام رضا رحمدل از جمله شاعران متعهد گیلانی است که جبهه را به شعر کشاند. وی در سرودن اشعار پایداری مهارت خاصی دارد. در اشعار وی، شهادت و ایثارگری از جایگاه ویژه ای برخوردار است.این نوشتار به بررسی سروده های شاعر در دو کتاب «از زمزمه تا فریاد» و «ماایستاده ایم» می پردازد. مطالعه این دو کتاب، تسلط شاعر را در کاربرد اوزان و قوالب شعری و نیز نوآوری های وی را در خلق تصاویر زیبا و بدیع از حماسه پایداری ملت ایران به خوبی نشان می دهد. رحمدل در تصویر رشادت ها و از خود گذشتگی های ملت ایران از اسوه های مذهبی و ملی در شعر خویش بهره جسته و مخاطبان خود را به پیروی از اسوه های مقاومت ترغیب نموده است. گزینش واژه های مناسب، ساختن ترکیبات نو و انتخاب وزن و قافیه متناسب با موضوع شعر به شعر رحمدل انسجام و روانی خاصی داده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان