فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۸۱ تا ۴٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
پیشینه فرهنگ عامه در زبان فارسی و منابع آن در فارسی، کردی و ترکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ۱۳۸۴ شماره ۵۵
حوزههای تخصصی:
به نظر میرسد پیشینة فرهنگ عامّه با تاریخ اجتماعی بشر برروی کرة خاکی ملازمت دارد؛ چرا که انسان از آغازحیات تاریخیخود، اسیر غم ها، شادیها، خوشیها و ناملایمات و فرازونشیب های مختلف زندگی بوده است و هست . با ملاحظة باورداشت ها و آیین هایی که سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر یا از ناحیه ای به ناحیة دیگر انتقال یافته است ، به این نتیجه میرسیم که ریشه و هویت تاریخی و اصالت ، درگروِ شناخت هرچه بیشتر این اعتقادها و باورداشت ها است .در این مقاله سعی شده است پیشینة تاریخی فرهنگ عامّه و عامّه پژوهان ایرانی و خارجی درطول سال ها درحدّ متعارف معرّفی شود. در بخش دوم مقاله هم، برای بهرة بیشتر خوانندگان، منابع و مآخذ فرهنگ عامّه در فارسی و کردی و ترکی که مناسبت های بسیاری با هم دارند، ارائه شده است.
زبان سیاحت نامه مراغه ای
مدخلی بر رمزشناسی غزلهای مولانا
حوزههای تخصصی:
مولانا همه اشعار خود را بعد از آشنایی با شمس سروده است. غزلیات را بعد از نخستین روزهای آشنایی تا آخرین شب زندگی و مثنوی را در ده پانزده سال آخر عمر و در اوج سالهای پختگی و کمال روحی و معنوی.اگر چه این هر دو کتاب در تبیین و توضیح جهان بینی و دیدگاههای عرفانی و اخلاقی خاص مولانا و حسب حال وسر دلدادگی اوست، مثنوی از وضوح و دقت و صراحت بیشتری برخوردار است؛ چرا که حاصل تفکر و تامل و هوشیاری است. بعضی از ابیات مثنوی که می توان آنها را غزلهای مثنوی نامید و اغلب ابیات غزلیات و ترجیعات، به لحاظ حال سراینده در موقع پدید آوردن غزلها و ماهیت و نفس مسایل و مباحث مطرح شده در آن ابهام بیشتری دارند تا جایی که فهم مقصود او را با دشواری همراه می سازند. برای درک این ابهامها، خواننده باید به حالات روحی و تجارب عرفانی و هیجانهای عاشقانه شاعر نزدیک شود و با او همدلی کند و مشکلات متن را که غالبا به بیان رمزی آن مربوط می شود به ابیات صریحتر و آثار دیگر او عرضه کند تا به کمک آنها، ابهام غزلیات را تا حد ممکن بر طرف سازد.
مناسبات بینامتنی معارف بهاء ولد و مثنوی معنوی از منظر داستان پردازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معارف بهاءولد از جمله متونی است که بر اندیشه و کلام مولوی بسیار تاثیرگذار بوده است. دلبستگی مولوی به این اثر موجب شده است هیچ یک از آثار وی از تاثیر معارف بی بهره نباشد. با این همه به نظر می رسد مثنوی معنوی بیش از سایر آثار جلال الدین، تحت تاثیر ساختاری و محتوایی معارف قرار گرفته باشد. نوع مطالب طرح شده در مثنوی و شیوه بیان ارتجالی و غیر تداعیهای متعددی که در آن صورت می گیرد به معارف بهاءولد شباهت بسیاری دارد. در این مقاله، مشابهتها و مناسبات بینامتنی معارف و مثنوی صرفا از دیدگاه داستانپردازی بررسی شده است. غیر از داستانهایی که مولوی مستقیما از معارف اخذ کرده و به تناسب ذوق داستانپردازانه اش پرداخت هنرمندانه تری در آن صورت داده است، موارد دیگری نیز وجود دارد که از این دیدگاه قابل بررسی است: استفاده داستانی از شخصیتها و گفتارهای مطرح شده در معارف، تلمیحات و اشارات داستانی مشترک، تعلیقها و گسستهای ساختاری، التفات موضوعی یا چرخشهای ناگهانی در کلام و شیوع بلاغت منبری.
خردورزی و دین داری اساس هویت ایرانی در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی مهمترین و برجسته ترین اثر ادبی بازما نده از دوره ای است که م ی توان آن را
عصر باززایی فرهنگی ایرانیان دانست . دوره سامانیان ، دوره ای است که در آن به احیا و تداوم فرهنگ و هویت ایرانی، بیشتر از گذشته، اندیشیده می شود و تلاش هایی در این زمینه صورت م ی گیرد . شاهنامه فردوسی یکی از باارزش ترین و ماندگ ارترین آثار این دوره است که در قلمرو فرهنگ و ادب ایران می درخشد. این شاهکار ادبی در کنار ارزش ادبی، تاریخی، اسطوره ای، حماسی، داستانی و سایرجنبه ها، از نظر اندیشه ، بینش و معنا شناسی نیز بی نظیر است . اندیشه و بینش حاکم بر شاهنامه که به طور عمده بر محور خرد استوار است، شهرتی جهانی دارد و گذر زم ان نه تنها آن را فرسوده و کهنه نمی کند، بلکه والایی و برتری آن را آشکار تر می سازد. بخش عمده ای از این برتری به دلیل فراگیری و تعادل نگرش حاکم بر شاهنامه و دوری از افراط و تفریط و تعصب و تحجر است که نشان دهنده اوج ژرف بینی و ژرف اندیشی آفریننده آن است . فردوسی با نگاه ریز بین و دقیق خود در پس لایه های رو بنایی و روساختی باورها و فرهنگ های متفاوت ایرانیان در دوره های مختلف ، به دنبال بنیادهایی می گردد که سراسر فرهنگ این قوم فرزانه را از اسطوره تا تاریخ به هم پیوند دهد و هویت آنان را بازنماید . آنچه او می یابد خرد و دین است . او خردورزی و دین داری را اساس و بنیاد هویت و فرهنگ ایرانی می داند و با باز نمودن آن در شاهنامه ، و پیوند فرهنگ قبل و بعد از اسلام ایرانیان به آنان درس دین داری و خرد ورزی می آموزد. در این مقاله به بررسی این موضوع در شاهنامه پرداخته شده است.
جغرافیای تاریخی ایران ساسانی در شعر بحتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات درخور پژوهش های تطبیقی، بررسی چهره یک کشور در ادبیات دیگر ملت هاست. تاثیر شگفت انگیز تمدن ساسانی در محیط ادبی دوره عباسی، چنان است که دیوان شاعران این دوره را پر از اشارت های زبانی و تاریخی به تمدن ایرانیان کرده است. نگاه شاعر متمدن عرب «بحتری» به مکان های جغرافیایی ساسانی و شوق و اشتیاق او به راز و رمزهای آن، هر خواننده ای را شگفت زده می کند. دیوان وی پر از نام شهرهای ایرانی است که غالباً با نوعی داوری جانبدارانه و احساسی نسبت به ایرانیان همراه است. با دقت، از خلال اثر فرهنگی بحتری می توان راهی به دوران ساسانی باز کرده و با شهرهای باستانی ایران ساسانی آشنا شد و نشانه ها و آثار آن را در دل اشعارش یافت. این شاعر عرب، چهره بسیاری از شهرهای ایران را ترسیم و به نوعی نام آنها را در تاریخ ایران ماندگار کرده است. در دیوان وی بیش از سی و پنج شهر ایران ساسانی به چشم می خورد که این مساله خود حاکی از عشق و علاقه شاعر متمدن عرب به این مکان ها و تمدن ساکنان آن است.
بررسی و تحلیل زبانی، ادبی و محتوایی نعت نبی اکرم در خمسة نظامی
حوزههای تخصصی:
نعت پیامبر یکی از شگردهای ادبی است که در دوره های مختلف شعر فارسی به دلیل اعتقاد و ایمان شعرا تا به امروز رواج یافته است. نظامی نیز در ابتدای منظومه های عاشقانة خود در این باره تمام احساسات زیبایی شناسانة خود را در توصیف پیامبر به کار می گیرد. او با استناد به آیات و احادیث و معرفی شخصیت والای محمد و مقایسة او با سایر انبیا و توصیف منش و اخلاق نیکوی محمد، مدایح محمدی را سروده است و تمام مثنوی های خود را با نام پیامبر زینت داده است. در این مقاله جنبه های محتوایی نعت در خمسة نظامی بررسی گردیده و از آن جا که این مضمون در مدایح نظامی دست مایة آفرینش ادبی شده است، به ویژگی های ادبی و هنری نعت ها نیز پرداخته شده است. وی در این مدیحه ها اسلوب خاص خود را دارد و همچنان از ترکیبات بدیع و عبارات سلیس و تلمیحات و تصاویر خیال برای مدح استفاده می کند. البته این مدایح فقط بستری برای آفرینش آرایه ها و ایماژها نیست؛ بلکه اندیشه های کلامی و غیرکلامی شاعر دربارة پیامبر را نیز نشان می دهد.
نظربازی سعدی؛ دغدغه گناه
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده ضمن بررسی مفهوم «نظر» از مقولة «فعل» و «اسم» و کاربرد گوناگون آن در این دو مقوله؛ با تکیه بر نگره های فلسفی؛ به بررسی مفهوم دقیق نظر و بالطبع نظربازی پرداخته و انواع نظر را در دیدگاه سعدی مورد بررسی قرار داده؛ نظربازی سعدی، شرایط و حالات آن را بررسی می کند.
بررسی اسطوره ضحاک بر اساس ساختار تقابل های دوگانه کلود لوی استروس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کلود لوی استروس برای منطق اسطوره قائل به ساختاری دوقطبی -تقابلی است. به عقیده او ساختار ذهن انسان برای درک پدیده ها هر پیوستاری را در قطب های متقابل دوگانه ای قرار می دهد و این کنشِ ذهنیِ فراگیر در نهایت منجر به تقابل های دوگانه ای چون شب/ روز، سیاه/ سفید، خام/ پخته و مفاهیمی از این دست می شود. او معتقد است در یک مطالعه ساختارگرایانه نمی توان از زنجیره تشکیک مراتب اجزا غافل بود. بنابراین باید هر تقابل کلی در اسطوره قابل تقسیم به تقابل هایی جزئی تر باشد. البته این تجزیه پذیری پیوسته، بدان معنا نیست که تجزیه پذیری اسطوره ای به معنی قطع ارتباط جزء و کل است؛ بلکه کنش و معنای هر تقابل خُرد همواره در راستای تقابل کلان تر قرار دارد. در این جستار با بررسی اسطوره ضحاک از منظر تقابل های دوگانه روشن شد که تقابل هایی چون تقابل ایرانیان و انیرانیان، شیر و خون، کاوه و ضحاک، جامعه اشتراکی و حکومت متمرکز، شهرناز، ارنواز و تقابل های آتیِ شاهنامه و ... همه در خدمت تقابل های کلّی تر و در جهت تقویت سویه های متقابل بنیادین اسطوره است. به عبارتی دیگر، اسطوره در بطن خود تقابل های کلانی دارد که هریک قابل تجزیه به تقابل هایی خردترند.
مطالعه فرایند گفتمانی بیان آرزو در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کنش های زبانی که در تعاملات اجتماعی و گفت وگوهای روزمره در انواع زبان ها از جمله زبان فارسی نقش پررنگی دارد، آرزوکردن و بیان دعای خیر برای مخاطب است. آرزو ها در زبان فارسی با استفاده از ساختارهای خاص دستوری مانند جمله های فعلی دارای فعل التزامی، جمله های اسمی، شبه جمله ها و اصطلاحات دیگر بیان می شوند و دارای کاربردهای ویژه و گوناگون هستند. این ساخت ها و کاربردهای گوناگون در زبان های مختلف با یکدیگر مطابقت ندارند؛ لذا گویشوران غیر فارسی زبان در هنگام برخورد با این عبارت ها و اصطلاحات هم در فهم مطلب و هم در کاربرد آن ها دچار مشکل می شوند. بدین منظور و نیز برای رفع این مشکل، مطالعه ساختار این عناصر زبانی به نظر ضروری می رسد. آن ها می توانند برای ختم مکالمه، تشکر از مخاطب و واکنش به اظهارات او به کار روند. علاوه بر این در زبان فارسی شاهد آرزوهای غیر مستقیم و نیز گروهی هستیم که این مسئله از دیدگاه فرهنگی شایان توجه است. این مقاله علاوه بر ارائه ساختارهای دستوری آرزوها، به تفکیک آن ها از لحاظ معنایی و نیز کاربردی می پردازد و با ارائه مثال های مختلف می کوشد تا چگونگی کنش زبانی آرزو ها را در زبان فارسی روشن سازد.
خلقت، مفهوم «انسان» و «انسان بودن» نزد حافظ و گوته
حوزههای تخصصی:
در اين مقاله به موضوع «خلقت انسان»، «خود انسان» و «انسان بودن»، با تکيه بر تعابير و تفاسير مختلف ادبی در غزليات لسان الغيب حافظ و آثار گوته (Goethe 1749-1832) شاعر معروف آلمانی پرداخته می شود. موضوع فوق در ادبيات و آثار تغزلی ايران و آلمان با هم مقايسه می شود، نمونه های متعددی از آرا و نظرات ادبا، شعرا و فلاسفه ی هر دو کشور ارائه می گردد و با توضيحات مختلف همراه می شوند. سابقه و تاريخچه ی ديدگاه های دينی در خصوص خلقت انسان نيز از زاويه ی ديدگاه های ادبی مطرح می شوند. در اين راستا تا حدودی مشابهت های فرهنگی ادبی و برداشت های دينی از کتب مقدس آشکار می شوند. به ديدگاه ها و نظرات ادبای مذکور با ذکر مثال های متعدد و مستند از آثار آنان پرداخته می شود. اعتقاد به جهان ماورا و بهشت، علل هبوط و سقوط انسان به زمين، نبرد خير و شر، نيکی و بدی، نيروهای الهی و اهريمني در وجود انسان مطرح می گردد. به منظور شناخت وجود انسان و برجستگی ويژگی های خاص انسانی، فرق ماهيتی انسان با فرشتگان و ديگر موجودات جمع بندی و همراه با توضيحات به نظر خواننده می رسد. همچنين سعی می شود تا درباره ی ابعاد مختلف شخصيتی، جايگاه انسان در هستی، تفاوت بين «انسانِ معمولی»، «اَبَرانسان» و «انسان کامل» مباحثی مطرح شود. به معيارهای «انسان بودن» و انسانيت اشاره می شود، موقعيت انسان در چالش های موجود در نبردهای مختلف درونی و بيرونی در پهنه ی وسيع هر دو ادبيات غنی ايران و آلمان با هم مقايسه می شوند. تأثيرات متقابل فرهنگی در آثار مشهور جهانی آشکار می گردد. اين موضوع در نهايت بر اهميت تحقيقات و گفتگوهای ميان فرهنگی صحه گذاشته و زمينه های تعامل بيشتر بين ملت ها را فراهم می سازد. همچنين بر مشابهت های ذاتی و ريشه ی مشترک انسان ها به واسطه ی آدم وحوا و احترام به انسانيت محض تأکيد می گردد.
نابینایی در معره، شوریدگانی در ایران (بررسی زندگی، شعر، آرا و عقاید ابوالعلا معری و مقایسه او با خیام و صادق هدایت)
حوزههای تخصصی:
در به تاریخ زندگی انسان ها از آغاز تا امروز، به نام کسانی بر می خوریم که متفاوت از دیگران زندگی کرده اند؛ و پیچیدگی شخصیتی آنان، امکان شناخت حقیقی از ایشان را فراهم نکرده و به همین دلیل همواره دیدگاه ها و نظریات مختلفی درباره آنان وجود داشته است. از جمله این بزرگان در تاریخ ادب فارسی و ایرانی، حکیم عمر خیام در گذشته و صادق هدایت در دوره معاصر است، که یکی لب کلام خود را در دل رباعی های دل انگیز ریخته و سخن خود را در موجزترین و کوتاه ترین قالب بیان داشته و دیگری تفکرات خود را در طول داستان های کوتاه به نمایش گذاشته است. نظیر این دو متفکر در ادب تازی، ابوالعلا معری است که پیش از آن دو (خیام و هدایت) می زیسته است، ولی به گون های، درست همان پیچیدگی های شخصیتی آنان را دارد؛ که در این مقاله تلاش می شود گوش های از زندگی و شعر و فکر این ادیب اندیشمند در فرهنگ عربی، با مطابقه و مقایسه با دیگر متفکران در ادب فارسی به نمایش گذاشته شود.
ریخت شناسی داستان زال و رودابه، بهرام گور واسپینود، گشتاسب و کتایون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنامه، این جاودانه اثر فردوسی، قرن هاست بر تارک ادبیات ایران و حتی جهان جای دارد، در این بین ماجراهای عاشقانهی شاهنامه با توجه به تم غالب حماسی آن، کمتر کنکاش شده است. این جستار به بررسی وتحلیل داستان ""زال ورودابه"" و دو داستان مشهور دیگر شاهنامه، یعنی ""بهرام گور و اسپینود""، ""گشتاسب و کتایون"" میپردازد. ماجراهای فوق از مشهورترین قصّه های عاشقانهی شاهنامهی فردوسی می باشند. برای دستیابی به نتایج دقیق از این پزوهش، داستان ها را به شیوه ریخت شناسی تا حدّ ممکن به وسیله جداول و نمودارها مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم. سپس نتایج به دست آمده را بر همدیگر تطبیق می کنیم. هرچند از لحاظ ساختاری ویژگی های مشترکی بین سه داستان مشاهده می شود ولی چند ویژگی اصلی مانند تسلیم مسالمت آمیز قدرت و تغییر دین یکی از شخصیت های اصلی، اسپینود، از موارد اختلاف بین داستان ها می باشد که قابل توجه است.
سلطان العارفین سلطان باهو
حوزههای تخصصی:
سلطان باهو شاعر عارف نامدار پاکستان و شبه قاره هند در سال 1039 ه.ق دو سال پس از جلوس بزرگترین پادشاه از سلسله مغول کبیر هند یعنی شاه جهان (13.07 ه.ق) در شهر جنگ از توابع پنجاب لاهور تولد یافت. نامش را به مناسبت رویایی که مادرش – بی بی راستی – دیده بود و آن اینکه فرزندی به دنیا خواهد آورد که نور علم و معرفت او سراسر جهان را خواهد گرفت، باهو گذاشتند یعنی با خدا یا خدا با او است.بیش از 144 کتاب نوشته که 143 کتاب آن به زبان فارسی و یک جلد آن به زبان محلی سرائیکی است. سلطان باهو پس از 63 سال عمر با برکت در سال 1102 ه.ق در شهر شورکوت لاهور درگذشت و مزار شریفش در آن شهر زیارتگاه خاص و عام است.
بررسی پاره ای از مسائل پزشکی در آثار نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکیم نظامی گنجه ای بزرگترین داستان سرا و نامیترین قصه پرداز تاریخ ادب پارسی است. گستره دانش و اطلاعات او سبب شده است تا آثار او نه تنها از نظر ادبی و هنری که جنبه های علمی و اجتماعی نیز در خور بررسی و پژوهش باشد. هر چند این موارد در برابر آفتاب درخشان آفرینش های ادبی- هنری او مجالی برای خودنمایی نیافته اند، با این همه تامل و دقت در آنها، زوایای دیگری از توانایی و قدرت نظامی را بر ما آشکار می سازد. در این مقاله برخی از مسایل پزشکی که در آثار نظامی بدانها اشاره شده است، از رهگذر مقایسه با کتابهای مهم پزشکی- دارویی کهن، مورد سنجش و ارزیابی قرار گرفته است. این مقایسه و تطبیق با بهره گیری از کتابهایی چون قانون، هدایه المتعلمین فی الطب، الابنیه عن حقایق الادویه و... انجام شده و در آخر به این نتیجه رسیده است که وسعت آگاهی و دانش نظامی از علم پزشکی درخور توجه و تامل است و چه بسا او این اندوخته ها را به طور مستقیم از کتب طبی گذشته به دست آورده باشد.