ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۹۴۱ تا ۴۲٬۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۲۹۴۳.

معرفی و بررسی سبک شناسی مثنوی هفت لشکر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۵ تعداد دانلود : ۹۲۶
هفت لشکر در قالب مثنوی، داستانی است حماسی که در سده های 12 و 13 (ه .ق) سروده شده است. چون صفحه آغاز و انجام آن افتاده است، اطلاعی درباره شاعر آن در دست نیست؛ گویا سراینده از مردم شبه قارّه هند بوده است. با توجه به مشخصه های سبکی و نسخه شناسی، این اثر دارای ویژگی های سبک دوره صفوی است. این مثنوی، روایت منظومی از داستانی است که در طومارهای نقّالی با نام «هفت لشکر» آمده است. بخش اعظم و قابل ملاحظه ای از این مثنوی، به داستان برزو و فرزندش تمور یا تیمور که قصد بر تخت نشاندن برزو را بجای کیخسرو دارد، اختصاص یافته است. چنین می نماید که شاعر در سرودن این مثنوی، به شاهنامه فردوسی بسیار نظر داشته، اما اشعار، سست و نااستوار است و گاه وزن مختل می شود. سراینده، بزم و حماسه را در صحنه پردازی های بزمی و رزمی بکار می گیرد. مقاله حاضر به روش اسنادی و کتابخانه ای بر روی تنها نسخه برجا مانده از مثنوی هفت لشکر انجام شده و آن را از نظر سبک شناسی مورد بررسی قرار داده و به حیطه های سبکی اثر از جهت زبانی، محتوایی و ادبی پرداخته است.
۴۲۹۴۴.

مفهوم تابو در فرهنگ عامه مردم سرکویر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۵۹۵
فرهنگ شفاهی اقوام ایرانی دنیایی رمزآلود و دست ناسوده است که بررسی محتوایی ظرایف آن می تواند چشم اندازهای تازه ای به دنیای مردم شناسی و جامعه شناسی انسانی بگشاید. پژوهش پیش رو می کوشد با بیان و بهره گیری از عناصر فرهنگی و اعتقادات عامه مرسوم در میان مردمان منطقه سرکویر جنوب استان سمنان و در مجاورت دشت کویر، به تبیین و تحلیل جایگاه مفهوم تابو در میان مردم این دیار بپردازد. این جستار با بهره گیری از شیوه مشاهده مستقیم و مبتنی بر مصاحبه، مشاهده و تحلیل داده ها به معرفی و شناسایی بخشی از فرهنگ عامه اقوام ایرانی و تحلیل ریشه های کهن افکار تابوآفرین پرداخته است. در این راستا، مضامین تابو در ادب شفاهی مردم منطقه مورد پژوهش در دو دسته کلی تحلیل شده است: پاره نخست در حوزه واژه های تابو و مفردات زبانی و پاره دوم شامل تابوهای ممنوعیت آداب و سنن رفتاری و مادی است. در نوشتار حاضر، تابوهای رفتاری درپیوسته با ازدواج، مردگان و آداب سوگواری، تابوهای نام افراد، پیشه ها و دیگر تابوهای اجتماعی بر بنیاد روایت راویان بومی و محلی تحلیل محتوایی شده است.
۴۲۹۵۳.

بازتاب فرهنگ و ادبیات عامه در منظومه های قضا و قدر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۶ تعداد دانلود : ۹۴۶
منظومه های قضا و قدر از آن دسته آثاری هستند که در دوره زمانی صفویه تا قاجاریه با محوریت تفکر جبری و در قالب طرح یک داستان سروده شده اند. بیشتر این منظومه ها به صورت نسخه خطی در دست است و تعداد آن ها به بیش از 20 مورد می رسد. در این مقاله 4 نسخه چاپی و 11 نسخه خطی این منظومه ها از دیدگاه بررسی عناصر فرهنگ و ادبیات عامه بررسی شده اند. با وجودی که منظومه های قضا و قدر در قالب ادبیات رسمی و با محوریت یک موضوع کلامی و فلسفی سروده شده اند، مشخصه های زبانی و محتوایی آن ها ثابت می کند که منبع الهام اصلی این متون، فرهنگ و ادبیات عامه است. نوع برخورد سطحی با موضوع چالش برانگیز قضا و قدر و عاری بودن متن از استدلال های پیچیده فلسفی؛ ترویج تفکر تقدیرباوری در این منظومه ها؛ بازتاب عناصری از فرهنگ و ادبیات عامه، مثل زبان و بیان ساده؛ وزن عامیانه این آثار؛ انعکاس باورهای خرافی مثل اعتقاد به بخت و اقبال؛ توصیف برخی از سنت های مردمی، بازتاب برخی از رفتارهای عامه و توصیف شخصیت ها و مکان هایی از متن و بطن زندگی عامه از نشانه های تأثیرپذیری منظومه های قضا و قدر در ادبیات عامه است. منظومه های قضا و قدر از نظر بوطیقا و ساختار داستانی نیز کاملاً منطبق با ساختار قصه های عامیانه هستند. ضعف پی رنگ؛ ضعف حقیقت مانندی؛ اهمیت حادثه پردازی؛ شخصیت های ایستا و قالبی؛ ابهام زمان و مکان و روایت داستان از زاویه دید دانای کل از ویژگی های است که این منظومه ها را با قصه های عامیانه پیوند می دهد.
۴۲۹۵۴.

صوره "دون جوان" فی شعر سمیح القاسم وعبدالله بَشیو؛ دراسه مقارنه صورولوجیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۵۴۲
علم دراسات الصوره (Image Studies) أو الصورولوجیا أو علم الصور (Imagologie) یبیّن لنا جانبا هامّا من وظیفه الأدب المقارن(أو النقد المقارن بالواقع) فی المدرسه الفرنسیه حیث یتطرق إلى دراسه صوره "الأنا" و"الآخر" فی النصوص الأدبیه. صوره الآخر کمرآه یرى الأنا نفسه فیها من جانب ویرى الآخر معامله الأنا ومواجهته معه من جانب آخر. دون جوان (Don Juan) شخصیه أسطوریه إسبانیه تُعرف بزیر النساء أو مغوی النساء أو صریع الغوانی فی الثقافه الإسبانیه خاصه وفی الثقافه الأروبیه أو العالمیه عامّه. لدون جوان علاقات مع مختلف النساء ولایزال یبحث عن امرأه أخرى جدیده ویترک القدیمه تماما. للشاعرین سمیح القاسم وعبدالله بَشیو، باعتبارهما فحول أدب المقاومه فی الأدبین العربی والکردی، قصیدتان موجّهتان إلى دون جوان وهما یوظفان صورته السلبیه فی مجال أدب المقاومه توظیفا جدیدا لیظهرا مدى التزامهما بهذا النوع من الأدب ویُثریا المعانی الشعریه لدیهما. تبحث هذه المقاله عن کیفیه الرؤیه لصوره الآخر الأسطوری الإسبانی وتوظیفها فی شعر الأنا العربی والکردی بالاعتماد على المنهج الوصفی التحلیلی وعلى ضوء الأدب المقارن الأمریکی. توصلت الدراسه إلى أن رؤیه سمیح القاسم فی صوره دون جوان تسامحیه على الإطلاق، لکن رؤیه عبدالله بَشیو تسامحیه أولاً ثم تتغیر وتَصیر تشویهیه سلبیه انتهاءاً، والأنا حقیقیه فی هاتین القصیدتین لکن الآخر أسطوری یعنی أن الآخر صوره من صوره الآخر الأصلی البدائی.
۴۲۹۵۵.

بچه ترسان ها در فرهنگ عامه استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۶۹۲
ترس ها و واهمه های بی نام و بی نشان برآمده از دل سیاهی ها، جهالت ها، خرافه ها و موهومات، در باور بسیاری از مردم طبقات مختلف جامعه بشری امری طبیعی و بدیهی است، و این مهم به ویژه در باور عوام شدت بیشتری دارد. در این مقاله کوشیده ایم به صورت موردی این باورها را در میان مردم استان هرمزگان بررسی و با نمونه های رایج آن در بین دیگر اقوام و ملل مقایسه کنیم. داده های این پژوهش بیشتر متکی بر یافته های میدانی است. لولوهای برآمده از دل سیاهی، بچه ترسان هایی هستند که برای تأدیب، تنذیر، هشدار، عبرت و سر به راه کردن کودکان به اصطلاح ناآرام به کار گرفته می شود، زیرا کودکان عموما ًدرک درستی از جهان پیرامون خود ندارند، و به صورت غریزی و از طریق والدین از طریق همین موهومات و ناشناخته ها از ارتکاب هرگونه خشونت و ناآرامی بازداشته می شوند. در این پژوهش به انواع و اقسام ترس های القایی از سوی بزرگ ترها به کودکان در بین مردم استان هرمزگان اشاره می شود و سعی بر این است تا نقبی برپایه شهودی و علمی درباره برخی از داده های بومی هرمزگان بزند و پایه ها و پیشینه ترس های نهادینه شده هرمزگانی ها را بررسی کند.
۴۲۹۵۶.

مطالعه الگوهای گفتار زنانه در بافت متنی رمان های «خوف و نی-نا» اثر شیوا ارسطویی «با تکیه بر رویکرد رابین لیکاف DSL»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۵۹۶
این پژوهش به شیوه توصیفی – تحلیلی تلاش می کند تا به این پرسش پاسخ دهد که آیا الگوهای گفتار زنانه در بافت متنی رمان های «خوف» و «نی نا» اثر شیوا ارسطویی، با الگوی رابین لیکاف (DSL) مطابقت دارد یا الگوهای ارائه شده در این آثار با الگوی مدّنظر وی در تعارض هستند؟ در این پژوهش از میان شاخصه های مدّنظر لیکاف (1975) بر سطح واژگانی تأکید شده و هر 5 مؤلفه این سطح شامل «استفاده مکرر از تردیدنماها یا تعدیل کننده ها»، «کاربرد صورت های مؤدبانه زبان و پرهیز از دشواژه ها»، «استفاده از قیدهای تشدیدکننده»، «کاربرد صفات عاطفی» و «کاربرد واژگان خاص زنانه» در نظر گرفته شده است. با این هدف پس از طبقه بندی داده های پژوهش و تحلیل آن ها، ابتدا سعی شد که سبک نوشتاری شیوا ارسطویی در سطح گفتار شخصیت های زنانه این دو رمان مشخص و سپس با مؤلفه های مدّنظر لیکاف انطباق داده شود. یافته ها نشان می دهد که ارسطویی در زمینه انتخاب زبان شخصیت زنان این دو رمان دقت فراوانی داشته و مؤلفه هایی مانند سن، طبقه اجتماعی، شغل، تحصیلات و ... در سبک گفتار زنان داستان های وی به وضوح قابل مشاهده هستند و می توان ادعا کرد که وی یکی از موفق ترین زنان داستان نویس در این زمینه است. علاوه بر این، بسیاری از مؤلفه های حاکم بر سبک گفتار زنانه در داستان های وی با الگوی رابین لیکاف مطابقت دارد. مؤلفه هایی مانند واژگان خاص زنانه، تردیدنماها، تشدیدکننده ها، سوگندواژه ها و جملات عاطفی شاخص ترین نمودهای این انطباق هستند.
۴۲۹۵۷.

زیبایی شناسی شگرد ادبی التفات و نقش تفسیری آن در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۵۶۰
تفسیر هر متن، بسته به عناصر متن سازی چون زبان، بلاغت، ساختار ادبی، درون مایه و گونه شناسی، با دیگری متفاوت است و روش تفسیری منحصربه فردی می طلبد. موضع تفسیری هر متن در جایگاهی اتفاق می افتد که گره های تفسیری آن متن ظاهر می شود. گاه گره های تفسیری یک متن در نتیجه ابهام ساختاری آن واقع می شود. یکی از عواملی که موجب ابهام و گره افکنی در ساختار ادبی متن می شود، شگرد ادبی التفات است؛ ویژگی ابهام آفرینی التفات ناظر به رویکرد و نگاهی جدید به این شگرد ادبی است که با توسع بخشیدن به این مفهوم، از نگاه سنتی در باب التفات فراتر می رود. اصلی ترین پرسش این پژوهش این است که چگونه التفات که در نگاه جدید شامل هر نوع تغییری در متن می شود، می تواند هم موجب ابهام ساختاری معنایی در متن شود و هم در راستای رفع این ابهام و تفسیر آن عمل کند؟ این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی به بیان انواع و کارکردهای شگرد ادبی التفات در مثنوی معنوی می پردازد و نشان می دهد که مثنوی یکی از متونی است که بارزترین گره تفسیری آن، متعلق به وجوه التفاتی آن است، به گونه ای که با شناخت نقش زیبایی شناختی این شگرد و تبیین نقش نشانه معناشناختی آن در ساختار این متن، می توان به تفسیر بهتر و علمی تری از آن رسید. با مطالعه و بررسی بسیاری از داستان های مثنوی در دفترهای مختلف، روشن شد که یکی از مهم ترین کارکرد التفات در مثنوی در کنار نقش زیبایی شناختی آن، کارکرد تفسیری و معرفت شناختی آن است که در خدمت تبیین نظام اندیشه مولوی قرار دارد و نشان دارترین ویژگی ساختاری و معنایی مکتب فکری اوست. از دیگر یافته های این پژوهش، معرفی و تبیین دیگر انواع التفات از قبیل التفات زبان شناختی، تفسیری، روایت شناختی، پدیدارشناختی، روش شناختی و گفتمانی است که در تفسیر و شرح مثنوی به این وجوه التفاتی و نقش آن ها در تفسیر چندان توجه نشده است.
۴۲۹۵۸.

سرگذشت حاجی بابای اصفهانی؛ گامی به سوی ترکیب سنت و نوآوری در ادبیات داستانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۵ تعداد دانلود : ۴۴۰
این پژوهش، دو عامل سنت های ادبی و نوآوری را در کتاب سرگذشت حاجی بابای اصفهانی اثر موریه ترجمه میرزا حبیب اصفهانی بررسی کرده است. از آنجا که از این کتاب همواره به عنوان یکی از اولین نمونه های داستان نویسی جدید فارسی یاد می شود، بررسی نقش هر یک از این دو عامل در این اثر می تواند در شناخت بهتر سیر تحولات ادبیات داستانی ایران راهگشا باشد. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی به این امر پرداخته و ترکیب متعادل عناصر سنتی و جدید را در این کتاب نشان داده است. بر مبنای نتایج به دست آمده، این کتاب در بخش عناصر داستان ترکیب به نسبت متعادلی از سنت گرایی و نوآوری دارد. در مواردی نظیر واقع گرایی و توجه به جزئیات در شخصیت پردازی، تلاش برای باورپذیر کردن وقایع داستان، توصیفات جزئی و رعایت لحن، گرایشات نوگرایانه و در مبحث ایستایی شخصیت ها و شیوه های معرفی شخصیت، عوامل مؤثر در پیشبرد وقایع و برخی از بن مایه های داستانی به ویژه در بخش های عاشقانه، گرایشات سنت گرایانه غالب اند. در بحث زبان و شیوه نگارش با وجود تلاش موفق نویسنده برای نوسازی زبان از آنجا که این نوسازی بیش از هر چیز تحت تأثیر اسلوب شاعرانه سعدی به خصوص در گلستان صورت گرفته، این نوگرایی را می توان برگرفته از سنت و در قالب احیای آن دانست. در مبحث درون مایه نیز انتقاد جدی از جامعه سنتی ایران و تقابل بین سنت و تجدد، مهم ترین درون مایه اثر بوده و به شیوه ای متعادل و با تکیه بر ریشه های موجود در سنت به نقد عیوب آن پرداخته شده است.
۴۲۹۵۹.

واکاوی زباهنگ مثبت نگری در ضرب المثل های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۷۱۱
ضرب المثل ها عبارات زبانی کوتاه به نظم یا نثر هستند که با ساختاری روان نشان دهنده بخشی از فرهنگ و تفکرات مردم جامعه ای اند که آنان را به کار می برند. از این رو، معمولاً نسل به نسل منتقل می شوند و با مداقه و موشکافی می توان به ریشه های تاریخی و فرهنگی مستتر در آنان دست یافت. با این توضیح ضرب المثل ها را می توان زباهنگ (زبان + فرهنگ) درنظر گرفت که نشان دهنده نوع نگرش، فرهنگ و تفکرات ارزشی مردم هر جامعه هستند. یکی از مواردی که در ضرب المثل های زبان فارسی مشهود است، تفکر مثبت نگری است که می توان آن را نوعی زباهنگ درنظر گرفت. در پژوهش حاضر نگارندگان با استفاده از بخش های هشت گانه الگوی SPEAKING هایمز ( 1967 ) به واکاوی زباهنگ «مثبت نگری» در ضرب المثل های زبان فارسی پرداخته اند. بدین منظور تعداد 99621 ضرب المثل زبان فارسی که نشان دهنده فرهنگ و تفکرات اقوام ایرانی و جامعه فارسی زبان اند، موشکافی شدند. از این تعداد، به منظور بررسی تفکر مثبت نگری، 777 ضرب المثل که بار عاطفی مثبت داشتند، یادداشت و به منزله داده های پژوهش درنظر گرفته شدند . این مثل ها به صورت کیفی و توصیفی در پرتو الگوی هایمز تحلیل شدند تا مشخص شود که زباهنگ مذکور در ضرب المثل های زبان فارسی به چه صورتی نمود پیدا کرده است و اهداف پربسامد آن، چه مواردی را دربر می گیرد. یافته های پژوهش نشان می دهد اهداف پربسامد استفاده از زباهنگ مثبت نگری به موارد پند و نصیحت (30 درصد)، دعوت به شادی و نشاط (3 درصد)، اغراق و بزرگ نمایی (5 درصد)، تشویق به اتحاد و همکاری (4 درصد)، دعا در حق مخاطب (2 درصد)، پای بندی به عقاید مذهبی (27 درصد)، ترغیب به صبر در کارها (8 درصد)، و شکرگزاری (2 درصد) اختصاص یافته است که در بافت های رسمی و غیررسمی با لحن های متفاوتی مانند لحن نصیحت آمیز (45 درصد)، تعریفی (8 درصد)، امیدوارانه (36 درصد)، طنزآمیز (8 درصد) و دعایی (4 درصد) به کار رفته اند. از آن جایی که بالاترین بسامد از نظر هدف در زباهنگ «مثبت نگری» متعلق به پند و نصیحت دادن به طرف مقابل است و لحن نصیحت آمیز نیز بیشترین مورد کاربرد لحن را به خود اختصاص داده است، به نظر می رسد با توجه به فرهنگ قوی و غیرمستقیم گویی ایرانیان، آنان به صورت ضمنی نظرات خود را در قالب پند و نصیحت به دیگران منتقل می سازند.
۴۲۹۶۰.

خلاقیت ادبی در اشعار احمد شاملو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۹۰۳
چکیده احمد شاملو،شاعر معاصر ایران با درک ظرفیت های موجود در زبان فارسی و اشراف بر ادبیات کلاسیک به ویژه متون نثر و خلاقیت منحصر به فرد خویش،با بهره گیری از انواع شگردهای زبانی و رسیدن به سویه های طبیعی کلام و موسیقی موجود در آن با تغییر در ساختار و محتوای شعر نیمایی توانست گونه ای دیگر از شعر را بنیان نهد که از آن به عنوان شعر سپید نام می بریم. بر همین اساس هدف از این پژوهش،نشان دادن خلاقیت ادبی،با بهره گیری از ترفندها و شگردهای زبانی و مفهوم سازی های نوین با تکیه بر مجموعه اشعار شاملو می باشد.داده های مورد نظر،با بهره گیری از منابع دست اول و دوم در محیط کتابخانه گردآوری گردیده است.سپس با تکیه بر اهداف و ابعاد مورد نظر جستار حاضر،داده های مورد نظر به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که بخش عمده ای از خلاقیت ادبی شاملو در شگردها و هنجار گریزی های زبانی،موسیقی طبیعی کلمه و نگاه سیاسی و اجتماعی توأم با فخامت و سنگینی کلام است که شعر وی را برجسته و متمایز کرده است.نگارنده در تلاش است که با کند و کاو در مجموعه اشعار شاملو و مطالعه منابع موجود در این زمینه،فرآیند خلاقیت ادبی را نشان دهد و بگوید که چگونه شاعر در ساختار و محتوای شعر معاصر ایران تغییر ایجاد کرده و سبک جدیدی از شعر را بنا نهاده است. کلیدواژه ها :احمد شاملو، خلاقیت ادبی ، ،شعر سپید، موسیقی کلام،شگردهای های زبانی

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان