ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۲٬۳۶۱ تا ۴۲٬۳۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۲۳۶۱.

بررسی مقایسه ای سبک ادبی و علمی در خطبه ها و نامه های نهج البلاغه بر پایه معادله بوزیمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۶۵۷
سبک شناسی آماری از عالمانه ترین و دقیق ترین مکاتب نقدی است که شواهد تجربی را جایگزین قضاوت شهودی قرار داده است. معادله بوزیمان یکی از روش های سبک شناسی آماری است که نخستین بار بوزیمان دانشمند آلمانی، آن را در سبک شناسی مطرح نمود. به عقیده بوزیمان کمیت ادبیت متن یا جداسازی متن ادبی از دیگر انواع متن، با مقایسه میزان کاربرد افعال نسبت به تعداد صفات قابل تبیین است؛ هر چه تعداد فعل ها بیشتر باشد، متن داری سبک ادبی و رویکرد انفعالی است. که این نسبت با تقسیم تعداد افعال بر صفات حاصل می شود. پژوهش حاضر بر آنست که با تکیه بر شیوه سبک شناسی آماری بوزیمان به مقایسه خطبه ها و نامه های نهج البلاغه بپردازد. براساس داده های حاصل از این معادله، خطبه های نهج البلاغه در مقایسه با نامه ها داری رویکرد انفعالی تر و در نتیجه ادبی ترند. د. براساس داده های حاصل از این معادله، خطبه های نهج البلاغه در مقایسه با نامه ها داری رویکرد انفعالی تر و در نتیجه ادبی ترند.
۴۲۳۶۴.

تذکره شعاعیه و ضرورت تصحیح دوباره آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۶۲۱
تذکره شعاعیه اثر محمدحسین شعاع شیرازی (شعاع الملک) یکی از تذکره های مهم فارسی است که در دوره قاجار و در سال 1321 هجری در شیراز تألیف شده است. تذکره شعاعیه دربردارنده شرح حال و نمونه اشعار صد و پنج شاعر است که مؤلف در فاصله زمانی 1300‑1320 آنها را دیده و یا از زبانشان شعری شنیده است. محمود طاووسی این تذکره را تصحیح و بنیاد فارس شناسی در سال 1380 آن را منتشر کرد. پرسش این پژوهش این است که تصحیح نامبرده تا چه اندازه علمی و انتقادی و معتبر است. بررسی نگارنده نشان می دهد متن تصحیح شده سرشار از غلط است. از سه علت اصلی برای راه یافتن لغزش ها به متن مصحَّح می توان نام برد: انتخاب روش نادرست، تصحیح اخلاقی، بدخوانی. مصحِّح برخلاف قاعده کلیِ تصحیح، تنها به یک دست نویس، نسخه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، بسنده کرده که نسخه ای مؤخّر است و از دست نویس کتابخانه ملّی ملک چشم پوشیده است که اقدم و اصح است. افزون بر این، در مواردی واژه ها بد خوانده شده یا کلمات به سبب رعایت نکات اخلاقی به طور عمدی دگرگون شده است. تذکره شعاعیه مهم ترین تألیف شعاع الملک است و فواید تاریخی، اجتماعی، ادبی و زبانی درخور توجهی دارد؛ به همین سبب بایسته است به طور انتقادی تصحیح شود و متن پیراسته آن در دسترس پژوهشگران و علاقه مندان ادب دیرینه سال فارسی قرار گیرد.
۴۲۳۶۵.

حاشیه ی ظفرنامه، دستنویسی معتبر از شاهنامه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۴ تعداد دانلود : ۲۷۰
در حاشیه ی دو نسخه از ظفرنامه ی حمداللّه مستوفی شاهنامه ی فردوسی کتابت شده است. نسخه ی نخست به تاریخ کتابت 807 قمری در کتابخانه ی بریتانیا در لندن و دوم که در سال 808 قمری کتابت شده، در موزه ی هنر اسلامی و ترک استانبول نگهداری می شود. نسخه ی مورَّخ 807 در سال 1377 خورشیدی در تهران چاپ عکسی شد و اهمیّتی نسبی در متن شناسی شاهنامه یافت؛ مخصوصاً که پژوهشگران حاشیه ی ظفرنامه ی مورَّخ 807 را همان نسخه ای دانستند که حمداللّه مستوفی در فاصله ی سال های 714 تا 720 تصحیح کرده است. با این حال، تا کنون این دستنویس مورد بررسی و ارزیابی جدّی قرار نگرفته است. از همین روی، ما در این جستار دیباچه ی شاهنامه را در این دستنویس بررسی کردیم و با تصحیحِ دکتر خالقی مطلق سنجیدیم تا اعتبارِ نسبی آن، بر اساسِ این محدوده ی بررسی، مشخص شود. این دستنویس از نظر ضبطِ ابیات در وضعیّت تقریباً مطلوبی قرار دارد و تعدادِ بیت های برافزوده ی آن خیلی زیاد نیست؛ به شکلی که دیباچه در شاهنامه ی مصحَّح دکتر خالقی مطلق 209 بیت و در حاشیه ی ظفرنامه 222 بیت است. از نظر ضبطِ واژه ها نیز وضعیتِ این دستنویس در این بخش مناسب و مطلوب است و اختلاف آن با شاهنامه ی مصحَّح خالقی مطلق زیاد نیست. سرنویس ها در این دستنویس وضعیّت مناسبی ندارند و بسیار آشفته اند؛ به شکلی که علاوه بر پس و پیش شدنِ ابیاتی در پیش و پسِ سرنویس ها، سرنویس ستایشِ محمود دربردارنده ی ستایشِ امیرک منصور و سرنویسِ پادشاهی کیومرث دربرگیرنده ی مدح محمود است. با چشم پوشی از خطاهای اندکی از این دست و سهوهای گهگاهی کاتب در نقطه گذاری، می توان حاشیه ی ظفرنامه را نسخه ای پاکیزه و مورد اعتماد از شاهنامه دانست که بایسته است در پژوهش های متن شناختی شاهنامه بیشتر به آن توجّه شود.
۴۲۳۶۹.

مطالعه تطبیقی مفهوم مرگ و جاودانگی در شعر و سینما (مورد مطالعه: شعر فروغ و سینمای تارکوفسکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۷۰۲
در این مقاله، با مطالعه ارتباط ادبیات و سینما، یکی از حوزه های غنی و پرمایه ادبیات تطبیقی نوین، مفهوم هراس از نیستی و مرگ و جست وجوی نامیرایی بررسی شده است. یافتن مضمون و بن مایه ای مشترک بین آثار هنری در فرهنگ ها و زبان ها و زمان های متفاوت می تواند از یک سو نشانه جهان شمول بودن این مضمون باشد و از سوی دیگر این امکان را فراهم می آورد تا بازنمود آن در هنرهای مختلف مقایسه شود. هنرمندان به کُنه این دغدغه جهانی پی برده و آن را در آثارشان به نمایش گذاشته اند. هراس از مرگ، به عنوان مضمونی جهانی، در آثار هنرمندان مختلف خود را نشان می دهد که درعین تشابهات کلی، تفاوت هایی نیز دارند. به گفته نظریه پردازان حوزه روان شناسی، ازجمله زیگموند فروید، اتو رنک و ارنست بِکر، ترس از رها شدن و درپی آن ترس از الفت نشانه های ترس روان فرسا از مرگ است که به گریز از ایجاد ارتباط جنسی و نهایتاً خلق همزاد، به عنوان موجود تضمین کننده جاودانگی انسان، منجر می شود. این مقاله به بررسی این مقوله ها در اشعار فروغ فرخزاد و فیلم «نوستالژیا» اثر آندری تارکوفسکی، شاعر و کارگردان معروف روسی پرداخته است. در این تحقیق، با بهره گیری از نظریه های جدید ادبیات تطبیقی نشان داده شده که این دو هنرمند بدون هرگونه اثرپذیری از همدیگر، به طور همسان هراس از مرگ و آرزوی جاودانگی را در دو رسانه مختلف، شعر و سینما، بیان کرده اند. در اشعار فروغ فرخزاد، تمرکز بر دو کتاب شعر آخرش ( تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ) بوده است؛ فروغ در این دو کتاب هراس از مرگ و میل به جاودانگی را همچون حقیقتی جهانی به تصویر کشیده است. «نوستالژیا» نیز جزو آخرین آثار آندری تارکوفسکی است که همین مضمون را در قالب فیلم به نمایش گذاشته است.
۴۲۳۷۰.

بررسی و تحلیل ابعاد تأثیرپذیری مهدی اخوان ثالث از آیات قرآن کریم با رویکرد به نظریه بینامتنی ژرار ژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۸۴۷
در سال های اخیر، در عرصه نقد ادبی نظریه ای تحت عنوان نقد بینامتنی رواج پیدا کرده است که بر اساس آن، هیچ یک از متون دارای هویت مستقل نیستند و تحت تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم آثار پیش از خود خلق شده اند. چهارچوب های نقد بینامتنیت برای نخستین بار از سوی ژولیا کریستوا تبیین گردید، ولی با آراء ژرار ژنت به اوج رسید، به طوری که امروزه نظرات ژنت به عنوان الگو در بررسی های میان متنی در نظر گرفته می شود. او بینامتنیت را به سه دسته «آشکار، ناآشکار و ضمنی» تقسیم کرده است که همه متون خلق شده ذیل آن جای می گیرند. یکی از زیرمتن هایی که شاعران به آن توجه می کنند، نویسه های دینی است که در گستره ادب فارسی معاصر، اخوان ثالث در زمره شاعرانی قرار دارد که مسائل دینی را در اشعار خود منعکس کرده اند. او با استناد به مهم ترین متن دینی اسلامی یعنی قرآن، بخشی از ذهنیات خود را شرح داده و با مخاطبان به اشتراک گذاشته است. به این اعتبار، در مقاله حاضر با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای، ابعاد تأثیرپذیری اخوان ثالث از آیات قرآن در چهار لایه محتوایی، واژگانی، ساختاری و داستان های آیینی بررسی و کاویده شده است تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که: الف) اخوان ثالث در چه سطوحی از آیات قرآن تأثیر پذیرفته است؟ ب) کاربرد کدام یک از ترازهای نگره بینامتنی در شعرهای اخوان ثالث بیشتر بوده است؟ برای پرهیز از پراکنده گویی از مبانی نظریه بینامتنی ژنت استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شاعر، برای تبیین مفاهیم سیاسی، اعتقادی، توصیفی، اعتراضی- فلسفی، اخلاقی و غنایی از متن متقدم، یعنی قرآن استفاده کرده است.
۴۲۳۷۲.

نقد و تحلیل بوم گرایی داستانِ اهل غرق منیرو روانی پور با نگاهی به گفتمان قدرت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۴۲۳
نقد بوم گرا، مطالعه ی رابطه ی بین ادبیات و جهان طبیعت است که ریشه های ظهور آن طرح اندیشه های نو در مباحث انسان شناسی و معضلات زیست محیطی است؛ معضلاتی که گفتمان های اومانیستی در پدید آمدن آن ها نقش بسزایی دارند. در این پژوهش روابط شخصیت های داستانِ اهل غرق منیرو روانی پور ازجمله خیجو، زائر احمد حکیم، مه جمال، مدینه و مردان موبور با محیط زیست بررسی شده است تا نشان داده شود برپایه ی اندیشه های فوکو، چگونه روابط قدرت در سطوح گوناگون این داستان مؤثر بوده است. خیجو، مه جمال، مدینه و زائر احمد حکیم در این داستان رابطه ای نزدیک با طبیعت و همچنین نگاهی فراانسانی به زمین دارند که گفتمان غالب عصر، اومانیسم فلسفی را به چالش می کشند؛ اومانیسمی که در آن بیشتر توجه به اندیشه انسانی می شود و خود انسان و طبیعت را به چشم عنصر یا شیءای می نگرد. ازاین روست که فوکو در عصر تجدد، حضور انسان را در صحنه ی تصویرگری اندیشه و آگاهی می بیند و بر آن است که ترکیب های تجربی می باید در جای دیگری به غیراز حاکمیت مطلق «من می اندیشم» اعمال شوند؛ مردان موبور در این داستان کسانی هستند که قدرت سرمایه و اقتصاد را در اختیار دارند و از آن در راستای سلطه بر طبیعت استفاده می کنند که باعث نابودی زیست بوم طبیعی و ازهم پاشیدگی جامعه ی انسانیِ «جفره» به مثابه همه ی زمین می گردند. در این نوشتار، نظر به اهمیت و تأثیر گفتمان ها در تولید متن ادبی، هدف این بوده است که در داستان موردبحث با روش توصیفی- تحلیلی رابطه ی انسان با محیط زیست و تأثیرگذاری گفتمان های مختلف که نقش مؤثری در اعمال قدرت دارند، بررسی شود تا زمینه ساز آگاهی بخشیدن به انسان در رفتارش با محیط زیست باشد و نسبت او را با طبیعت آشکار نماید.
۴۲۳۷۶.

تبیین الگوی تحلیل روان شناختی مکان داستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۲ تعداد دانلود : ۸۳۴
تفسیر روان شناختی ادبی، به عنوان خوانشی معتبر، بیشتر به انگیزه های روانی خالق اثر می پردازد و در تحلیل روان شناختی داستان، غالباً به شخصیت و تفسیر جنبه های روانی وی توجه می کند. اما به دیگر عناصر داستان، همچون مکان که عنصری تأثیرگذار در سیر حوادث داستان و تکامل آن است، پرداخته نمی شود. موضوع اصلی این پژوهش ارائه الگویی برای خوانش روان شناختی مکان داستانی است؛ چراکه مکان هنری داستان عنصری پویا و زنده تلقی می شود که هم اثرگذار است و هم اثرپذیر و هنرمندانه مکان واقعی را بازنمایی می کند و می تواند همچون شخصیت مورد تحلیل روان شناختی قرار گیرد. این مقاله برآن است تا با روش توصیفی تحلیلی و تکیه بر رویکرد روان شناسی محیطی که نگاه خاصی به مکان و انسان دارد و دارای مؤلفه هایی برای تحلیل روان شناختی مکان است، الگویی جهت تحلیل روان شناختی مکان داستانی به دست دهد. براساس نتایج، خوانش روان شناختی مکان داستانی با استفاده از مؤلفه های روان شناسی محیطی، آن را از عنصری ثابت، بی روح و واقع نما به عنصری پویا، هنری و واقع گرا و اثربخش در داستان تغییر می دهد که از جایگاه ارزشمندی در شبکه روابط عناصر روایت برخوردار است.
۴۲۳۷۷.

زیبایی شناسی صنعت التفات در نامه های نهج البلاغه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۶۳۹
از پدیده التفات به عنوان یکی از تکنیک های متعدّد زیبایی بخشی یاد می شود که سبب آشنایی زدایی در متون می گردد. چرا که با بهره گیری از این صنعت ادبی در حقیقت، ساختار تکراری و یکنواخت کلام که برای مخاطب آشنا شده است تغییر می یابد و ادیب با چرخشی ناگهانی در شیوه بیان خویش، از اسلوب دیگری که خلاف روش اوّلی است بهره می گیرد. امام علی(ع) به عنوان یک ادیب توانمند از این آرایه ادبی در نامه های نهج البلاغه بهره ها گرفته تا مخاطب را هر چه بیشتر مسحور بیان و مجذوب کلام خود نماید. در نوشتار حاضر که با روش توصیفی - تحلیلی، به رشته تحریر درآمده است، نخست توضیحات مختصری پیرامون پدیده التفات و ارتباط آن با مبحث آشنایی زدایی ارائه شده و در ادامه گونه های مختلف صنعت التفات در نامه های نهج البلاغه و تأثیری که این آرایه ادبی در معنا ایجاد نموده، مورد تحلیل و واکاوی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که مولای متّقیان امام علی (ع) به عنوان طلایه دار عرصه فصاحت و بلاغت برای تأثیرگذاری هرچه بیشتر بر مخاطب بنا به اغراضی همچون اهمیّت مطلب، تنبیه، تحذیر و تشویق مخاطب، تعمیم موضوع، تغییر در دایره شمول و گسترش مصداق، احترام و اکرام مخاطب و ... از این ابزار هنری استفاده نموده است.
۴۲۳۷۸.

خواجه احمد کاسانی؛ دیدگاه ها و اصطلاحات عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۷۷۲
خواجه احمد کاسانی (866 949 ق) از عارفان معروف نقشبندیه ماوراءالنهر است که بیش از سی رساله در حوزه عرفان تألیف کرده است. بیشتر این رساله ها به صورت نسخه خطی در کتابخانه های مختلف موجود و به صورت معدود و پراکنده در چند مقاله یا پایان نامه معرفی و یا تصحیح شده اند. موضوع رساله ها، عرفانی و تعاریف اصطلاحات گاه مشابه کشف المحجوب و گاه شرح دیدگاه های بهاءالدین نقشبند است. البته در این میان دیدگاه های خاص و متفاوت عرفانی وی نیز دیده می شود. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، تلاش دارد ضمن مطالعه رساله های کاسانی، دیدگاه های عرفانی وی و تعاریفش را از برخی اصطلاحات بررسی کند. یافته های پژوهش نشان می دهد کاسانی در بیان دیدگاه ها و اصطلاحات عرفانی، از الگوی معرفتی خاصی پیروی نمی کند و در هر رساله، موضوعی مشخص را محور قرار داده است. در بیشتر رساله های وی به صورت تقریبی مطالب پراکنده و پرتکرار درباره برخی اصطلاحات عرفانی چون: فنا و بقا، غیبت و حضور و... دیده می شود. تعاریف وی از این اصطلاحات گاه برگرفته از کتاب های عرفانی پیشین و گاه برساخته خودش است. کاسانی در شرح موضوعات عرفانی به شدت تحت تأثیر مولانا است و در رساله های وی استشهاد به ابیات مثنوی بسیار دیده می شود.
۴۲۳۷۹.

تحلیل انگاره اسطوره ای پیکرگردانی در افسانه های عامیانه آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۱ تعداد دانلود : ۴۸۲
یکی از راه های شناخت باور ها و عقاید هر ملتی، بررسی نماد ها و نهادهای اسطوره ای آن ملت ها است که از ژرفای ذهن و ضمیرشان سرچشمه گرفته و در تاریخ و هنر و ادبیات آنان جاری و باقی گشته اند. از مهم ترین     راه های بقای اساطیر کهن می توان به تغییر شکل یافتن آنان به صورت قصه ها و داستان های عامیانه اشاره نمود که با کارکرد فرهنگی خود به حیات انگاره های اساطیری به عنوان پیکره ای زنده و پویا مدد رسان هستند. معنی واژه های اسطوره و افسانه در ایران و جهان اغلب با هم درهم آمیخته شده اند. قصه صورت تضعیف شده مضمونی قوی تر یعنی اسطوره است، آن هنگام که اسطوره در مرحله ای از تاریخ خود، با از دست دادن بخشی از تقدسش به شکل قصه و داستان هایی که دوره به دوره محل انعکاس اندیشه های گوناگون، کلمات جدید، آیین ها و مناسک و آداب تازه تر می شوند، چهره بدل می نماید. مطالعه این داستان ها در ژرف ساخت، ما را با بستر اسطوره ای این افسانه ها آشنا می سازد. افسانه های آذربایجان از جنبه برخورداری از نمونه ها برای انگاره پیکر گردانی از غنای قابل توجهی برخوردارند چنانچه پژوهش حاضر بر می نماید در افسانه های آذربایجان انواع پیکر گردانی ها، پیکر گردانی انسان به حیوان و انسان به انسان و انسان به گیاه و جماد و بالعکس و نیز استحاله های دیو و پری و دیگر موجودات عجیب و افسانه ای به خوبی قابل مشاهده است.
۴۲۳۸۰.

مقایسه تحلیلی متن نمایشنامه های برگرفته از داستان سیاوش با روایت فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۵۳۷
شاهنامه به عنوان شاهکار بزرگ ادبی و سند هویّت ملّی به محض انتشار، به رغم موانع و مشکلات، در زندگی مردم راه یافته است. پس از آن، مردم در هر دوره ای متناسب با امکانات و شیوه های زندگی، شکل و قالب خاص برای تداوم شاهنامه برگزیده اند از جمله نقالی و شاهنامه خوانی. این شکل مشهور و کهن با همه ارزشمندی اش، در عصر ما آهسته آهسته جایش را به قالب های دراماتی نوین بخشیده است. بیان هنری و جنبه های دراماتیک شاهنامه نیز به هنرمندان این امکان را داده است که داستان های آن را به گونه های دیگر هنری از جمله نمایشنامه تبدیل کنند. به منظور تبیین ارزش و جایگاه جنبه نمایشی شاهنامه، پنج نمایشنامه مقتبس از داستان سیاوش را برگزیده ایم. برای شناخت، تفکیک و روشنگری در تعیین نقاط ضعف و قوتِ نمایشنامه ها از تقسیم بندی واگنر در شناسایی انواع اقتباس استفاده کرده ایم. این بررسی نشان می دهد نویسندگان نمایشنامه، بیشتر به اقتباس تفسیری متمایل هستند و روی آوردن به اقتباس های قیاسی و جابه جایی، بیشتر مبتنی بر نوگرایی است تا توجه به مخاطبان عمومی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان