شاعران عارف گاه، برای آنکه حالات درونی و مکاشفات خود را برای مخاطبانشان بیان کنند از مفاهیم، بن مایه ها و بعضاً تمثیل های حماسی مدد جسته اند. گاه این وام گرفتن چنان آشکار است که مخاطب یقین می کند که شاعر، متنی حماسی را فراچشم داشته است؛ چنان که عطار در منطق الطیر، به آثار حماسی و از جمله شاهنامه نظر داشته است. همین شباهت ها از سویی و به رسمیت شناخته شدن گونه نسبتاً جدیدی از ادبیات حماسی با نام حماسه عرفانی از دیگرسو و نیز موضوع سفر قهرمان و مراحل کم و بیش مشابه در آنها، ما را بر آن داشت تا به مقایسه و بررسی وجوه اشتراک، از جمله در ساختار روایی و بن مایه های مشترک در منطق الطیر عطار و اودیسه هومر برآییم. نتایجی که به دست آمد، از این قرار است: 1- هر دو کتاب از حیث ساختار روایی، مشترکات تأمل برانگیزی دارند. 2- بن مایه های مشترک زیادی در دو اثر وجود دارد. 3- کهن الگوی سفر قهرمان مورد نظر جوزف کمبل و مراحل سه گانه آن، در هر دو اثر آشکار و با نظر کمبل قابل تطبیق است.
گفتمان، نقدی ادبی است که به خوانش متون در تأویل های مختلف می پردازد و هدفش از یک سو، بیان زیبایی ها، تصویرگری ها و تأثیر بر خواننده و میزان نوآوری و خلاقیت متن می باشد؛ و از سوی دیگر، متون ادبی به واسطه ی چند لایه بودنش، با تأویل ها و تفاسیر مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همراه است. هدف اصلی خطیب، اقناع مشارکین است. به همین سبب، باید با مقیاس های اقناعی، فنون گفتمان، چگونگی تبلور و شکل بندی معنا و پیام واحدهای زبانی در ارتباط با عوامل بافت متنی(درون-زبانی) و بافت موقعیتی(بیرون زبانی) نظیر بافت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آشنایی داشته باشد تا بتواند در اقناع مخاطبان از چگونگی تکوین معنا و ابزارهای آن استفاده کند. خطبه ی امام سجاد(ع) پس از واقعه ی عاشورا و در زمانی که کوفیان تحت تأثیر خطبه ی حضرت زینب(س) و حضرت ام کلثوم(س) گریان و پشیمان بودند، ایراد گردید و قیام های بعدی مثل قیام توابین و قیام مختار را پایه ریزی کرد. این مقاله نشان می دهد که گفتمان خطابه ی ایشان(ع) از دیدگاه بافت متنی سرشار از ویژگی های بی نظیر ادبی، بلاغی و خطابی است. به کارگیری الفاظ و مفاهیم رایج، استفاده از فنون مختلف اقناع هم چون سوگند، تأکید، تکرار، انذار و ترغیب، به کارگیری هنر معانی، بیان و بدیع و نیز تناسب و همراهی بافت های ساختاری و متنی با بافت های موقعیتی تأثیر خطبه را چندین برابر کرده است. در این مقاله، ضمن اثبات شناخت بالای خطیب، با ویژگی های تأثیرگذار خطبه، به تجزیه و تحلیل ساختارها و بافت متنی و موقعیتی آن خواهیم پرداخت.
ازدواج و آداب و رسوم مادی و شفاهی وابسته به آن، همچون تولد و مرگ در اندیشه و فرهنگ اقوام و ملل مختلف، بسیار اهمیت داشته است. این آیین در مقوله آیین های وابسته به تشرف جای دارد و دگرگونی از یک مرحله در زندگی مقدس را به مرحله دیگر نشان می دهند. نشانه ها و نقش مایه های موجود در این گونه آداب و رسوم، چه از جنبه فرهنگ مادی و چه از نظر فرهنگ شفاهی با بینش فلسفی و دینی قوم در پیوند است. محتوای این گونه اشعار عام، علاوه بر نشان دادن ماهیت برگزیدگی هر یک از زوجین، بیانگر جریانات حسی و عاطفی آن ها در نوع زندگی نوین است. از آنجا که هر نوع تغییر همواره ذهن بشر را به مخاطره می انداخته است، در این جریان، با ابزار سورسروده ها، فرد را نیایش گونه نظرکرده ای می خواندند که از میان جمع جدا شود و از جهان دخترانگی و پسرانگی به دنیای زنانگی و مردانگی و سپس مادرانگی و پدرانگی رهنمون شود. پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی به گردآوری و بررسی ساختار سورسروده های منطقه لارستان می پردازد و پس از دسته بندی انواع آن، از جنبه ساختار، کارکرد و پیوند این گونه های بومی را با آداب و رسوم واکاوی می کند. حاصل کار نشان می دهد که سورسروده های عامه همچون ادب روایی عام دربردارنده نیایش ها و ستایش های ایزدان و ایزدبانوان با دو جهت حماسی و غنایی است و فارغ از هر نوع دلهره از تغییر آیین و اندیشه و نگرش رسمی جامعه، با مقاومت ذهن جمع را بازتاب داده است.
صادق هدایت، متفکر و هنرمندی بر آشوبنده، نا بهنگام، پی افکن و نویسنده ای صاحب سبک بود. به جریت می توان گفت که بوف کوراو درنیم قرن اخیر بیش ازهراثرادبی ایرانی دیگری مورد نقد و بررسی جدی قرار گرفته و هر روز منتقدان ابعاد تازه ای از این اثر را هویدا می کنند. آنها ابعاد سورریالیستی، سمبولیستی، اگزیستانسیالیستی، ناسیونالیستی، اکسپرسیونیستی و متافیزیکی این اثر را تجزیه تحلیل کرده اند. از دیدگاه ادبیات تطبیقی، از تاثیر پذیری هدایت از شوپنهاور، ژان پل سارتر، گی دو موپاسان، ژرار دونروال، فرانتس کافکا و دیگر ادیبان هم از بعد محتوایی و هم از بعد ساختاری قلم فرسایی ها شده است. پژوهش حاضر تاثیر پذیری و اشتراکات انکار ناپذیر و درعین حال کشف نشده ی بوف کور از رمان خیزابها ی ویرجینیا وولف را مورد نقد و موشکافی قرار می دهد. در این پژوهش، ارتباطات بینا متنی بوف کور با خیزابها از بعد مضمونی واکاوی شده و در این راستا پژواک یکی از مهمترین مضامین رمان خیزابها یعنی روایت زدگی در بوف کور رد یابی می شود. بر اساس تطبیق متنی نشان داده می شود که چطور برخی از جملات بوف کورشباهت خیره کننده ای به جملات کلیدی رمان خیزابها دارند.
بیت «نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جوی/ که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر» در تصحیح ها و شرح های دیوان حافظ به صورت هایی متفاوت ضبط و معنی شده است. این مقاله ضمن بررسی این تفاوت ها، در پی آن است تا شکلی سالم و معنایی درست از بیت ارائه دهد. بررسی ها نشان می دهد که شارحان دو موضوع را در شرح بیت در نظر نگرفته اند: یکی بررسی دو ترکیب قرآنی «متاع قلیل» و «عطای کثیر» که معادل نعمت های دنیا و آخرت است و دیگر اینکه «که» را در ابتدای مصراع دوم، «که» ربط تعلیلی، به معنی «زیراکه»، معنی کرده اند. شرحی نیز آن را به معنی «بلکه» دانسته است. نگارنده معتقد است در این بیت، حرف ربطِ «که» حرف پیروِ (ربطِ) اسم پرداز یا توضیحی است. این نوع «که» کلمه یا ترکیب پیش از خود را با جمله ی پس از خود پیوند می دهد تا درباره ی آن توضیح و تفسیری ارائه دهد. حافظ بارها این نوع «که» را به کار برده است که با اشاره به تعدادی از آن ها در متن مقاله، نظر فوق قوت می یابد.
This study seeks to explore the effectiveness of flipped instruction on the Iranian intermediate English as a Foreign Language (EFL) learners reading comprehension and grammar learning. As the participants of the study, 60 Iranian intermediate EFL learners from a language institute in Kerman, Iran, were recruited based on convenience sampling in the form of two intact classes. Then, to conduct randomization, the two classes were randomly assigned to two groups namely, flipping group and control group. Next, the two groups were exposed to 14 treatment sessions in which reading comprehension and grammar were taught to the flipping group through explicit flipped instruction and to the control group through non-flipped mainstream instruction used in the institute. Data collection tools employed in the study included the Quick Placement Test (QPT), Michigan test of grammar, Michigan test of reading, and SPSS 21 software. The results revealed the significant effectiveness of flipped instruction on the Iranian intermediate EFL learners' reading comprehension and grammar learning. Accordingly, it is suggested that EFL teachers use flipped instruction if they seek to enhance EFL learners' reading comprehension and grammatical knowledge.
معرفت شناسی یا نظریه شناخت،اساساً یکی از مباحث مهم در حوزه های فکری است که توسط فلاسفه و علمای تعلیم و تربیت مورد بررسی و مطالعه قرار می گیردوازمباحث مهم درفرهنگ اسلامی هم بوده ودرآثاربزرگان ادب وعرفان بازتاب گوناگونی داشته است. سنایی، که ازشاعران عارف درقرن پنجم وششم است درحدیقه به زیبایی ازآن بهره گیری کرده است. این مقاله با هدف بررسی وتحلیل جایگاه معرفت درحدیقه سنایی باروش پژوهشی در این توصیفی تحلیلی نگارش شده است.یافته های مقاله نشان می دهدکه سنایی آشکار ونهان دیدگاه های معرفتی خود را ارایه داده است و مشاهده می شود که ابزارشناخت ومعرفت، حسی، عقلی وشهودی است و بیشتراندیشه های سنایی درمعرفت عقلی وشهودی جمع است ضمن اینکه عقل را هم تازمانی راهگشای معرفتی می داندکه لطف حق راهنمایش باشد,معرفتی که موردپذیرش وکاربردمتصوفه است مبتنی برشهودووحال ومبانی روحانی است وآنچه اززبان متصوفه در این وادی جاری است بیشترجنبه نمادین ورمزآلود داردوبازبان قال به تصویردرآمده است .
عناصر فرهنگی به عنوان یکی از اجزای مهم هر متن، نقش مهمی در انتقال و القای مفاهیم اصلی به خواننده دارند. درک و دریافت این مفاهیم، دغدغه اصلی مترجمان متون مختلف است. بنابراین، مترجم می تواند با بهره گیری از معادل های دقیق فرهنگی، معنای متن و افزون بر آن حالات و احساسات نویسنده را نیز به مخاطب منتقل کند. در همین راستا، جستار حاضر بر آن است تا به بررسی رمان «خریدار عشق» اثر محمد علی بهزادراد، براساس الگوی فرهنگی پیتر نیومارک بپردازد و چگونگی مواجهه مترجم در برخورد با مؤلفه های فرهنگی موجود در رمان نامبرده و نیز شیوه برابریابی اصطلاحات فرهنگی در زبان عربی و فارسی را کنکاش کند. بیان اهمیت توجه مترجم به عناصر فرهنگی متن برای القای معنا و تجربه نویسنده، هدفی است که این پژوهش می کوشد با روش توصیفی- تحلیلی و با معادل یابی اصطلاحات و مفاهیم زبان مبدأ به آن بپردازد. برخی از یافته ها نشان داد که مترجم این اثر، بیشتر در پی القای معنا بوده و توجهی به احساسات نویسنده نداشته است و در موارد بسیاری به دلیل ترجمه تحت اللفظی عبارات، سبب ابهام ترجمه شده و در مواردی دیگر معنای اصطلاحات یا کنایه ها به درستی درک نشده و یا معادلی نامناسب برای ترجمه انتخاب شده است. همچنین از میان مؤلفه های فرهنگی نیومارک به ترتیب مواد و فرآورده های فرهنگی، ضرب المثل ها و بوم شناسی پربسامدترین مؤلفه فرهنگی در رمان «خریدار عشق» است.
ارتباط متون ادبی و روانکاوی در قرن بیستم به کمک نظریات فروید مطرح شد و پس از او، کارل گوستاو یونگ در این زمینه نقشی برجسته داشته و درباره انعکاس روحیات و اندیشه های افراد در آفریده های خود، آثار مهمی نگاشته است. به باور یونگ، افکار انسان تا حدودی برخاسته از امیال روزانه و به میزان زیادی تحت تأثیر ناخودآگاه جمعی و تصاویر کهن (کهن الگو) است و به طور کلی انسان در طول زندگی خود، به صورت ناخواسته از جانب ناخودآگاه خود کنترل می شود. در این مقاله، منظومه بهرام و گل اندام امین الدین صافی (شاعر قرن نهم) با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی و از دیدگاه روانکاوی یونگ بررسی شده است تا در آن، مراتب بروز ناخودآگاهی جمعی و عناصر آن مشخص شود. مطابق نتایج حاصل شده، این داستان عامیانه با کهن الگوی فردانیت یونگ تطابق دارد و مسیر رشد شخصیت به سوی تکامل را نشان می دهد؛ به این ترتیب، در این منظومه، کشورشاه رمزی از انسان و بهرام، نشان دهنده کهن الگوی خود است که برای وصال با آنیما، از مراحل سخت رویارویی با سایه عبور می کند و درنهایت، پیوند او با گل اندام، چرخه تحول شخصیت را به پایان می رساند. همچنین در این منظومه دو کهن الگوی سایه و پیر خرد نقش پررنگ تری دارند: کهن الگوی سایه به دلیل پافشاری و تلاش بسیار شاه برای رشد شخصیت و کهن الگوی پیرِ خرد به دلیل اشتیاق و سردرگمی زیاد او.
ساخت هندسی غزل های حافظ، یکی از بارزترین ویژگی های شعر حافظ است که در تحقیقات حافظ پژوهی بارها مورد توجه قرار گرفته است. اگرچه درباره انسجام عمودی غزل های حافظ، دیدگاه های متفاوت و حتی متباینی طرح شده است، در مورد ساختار افقی و نظم هندسی ابیات شعر او اتفاق نظر بیشتری وجود دارد. با این همه هنوز الگوهای ساختمند حافظ در شکل بخشی به ساختار ابیات، به شکل نظام یافته تبیین و صورت بندی نشده است. این مقاله می کوشد با تکیه بر آموزه های زبان شناسی متن و شعر، وجهی از نظام ارجاعی، نشانه-شناختی و رابطه ای ابیات غزل های حافظ را نشان دهد که چگونه ساخت گرافیکی یک بیت در سطح دو مصراع، با انواع ربط های دور و نزدیک و قرینه سازهای پیدا و پنهان ساخته می شود. این مقاله به این نتیجه رسیده است که حافظ ساختار عمودی غزل هایش را در شرایطی که ساخت روایی بر شعر حاکم است یا دارای وحدت موضوع است، کاملاً به خواننده نشان می دهد؛ اما در شرایط دیگر با دور کردن ساختار عمودی، ساختار افقی را با انواع رابطه های دور و نزدیک، بازی پیدا و پنهان نشانه ها و خلق ساخت های گرافیکی با تداعی ها و قرینه های رفت و برگشتی، به خواننده نزدیک می کند. در این شرایط نسبت ساختار عمودی با ساختار افقی دیالکتیکی است.