سلمان ساوجی از شاعران شهیر قرن هشتم هجری است که اشعارش تجلی گاه تفکرات مختلف اجتماعی، دینی و عرفانی است. او اگر چه به مدح ارباب قدرت پرداخته و در زمان خود از حرفه شاعری تمتعی تمام یافته، اما این خصیصه هیچ گاه باعث نشد بُعد معنوی زندگی خود را رها سازد. این جستار که مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده، به تحلیل و تفسیر مضامین رندانه و قلندرانه در غزلیات سلمان ساوجی می پردازد؛ ابتدا مقدمه ای درباره مکتب ملامتیه و الهیات رندی و قلندری بیان می شود و سپس به تحلیل و تفسیر تفکر ملامتی و قلندری در غزلیات سلمان ساوجی پرداخته خواهد شد. غور در اشعار سلمان بیانگر این حقیقت است که وی در عرصه عرفان نیز یکه تاز بوده، البته نه عرفان مرسوم خانقاهی بلکه عرفانی فارغ از راه و رسم اهل خرقه که نه تنها اصول حاکم بر نظام خانقاه را زیر سؤال می برد بلکه با برجسته کردن امور ضد ارزشی، بر آن ها حمله می برد و تابوها را می شکند. سلمان، سریان عشق را در نظام آفرینش درک کرده، با تن دادن به این ودیعه الهی، از نام و ننگ گریخته، مسجد و خانقاه را رها کرده و به خانه خمّار، التجا می جوید. انسان کامل مد نظر سلمان، رندِ قلندری است که با پشت پا زدن به همه ظواهر شرع، بر سر کوی مغان مأوا می گزیند. در نظرگاه او، تنها راه رستگاری انسان، قدم گذاشتن در مسلک قلندری است؛ مسلکی که خرقه ریایی صوفی را به می طهارت می دهد و به فرجام اندیشی زاهد، وقعی نمی نهد.
در برخی مقاطع تاریخی، همه طبقات و صنوف جامعه، با همه تفاوت ها و اختلافات، به جریان واحدی تبدیل می شوند تا به غایتی متعالی دست یابند. این تجربه تاریخی را ملت ایران چندبار آزموده است: هم در انقلاب مشروطه 1285 و هم در انقلاب اسلامی 1357. در انقلاب مشروطه همه طبقات و اصناف جامعه یک هدف و غایت را، که برچیدن طومار استبداد و پیاده کردن حکومت قانون است، دنبال کردند و توفیق هم یافتند. در این انقلاب، ادبیات فارسی اعم شعر و نثر نیز به خدمت انقلاب درآمد، ازهمین رو فن طنز را رسانه اصلی خود قرار داد. ادبیات این دوره چنان با سیاست درآمیخت که ادبای بزرگ را می توان معماران بزرگ تاریخ ایران به شمار آورد. در این جستار کوشیده ایم که همین دقیقه را واکاویم و اثبات کنیم.
Les femmes ont toujours écrit, mais le XXe siècle est celui de leur épanouissement dans ce domaine. Dans le processus de la création littéraire, une femme écrivain, prends un itinéraire différent d’un homme. Donc, étudier une écriture féminine exige une prise en compte de l’identité sexuelle de l’auteur. En réalité, l’écriture d’une femme s’avère comme une représentation particulière de l’identité. En étudiant la nouvelle de Le Poirier de Gôli Taraqqi, figure de la littérature contemporaine iranienne, selon la méthode sociocritique de Zima, nous avons prouvé que l’écrivain est à la recherche de son identité perdue, déniée et rejetée par la société, en représentant une nouvelle image de la femme. Une image mythique qui donne au texte un niveau sémantique particulier aboutissant à une structure narrative spécifique. Dans ce cas, le sujet devient douteux au niveau de l’action et de l’énonciation. Donc, le présent article cherche à démontrer comment Le Poirier de Gôli Taraqqi en tant qu’un texte féminin,réagit aux problèmes sociaux au niveau du langage et aide son auteur à atteindre son identité perdue.
ادبیات تطبیقی با کنار هم قرار دادن افراد، افکارو آثار، بستری برای روشنفکری فراتر از مرزهای یک ادبیات فراهم کرده است. دراین تحقیق دو اثر معرفی شده از دو نویسنده ،در دو نقطه دور از هم از منظر شخصیت پردازی و فضا سازی به عنوان دونوع از مهمترین عناصر رمان با هم مقایسه می شوند تا وجوه اشتراک و تفاوت های این دو از نظر موضوع آرمانشهر حیاتی و جلوه نمایی آن معرفی شوند. ساعدی با انتخاب شخصیتی گریزان از زندگی پر قیل و قال شهری به فضای داستان یعنی روستای تاتار خندان نقل مکان می کند و قهرمان هوکسلی از دنیای مرفه ساختگی به زندگی پر از مشقت واقعی بر می گردد. هر دو از منظر آرمانشهر زندگی و حیات پراز رنج روحی و دغدغه ی زندگی، برای حصول آرمانشهر زندگی خود در فضای بستر سازی شده قهرمانان ،داستانی خلق میکنند تا از این طریق تسخیر تم مورد نظر برایشان میسر شود.معرفی جلوه های ذهنی، مکانی و فلسفه حیاتی این شخصیت ها و فضای فیزیکی تلاش آن ها در کشمکش درونی و بیرونی و تجلی آنها در این دو رمان و توجیه آنها از منظر تئوری آشوب هدف این تحقیق بوده تا مشترکات تم، تفکر حیاتی و نحوه تلاش این دو نویسنده در قالب ژانر رمان پیش رو گذاشته و فضای نویسندگی داستان نویسان شرقی و غربی در کنار هم مقایسه شود. تحقیق، اتوپیای اجتماعی مشترک دو نویسنده از منظر دوالمان معرفی شده را بر حول لولای تئوری آشوب تایید و نشان می دهد
در سده سوم هجری، مقارن با روی کار آمدن حکومت سامانی در خراسان بزرگ، جریانی زهدگرا به نام ملامتیه در نیشابور شکل گرفت که به دلیل تفاوت های بنیادین با صوفیه و کرامیه در آداب و رسوم، مشهور شد. مخالفت ملامتیان با خرقه پوشی، تأسیس خانقاه، سماع و تشویق به فعالیت های اقتصادی، آن ها را از صوفیه و کرامیه تمایز بخشید و گسست معرفتی را نشان داد که پیش از آن در عرفان اسلامی سابقه نداشت. آموزه های کانونیِ ملامتیان در زمینه کسب و کار و همچنین اجتماع گرایی، زمینه را برای رشد و شکوفایی ایشان در بستر فضای شهری و تجارت پیشه و پویای نیشابور آن روزگار، فراهم کرد. این مقاله با استفاده از منابع کتابخانه ای و رویکرد تبارشناسانه قصد دارد تعارض این آموزه ها را با صوفیه آشکار و مهمتر از آن، همسویی خواستِ دانایی در ملامتیه را با خواست قدرت در معنای فوکویی، بررسی کند.
در قرن 20 ساختارگرایان به پیروی از پراپ، درصدد ارائه الگوی کلّی در ساخت انواع روایت برآمدند. در همین زمینه، آ.ژ.گریماس، مشهورترین نظریّه پرداز روایت، از دامنه محدود مطالعات پراپ فراتر رفت و با ارائه الگوی کُنشی و زنجیره های روایتی خود، تلاش کرد تا به دستور کلّی زبان روایت دست یابد و هر روایت را با ساختار روایی خاص تجزیه و تحلیل کند. او الگوی کنشی خود را به گونه ای طرّاحی کرد که با تمام روایت ها قابل تطبیق باشد. بر همین اساس، در این پژوهش سعی بر آن است تا ساختار روایتی داستان «گنبد صندلی»، به عنوان نمونه ای از منظومه های غنایی عاشقانه، بر مبنای نظریّه گریماس مطالعه گردد. این داستان، ششمین داستان از هفت پیکر است و راوی آن، بانوی چین در اقلیم ششم است و ساختار طرح اصلی روایت با تغییر وضعیّت ها بر اساس تقابل های دوگانه و زنجیره های روایی و همچنین الگوی کُنشی روایت تحلیل و بررسی می شود. پس از تجزیه و تحلیل متن بر مبنای الگوی گریماس، روشن شد که هیچ بخش از حکایت در پیشبرد جریان روایت بی تأثیر نیست و در آن داستان با وضعیت متعادل آغازین (آغاز سفر)، با درخواست آب خیر از شر، به وضعیتی نامتعادل (کور شدن خیر) مبدّل می شود تا اینکه این وضعیت با تأثیر نیروی یاری دهنده دختر کُرد و چوپان، سیر صعودی خود را به سوی تعادل پایانی (ازدواج با دختر کُرد، ازدواج با دختر شاه و وزیر و نشستن خیر بر مسند پادشاهی) به پایان می رسد.
نشریه باباشمل، از جمله نشریات برجسته طنز دهه بیست شمسی است که توسط مهندس رضا گنجه ای در خلال سال های 1322 تا 1326 در تهران منتشر می شد. نشریه باباشمل که در برهه ای پرالتهاب از تاریخ معاصر ایران به فعالیت می پرداخت، با همکاری گروهی از نویسندگان و شاعرانی که هر یک بعدها، به شهرت فراوانی در عرصه ادبی کشور رسیدند، تقریباً به تمامی رخدادهای و اتفاقات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ایران، با نگاهی طنزآمیز پرداخته است و منویات و خواسته-های مخاطبان خود را که عموماً از میان توده های مردم بودند، به گوش مسئولان می رساند. عمده ترین مطالب انتقادی و طنزآمیز این نشریه، حول مسائل سیاسی می چرخد. به جرأت می توان گفت که حتی کم اهمیت ترین مسائل و رویدادهای سیاسی کشور نیز از گزند تیغ تیز انتقاد نویسندگان و شاعران این نشریه، در امان نمانده است. مهم ترین محتوای سیاسی نشریه را مسائلی همچون تهدیدات کشورهای خارجی و ترس حکومت وقت از آنها، انتقاد از عملکرد وزیران و دولتمردان، انتقاد از ناکارآمدی مجلس شورای ملی و نمایندگان مجلس، خرید و فروش رأی مجلس، انتقاد از نقش مخرّب مستشاران خارجی، وضعیت به ریخته و نابسامان ادارات دولتی و... تشکیل می دهد. این مقاله با تأکید بر محتویات نشریه باباشمل، به روش تحلیل محتوای تلفیقی، می کوشد گفتمان حاکم بر این نشریه را بازگو کند.
The aim of the present study is to compare Inferno in Dante’s Divine Comedy with Salvador Dali’s selected paintings. The researchers seek to find differences, similarities, reflections of Freud’s psychoanalytic theories, and analyzed the symbols and signs in Dali’s paintings. Inferno in Dante’s Divine Comedy consists of thirty-four cantos from which the current study has selected images that illustrate the differences, similarities, psychoanalytic theories of Freud, and symbols in Dali’s paintings. The research method of the present study is analytical-comparative method which has used the American school of comparative literature in analyzing the above examples. The corpuses of the current study include Dante’s Inferno and Dali’s adaptive paintings. This study addresses Inferno in that it inspired Dante in the form of dream, and it is the product of the unconscious mind. On the other hand, Dali’s Paintings have been explored because he, as a surrealist painter, portrayed the dreams and the unconscious in his works. The major finding includes the similarity between Dali’s focused on the human’s unconscious and psychosexual symbols in his paintings with Dante’s employment of the unconscious in Divine Comedy , as well as the impact of this medieval work on modern art.