ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۵۶۱ تا ۴۱٬۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۱۵۶۲.

بازنمایی واقعیت در شعر دو شاعر حزبی فارسی و کُردی (اسماعیل شاهرودی و عبدالله گوران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۶ تعداد دانلود : ۷۰۲
شعر حزبی معاصر به عنوان یکی از پرچمداران ادبیات متعهد است که در بسیاری از کشورهای جهان همسو با اندیشه های مارکسیستی در صدد بازتعریف و برساخت مفاهیمی بنیادین هم چون تاریخ، آگاهی، برابری و واقعیت برآمده؛ بر مبنای مفاهیم مذکور مبارزه ای صریح یا نمادین علیه قدرت های تمامیت خواه حاکم بر جامعه سامان بخشیده است. در فرهنگ و زبان فارسی و کُردی نیز رواج باورهای مارکسیستی منجر به طرح موضوعات مشابه، ولی شیوه های بازنمایی متمایز شده است. تبیین تطبیقی دلالت های ایدئولوژیک مذکور می تواند به نشانه گشایی معرفتی-زیبایی شناختی شعر شاعران کمک کند. در این پژوهش، شعر دو نماینده شاخص شعر حزبی متعهد فارسی و کُردی یعنی اسماعیل شاهرودی و عبدالله گوران به شیوه توصیفی-تحلیلی با قصد بازنمایی واقعیت در آن ها دلالت یابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که وجود تعهد ایدئولوژیک به مثابه امرِ پیشینی سبب شده است که به رغم تفاوت در بافت اقلیمی و اجتماعی، موضوعات بازنمایی دو شاعر مشترک اما شیوه های بازنمایی آنها متفاوت باشد. به طوری که می توان وجه تمایز بازنمایی واقعیت در شعر دو شاعر را در قالب زمینه مندی یا زمینه زدایی از موضوع بازنمایی برشمرد. بدین صورت که شاهرودی نه از تجربه زیسته دقیق خود یا جامعه ایرانی می گوید و نه اصطلاحات و مفاهیم چپ را به شکل عریان و صریح وارد متن می کند. در مقابل، بیانِ گوران مبتنی بر زمینه مندی است. او هم به تجربه زیسته اقلیمی و اجتماعی ملّت کُرد ارجاع می دهد و هم اصطلاحات و مفاهیم چپ را به مثابه زمینه معرفتی وارد شعر می کند.
۴۱۵۶۳.

تأملی بر نمود «بدن» در نمایشنامه ی «چوب به دست های وَرَزیل» غلامحسین ساعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۶ تعداد دانلود : ۴۸۸
مفهوم «بدن» فراتر از مجموعه ای از اندام ها و کارکردهای تابع آناتومی و فیزیولوژی می باشد. بدن در مباحث علوم انسانی و هنر، بیش و پیش از هرچیز، واجد ساختار نمادین می گردد. ساختاری که جایگاهی برای طرح افکنیِ فرهنگ، در بغرنج ترینِ صورت ها فراهم می آورد. در این پژوهش، وجوهی از مفهوم بدن، با نظر بر اثری نمایشی پی گرفته می شود. یعنی نمایشنامه ی «چوب به دست های وَرَزیل»، نگاشته شده در دهه ی چهل شمسی، بقلم غلامحسین ساعدی. اثری که به وضوح تحت تأثیر گفتمان پسااستعماریِ سربرافراشته پس از جنگ جهانی دوم می باشد. مقطعی که گفتمان چپ بر فضای روشنفکری غالب آمد. این گفتمان نشان خود را در آثار ادبی/هنری تولید شده، ثبت کرد. نشانی که در سطوح مختلف آثار نمایان می گردد. از این بین، سطح «بدن» مدنظر پژوهش حاضر خواهد بود. روش پژوهش، به جهتِ اجرا و پیشبرد، توصیفی-تحلیلی است. این امر با بهره از منابع کتابخانه ای ممکن گشته است. همچنین، در راستای واکاویِ وجوه گونه گون «بدن» در این نمایشنامه، دسته بندی هایی انجام پذیرفته است. ابتدا به «جنسیت؛ ظاهر؛ پوشش بدن» نظر انداخته می شود. در وهله بعد به «اداها و حرکات بدن»، و پس از آن نیز به «سکون بدن و ایجاد توهم و تصور حرکت» و دلالت های آن پرداخته خواهد شد. در نهایت بر مبحثی تأمل خواهیم داشت که مختص به این اثر است. یعنی بهره گیریِ متفاوتِ ساعدی از قابلیت بدن، که در «دگردیسیِ بدن» شکل یافته است. نتایج حاصله در تحلیل، حکایت از آن دارد که ساعدی با بهره از قابلیت های بدن، هویت سازی (و یا حتی بی هویت ساختن) را به انجام رسانده. برای مثال با تحول فرم بدنِ شکارچی ها، به سمت وسوی بدنی حیوانی، آن ها به عنوان «دیگران-غیر خودی ها» طرد می نماید. به عبارتی، تأکید بر خودی ها- یعنی وَرَزیلی ها-، که به غیریت سازی تازه واردها -موسیو و شکارچی ها- ختم می شود، از طریق مفهوم بدن است که صورت می پذیرد.
۴۱۵۶۴.

تحلیل آوا و القا در اشعار عاشورایی صفایی جندقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۷ تعداد دانلود : ۶۴۵
صفایی جندقی فرزند ارشد یغمای جندقی است و اشعار عاشورایی مهیج و سوزناک وی در قالب ترکیب بند سروده شده است. او در این شیوه گوی سبقت را از اقران ربوده و ترکیب بند عاشورایی او، مشحون از فنون و صنایع ادبی است.در این مقاله، از میان فنون ادبی مراثی تنها به آواها و صنایع مرتبط با آن مانند واج آرایی، انواع جناس و تکرار که بارِ موسیقایی کلام را افزایش می دهند، پرداخته شده است. تحلیل آوایی این اشعار از منظر مکتب فرمالیسم، با تأکید بر تحلیل آواها و القاهاست که موریس گرامون به آن ها توجّه داشته است. بر این اساس در ذهن پرسش هایی مطرح می شود؛ آیا می توان از تکرار آواهای به کاررفته در شعر صفایی به القاهایی دست یافت؟ آیا تکرار واج و القای آن می تواند احساسات یا نام آواهایی را تداعی کند؟ در تحلیل واجی نوحه ها، با در نظر گرفتن تأثیر انتخاب واژگان و تکرار آن ها بر موسیقی و معنای نوحه ها به تکرار واج ها، القا، جایگاه و شیوه های تولید توجّه شده است. در این مقاله به آواها، میزان کاربرد آن ها، القاها و تصویرسازی های به کار رفته در نوحه ها پرداخته تا میزان موفقیّت شاعر را در انتقال مفاهیم و پیام مشخّص کند. نتیجه اینکه تکرار آواها توانسته اند احساسات و حسیّات را تداعی کنند؛ بسامد بالای واکه بم "آ" و همخوان خیشومی "ن" در اشعار صفایی جندقی، حاکی از القای درد، رنج و نارضایتی است، حتّی اگر در مضمون بیت ها و کلام او آشکارا بیان نشده باشد.
۴۱۵۶۵.

نقش شاعرانگی ذهن در آثار تصحیحی زنان بر اساس نظریه رونالد واردف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵
مبحث شاعرانگی ذهن ازجمله مباحث نوین در زبان شناسی به ویژه زبان شناسی و جنسیت است. این مبحث در دستگاه فکری رونالد وارداف، بهتر و علمی تر، ساخته وپرداخته شد اگرچه پیش از او، پژوهشگرانی هم بودند که درباره مفهوم آن بدون وضع اصطلاحی خاص صحبت کرده بودند. شاعرانگی ذهن به طور مختصر به این امر اشاره دارد که ذهن برخی افراد به ویژه زنان، گاهی از راه های غیرمرسوم متن شناسانه، به معنای مناسبی از یک بیت یا بخشی از یک شعر دست می یابند. یک اثر تصحیحی کامل، غالباً دارای سه بخش: مقدمه، تصحیح متن و مسائل پیرامتنی است. بخش پیرامتنی خود به انواع فهرست ها، واژه نامه، تعلیقات و نیز توضیح و تفسیر برخی ابیات و ترکیب های سخت، تقسیم می شود. در این مقاله برمبنای مبحث شاعرانگی ذهن، به بررسی توضیحاتی که در دو تصحیح مهم یعنی تصحیح حدیقه الحقیقه سنایی از مریم حسینی و تصحیح خمسه نظامی از سامیه بصیر مژده ی، ارائه شده، پرداخته می شود. از نتایج اصلی این مقاله، همخوانی روش توضیح و تفسیر ابیات مهم دو اثر به دست مصحّحان برمبنای روش مرسوم در این مبحث است. علّت انتخاب این دو مصحّح زن، اشاره ای است که وارداف به عملکرد بهترِ زنان نسبت به مردان در معنا تراشی برای ابیات، کرده است.
۴۱۵۶۶.

مقاله به زبان فرانسه: از منطق استعاره ای تا فرهنگ شعر: استعاره به مثابه میانجی فرهنگی در «چشم گمراه» اثر مهدی اشرشور (De la logique métaphorique à la culture du poème : la métaphore comme médiateur culturel dans L’Œil de l’égaré d’El-Mehdi Acherchour)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۶ تعداد دانلود : ۵۰۴
در این مقاله نشان خواهیم داد که توالی استعاره ها در «چشم گمراه» اثر مهدی اشرشور به بافت فرهنگی اثر مرتبط است. بعضی تکواژها که استعاره ها بر پایه آنها ساخته شده اند مثل «دعا» و «زمزمه های بانوان» نقش عوامل اشاری را کامل می کنند. اما جذابیت این استعاره ها که بدنبال هم آمده اند، در این است که دنیاهای فرهنگی نامتجانس در آنها بگونه ای هماهنگ کنار هم قرار گرفته اند تا به خواننده فرهنگی متفاوت را معرفی کنند و بدین ترتیب واقعیتهای فرهنگی بافت خود را نشان دهند.
۴۱۵۷۴.

معرفی شیخ بابا نخجوانی و بررسی عناصر سبکی و محتوایی نسخه خطّی «شرح گلشن راز» وی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۵۰۵
نعمت الله بن محمود(920ق)، معروف به شیخ بابا نخجوانی و شیخ علوان از شخصیت های عرفانی و ادبی سده نهم هجری به شمار می رود و شش اثر عرفانی، از جمله «شرح گلشن راز» به او منسوب است. درباره زندگی، آثار و اندیشه های او آگاهی مبسوط و کافی در دست نیست. قدمت شرح او بر گلشن راز شبستری و عدم معرفی و تصحیح نشدن آن تا به حال، و از سوی دیگر شهرت گلشن راز، ضرورت انجام دادن این پژوهش را توجیه می کند. این نوشتار با استفاده از شیوه سندکاوی و روش توصیفی- تحلیلی انجام یافته و ضمن معرفی اجمالی شیخ بابا نخجوانی و آثارش، بطور مشروح به معرفیِ شرح «گلشن راز» وی و نسخه خطّی آن پرداخته؛ سپس ویژگی های سبکی و محتواییِ آن را در سه سطح زبانی، ادبی و فکری بررسی نموده است. نتایج حاصله آن که: دو زبانه بودن اثر، عربی مآبی و تألیف جملات فارسی بر سیاق نحو زبان عربی، وفور لغات و ترکیبات عربی، توجه به استعمال واژگان و ترکیبات پارسی سره، نوآوری اندک در کاربرد لغات و ترکیبات، توجه بسیار به آرایش های لفظی و به تصنع گراییدن زبان و اهمیت دادن به تأویل از عناصر سبکی آن به شمار می رود. مطالب کتاب، عموماً دریافت و استنباط شارح از ابیات شبستری و متکی بر تجارب عرفانی خود اوست.
۴۱۵۷۶.

بررسی مضامین مقاومت و استعمار ستیزی در اشعار فرخی یزدی و پابلونرودا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۹۱۵
ادبیات پایداری، معمولا به آثاری اطلاق می شود که تحت تأثیر شرایطی چون اختناق و استبداد داخلی،نبود آزادی های فردی و اجتماعی،غصب قدرت و سرزمین و سرمایه های ملی،قانون ستیزی و قانون-گریزی و غیره شکل می گیرند.زبان این گونه ی ادبی، صریح و شیوه ی ظهورش باتوجه به شرایط هر دوره ی تاریخی،متنوع و متفاوت است.ادبیات پایداری، مختص سرزمین خاصی نیست و درهنگام نبرد، شاعرانی که احساسات قوی تری دارند، به سرودن اشعاری با این مضامین می پردازند.فرخی یزدی، از شاعران و گویندگان عصر مشروطه ی ایران و پابلو نرودا از شیلی،به عنوان دو شاعر مطرح در زمینه ی ادبیات پایداری و مقاومت می باشند. اینان، همدوش با دیگر مردم، سلاح قلم را علیه دشمن بر دوش گرفته، عمیق ترین احساسات و عواطف خود را در زمینه ی استقلال ملت و حریّت مردم و ممکلت خود بیان کرده-اند. اینان هرکدام، زبانِ زمان خود بوده و با سروده هایشان، آزادی و عشق به وطن را فریاد زده-اند.آنچه دراین جستار بدان پرداخته شده، بررسی جلوه های مضامین مقاومت، استبدادستیزی و به-طورکلی مقوله های ادبیات پایداری در اشعار فرخی یزدی و نرودا می باشد.
۴۱۵۷۷.

The Neoliberal Nostrum: Spatial Fix in Ian McEwan’s Solar(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۶ تعداد دانلود : ۵۶۹
Ian McEwan’s Solar has been the subject of many a debate, mostly due to its controversial representation of climate change’s cause and the solution offered for the global disaster. The paper explores the novel’s judgment over climate change’s fountainhead and the protagonist’s vain project to save the earth. The scope of the study encompasses the narrator’s accounts of the characters and events in the story. In the light of David Harvey’s notion of ‘spatial fix,’ the study, through a close reading of the novel, focuses on the context within which the story unfolds in order to elaborate on the transformation of the earth into a globalized monolithic built environment called ‘the planet’ for the sake of efficiency and free flow of capital and commodities. It also argues that the protagonist’s solar energy generation project is a neo-liberal initiative to replace a less lucrative production mode and tackle the system’s critical spell of overaccumulation, rather than global warming.
۴۱۵۷۸.

از مخاطب خاص تا مخاطب عام (نگاهی جامعه شناسانه به تحول طیف مخاطبان ادبیات تعلیمی فارسی با تکیه بر مرصاد العباد و کتاب احمد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۷۷۷
با تأمل در آثار تعلیمی فارسی می توان دریافت که در اکثر این آثار نوعی دسته بندی در طیف مخاطبان دیده می شود؛ دسته ای از آثار فقط خطاب به پادشاهان و شاهزادگان نوشته شده اند و دسته ای خطاب به وزرا یا مردم عادی. در برخی دیگر از آثار تعلیمی نیز نویسنده هر فصل از کتاب خود را به آموزش مطلبی به گروهی از مردم اختصاص داده است؛ مثل آنچه در باب پنجم مرصادالعباد مشاهده می شود. این درحالی است که در آثار تعلیمی پس از مشروطه، از جمله کتاب احمد، این مرزبندی میان مخاطبان از میان برداشته شده و این آثار خطاب به عموم مردم جامعه نوشته شده اند.نویسنده این مقاله بر آن است که میان ساختار سلسله مراتبی جامعه سنتی ایران با این تقسیم بندی در طیف مخاطبان ادبیات تعلیمی ارتباط معناداری وجود دارد. در واقع همان گونه که جامعه ایران به طبقات مختلفی از پادشاهان، زمینداران و زارعان تقسیم می شده است، مخاطبان ادبیات تعلیمی نیز به گروه های مختلفی تقسیم می شدند و به هر گروه متناسب با جایگاه اجتماعی آنها تعلیم خاصی داده می شد. اما همزمان با تحولات فکری انقلاب مشروطه، با باور به برابری مردم جامعه و در نهایت الغای رسم تیولداری در نخستین قانون اساسی، ادبیات تعلیمی نیز ساختار سلسله مراتبی خود را از دست داد و آثار تعلیمی خطاب به مخاطبان عام نوشته شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان