آثارالبلاد و اخبارالعباد از زکریای قزوینی، یکی از مهم ترین کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین های آباد است. که در سال 674ه. ق به زبان عربی به رشته نگارش درآمده و دارای سه پیشگفتار و هفت عنوان دربارۀ هفت منطقه است. يكى از امتيازاتى كه آثار البلاد را متمايز مى سازد توصیف و تأثیر آب و هوا ی بلاد بر خلُقیات و شخصیت افرادی است که در آن ولایات و مناطق زندگی می کنند. این اثر دارای رویکردی مذهبی و اخلاقی است وآموزه های دینی و مضامین تربیتی در آن مورد توجه قرار گرفته شده و نویسنده بیشتر برآن تأکید ورزیده است. موضوعاتی نظیر راست گویی، خوش رفتاری و نیکوکاری در فحوای کلام قزوینی به خوبی مشهود است. در مجموع می توان گفت، کلام نافذو زبان صمیمی قزوینی در بیان آموزه های تعلیمی و اخلاقی سبب گیرایی و همگانی شدن کتاب وی شده است. مهم ترین نتیجۀ مبحث مقاله دراینست که قزوینی یکی از روش های اصلاح جامعۀخود را آگاهی بخشی وتبیین فضایل اخلاقی می داند وبه همین منظور در اکثر مطالب کتاب خود ضمن تأکید بر دانش اندوزی و خرد گرایی مخاطب را به کسب فضایل ودوری از رذایل تشویق وترغیب نموده است.
محمدیوسف کلهر کرمانشاهی شاعر و دبیر عهد قاجار و دوره بازگشت ادبی است که از مضامین قرآنی به ویژه داستان حضرت یوسف (ع) به وفور در مضمون آفرینی های تخلّصی بهره برده است. این موضوع افزون بر انس و الفت محمدیوسف کلهر با قرآن کریم و خوض در معانی ژرف و عمیق قرآنی، نشان از ترویج و اشاعه فرهنگ دینی و معارف اسلامی در اشعار او دارد. هدف این پژوهش بررسی نقش هنرآفرینی قصه حضرت یوسف (ع) و بهره گیری از شگردها و عناصر مضمون ساز بینامتنیت، از جمله اشاره و تلمیح در شعر این شاعر دوره بازگشت ادبی بپردازد. مفاهیم مهم و موردتوجه محمدیوسف کلهر در تخلّص شاعریش که از تأثیرپذیری وی از داستان حضرت یوسف (ع) حکایت دارد، غالباً می توان در محورهایی از قبیل: زیبایی ظاهری و باطنی حضرت یوسف (ع)، یوسف (ع) و چاه، بردگی حضرت یوسف (ع) و فروختن او، عشق زلیخا، طعنه و ملامت زلیخا، زندان و یوسف (ع)، عزیزی و حکومت یوسف (ع)، بوی پیراهن یوسف و بینایی چشم یعقوب، هجران یعقوب و یوسف، وصال یعقوب و یوسف، خلاصه نمود. نویسندگان این مقاله براساس یافته ها و نتایج بدست آمده، معتقدند که محمدیوسف کلهر از شاعران صاحب سبک فردی در زمینه مضمون آفرینی تخلّصی است.
مطالعه سیر تحول شعر عاشقانه از گذشته تا امروز، ما را با شاعرانی آشنا می کند، که عشق جوهر وجود آنان و هم ذات شعرشان بوده است. بر این اساس تاکنون آثار و اندیشه تعدادی از شاعران نام آشنای معاصر چون احمد شاملو، فروغ فرخزاد، هوشنگ ابتهاج، حمید مصدق، حسین منزوی و ... مورد نقد و بررسی قرار گرفته است؛ اما راز و رمز شعر گروهی دیگر همچنان در پرده ابهام باقی مانده و کمتر کسی به سراغشان رفته است. این جستار به نقد و بررسی اشعار عاشقانه شاعر معاصر، شمس لنگرودی، و نگرش او به معشوق پرداخته است. در پنجاه و سه ترانه عاشقانه و دیگر اشعار این شاعر، شاهد نگرش جهانی و انسانی لنگرودی به معشوق هستیم. مخاطب شعر شمس به خوبی می تواند تفاوت های معشوق شعر سنتی را با شعر نو مورد مقایسه قرار دهد. این پژوهش سعی کرده است، الگوهای ارزشی معشوق شعری را در عاشقانه های شمس لنگرودی معرفی کند.
درون مایه، شخصیت ها و نمادهای اسطوره ای شاهنامه همواره مورد توجه شاعران و نویسندگان معاصر بوده است. مؤلفان ادبیات کودک و نوجوان نیز به بازآفرینی و بازنویسی داستان های شاهنامه توجه شایانی داشته اند. آرمان آرین در رمان فانتزی راز کوه پرنده، بخش های حماسی شاهنامه را با تکیه بر حوادث زندگی رستم برای گروه سنی کودک و نوجوان بازآفرینی کرده است. این جستار، برپایه نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، روابط فرامتنی و بیش متنی این رمان را با شاهنامه مورد بررسی قرار داده است. نتیجه حاصل شده از این تحلیل، نشان می دهد که نویسنده با تأیید و تأکید درون مایه های شاهنامه، لزوم احیاء و حفظ آن ها را در ذهن و ضمیر نوجوانان نهادینه می کند. همچنین روابط بیش متنی این اثر حاکی از این است که آرین با ایجاد تغییر در پیرنگ، شخصیت پردازی، زمان و مکان، لحن شاهنامه و غیره در راستای تبدیل اسطوره و حماسه به رمان گام برداشته است.
در ترجمه اصطلاحات حقوقی توجه به نکاتی مانند انتقال جنبه های معنایی، متنی و کاربردشناسی ضروری به نظر می رسد. بخشی از متون مقدس، مانند قرآن کریم ، حاوی دستورهایی است که غالباً بار حقوقی دارند و از آنجا که این گونه دستورها می توانند منشاء برخی سوء برداشت ها از سوی خوانندگان شوند، لذا در ترجمه آن ها باید دقت فراوانی کرد. از جمله مهم ترین موضوعات حقوقی در قرآن ، می توان به ارث، ازدواج، طلاق و غیره اشاره نمود که مردم در زندگی روزمره خود همواره با آن ها سروکار دارند و هر گونه ترجمه نادرست آن ها و عمل به مفاهیم نادرست که به دلیل علاقه شدید مردم به متون مقدس وجود دارد، می تواند تبعات حقوقی برای خوانندگان در پی داشته باشد. تقریباً سیصد آیه به مسائل حقوقی پرداخته اند. بر همین اساس، ممکن است خوانندگان غیرمتخصص ترجمه های قرآن و یا مترجمانی که از روی ترجمه های ناقص، یک ترجمه نو ارائه می دهند، در فهم اصطلاحات حقوقی اشتباه نمایند و یا اینکه این ترجمه های نادرست بهانه ای به دست مغرضان برای به چالش کشیدن مبانی حقوقی اسلام بدهد. ارزیابی کیفی ترجمه 34 نمونه از اصطلاحات حقوقی قرآن کریم در 21 ترجمه نشان می دهد که تنها حدود %34 از ترجمه ها موفق به انتقال معنای دقیق اصطلاحات حقوقی قرآن کریم شده اند. کسانی که می خواهند یک ترجمه قابل اعتماد از اصطلاحات حقوقی قرآن کریم ارائه نمایند، باید از نظرات فقها و علمای دینی و مفسران قرآن بهره برند و با علوم مختلف اسلامی آشنا باشند. توصیه می شود برای فهم بهتر اصطلاحات حقوقی قرآن کریم و جلوگیری از سوء برداشت ها، تا حد امکان توضیحاتی مختصر درباره این اصطلاحات در پانوشت ها و یا پرانتزها ارائه شود.
ادبیات فارسی، در طول قرن ها، بستر آرامی برای شکل گیری و بیان اندیشه ایرانی فراهم کرده است. یکی از این اندیشه ها که در قرون دهم تا دوازدهم هجری، هم زمان با حکومت صفویان در ایران و تیموریان گورکانی در هند، اوج گرفته و باورهایی همچون آزاداندیشی، شادخواری و باطنی گرایی را گسترش داده، اندیشه کثرت گرایی یا وسعت مشرب است. این تفکر با جریان مهاجرت فرهیختگان به هند در دو شاخه ایران و هند رشد کرد و در معانی مختلف و گاه متضاد، از طاغی گری و بدمذهبی تا غایت کمالات معنوی و پاک دینی، کاربرد یافت. این جستار از خلال تبیین این دیدگاه در تذکره های شعری به تفاوت و تمایز آن در این دو جغرافیای سیاسی می پردازد و نشان می دهد که معانی وسعت مشرب در تذکره های شعری در ایران و هند چگونه از فضای سیاسی و فرهنگی این دو اقلیم متأثر است.
حافظ غزلسرای بنامی است که تاریخ، نام پر آوازه اش را نه تنها در جرگه ی شاعران، که در صدر کارنامه ی عرفان جهان ثبت کرده است. غزلیات او شرح ایام و لیالی عمری است که در مکاشفه ی محبوب و سیر خرابات عرفان گذشته است. پس می توان گفت او را عارفی، کامل، نه غزل سرایی مشهور، و عارف مسلک باشد. وی از مجموعه گران بهای میراث تجربه های عارفانه به خوبی بهره گرفته و به ظریف ترین شکل ممکن آن ها را در اشعار غنایی خود تزریق نموده است. بدین سان وی دو رویه ی عشق و عرفان را توامان در شعر خود نمایان کرد، از سویی دیگر برای حمل دوگانه معنا نیازمند بهره از زبان و ابزاری بیانی با پتانسیل پرتوانی است که البته وامدار مصادیقی از زبان تمثیل ازجمله: نماد، کنایه، ایهام و ایهام هنری و اسناد مجازی است که وی به نیکی از عهده ی آن به در آمده و از استعداد ژرف این آذین ها بهره گرفته و حجم کثیری از معنا را بدون انباشت مهمل لفظ به ارمغان آورده است. هدف اصلی این تحقیق بررسی جنبه عرفان، معنویت و عشق در شعر حافظ (727-792) با بهرمندی از توانایی های زبان تمثیل می باشد. این تحقیق به روش توصیفی بوده و اطلاعات موردنیاز به روش کتابخانه ای و با استفاده از مقالات موجود جمع آوری و تجزیه و تحلیل گردیده است.
مطالعه در زمینه هستی شناسی بخوبی نشان می دهد که اعداد، علاوه بر این که برای تبیین و شمارش پدیده ها و بیان کثرت و قلّت و جنبه های اغراق آمیزِ توصیفات، بویژه در آثار حماسی به کار رفته اند، در موارد بسیاری نیز کارکردی رمزگونه و نمادین داشته اند و به عنوان یک ابزار، نماینده معانی و مفاهیم مشترکی بوده اند که همواره در ذهن بشر جاری بوده است. اعداد، در کنار دیگر مظاهر و اَشکال هنری از قبیل شعر، موسیقی، نگارگری، نمایش و...، به عنوان دسته ای از نمادها، القا کننده این معانی و باورهای اسطوره ای بوده اند. این رسالت اعداد، در شکل گیری متون حماسی ایرانی، پررنگ و قابل تأمّل است. بر اساس تفسیر اسطوره ای از روایات گرشاسب نامه اسدی طوسی، شاید بتوان گفت که بسیاری از اعداد در این منظومه حماسی- اساطیری، حضوری نمادین و رازآمیز دارند. پژوهش حاضر، به روش مطالعه موردی و با تکیه بر شواهد و قرائنی از متن گرشاسب نامه، در تلاش است تا نشان دهد که اعدادِ «یک»، «دو»، «سه»، «چهار»، «پنج»، «شش» و «هفت»، به گونه ای نمادین، دانش ها و معانیِ رمزی بسیاری را در خویش جای داده اند؛ معانی و مفاهیمی که بیانگر باورها و عقاید مردمان باستان بوده و در تعیین سرنوشت آنها نقشی محوری و اساسی ایفا کرده اند.
مَثَل های فارسی از کهن ترین نمونه های ادبی ایران هستند که از روزگار باستان تا به امروز الهام بخش گفتار و رفتار مردم این سرزمین بوده اند و با توجه به اینکه در پیدایش آن ها، ذوق، قریحه، دانش و تجربه لایه های گوناگون اجتماع نقش داشته، پذیرش و رواج عمومی آن ها نیز زیاد بوده است. پژوهش در مَثَل های هر جامعه، به شناختی بهتر درباره جنبه های مختلف زندگی و فرهنگ آن جامعه کمک می کند و از این طریق لایه های مغفول مانده فرهنگ عمومی، به صورت دقیق تر بررسی خواهد شد. برخی از عادت های ناپسند یا آموزه های ناصواب فرهنگی از طریق مثل ها، در زبان، ساری و جاری می شوند. این کارکرد ضرب المثل ها را می توان آموزه های منفی آن ها دانست. این مقاله، چنین جنبه ای را در مثل های فارسی بررسی کرده و ضمن تأکید بر آموزه های نیک موجود در بیشتر ضرب المثل های فارسی به نمودهای بدآموزی یا آموزه های منفی برخی دیگر از آن ها پرداخته است. شوخی ریشخندگونه با سرزمین ها و اهالی هر سرزمین یا اقوام و قبایل، برخورد با دیگریِ دینی و اعتقادی، تحقیر برخی از وضعیت های جسمانی، ریشخند برخی از نقش های خانوادگی و به ویژه نقش های زنانه، تقدیرگرایی های کاملاً منفعلانه، توجیه خوی های ناپسندی چون خودرأیی و شوخی تمسخرگونه با برخی از نام های خاص و نظایر این آموزه های منفی را در مثل ها فارسی می توان دید.