بحران های زیست محیطی دوران معاصر، بشر را به جست وجوی راه حل های بنیادین برای گذار از این بحران ها و پیامدهای آن واداشته است. بوم فمینیسم به عنوان روی کردی برآمده از فمینیسم با اندیشه های زیست بوم گرایانه، سعی در تغییر اندیشه هایی دارد که صرفاً در پی مدیریت پی آمدهای بحران محیط زیست است. بوم فمینیست ها اندیشه های توسعه طلبانه بی حد و حصر مردان را از دلایل اصلی تخریب محیط زیست می دانند و در پیِ آن هستند که جای گاه زنان را در جامعه با مردان برابر سازند و مردان را از اندیشه های سلطه جویانه برحذر دارند. روابط زنان با طبیعت، ارتباط بین سلطه بر زن و طبیعت و نقش زنان در حل مشکلات اکولوژیکی، مبانی اساسی بوم فمینیسم هستند. شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر حماسی، تأثیراتی بسزا در اندیشه و فرهنگ ایرانیان داشته است و بررسی آن با تکیه بر اندیشه های بوم فمینستی می تواند راه بر باشد. در این مقاله، با تکیه بر منابع کتاب خانه ای و روش تحلیلی توصیفی، به بررسی بوم فمینیستی سوگواری ها و مویه های زنان (تهمینه، فریگیس و کتایون) در شاهنامه پرداخته ایم. حاصل این پژوهش آن است که این سو گواری ها در قریب به اتفاق موارد راه کاری است زنانه، برای ایستادن در برابر توسعه طلبی مردان؛ توسعه طلبی هایی که با جنگ و تخریب محیط زیست پیوندی تنگاتنگ دارد و از این نظر با گمانه های بوم فمینیست ها هم خوان و هم سو است.
جریان شعر حجم( حجم گرایی) و جریان شعر انقلاب اسلامی دو جریان معاصر هستند که در دو سوی مناسبات و رخدادهای شعری پنج دهه اخیر ایران قرار دارند. جریان شعر انقلاب داعیه دار و مروج شعر متعهد است و جریان شعر حجم آوانگاردیسم و عدم تعهد شعری را در دوره های مختلف نمایندگی کرده است. تاکنون در گفته ها و برخی نوشته ها نشانه های زیاد و سخن های فراوان و درستی در تقابل گفتمانی این دو جریان دیده شده است. این دو جریان شعری، به اصطلاح رقیب گفتمانی یکدیگرند و عناصر گفتمانی شان در طول سالیان اخیر مدام در حال واسازی عناصر گفتمان رقیب بوده و سعی داشته اند گفتمان رقیب را از میدان به در ببرند. در این مقاله براساس روش تحلیل گفتمانی «لاکلا» و «موفه» ، تقابل گفتمانی این دو جریان شعری براساس دو متن مهم مرتبط با این دو گفتمان، تحلیل شده است. بیانیه شعر حجم و بیانیه شعر انقلاب اسلامی( موخره مجموعه شعر «رجعت سرخ ستاره») دو متن مورد بررسی در این مقاله هستند.
پست مدرنیسم جریانی با حوزه معنایی گسترده است که در ابتدا بیشتر برای توصیف داستان ها و رمان هایی استفاده می شد که در آن، سبک های مختلف نگارش تلفیق می گشت. در این جستار، نگارندگان برآن هستند تا با بهره گیری از شگردهای پُست مدرنیستی، مانند تغییر زاویه دید، به هم ریختگی زمان و مکان، ابهام، پارودی، بینامتنیت و ارتباط فرامتنی، تناقض، صنعت های ادبی و زبان شاعرانه، سلب اقتدار، سیلان روایت، کولاژ، تغییر کانون روایت و اسطوره زایی و... این رمان را بررسی و تحلیل کنند. در بحث زبان شاعرانه باید گفت که نجدی به سبک ویژه خود دست یافته است که این امر در نویسندگان دیگر این سبک در ایران کمتر دیده می شود. هنجارگریزی های زبانی، واژگانی، معنایی و آشنایی زدایی های او، نشان از جهان بینی خاص نویسنده دارد و تلاش و تقلای او را برای ایجاد تغییرات هم در فرم و هم در محتوا، آشکار می کند. همچنین هدف این مقاله پاسخ به این سؤال است که «مهم ترین مؤلفه های پسامدرن آثار بیژن نجدی کدام اند؟» روش پژوهش در این مقاله نیز از نظر هدف با توجه به ماهیت آن، از نوع تحقیق نظری است که بر پایه مطالعه کتابخانه ای انجام شده و از دیدگاه روش تحقیق، پژوهشی- توصیفی- تحلیلی است.
در این پژوهش، به تحلیل و درون کاوی شخصیت، در رمان جای خالی سلوچ، براساس دیدگاه وردن در مورد مراحل و تکالیف سوگ و واکنش های به هنجار در برابر ماتم با روش اسنادی پرداخته شده است. تحلیل شخصیت های داستان، بر اساس این دیدگاه، نشان می دهد خانواده سلوچ مانند مرگان، عباس و ابراو، ابتدا از طریق انکار معنی فقدان، فراموشی انتخابی، نفی روی دادن اتفاق مهم و داشتن تردید، واقعیت فقدان را نمی پذیرند تا درد رفتن سلوچ را بر خود آسان کنند که این امر، موجب ناهنجاری هایی در رفتار آنان می شود. در زمینه گذر از درد مصیبت، مرگان و عباس، درد مصیبت را انکار می کنند تا از خویش در برابر درد فقدان سلوچ محافظت کنند که این انکار، خود را به شکلی دیگر، یعنی رفتار نابه هجار خشونت، نشان می دهد. در ادامه، نبودِ سلوچ را می پذیرند و همه آنان، با کسب مهارت های جدید، با محیط بدون حضور شوهر/پدر انطباق می یابند. در پایان نیز با تغییر جای متوفی از نظر عاطفی، مانند عشق به فرزند و به دیگران، ازدواج کردن و عشق به کار، روزنی به سوی آینده و زندگی عادی می گشایند. از نظر احساس ها، شناخت ها و رفتارها، شخصیت های درگیر در سوگ، واکنش های مختلفی مانند خشم، اندوه، گوشه گیری، جست وجو، توهم و بی قراری از خود نشان می دهند و سرانجام، با پشت سرگذاشتن همه این مراحل، احساسات و واکنش ها، به زندگی معمولی باز می گردند. بر این اساس می-توان نتیجه گرفت که در این رمان، در کنار پرداختن به محیط اجتماعی، درون شخصیت های مصیبت دیده نیز کاویده و حالت های مختلف آنان بازنمایی شده است.
شعر اعتراض، نشان پویایی اندیشه جامعه است و شاعر با دیدن ناهنجاری ها، اصلاح گرانه لب به اعتراض می گشاید. او برای به تصویر کشیدن اندیشه و احساس خود از تخییل و تصویر بهره می جوید. تصویر اساس شعر است و بررسی تصویرپردازی ها و کارکردهای آن، مقدمه شناخت اندیشه شاعر است. قیصر امین پور شاعر انقلابی و آرمان گرا، از آن دسته هنرمندانی است که از تمامی ظرفیت های بلاغی برای تعالی بخشی به اندیشه های اعتراضی خود بهره جسته است. برای شناخت اندیشه های امین پور، بررسی جنبه های گوناگون اشعار او ضروری است و یکی از اساسی ترین رویکردها در مسیر نقد اندیشه وی، تحلیل تصاویر اشعار اعتراضی اوست. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد کمّی، تعدادی از اشعار اعتراضی قیصر از مجموعه کامل اشعار وی به شیوه نقد بلاغی و با تمرکز بر تحلیل «تصاویر در اشعار اعتراضی شاعر»، بررسی و مشخص شد که عناصر نماد، کنایه، تشبیه، تشخیص، استعاره و مجاز به ترتیب پرکاربردترین شگردهای بیانی قیصر در مسیر ابلاغ پیام اعتراضی شعرهای او هستند.
اسرارالتوحید از برجسته ترین منابع عرفانی با نثری آمیخته به نظم که بیانگر زبردستی نویسنده در شیوه های گوناگون بیان، شیوه های داستان پردازی، اطلاعات تاریخی و اجتماعی، وصف دین و مذهب و غیره در صدر میراث ادبی قرار گرفته است. تلفیق نظم و نثر در ساختار این اثر به نقش و جایگاه شعر و کارکردهای آن اهمیتی وصف ناپذیر بخشیده است واکاوی و تأمل در اسرار التوحید نشان می دهد: که شعر به عنوان یک اصل سازنده و مفید، نقش و کارکردهای متنوعی دارد که راهگشای فهم ساختار کلی و مضامین حکایات نیز می باشد.نام ابوسعید با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی دارد.این پژوهش با هدف شناخت کارکرد شعر در اسرارالتوحید به بررسی و تبیین کارکردهای لفظی و معنوی شعر در آن پرداخته و می کوشد میزان بهره گیری نویسنده از شعر را بسنجد و اهداف و کارکردهای آن را با روش توصیفی-تحلیلی تبیین کند. برآیند پژوهش نشان می دهد در مجموع کارکردهای شعری در اسرارالتوحید، کارکرد روایی، کارکرد عرفانی-غنایی و کارکرد ادبی- آرایه ای در مقایسه با سایر کارکردها، بسامد و حضور بیشتری دارد.
در تاریخ فرهنگی ایران، تعدادی از کتاب های تعلیمی و ارشادی خطاب به حاکمان نوشته شده اند. این کتاب ها علاوه بر داشتن فواید زبانی و تاریخی، مباحث نظریِ عرصه سیاست و راهکارهای عملی به کار بستن آن ها را آشکار می کنند و زمینه ای برای شناخت اخلاق سیاسی و اجتماعی حاکمان دوره خود فراهم می آورند. حکایت پردازی از رایج ترین روش هایی است که نویسندگان این کتاب ها برای بیان مفاهیم موردنظر خود به کار می بردند. سیرالملوک (سیاست نامه) نوشته خواجه نظام الملک طوسی، از مهم ترین آداب الملوک های فارسی، در قرن پنجم هجری قمری نوشته شده است. بخش اعظم این کتاب حکایت هایی است که نویسنده، ضمن آن، خطاب به شاهان سلجوقی، توصیه های اخلاقی و سیاستی عرضه می کند. در مقاله حاضر، روش حکایت پردازی نظام الملک در سیرالملوک ، بنابر بعضی نظریات نقد ساختارگرا، بررسی شده است. نخست، به آن دسته از نظریه ها پرداخته شده است که در مقاله کاربرد دارند. دوم، حکایات سیرالملوک ، باتوجه به حجم، از هم تفکیک و شماره گذاری شده اند. سوم، بنابر نظریه های مطرح شده، به ترتیب درباره زمان، وجه، لحن، الگوی کنشی (اشخاص)، الگوی پیرنگ در حکایات سیرالملوک بحث شده است. در پایان، نتایج به صورت خطوطی کلی نوشته شده است.