ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۰۲۱ تا ۴۱٬۰۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۴۱۰۲۵.

اسطوره پیرایی در تلمیحات نوغزل های بهبهانی، نیستانی، بهمنی و منزوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۷ تعداد دانلود : ۵۹۵
انسان مدرن نه اسطوره ها را در هیئت ظاهری شان می پذیرد و نه می تواند به کلی ترک کند و از آن ها رهایی یابد. گروهی از شاعران امروز، به ویژه نوغزل سرایان، از تلمیحات اسطوره ای به عنوان سرمایه و پشتوانه ای معرفتی و عرصه و فضایی خیال انگیز و رازآمیز، بسیار استفاده می کنند. مسئله اصلی این جستار، آن است که نوغزل سرایان، ازجمله بهبهانی، نیستانی، بهمنی و منزوی با اسطوره ها و تلمیحات اسطوره ای چگونه رفتار می کنند تا هم آن ها را پذیرفتنی و روزآمد کنند و هم از آن ها چونان خمیرمایه ای برای طرح و بیان مافی الضمیر خود، سود برند؟ مفروض مقاله این است که شاعران یاد شده رویکردی دوگانه به تلمیح و اساطیر تلمیحی دارند: گاه در تلمیحات، تغییر چندان مهمی اعمال نمی کنند؛ اما گاه به تغییر در عناصر ساختاری و بنیادین اسطوره ها و تلمیحات اسطوره ای، تلفیق و یا کم و زیاد کردن بخش هایی از آن ها به روش های گوناگون که فی الجمله در این مقاله آن را «اسطوره پیرایی» خوانده ایم، روی می آورند. نتایج نشان می دهد که در تلمیحات بازتاب یافته در نوغزل های این چهار شاعر، اسطوره پیرایی به شیوه هایی چون «وارونه سازی عناصر اصلی اساطیر»، «جابه جایی اولویت تقابل های دوگانه در آن ها»، «تقویت ابعاد و عناصر کم اهمیت تر اساطیر»، «تغییر طرح اسطوره»، «تهی شدن عناصر اسطوره ای از ماهیت خویش» و «ناکارآمد دانستن برخی از اسطوره ها در شرایط امروزی» رخ داده است .
۴۱۰۳۰.

تأویل موجبه به سالبه آیات در إستثنای به"إلا" در قرآن و تأثیرِ معنایی آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۷ تعداد دانلود : ۵۳۸
اسلوب إستثناء به"إلا" و دقایق و ظرائف آن از مهم ترین ساختارهای کلام وحی است. از مباحث مرتبط با این اسلوب، موضوع تأویل موجبه به سالبه آیات و بیان تأثیر آن بر معنای آیات است که درک صحیح آن، تأثیر مستقیم بر درک و فهم معنای آیه دارد. تأویل موجبه به سالبه آیات در إستثنای به"إلا" از اموری است که مورد مناقشه بسیاری از نحوی ها و مفسران قرار گرفته است و به طرح نظرات مختلف و در نتیجه تفاوت تلقی معناهای متعدد از آیات قرآن منجر گشته است تا جایی که در بسیاری از موارد، آرای متفاوت در ارتباط با إستثناء، باعث شکل گیری معانی مختلف از آیات شده است. مقاله حاضر بر آن است با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و مقایسه دیدگاه های مفسرین بزرگی همچون زمخشری، قرطبی، أبوحیان اندلسی، طباطبائی و .... مصادیق تأویل موجبه به سالبه آیات در إستثنای به"إلا"در قرآن کریم را مورد کنکاش قرار دهد و تأثیر آن را بر معنای و گاهی ساختار آیات تبیین کند.
۴۱۰۳۱.

غرض ورزی نقد را تباه می کند: نقدی بر مقاله «چگونه از زیر سایه ی خود خارج شوم»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۷ تعداد دانلود : ۵۱۸
نگارش مقاله ای که عنوان نقد ادبی را یدک می کشد، نیاز به تعاریف دقیق، نظریه و روش شناسی دارد. در نقد ادبی باید از معیارهای شخصی فاصله گرفت و به دنبال معیارهای عینی و علمی باشیم. یک منتقد ادبیِ با دانش و تجربه، با اتخاذ شیوه ای عینی از غرض ورزی به دور مانده و نقدی بی طرف را ارائه می کند. تمرّد از اصول نقد عینی و بی طرف، منجر به تباهی نقد می شود. اما گاهی اوقات نوشته هایی دیده می شوند که از پیروی از این اصول سر باز می زنند و اقدام به نوشتن یادداشت هایی تحت عنوان نقد ادبی می کنند که تنها بر معیارهای شخصی و یا نظریه توطئه بنا شده اند. مهدی جاوید شاد در شماره 42 فصلنامه «نقد ادبی» (تابستان 97) به انتشار مطلبی تحت عنوان «چگونه از زیر سایه ی خود خارج شوم؛ نقدی بر مقاله ایدئولوژی و فراخواندن جامعه ی سیاه پوستان آمریکا در شعر «به یاد رادیو» امیری باراکا» اقدام ورزیده که در تمام صفحات مقاله از ارائه تعاریف دقیق و علمی، فرضیه و روش شناسی خودداری کرده است، زیرا با ارجاع به تعاریف علمی و عینی، اساسِ نوشته اش (اتهام سرقت ادبی) با سوالاتی جدّی مواجه می شود. جاوید شاد بحث خود را بر اساس فرضیات شخصی بنا کرده و از نقد منصفانه تمرد ورزیده تا با تکیه به اشتباهات، پنهان کاری و نظریات توطئه، یادداشتش را به پایان برساند. مقاله حاضر می کوشد تا با تکیه بر تعریف سرقت ادبی، نظریات متیو آرنولد، میشل فوکو، خورخه لوئیز بورخس و همچنین اصول و روش تحقیق، ضمن اشاره به اشتباهات مقاله جاوید شاد، روشنگر و راهنمای نقد مقالات دیگر نیز باشد.
۴۱۰۳۲.

بررسی و تحلیل آموزه های تعلیمی در آثار برجسته عرفانی و صوفیانه حکیم ملاعباسعلی کیوان قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۷ تعداد دانلود : ۵۹۵
در میان انواع ادبی، نوع تعلیمی حدومرز خاصی ندارد و این گونه ادبی بعد از نوع غنایی بیشترین بسامد را در ادبیات ایران دارد. تصوف و عرفان و باز شدن پای آن به ادبیات نقش مهمی در تکمیل و توسعه این نوع مهم ادبی ایفا نموده است و متصوفه و عرفا دیدگاه های خود را بیشتر در قالب این نوع ادبی بیان کرده اند. پژوهش پیش رو می کوشد تا با بررسی و تحلیل چهار اثر از برجسته ترین آثار صوفیانه حکیم ملاعباسعلی کیوان قزوینی (1277 1357ق) فیلسوف، مفسر، شاعر و صوفی بزرگ اواخر دوره قاجار و پهلوی اول، شامل رازگشا، بهین سخن، استوار رازدار و عرفان نامه، مهم ترین دیدگاه های او در خصوص نقد اخلاقی اقطاب گنابادیه را بعد از گسستن از آن ها، با استناد به اقوال خود او توضیح دهد و به این پرسش اساسی پاسخ دهد که علت اصلی جدا شدن وی از گنابادیه بعد از همراهی طولانی مدت با آن ها چه بوده و انتقادهای او از آن ها بر مبنای چه اصولی صورت گرفته است. و دیگر آنکه آرا و نوآوری های به قول خود او، منحصربه فرد و بی سابقه اش در مسائل تصوف و عرفان کدام اند و ارزش علمی و مقبولیت آن ها تا چه اندازه است. شیوه کار در این پژوهش، از نوع تحلیلی توصیفی است و روش کار کتابخانه ای و با رویکرد گفتمان انتقادی است، که از طریق بررسی و تحلیل آثار مورد نظر صورت می پذیرد. جستار حاضر با واکاوی دقیق اندیشه های مؤلف در موارد یادشده به این نتیجه می رسد که علت جداشدن کیوان قزوینی از گنابادیه و اقطاب آن و بریدن از تصوف مرسوم مریدومرادی و نقد اخلاقی گنابادیه، به دلیل سرخوردگی ناشی از نرسیدن به اغراض مادی و کسب عنوان قطبیت سلسله مزبور نبوده، بلکه او بعد از حدود سی سال همراهی با سلاسل گوناگون تصوف مرسوم بالاخص گنابادیه درمی یابد که این نوع از تصوف و عرفان آن گمشده حقیقی انسان طالب کمالی چون او نبوده و با معلوم شدن این حقیقت تلخ تصمیم به نقد اخلاقی و رد آن می گیرد، و خود دست به تعریف و توضیح دقیق و جدیدی از تصوف و عرفان حقیقی می زند.
۴۱۰۳۶.

سیمای اخلاقی و رفتاری شهید حسن باقری در آیینه «هفت بند التهاب» مشفق کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۵۷۹
معرفی شهدا به عنوان الگوهای عینی و تأثیرگذار با ابزار هنر و ادبیات و با نگاه شاعرانه، اما به دور از اغراق برای رشد و ارتقای فکر و فرهنگ جامعه، تحسین برانگیز و بلکه تأثیرگذارتر خواهد بود تا همه افراد، به خصوص نوجوانان و جوانان، آگاهانه آنان را به عنوان الگویی دینی، حماسی و ملی سرمشق زندگی خویش قرار دهند و از اقبال به نمادهای غیربومی یا ضدفرهنگی بپرهیزند. در پژوهش حاضر بر آنیم تا با روش تحلیلی- توصیفی و با تکیه بر منظومه «هفت بند التهاب» مشفق کاشانی (1304- 1393ش)،  به چگونگی و تبیین سیره اخلاقی، عملی و رفتاری شهید حسن باقری (1361-1334ش) از منظر شاعر دست یابیم. با این حال، توجه شاعر به بیان تاریخی و واقع گرایانه زندگی رزمنده به دلیل پیوند این دو مقوله در بافت کلام و نیز، عینیّت بخشی و تحقق اهداف معرفتی در فراز و نشیب زندگی دور از نظر نمانده است. برآیند تحقیق آن است که مشفق کاشانی در عین التزام به گزارش وقایع مستند بر مبنای روایت خطی به سخن خود رنگ معنویت و عرفان نیز می بخشد و بدین گونه کلام وی از بیان یکنواخت گونه تاریخی برحذر می ماند؛ با وجود این، آنچه از سیمای شهید باقری در شعر مشفق کاشانی بازتاب بیشتری دارد، رویکرد شاعر به جنبه های اخلاقی و معرفتی شهید است؛ به طوری که مخاطب جذب شخصیت رزمنده می شود و او را به عنوان اسوه ای خداجوی در جهت بخشی به زندگانی خویش برمی گزیند.
۴۱۰۳۷.

بررسی کارویژه کاوه آهنگر در شاهنامه فردوسی با رویکرد به اندیشه ایران شهری و اساطیر جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۳۶۰
با کشف آهن افزون بر دگرگونی های مادی، سامان اندیشگی و فرهنگی جهان نیز دچار دگردیسی می شود. ارزش، ژرفا و پیامدهای این کشف سبب پدیداری عصری با ویژگی های برجسته و دیگرسان به نام آهن است که اسطوره ها و قهرمانان ویژه خود را می آفریند. ایران نیز به عنوان یکی از کهن ترین  تمدن های جهان و نخستین مراکزی که به فناوری گدازش و برون آوری آهن دست می یابد از برآیندهای فرهنگی آن بی بهره نمی ماند. نام آورترین قهرمان ایرانی ِ این عصر کاوه آهنگر است که در هزاره تاریک و پرآشوب ضحاکی (روایت ایرانی آغاز عصر آهن) ظهور و زمینه را برای بازآفرینی جهان اَشامَند به دست فریدون فراهم می کند. کاوه برخلاف آوازه و نفوذ هماره اش بر اندیشه ایرانی، بازتاب درخوری در اسطوره های میهنی و دینی ایرانی نمی یابد. همین امر برخی از پژوهشگران را بر آن داشته تا وی را شخصیتی افسانه ای و برساخته گوسانان اشکانی و نویسندگان خدای نامه های روزگار ساسانی بپندارند که بی گمان باورپذیر نمی نماید، چرا که با بنیادهای فکری مردمان پیشا تاریخ در فهم هستی ناسازگار است. کاوه مانند دیگر شخصیت های اسطوره ای دارای خویشکاری های نمادین و کارویژه های استعاره گون است. در این پژوهش سعی می شود با بهره گیری از تحلیل کهن الگویی، نگرش تطبیقی و روش کتابخانه ای بن مایه های اساطیری میان وردِ کاوه در شاهنامه را بررسی کرده و با پی ریزی انگاره های تازه برآیندهای نوینی ارائه نموده و نشان دهد که کاوه قهرمانی پیشا تاریخی است که بنا به دلایلی از صحنه اساطیر ایران زمین محو می شود.
۴۱۰۳۸.

بررسی سیر مراتب هستی در بینش عرفانی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۷۷۵
این مقاله بر آن است تا با تحلیل و بررسی دیدگاه های مولانا جلال الدین محمد بلخی درباره سیر مراتب هستی، اولاً جایگاه مباحث هستی شناسی را دراندیشه و آثار این عارف بنام تبیین کند تا از این طریق، زمینه شناخت بیشتر بینش عرفانی این عارف فراهم شود. ثانیاً تفاوت نوع نگاه مولانا به مباحث هستی شناسی را با دیدگاه های هستی شناسانه فلاسفه و متکلمین مشخص کند. نگارنده با روش تحلیلی- توصیفی به این نتیجه رسیده است که با توجه به بسامد اندک مباحث هستی شناسی در آثار مولوی در قیاس با موضوعات مرتبط با انسان شناسی و خداشناسی، بینش عرفانی مولوی متکی بر دو رکن انسان شناسی و خداشناسی است. همچنین مولانا به عنوان یک عارف بر خلاف فلاسفه و متکلمین، از ورود به جزئیات مباحث هستی شناسی پرهیز کرده و گاه ممکن است این مباحث را با مباحث معرفت شناسی نیز همراه کند.
۴۱۰۳۹.

زنجیره منظم معنایی درونمایه ها در صحنه های داستان یوسف (ع) در قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۶۱۰
«نظم» و هماهنگی معنایی یکی از مهمترین وجوه اعجاز قرآنی است. به نظر می رسد این نظم، در ارائه زنجیره معنایی حوادث و صحنه های داستانی هم وجود داشته باشد؛ اما تاکنون مفسران وپژوهشگران به این مسأله نپرداخته اند که آیا در داستان های قرآن نیز همین وجه اعجازی وجود دارد؟ برای اثبات فرضیه نظم معنایی در داستان های قرآن، به شکل موردی، درونمایه های داستان یوسف(ع) را در صحنه های متعدد آن، با روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی فرار دادیم. نتایج نشان می دهد: با وجود حوادث و صحنه های متعدد در این داستان، زنجیره معنایی درونمایه های فرعی واصلی در تمام صحنه ها؛ هماهنگ، همسو، منظم و با ترتیب منطقی ارئه شده است؛ به گونه ای که بین هیچ یک از درونمایه های فرعی با درونمایه اصلی (ولایت خداوند بر بندگان مخلص و پیروزی اراده الهی) نه تنها اختلافی دیده نمی شود، بلکه همگی در راستای تقویت این اندیشه اصلی به کار رفته اند. علاوه بر آن، درونمایه های فرعی هم با یکدیگر ارتباط معنایی دارند و حادثه ی خواب و رؤیا نیز مهم ترین حلقه ارتباطی بین درونمایه ها در صحنه های گوناگون وفراوان داستان است.
۴۱۰۴۰.

بازتاب رئالیسم در اشعار مهدی اخوان ثالث

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۶ تعداد دانلود : ۸۲۳
مکتب رئالیسم یکی از مکاتب هنری است که در اواسط قرن نوزدهم در اروپا ظهور کرد. رئالیسم به اصالت واقعیت و جهان خارج از ذهن اعتقاد دارد و به بازنمایی واقعیت تجربه شده انسان ها در زمان و مکان معین می پردازد. از آنجایی که رئالیسم بیان صریح و کامل فردیت هاست و اثر رئالیستی حاصل دریافت شاعر از روابط پویای میان انسان ها و جامعه اطرافش است، بررسی آثار رئالیستی شاعران می تواند نگاه آنان را از منظر فردی و اجتماعی نشان دهد. مهدی اخوان ثالث از شاعران معاصر در اشعار خود به واقعیت های موجود در جامعه عصر خود توجه داشته است. این پژوهش به شیوه توصیفی – تحلیلی به بازیابی مؤلفه های رئالیسم در اشعار این شاعر پرداخته است. یافته ها نشان می دهد اخوان در تبیین مؤلفه های رئالیستی مفاهیم را در اشعار سمبولیک خود آورده است؛ به این معنی که کلیت شعر قالبی سمبولیک دارد، اما واقع گرایی به شکل جزیی در بندهای شعری نمایان شده است. نگاه اخوان ثالث به مؤلفه های رئالیستی نگاهی اجتماعی و سوسیالیستی است. در این میان ظلم، مرگ، مبارزه، شکست، فقر و غیره با بیانی رئالیستی در آثار این شاعر معاصر ارائه شده است. مرگ از پربسامدترین مؤلفه های رئالیسم در سروده های اخوان است.   

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان